The Big Bang Theory

The Big Bang Theory

Download Farsi Persian Subtitle

Season 11

Release info

The Big Bang Theory S11E18 480p HDTV x264-mSD
The Big Bang Theory S11E18 1080p HDTV X264-DIMENSION
The Big Bang Theory S11E18 HDTV x264-SVA
The Big Bang Theory S11E18 HDTV x264-LOL
The Big Bang Theory S11E18 The Gates Excitation HDTV
The Big Bang Theory S11E18 480p HDTV x264-mSD HI
The Big Bang Theory S11E18 720p HDTV X264-DIMENSION CHI
The Big Bang Theory S11E18 HDTV x264-LOL HI
The Big Bang Theory S11E18 1080p HDTV X264-DIMENSION CH
The Big Bang Theory S11E18 720p HDTV X264-DIMENSION
A Commentary by Caseraw
╠► Caseraw سـینـا خـدادادی و کسری ◄◄¦

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
480p
480
1080
Published on: 2018-03-30
Downloads: 63
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ولی چرا هنوز به جای گوشی بتمن به بت‌سیگنالش زنگ میزنن؟

راحت تر نیست، مثلا، بهش پیامک بزنن؟

بت‌سیگنال فقط برای این نیست که به بتمن هشدار بده

برای اینم هست که ترس رو به دل دشمناش بندازه

و بهشون بفهمونه داره میاد سراغشون

یه جورایی مثل در زدن شلدونه

منو با بتمن مقایسه میکنی؟ قبوله

اگر کاری نکنیم

به نظرت تا کِی میشینن درباره بتمن حرف میزنن؟

خب، من 11 ساله میشناسمشون، پس... 11 سال

فکر کنم واقعا بهش پیام میدن

بت‌سیگنال با بلوتوث به گوشیش وصله

این تو کمیک ها بوده؟

نه، فقط باور خودمه

خیلی خب، دیگه میخوام قطع کنم این صحبتُ

اگر میدونستی چطور اینکارو کنی، چرا 11 سال وایسادی؟

هی، بچه ها، حدس بزنین چی شده؟

امروز سر کارم، فهمیدم که قراره بیل‌گیتس رو ببینم

ببخشید، لئونارد [تو و پنی دوران خوبی با هم داشتین[حالا مال منه

من بخاطر بیل گیتس ولش نمیکنم

مطمئنی؟ شرط میبندم سرعت اینترنتش خیلی خفنه

چطور این اتفاق افتاد؟

خب، موسسه‌ش دنبال اینه که

با یه شرکت دارو‌سازی شریک بشه تا واکسن های مقرون به صرفه بسازن

بخاطر همین از من خواستن که شرکتُ بهش نشون بدم

عالیه کی قراره بیاد؟

آه، یکشنبه قراره بیاد، و صبح دوشنبه

من بهش یه تور از آزمایشگاه ها و اتاق کارها میدم

اوه. یکشنبه میاد، اول آپریل؟

تلاش خوبی بود، پنی

داری راجب چی حرف میزنی؟

روز دروغ آپریل

اینم یکی دیگه از سرکاری های قدیمیته

که میخوای هر سال روم پیاده کنی

به معنای واقعی هیچوقت من سرکارت نذاشتم

اوه، واقعا؟ ،سال پیش چطور

که اون ایمیل‌رو با عکس ضمیمه برام فرستادی

ولی عکسی ضمیمه نشده بود

اون یه اشتباه بود

سر به سرم گذاشتی؟ آره، گذاشتی

و این سال

من دیگه گولشو نمیخورم

...شلدون، قسم میخورم - نـــه... داری چیکار میکنی؟ -

اوه، راس میگی. اون قرار نیست بیاد دروغ آپریل

میدونی از قدیم میگن

اِن دفعه گولم بزنید

موقعی که اِن برابر دفعاتیه که قبلا گولم زدی

خجالت بکش

اگه اِن به اضافه ی یک دفعه گولم بزنی من باید خجالت بکشم

« اولین سایت پیش‌بینیِ ورزشی با آپشن‌های بی‌نظیر » ::. بی‌پرشیا | BPersia.Win .::

