The first 200 lines.
قبلاً دیدید
عرض جغرافیایی ۲۷ درجه و ۳۰ دقیقه شمالی. طول جغرافیایی ۱۳ درجه و ۲۰ دقیقه غربی.
دقیقاً جایی است که ما هستیم
شتابدهنده ذرات ساعت ۹ شب شروع به کار میکند
چهار، سه، دو
فیلیپ؟
فیلیپ؟
اینجا کشتی آموزشی ستاره قطبی است
طوفان بزرگی داره به ما نزدیک میشه
کاپیتان، لطفاً برگردید به مختصات دیگر
مختصاتی که دانشمند تعیین کرد، ما رو درست بالای گودال سانتا ترزا قرار داد
طوفان فقط از کنار ما رد شد
صادقانه میگم، فکر میکنم جون ما رو نجات داد
ممکنه یه تصادف هنگام روشن کردن شتابدهنده ذرات،
پیامدهای غیرقابل اندازهگیری داشته باشه
اگه این حرف درست باشه، قطعاً زمین الآن خیلی فرق کرده
اینکه آدم همهجا دور و برش شلوغ باشه، میتونه کلافهکننده باشه، نه؟
شام شما، کاپیتان
نمیخوام ناراحتتون کنم ولی این کار اصلاً درست نیست
نه! بله!
پس چیزی که گفتی راسته؟ چی؟
اینکه همیشه عاشقم بودی. آره
خب، و اگه...
اگه داری پیشنهاد ازدواج میدی،
پس من میگم بله
عشق کمکم رشد نمیکنه، بهت ضربه میزنه و من الآن تو همون نقطهام
اما نمیدونم تو کجایی
من هیچوقت بین دو نفری که میخوان با هم باشن قرار نگرفتم
سونامی انتخاب نمیکنه که کدوم خونهها رو خراب کنه
فقط همه چیز رو در هم میکوبه
تو میتونی تو تیم گوسفندها باشی یا تو تیم من
من دیگه هیچ دروغی رو قبول نمیکنم
من میخوام با برندهها باشم. به تیم خوش آمدی. اون همه اسرار ما رو میدونه
و ما اسرار اونو نمیدونیم
"کاپیتان، امروز از دوستام دزدی کردم.
این وضعیت بدترین چیزها رو از ما بیرون میکشه."
وایسا
در مورد اینکه ما همدیگه رو نمیشناسیم حق با توئه.
چون هیچکس منو ترک نمیکنه
تو یه قاتل لعنتی هستی و نمیذارم بری!
واقعاً قصد داری جلوم رو بگیری؟
من با گامبوا تو یه قایق نجات هستم
گامبوا رو دارین؟ ما فقط اولیسس رو پیدا کردیم
ما میخوایم اولیسس رو به خاطر قتل گامبوا محاکمه کنید
گامبوا ناپدید شده و اونا جواب میخوان
من جوابی ندارم
من ریاست این محاکمه بین رامیرو مدینا و اولیسس گارمندیا رو بر عهده دارم
اولیسس و آینوا عاشق همدیگه هستن
زندگی عاشقانه من ربطی به این قضیه نداره
شما میخواستین با هم باشین ولی گامبوا مانع میشد
تو اینو میدونستی، پس کشتیش!
دوستش داری، آینوا؟ بس کن!
دوستش داری یا نه؟ خفه شو!
من کردم! من گامبوا رو کشتم!
مهم نیست چی میگی. من میدونم پسرم قاتل نیست
جولیا چه ربطی به این قضیه داره؟
چیزی درباره اون و اینکه کی هست میدونی؟
من نمیرم تا وقتی بهم بگی چرا تقصیر رو گردن گرفتی!
تنهام بذار. بگو چرا!
چون عاشقتم.
والِریای عزیز، وقتشه بلند شی.
اوه، نه! دوباره نه!
والِریا ناپدید شد! چطور ممکنه؟
کمد لباس بهترین جا برای قایم شدنه وقتی با بابا بازی میکنی
پیدات کردم!
اما مامان هیچوقت نمیذاشت اونجا قایم بشم
میگفت اگه در بسته بشه و نتونم بیام بیرون،
خیلی میترسم
آینوا، باورت نمیشه.
خواهرت والِریا دوباره غیب شده
نمیدونم کجاست. نه!
شاید قایق و پارو برداشته و رفته وسط اقیانوس.
اقیانوس؟ آره.
عمداً حبس شدن فرق میکنه با سهواً،
مثلاً وقتی برای تنبیه میفرستنت تو اتاقت.
چون اون موقع دلت نمیخواد اونجا باشی،
حتی اگه بهترین جای دنیا باشه
اولیسس، بلند شو!
زود باش.
اولیسس، با من شوخی نکن.
اینجا نیست. اولیسس!
حرومزاده!
یارو قایق برداشته و در رفته سمت دریا!
زود باشید! برید روی عرشه!
لعنتی! چه خبره، پیرمرد؟
تو حتی وقتی زندانی هستی دست از شوخی برنمیداری!
فهمیدم باید پارو بزنم، واسه همین برگشتم
سه روزه اینجام و واقعاً داره طولانی میشه
خب، پس بهم خبر بده
تا بیام پایین و باهات کارت بازی کنم
من تو بازی "موس" خوب نیستم
اما "توته" رو بهتر بلدم
بابا.
