Release info

Kimi wa Houkago Insomnia - 13 [AioFilm com]
Kimi wa Houkago Insomnia - E13 [1080p]-Erai-raws
Kimi wa Houkago Insomnia - E13 [720p]-Erai-raws
Kimi wa Houkago Insomnia - E13 [480p]-Erai-raws
Kimi wa Houkago Insomnia 13
Kimi wa Houkago Insomnia 13
Kimi-wa-Houkago-Insomnia-13
A Commentary by AioFilm
🔷 K.zahra آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

1080
720p
720
480p
480
Published on: 2023-07-04
Downloads: 7
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 160 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

ماگری

بیا بعد از غذا خونه رو جمع کنیم

خوش شانس بودیم و تونستیم این‌جا بمونیم پس حداقل باید خونه رو تمیز کنیم

باشه

بعدش

لطفا اجازه بده بدزدمت

وقتی هوا روشنه می‌برمت ماواکی

بعد کل شب رو عکس می‌گیریم و منتظر

اولین اتوبوس می‌مونیم تا برگردیم نانائو

می‌دونم که این کار اشتباهه

..اما

چون این سفر رو با هم شروع کردیم

می‌خوام که تا آخر با هم باشیم

به هر قیمتی

آخ جون

اره! عالیه

می‌تونم برم سایت ماواکی

گانتا؟

ممنون که منتظر موندی

چیزی که یادمون نرفته

همم

پس استرس گرفتی؟

!!آدم بده بودن خیلی سخته مگه نه

مخصوصا برای تو

اره

K.zahra :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

..فردا

دوتایی باید جواب کاری که کردیم رو بدیم

...بزار ببینم

پیداش کردم

!ماگری

موفق شدیم

رسیدیم

این‌جا سایت ماواکیه

راستش فکر می‌کردم بدون من میری

ناراحت بودم که قراره...تنها بمونم

اما حالا من رو آوردی این‌جا

!ممنون

نه، برعکس گفتی

اول تو اومدی سمت من

این‌جوری بود که من شروع کردم

..تا این‌جا اومدم

چون تو من رو آوردی این‌جا

اخ

باید علف‌ها رو از روی لباس‌هامون برداریم

ظاهراً شش هزار سال پیش افرادی بودن که اینجا زندگی می‌کردن

شش هزار سال؟

نمی‌دونستم

اگر نیومده بودیم این‌جا هیچ وقت نمی‌فهمیدیم

واوو

اره! خیلی خوشگله

فکر کنم بهترین مکان‌ها برای عکاسی رو پیدا کردیم

حالا باید صبر کنیم تا خورشید غروب کنه و ستاره‌ها بیان بیرون

واقعا رسیدیم به آخر خط

آره

باید عکس بگیریم

اره، درست می‌گی

ایزو ۶۵۰۰ اف_استاپ ۲.۸

زمان نوردهی ۲۰ ثانیه

شاتر از راه دور رو قفل می‌کنم و می‌ذارم یک ساعت مداوم عکس بگیره

زمان نوردهی ۲۰ ثانیه

و یک ساعت...فهمیدم

خب، شروع می‌کنم

خدایا چه آسمون پرستاره‌ی قشنگی

گانتا آسمون رو ببین

یه عالمه ستاره هست

دلم می‌خواد بدونم اسم هر کدوم چیه

وقتی ستاره‌ها این‌قدر زیاده خیلی سخت می‌شه اسم‌شون رو تشخیص داد

این یکی باید...دنب باشه؟

پس این صور فلکی قوئه؟

مم

واقعا باورش سخته که یکی از بین این همه ستاره

صور فلکی رو پیدا کرده و اون‌ها رو به هم وصل کرده

واقعا قدیم مردم حوصله‌شون سر می‌رفته؟

آره شاید

پس فکر کنم مثل ما بودن، نه؟

می‌دونی

مطمئنم کسایی که صور فلکی رو ساختن هم اصلا نمی‌تونستن بخوابن

و هر شب فقط به ستاره‌ها نگاه می‌کردن

از ۶۰۰۰سال پیش

تا امروز

وقتشه

خب

حالا از بین ستون‌ها عکس می‌گیریم

این آخریشه

واقعا این آخر سفر ماست، نه؟

ماگری

...می‌خواستم بگم

..برای منم...تو آدم خاصی هستی

..و

...این حسم یه چیز زودگذر یا آنی نیست

پس

میشه از اول شروع کنم و دوباره بگم؟

عاشقتم

الان و برای همیشه

تا ابد عاشقتم

ماگری؟

میشه عکس بگیری؟

تا حالا تو زندگیم به این اندازه خوش‌حال نبودم

به‌خاطر همین می‌خوام ازم یه عکس بگیری که بتونم تا ابد این حس رو زنده نگه دارم

باشه

صبر کن

راستش، خجالت می‌کشم تنهایی انجامش بدم

بیا دوتایی، همزمان عکس بگیریم

چه‌طوری؟

آسونه...این‌جوری

عالیه

واقعا به‌نظرم وقتی دوربین دستته عالی به‌نظر میایی ناکامی

تو عکس چه‌طورم؟

بزار ببینم

نه، نمیشه

کاش تا ابد می‌تونستیم بهش نگاه کنیم

اره

تا وقتی که خورشید طلوع کنه و آخرین ستاره ناپدید بشه

همین‌جوری بالا رو نگاه کنیم

..وقتی بچه بودم

خانواده‌ام خیلی کم برای تعطیلات جایی می‌رفتن

اما یه سال تابستون سفر رفتیم کوهستان

اون شب

مامانم دستم رو گرفته بود و راه می‌رفتیم

بعد آسمون رو بهم نشون داد و گفت، قشنگه نه؟

اما من ترسیده بودم

تو آسمون یه عالمه ستاره بود و من...نمی‌دونم

حس می‌کردم بهم حقیقت جهان رو نشون دادن و همین من رو ترسوند

نتونستم جوابش رو بدم

می‌دونی، بعدش همه چی بهم ریخت و

دیگه هیچ وقت با هم سفر نرفتیم

ببخشید

لازم نبود این داستان رو تعریف کنم

خب اولین باری بود که در مورد مامانت حرف زدی

معمولا در موردش حرف نمی‌زنم

پس این یه لحظه‌ی خاصه

می‌دونی وقتی بچه بودم

حتی فکر کردن به سیاه چاله من رو می‌ترسوند

فکر می‌کردم بیرون یه سیاه چاله هست که همه‌اش داره بزرگ و بزرگ‌تر میشه

تا وقتی که کل زمین رو ببلعه

بگو ببینم، آسمون پر ستاره هنوزم می‌ترسونت؟

..الان

فکر می‌کنم خیلی قشنگه

پسر کلاس اضافه اومدن خیلی ضد حاله

موی زرد خیلی بهت میاد

اره، مگه نه؟

با اسم روی هایدا خداحافظی کردم چون دیگه اسمم روی طلاییه

خداحافظ

می‌تونی طلا هم باشی

برگردیم سر کار

بازم‌ تو؟

بیا

گربه‌ی دیونه

بردنش خونه؟

صبح خیلی زود مامان و باباش رفتن سایت ماواکی

تا برش گردونن

ای بابا

وقتی هم که برگشتن خونه حسابی عصبانی بودن

خب پرویی بود که با دوست پسرش بره سفر

هر پدر و مادری بودن عصبانی می‌شدن

تنبیهش کردن و اجازه نداره از خونه بیاد بیرون

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left