The first 200 lines.
ما اینجا بهصورت زنده هستیم
برای جشنواره سالانه چراغانی کریسمس
در شهر جادویی "کوکی جار"
شهری که حالوهوای کریسمس از همهجاش میباره
همونطور که میبینید
شهری که خونهی
شرکت معروف کلوچههای کریسمس عمه سالی هستش
ممکنه اون شیرینیهای خوشمزه و شکری رو
از دوران بچگیتون یادتون باشه
ما اینجا در کنار چند تا از ساکنین قدیمی هستیم
روشن کردن چراغهای درخت، شروعِ
یه اتفاق خاص توی کوکی جاره
بله، همینطوره
روشن کردن این درخت
شروع فصل کریسمس ماست
همهتون اصالتاً اهل کوکی جار هستید؟
اینجا به دنیا اومدیم و بزرگ شدیم
این همون چیزیه که به یه شهر هویت میده
هیچکس دلش نمیخواد اینجا رو ترک کنه
اینجا تقریباً بهترین جای روی زمینه
سلام مامان
پدر و مادرم سالها، هر کریسمس منو میآوردن اینجا
یادمه هیچوقت نمیخواستم برگردم
خب، اصل مطلب هم همینه
مردم کریسمس رو پیش ما میگذرونن
و بعدش خاطراتی دارن که یه عمر براشون میمونه
خاطرات کلوچههای معروف کریسمس عمه سالی
و درختی که مرکز همهی اینهاست
آقایون؟
میفهمم
میدونم یه کم کلیشهایه
کل این قضیهی درشکهسواری توی پارک مرکزی برفی
ولی، هر چی
منظورم اینه که اینجا رو نگاه کن
منظورم اینه که فوقالعاد
چی شده؟
چیز مهمی نیست. فقط
کاش دستکشهام رو آورده بودم
اوه، بیخیال گوین. بیا
دستهات رو بذار زیر پتو. بیا
مشکل حل شد
میدونم این ایدهی تو
برای یه شب رمانتیک با من نیست، خب؟
درک میکنم
اما برای من مهمه
مـ... من متاسفم
بیانصافی کردم
فکر کنم من فقط سنتیترم
شامهای کاری، مهمونیهای چاپلوسانه
مهمونیهای "خشک و رسمی". تو مهمونیهای رسمی رو دوست داری
میدونی، بعضی وقتا خوبه که
یه کم خوش بگذرونیم
بدون اینکه پای کار وسط باشه
هی، حالا که حرف از مهمونی شد
مهمونی سالانه شب کریسمس من نزدیکه
واقعاً امیدوارم که تو هم بیای
اوه، که بتونم درباره کریسمس حرف بزنم
اونم وقتی که اصلاً دلم نمیخواد دربارهش حرف بزنم؟
هانا، عزیزم
واقعاً برام مهمه
یه جورایی مثل همین درشکهسواری که برای تو مهمه
تلاش خوبی بود، گوین
خوشت میاد
حالا ببین
من اینجام. تو کجایی؟
اومدم. ببخشید دیر شد
اوه! بیرون واقعاً برف شروع شده
هوا سرده
و...؟
درشکهسواری چطور بود؟
اوه. آره
اوه، واو
پس بالاخره رفت سراغش، هان؟
مرسی. خب، این خودش یه قدمیه
چی؟
خوب بود
تا وقتی که شروع کرد به حرف زدن درباره مهمونی شب کریسمسش
اوه! واو، همون مهمونی خشک و رسمی؟
مگه نه؟
دقیقاً همون چیزی که من گفتم
پارسال که ازش متنفر بودی
خب، پس
با هم توی درشکه بودید
و خوش گذشت
رمانتیک بود
امهم
شاید به زودی ازت خواستگاری کنه
چی؟
اصلاً چی داری میگی؟
من اصلاً برای ازدواج آماده نیستم
اصلاً و ابداً
اون موردِ خیلی خوبیه. باید آدمهای خوب رو زودتر تور کنی
قبل از اینکه دیر بشه
و اونوقت من باید به توصیههای رابطهایِ
خواهر کوچیکم گوش بدم که اتفاقاً
در حال حاضر مجرده؟
هانا، اون شرکت شما نیست؟
معروف به "عمه سالی" فوت کرد
و حالا به نظر میرسه کسبوکار خانوادگیش
ممکنه جهانی بشه
ما تاییدیه اختصاصی داریم
که شرکت نشنال فودز
داره برای خرید