چیزی در مورد جولیا میدونی؟
اون هنوز اینجا نیومده.
کاری که الآن باید بکنی اینه که حرکت کنی و یه کم هوای تازه بخوری.
اتفاقی افتاده؟
نمیدونم، پسرم. هنوز باهاش حرف نزدم.
شاید امروز بعداً.
باشه، حرکت کن. ازش خوب استفاده کن، فقط نیم ساعت وقت داری.
ببرش از سمت راست کشتی تا نزدیک دماغه یه قدمی بزنه.
بریم.
چیه؟ داری برای جام حذفی تمرین میکنی؟
مگه اینجا استعدادیاب هست؟
تو عرشه کار نداری مگه؟
چرا، ولی شیفتمون عصره.
آهان، شیفت عصر.
پس بیکاری الان؟
باشه. بیا تا ۲۱ امتیاز بازی کنیم.
دل لاکوادرا، بلدی بازی کنی؟
یک کم.
پس تک به تک تا ۲۱ امتیاز؟
بکنش دوتایی علیه یه نفر.
باشه، میذارم اون لنگ بیحوصله باهات باشه.
که فردا نیاد ازم به خاطر تبعیض
علیه اقلیتها شکایت کنه. باشه، اگه تو بردی،
این هفته من همه کارهای نظافت تو رو انجام میدم، خوبه؟
ولی اگه من بردم، هر روز میری پایین با اولیسس گپ میزنی.
بهتره بهش یه کتاب بدی. تو قراره تمام هفته رو نظافت کنی.
۱-۰. بهتره کمکم به سوژههای صحبت فکر کنی، پسر.
عالیه!
این تقلب بود!
تمومش کن! بس کن!
دست از مسخره بازی بردار! آمادهای؟
بگیر!
زود باش!
باشه، بیا.
مشکلی نیست... این...
دل لاکوادرا! خولیان!
به خولیا زنگ بزن! بهش زنگ بزن!
میدونید که تجهیزات دریانوردی شامل مجموعه طنابها و دندههای یک قایقه.
به همین خاطر بررسی اون مهمه
اما ما همیشه، بدون استثنا،
این کار رو در حالی که کمربند ایمنی رو بستیم، انجام میدیم.
داوطلبی هست؟ من انجام میدم، کاپیتان.
باشه، کمربند رو ببند.
فرض کنیم بالای دکل اسپنکر (سکان) هستیم.
اون کدوم بادبانه؟
نمیدونم، کاپیتان. بادبان اسپنکر؟
شرط میبندم اون از تنبیه بدنی خوشش میاد.
مشکلی هست؟ بچهها، آروم باشید.
مشکلی نیست، ادامه بدید.
کاپیتان، این خوبه؟
باید قلاب ایمنی رو محکم کنی.
مطمئن شو که دور کمرت سفته.
پس کاپیتان، محکم ببندش.
مردی از لیورپول
این برای شما خندهداره؟
بهتون یادآوری میکنم که این موضوع مرگ و زندگیه.
فوراً کمربند رو دربیار.
کسی اینجا علاقهمند به یادگیری هست؟
من، کاپیتان.
اما فقط دو دقیقه وقت مونده، بنابراین...
کلاس تموم شد.
لطفاً لبخند بزنید
دیدی پلومارز؟ با اون کمربند، محکم کردنش.
سر و صدا نکن. چیه، حباب؟
نمیتونی بشنویش؟
دیوونه شده.
اون چیه، رفیق؟ حتماً هوا یه چیزی رو تکون میده.
هوا همچین صدایی در نمیاره.
یالا، دستتو از اونجا دربیار.
زود باش.
انگار یه چنگال داره فلز رو خراش میده.
یه چیز زندهای اینجاست.
باد از شرق میوزه.
اگه بادبانها رو محکم نکنی، بادبانهای جلویی تکون میخورن.
چطور با این قضیه حبس شدن کنار میای؟
دارم کنار میام.
فعلاً که صابونم تو حموم نیفتاده.
ولی...
این حبس شدن باعث شده به یه چیزایی فکر کنم.
اولیش چیه؟
اینکه دلم برای بوی خاک تنگ شده.
خب، چه موقع خوبی.
دومی چیه؟
باید جواب سؤالی رو که رامیرو تو دادگاه پرسید، بشنوم.
الآن ارزشش چقدره؟
به همون اندازه که وقتی تو انبار ازم پرسیدی چرا این کارو کردم.
من جواب دادم.
چون میخوام بدونم دوستم داری یا نه.
نمیدونم.
باید بدونی. بیا جلوتر.
لطفاً بیا جلوتر.
وقتی چهار اینچ باهام فاصله داری،
قلبم تو سینهام میپره.
بهم بگو تو هم همین حس رو داری.
بهم بگو.
وقتی تو با یکی دیگه هستی، کی اهمیت میده که من تو قلبم چی حس میکنم؟
اولیسس، وقت تمومه. باید بریم پایین.
حباب، دستتو از اونجا دربیار!
حسش میکنم.
نفسش رو حس میکنم.
حباب، کافیه! خندهدار نیست!
یه لحظه صبر کن!
اینجاست.
داره منو میخراشه.
داره منو گاز میگیره.
حتماً وقتی بهمون حمله شد، اونجا گم شده.
اون چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.