The first 200 lines.
...یـ ـ یخ زدم
!کی هستی؟
...کمکم کن
میتونم حوله ت رو قرض بگیرم؟
سو... سونکی-سان؟
آرک سونکی هیکاری، قسمت 2 در اعماق کوهستان
واقعا خیلی بد بود
توـ تو که روح نیستی، مگه نه؟
میتونی تا وقتی که متقاعد بشی نگاش کنی
کامیتا-کون، اینجا چیکار میکنی؟
هه؟ خب اینجا اتاقم ـه
منظورم این نبود
چرا به این اردوی آموزشی اومدی؟
مگه کار بدی کردی؟
کار بد؟
من فقط به درخواست ایکو اینجا اومدم
هه، انتظارشُ نداشتم
پس برای درس خوندن اومدی؟
،اینا به کنار، سونکی-سان
چه اتفاقی برات افتاده؟
...منو دزدیدن
و با ماشین اینجا آوردن
!دزدیدنت؟
کی همچین کاری کرده؟
!خب معلومه، پدر مادرم
،اونا فهمیدن که مخفیانه کار میکردم
.و به عنوان تنبیه تعطیلات تابستونی رو ازم گرفتن
،و تازه وقتی میخواستم با یوکیه و یوکو به مسافرت مختلط برم
.اونا عصبانی شدن و من رو تو این هتل وسط کوهستان انداختن
.پس اون مسافرت خانوادگیت دروغ بود
دخترا هیچوقت جزییات زندگی عاشقانه ـشون رو جار نمیزنن
تازشم، چرا باید برنامه تابستونیم رو بهت بگم؟
مگه تو بابای منی؟
اگه بخواد بحث همینطوری پیش بره اونوقت دیگه کارم ساخته ست
ببینم، میخواستی با این لباس از کوهستان رد بشی؟
آره
ولی فکرشُ نمیکردم که هیچ ایستگاه اتوبوسی رو نتونم پیدا کنم
،اونا حتی موبایلم رو ازم گرفتن
،به خاطر بارون مجبور شدم پناه بگیرم
.و بعدش یه گله گوزن افتادن دنبالم و مجبور شدم از دستشون فرار کنم
انـ ـ انگار خیلی سخت گذشته
و بعدش دیدم که این پنجره بازه و ازش بالا اومدم
...خب با توضیحاتت دیگه همه چی واسم مشخص شد
!ببخشید! صندلیتُ خیس کردم
!ببخشید، هیچ فکر بدی نکردم
بهتره لباستُ عوض کن وگرنه سرما میخوری
ممنون
اوه، همه لباسام خیس شدن
راستی، خدا کنه اونا "ستِ باربیکیو" رو از ساکم .بیرون ننداخته باشن و به جاش کتاب چیده باشن
حالت خوبه؟
!چیزی نیست، حقم بود
میگم، لباس واسه عوض کردن ندارم
میخوای برم از یکی از دخترا واست لباس قرض بگیرم؟
اینجا بین دخترا دوست داری؟
نه، ندارم
اگه جای تو بودم، به جای روح بیشتر از پلیس میترسیدم
منظورت چیه؟
اگه یه پسر غریبه نصف شبی بیاد پیش ،من و بخواد لباسم رو قرض بگیره
.قطعا میرم و به پلیس خبر میدم
خب حالا چیکار کنیم؟
این مال توئه؟
آره
یه لحظه پاشو وایسا
به کجا داری دست میزنی؟
تقریبا اندازه ست
چی اندازه ست؟
گرمکنت رو بهم بده
گرمکنم رو میخوای؟
وقتی لباسم خشک بشه بهت پسشون میدم
وـ ولی لباسم ممکنه بو داشته باشه
به نظرم بدنت بوی خاصی نداره
!وای خدا! سونکی-سان لباسم رو بو کشید
اگه اینطوره پس اشکالی نداره
.میتونی برشون داری
ممنون
خوشحالی که زندون نرفتی، مگه نه؟
شب بخیر
عجیبه
سونکی-سان لباسم رو گرفت و از اتاقم بیرون رفت
!راستش، اصلا نمیدونم که چرا اینطوری شد
اینا به کنار، یعنی زیر اون لباس گرمکنا چیزی هم میپوشه؟
دا ـ داری چیکار میکنی؟
...نه، نه
!منو بو نکش
...این دیگه چه خوابی بود که دیدم
کلاس پایه
انگار سونکی-سان تو یه کلاس دیگه ست
فکر نکنم راحت بتونم به این جو عادت کنم
و راستش، دیشب اصلا خوابم نبرد
اصلا فکرشُ نمیکردم که سونکی-سان اینجا باشه
اگه پسرای مدرسه بفهمن اونوقت چی میگن؟
...ولی اون تو کلاس هیچ کدوممون نبود
یعنی تو کدوم کلاس رفته؟
انگار خیلی خوابت میاد
سونکی-سان
میشه مرغ سرخ شده رو تو اودونم نذاری؟
واقعا غافلگیر شدم
گفتم که، این فقط یه هدیه به مناسبت هم کلاس شدنمونه
..."میگم تو این کلاس "نمره های فاجعه
...فقط تو و
آه، منم با هیکاری تو همون کلاس هستم، اسمم یوشدا ماکو ـه
یعنی فقط شما دوتا اونجا هستین؟
!اولین باره که اسم همچین کلاسی رو میشنوم
این کلاس رو فقط برای من و ماکو درست کردن، مگه نه؟
...آـ آره
شما چقدر زود با هم دوست شدین