::. مترجمین: سینا خدادادی ، کسری .:: « Caseraw , Sina Kh »

پس میخوای یه روز کامل

.رو با بیل گیتس بگذرونی یکم حسودیم شده

خب، منم یه کم مضطربم

میدونی، اگه کارم رو خوب انجام بدم، امیدوارم منو

برای یه شغل مدیر روابط عمومی در نظر بگیرن

خب، اگه مضطربی، من خیلی دربارش اطلاعات دارم

میتونم مطلعت کنم یا شاید باهات بیام، حالا هر چی شد

فکر کنم چیزی نمیشه

خب، فقط دارم میگم میخوای چیکار کنی

وقتی شروع کرد راجب مترجمای زبان های سطح بالا

برای میکرو کامپیوتر ها صحبت کرد؟

مترجم های زبان سطح بالا برای میکرو‌کامپیوتر ها چی هست؟

یه روشی برای برنامه نویسی کامپیوتر ها

با استفاده از کلمه ها و دستور های کامپیوتری به جای استفاده از کد دودویی

اوه. این واقعا جالبه. بیشتر بهم بگو

...اوه، خب

.همون، همون کارو میکنم

اصلا نفهمیدم میخواستی اینکارو کنی - ...آره، خب -

هیچوقت نمیفهمی

خب، فقط اینه که من اونو میپرستم

و خیلی دوست دارم یه فرصتی پیش بیاد که باهاش بچرخم

ببین، میدونم که میخوای ببنیش

ولی نمیتونم این ملاقاتُ یه قرار اجتماعیش کنم، خیلی خب؟

.این کارمه واقعا باید خوب عمل کنم

میفهمم. میفهمم راس میگی

راستش، قبلا یه بار دیدمش

یه سخنرانی تو دانشگاه پرینستون داشت و مامانم منو برد

اوه، واقعا؟ مهربون بود؟

اون خیلی مهربونه

...خیلی احساساتی شدم و شروع کردم به گریه کردن

و اون مسخرم نکرد و اینا

خب، تو بچه بودی

آره همون

خدافظ، بچه ها دوستون دارم

ما هم دوستت داریم، مامانی

آره، اونکارو نکن

برنادت؟

سلام. داری کجا میری؟ - [پارک [به زبان اسپانیولی -

پارک؟

دارم اسپانیولی یاد میگیرم تا بتونم با پرستار های بچه دیگه صحبت کنم

چطور پیش میره؟

خوب

خوب؟

...اوه

خوب نه

مرسی که اومدی - مشکلی نیست -

میخوای یه چیزی برات بیارم؟

آبمیوه؟ مووز؟

مووز؟

ببخشید. مغز مامانی

فکر کنم یادم رفته چطور با بزرگ‌ترا صحبت کنم

منظورم موز بود

میدونی چیه، چیزی نمیخوام

باشه

خب، داریم چی می‌بینیم؟

"باب سازنده" الان داستانشو بهت میگم

اون یکی بابه

یه سازنده‌ست

این برنامه کودک نیست؟

تو این خونه اینُ می‌بینیم

باب سازنده قطار دایناسور

و بابا خوکه که هم خنده دار و مفهومیه

میخوای اونو خاموش کنی و بریم یه چیزی بخوریم؟

حتما

چرا حس نمیکنم که داریم میریم؟

وایسا، فقط میخوام ببینم که باب درستش میکنه یا نه

آره، میتونه

اوه، سلام

من لباسای شسته شده‌تو برات تا کردم. قابلتو نداشت

آه، اون مال من نیست

داری میگی اینا مال تو نیستن؟

نه

پس داری میگی که من دارم

به شرت یه غریبه دست میزنم؟

آره

و به همین ترتیب، این بدترین روز زندگی من شد

وایسا، چرا اینقدر عجیب غریب شدی؟

به ذهنم خطور کرد که شاید تو دروغ نمیگفتی

درباره بیل گیتس و این فقط بخشی از سرکاری استادانه‌ت نبود