شرکت کوچیک کلوچهسازی شمال ایالت اقدام میکنه
واو! خب کلوچههای عمه سالی
بهترین چیز توی کل دنیا هستن
گزارشی که دیشب
درباره کوکی جار پخش شد رو دیدی؟
نه. مـ... من اون یکی رو ندیدم
خب، اون شهر هنوز خیلی گوگولیه
چرا به من نگفتی
شرکتتون داره اونا رو میخره؟
این اولین باریه که دارم در موردش میشنوم
خب، این... این باید قراردادِ تو باشه
باید به رئیسم بگم
اما نمیگی چون...؟
چون... چون نمیتونم همینطوری برم اونجا
و به رئیسم بگم که من اون پروژه رو میخوام
کارها اینطوری پیش نمیره، کلی
و تازه، مجبور میشم برم به کوکی جار
خب که چی؟ ما وقتی دختربچههای کوچیکی بودیم
هر کریسمس میرفتیم اونجا
عاشقش بودیم
میدونم. واقعاً عاشقش بودیم، نه؟
خیلی زیاد! آره
یادت میاد؟
سعی میکردیم اونقدر جعبه کلوچه توی چمدونهامون جا بدیم که
حتی برای لباسهامون هم جا نمیموند
فکر میکردیم مثلاً برای یه سالمون کلوچه داریم
آره! ولی در واقع نهایتاً برای یه هفتهمون بود
نهایتاً
خیلی زود همهشون رو میخوردیم. آره
آره
خب، از اون موقع تا حالا کلی اتفاق افتاده
آه! خانمها و آقایان
ما یه گرینچ داریم
اوه، ساکت شو
توی خونهمون. نه، نداریم
من فقط کلی دغدغهی فکریِ دیگه دارم
به جز عمه سالی یا
اوه! من باید برم
یه لحظه صبر کن! فقط حرفم رو گوش کن
میتونیم این کریسمس بریم کوکی جار
فقط خودمون دوتا
میتونه خیلی خوش بگذره. خواهش میکنم؟
دربارهش فکر میکنم
ایول! این یعنی آره. نخیر، آره نیست
چرا، یعنی آره
خب پس، اگه امشب ندیدمت
توی ارائهت موفق باشی
میدانم که از رئیس ت وحشت داری
ممنون بابت این یادآوری، کلی
دوستت دارم
خب، روشی که ما خودمون رو از بقیه متمایز میکنیم
فقط با داشتن شیر کاکائوهامون نیست
توی بطریهای شیشهایِ قابل بازیافت و قدیمی
که همهمون میدونیم چیز خاصی نیست
با این حال، چیزی که منحصربهفرده
محتویاتِ داخلشونه. ما
طعم "تلخ"
"شیرین"
و همچنین
شکلات سفید داریم
خب، پس اگه آقای تربر چراغ سبز نشون بده
اونوقت باید آماده باشیم تا هر چه سریعتر کار رو شروع کنیم
باید تا عید پاک این کار رو تموم کنیم
میتونیم از پسش بربیایم؟ هانا؟
بله؟
آقای تربر میخوان شما رو ببینن
باشه. روزها رو اشتباه کردم؟
نه. ولی میخوان همین الان ببیننتون
باشه
خیلی خب. خب، اه
پس من برمیگردم
ایشالا
جلسهای رو از دست دادم؟
نگفت چرا، ولی توی وضعیت بحرانیه
وضعیت بحرانی؟
نگران نباش هانا، ناهارش رو خورده
پس پاچه نمیگیره
اه، ببخشید قربان؟
میخواستید ارائه رو به امروز موکول کنم؟
میتونم این کار رو بکنم
برای لیگهای بزرگ آمادهای خانم هارپر؟
ام
بله، کاملاً
امیدوارم اینطور باشه
چون شرکت نشنال فودز داره
شرکت کلوچههای کریسمس عمه سالی رو میخره
و این یه قراردادِ خیلی مهم برای ماست
قراره یه بازار کاملاً جدید رو برامون باز کنه
پس سوال من از شما اینه
میتونی این معامله رو جوش بدی؟
حتماً قربان، بله
بله، من میتونم معامله رو تموم کنم
این قرار بود معاملهی دن ویلکاکس باشه
یعنی تا قبل از اینکه
استعدادهاش رو برد پیش رقیب اصلیمون
به هر حال
ویلکاکس با مدیرعامل موقتِ
No comments yet. Be the first to leave one.