خب بعد امتحان دیروز به ما گفتن بچه های دردسر سازی هستیم و مارو انداختن تو یه اتاق و درمون رو قفل کردن
آه، چقدر خوشحالم که با تو بودم
اگه تو نبودی، باید تنهایی با اون یارو چماق به دسته سر و کله میزدم
اصلا معلوم نیست با اون لباسها فازش چیه
!تیپش به هیچ دوره تاریخی ای نمیخوره
هه، واقعا؟
ولی من ازش خوشم میاد، آخه اینطوری نیرومند به نظر میرسه
نه، هرجور بهش نگاه کنی عجیبه
ولی ممکنه معلم خوبی باشه، اینطوری فکر نمیکنی؟
واقعا؟ از کجا اینو میگی؟
فقط حدس زدم
به هر حال اون منو عصبانی میکنه
به خاطر فرار از هتل منو مجبور کرد برم حموم دخترا رو بشورم
آه، کامیتا-کون معذرت میخوام
اشکالی نداره اگه با لباست برم حموم دخترا رو تمیز کنم؟
میگم چرا واست بزرگه، پس نگو مال کامیتا-کون ـه
آره
!نگاه کن چه قدر گشاده
سونکی-سان میخواد با لباسم حموم دخترا رو تمیز بکنه؟
آه، عیبی نداره
فقط مواظب باش خیلی کثیف نشه ها
...خوشتیپ
میگم چرا از این موضوع اینقدر خوشحال شدی؟
اگه کثیف بشه میتونی با ماشین لباسشویی اونا رو بشوری
هه، از اینا اینجا دارن؟
ایکاش زودتر میگفتی
!خیله خب
به محض اینکه لباسام خشک بشه از اینجا میرم
!اگه بری من تنها میشم
کامیتا-کون، دستت رو بیار جلو
چرا؟
زود باش دیگه
قبلا داشتی خمیازه میکشیدی، مگه نه؟
کلاس بعد نهار حسابی خواب آوره ها
اینا کمک میکنه تا بیدار بمونی
ممـ ـ ممنون
،بعد امتحان دیروز فکر میکردم که دیگه نتونم دَووم بیارم
ولی حالا احساس میکنم که میتونم تا آخرش ادامه بدم
هرچند، اگه ترم دوم شروع بشه
میخوای؟
نه، ممنون
اونوقت دیگه احتمالا نمیتونم اینقدر راحت با سونکی-سان صحبت کنم
بیا دیگه
!گوش کن
،اگه یه بار دیگه بخوای فرار کنی
دیگه فقط با تمیز کردن حموم جریمه نمیشی
بهت غذایی که دوست نداری رو میدم
متوجه شدم
تمیز کردن حموم بعد کلاس ریاضی منو از پا انداخت
اگه تفریح نداشته باشم که دیگه نمیتونم تحمل کنم
دوست داری کمی زودتر بریم حموم؟ حالتُ جا میاره
آه، باشه
و بعدش، میتونی بهم یه چیزی رو یاد بدی؟
چی رو؟
تا حالا تو خونه لباس نشستی؟
نه، همیشه مامانم اینکارو میکنه
اما حالا دیگه میتونم اینکارو انجام بدم
ممنون که بهم یاد دادی، کمک بزرگی کردی
خواهش میکنم
حالا دیگه احساس میکنم جذابیت دخترونم بیشتر شده
هیکاری خوش به حالت
ایکاش منم یه روزی بتونم لباسای دوست پسرم رو بشورم
لباسهای دوست پسر؟
مگه کامیتا-کون دوست پسرت نیست؟ همه دارن در موردش حرف میزنن
چی میگن مثلا؟
بگو دیگه، عصبانی نمیشم
واقعا عصبانی نمیشی؟
نمیشم، نمیشم
...اِه، خب
میگن تو یه هرزه هستی که همش با لباسای دوست پسرت اینور اونور میری
ای بابا لو رفتیم، میبینی؟
دیروز وقتی گرمکن شویچی رو پوشیدم اون حسابی هیجان زده شده بود
خدا کنه دیگه بوش رفته باشه
کامیتا-کون وقتی گرمکن بپوشی خوشش میاد؟
شویچی سلیقه عجیبی داره
اون میگه عاشق اینجور کارای منحرفانه ست
دیشب هی مرتب گرمکن تنم میکرد و لختم میکرد
.خیلی وحشی شده بود
یعنی چقدر وحشی شده بود؟
!دقیقا همونقدر
تو این کوهستان یه قهوه بعد حموم حسابی میچسبه
.حتی شیر قهوه محلی هم داره
دیگه نمیتونم ریخت اون دختر کیبیتویی با اون گرمکنش رو تحمل کنم
سر ناهار هم همش داشت سر و صدا میکرد
یعنی نمیتونه موقع غذا خوردن ساکت باشه؟
دختر اهل کیبوتو با گرمکن؟
،از تفریحمون زدیم و اومدیم اینجا که مثلا درس بخونیم
اونوقت اون خانوم همش داره به ما پز رابطشُ میده
به ما که از دبیرستان دخترونه اومدیم .داشت پز مدرسه مختلطش رو میداد
شاید میخواد با این کار حواسمون رو از درس خوندن پرت بکنه
تازه دیشب دیدم که از اتاق دوست پسرش اومده بود بیرون
!حتی جای پاشم توی سالن خیس بود
نکنه میخواسته سکسش رو با دوست پسرش جار بزنه؟
"تازه دیشب پسره داشت داد میزد که: "میخوام تا ته بکُنم توش
No comments yet. Be the first to leave one.