قسمت سرکاریش اصلا چی میتونه باشه؟

من میرم بیل‌‍گیتس رو میبینم بخاطر "گیرای" تو

ولی اصلا بیل گیتس نیست، نه

یکی از اون آدماست که برای یه مهمونی استخدامشون میکنی تا شبیه کسی بشن

و وقتی که میرم اینور اونور

و به همه بالن هام که به شکل حیوون

توسط بیل‌گیتس درست شدن رو نشون میدم، شبیه احمقا میشم

سفید کننده لباس خوردی احیانا؟؟

فقط میخوام که حقیقتُ بهم بگی

این داره منو دیوونه میکنه

شلدون، اون واقعا قراره بیاد

واقعا؟ - آره -

واقعا؟ - آره -

خب، الان نمیدونم چیو باور کنم

مرسی که از خونه آوردیم بیرون

حس میکنم مغزم داره تبدیل به خمیر میشه

خوشحال شدم که کمک کردم

اون ویدوئه رو بهت نشون دادم که بچه ها میشینن پیش هم؟

آره، ساعت 3 صبح برام فرستادیش

فکر کردم یکی یا تو زندانه یا مرده

ببخشید

نه، تونستم قبل اینکه دوباره تلاش کنم بخوابم

یه چیزی رو تماشا کنم

میدونی چیه؟ من نمیخوام یکی از اون مامانایی باشم

که فقط درباره بچه هاش حرف میزنه

باشه، خب، من دارم یه کتاب خیلی خوب میخونم

داستان ناگفته ی هنرمند های زن دوره رنسانسه

اوه، منم وسط یه کتاب

کلا سه صفحه س و توی وان حموم شناور میشه

خیلی خب، میتونیم راجب یه چیز دیگه صحبت کنیم

وقتی فشارش میدی صدای اردک میده

باید میدیدی مایکل چجور میخنده. فکر کنم یه ویدئو ازش دارم

یا شایدم نبینیم

چرا اسم شخصیتت رو گذاشتی جان ویلیامز؟

آه، چون که همیشه میبرم

هی، فکر کنم من یه سر برم سر کارم

یکشنبه؟ - آره -

میخوام مطمئن شم برای فردا آماده ام

فکر میکنی میتونی از بیل گیتس بخوای

یه چیزی رو برام امضا کنه؟

آره، شاید، مثلا چی؟

اوه، دستم، سینه‌‌م، خودش انتخاب کنه

خودش پلیسُ انتخاب میکنه

پنی، یادته من تورو به

شکلات فندقی های 100 کالری معرفی کردم

و تو گفتی یکی طلبم، اونم، خیلی؟

بچه ها، اگرم میخواستم معرفیتون کنم

هیچ جایی تو برنامه ‌ش نیست

یعنی، ببین. برنامه‌ سفرش رو نگاه کن

اول صبح فردا تو هتلش میبینمش

بعدش کل روز مشغولیم

راست میگی بچه ها، این کارشه

باید احترام بذاریم بهش

ممنون، عزیزم - بهت افتخار میکنم -

دوست دارم

الان کاملا دیدم تو چه هتلی هستش

پس چرا اینجا نشستی؟

برای اینکه پنی بره طبقه پایین

ماشینش رو روشن کنه، و گازشو بگیره بره

درسته، هوشمندانه ست

همینقدر بسه؟ - اون خیلی سریعه، بزن بریم -

تو اگه یه میلیارد دلار داشتی چیکار میکردی؟

مثل بیل گیتس

تلاش میکردم جهان رو به یه جای بهتری تبدیل کنم

ولی اینکارو با یه لباس آیرون من میکردم

نمیدونستم سایز مدیوم پسرونه‌شم دارن

این فکر بدیه

شاید بهتره بریم

چی میگی با خودت؟ - نمیدونم -

فقط عذاب وجدان دارم

More Farsi Persian subtitles for The Big Bang Theory

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left