The Forgotten Army - Azaadi ke liye

The Forgotten Army - Azaadi ke liye

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

T F A A K L 2020 S01 E02 All Web Farsi
T F A A K L 2020 S01E02 720p WebDL x264 AAC BollyCine Exclusive
The Forgotten Army Azaadi Ke Liye S01E02 720p AMZN WEBRip LOKiHD - Telly
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - WebHD

Tags

web
webrip
720p
720
BRip
HD
Published on: 2020-02-19
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

کي گفت اونا رو بکشي؟

اونا سربازهاي هندي‌ان بدون دستور من هيچ کاري نکن

معذرت مي‌خوام، قربان

هي تو! اين چيه؟

اسم. اسمم سوديه سوريندر سودي، اسممه

واسه ژاپن، توجو هست. واسه هند گاندي آقاي گاندي رو مي‌شناسي؟

آره هندي. نه گانجي سان نه

واسه ژاپن، توجو هست. واسه هند گاندي گاندي رو مي‌شناسي؟

اين گانجي سان حرومزاده ديگه کيه؟

آقاي گاندي رو مي‌شناسي؟

نه گانجي سان. نه گانجي سان

گاندي رو مي‌شناسي؟

گاندي؟

بله، گانجي سان...گانجي سان

برام ترجمه کن و ازشون بپرس گاندي رو مي‌شانسن يا نه؟

گانجي سان يعني جناب گاندي

جناب گاندي داره عليه انگليسي‌ها مي‌جنگه بخاطر همين ژاپني‌ها به چشم يه متحد مي‌بيننش

ولي شماها رو سگ‌هاي دست آموز انگليسي‌ها صدا مي‌کنن

گانجي سان. گانجي سان

گانجي سان. گانجي سان

گانجي سان. گانجي سان

همه ما گانجي سانيم، گانجي سان

من حتي آقاي گاندي رو هم ديدم

چرا بهش نميگي؟

من گاندي جي رو مي‌بينم...گانجي سان

چنندين بار، اونم به صورت شخصي سلام، سلام، گانجي سان

تو گانجي سان رو ديدي؟

يه دفعه ديدمش

!چه فرقي مي‌کنه چند بار

اين ژاپني‌هاي حرومي از کجا مي‌خوان بفهمن؟

ارتش فراموش شده" "براي آزادي

افراد زيادي، از اون بخش هند که در جنگ جهاني دوم جنگيد، خبر ندارن

اون موقع هند يه ملت آزاد نبود

نتيجه‌ش هم اين بود که براي ارتش انگليس

مقابل آلمان و ژاپن جنگيد

بزرگترين ارتش داوطلبانه زمان خودش

ارتش هندي انگليسي، 60 هزار سرباز هندي در سنگاپور مستقر کرد

در سال 1942

وقتي سنگاپور به دست ژاپني‌ها افتاد

نخست وزير انگليس وينستون چرچيل

اسمش رو بزرگترين فاجعه نظامي تاريخ انگليس گذاشت

همراه با 30 هزار سرباز انگليسي و استراليايي

شصت هزار سرباز هندي هم اسير ژاپني‌ها شدند

"شانزده فوريه سال 1942"

حرومزاده

امروز نزديک بود بميريم

گانجي سان جونمون رو نجات داد

اين دفعا حتما به ديدن جناب گاندي ميرم

وقتي ببينمش مي‌افتم به پاش

بهش ميگ گاندي جي، شما من رو نمي شناسيد ولي زندگم رو نجات داديد

پس يعني يه ژاپني شمشيرزن تو رو پيرو راه گاندي کرد

گوش کنيد! فردا همه سربازهاي هندي به شهر سنگاپور برده ميشن

مايا

مايا

داداش ببين، دوربين دختره از خودش بزرگ تره

کثافت! الاغ عوضي

مايا

اينجا چيکار مي‌کني؟

آره، منم همين فکر رو مي‌کردم

ويني، اين يکي

بابا، خبري نداري اون هم سرباز هندي رو دارن کجا مي‌برن؟

قراره بندازنشون تو اردوگاه‌هاي زندان ژاپني

يعني هيچ کدومشون ديگه به هند برنمي گردن؟

فکر نکنم ديگه کسي از اونا بتونه به هند برگرده

بابا، اون عمو ليو ئه- هي مايا، نرو اونجا، نرو-

چرا؟

نرو بچه

نه! يه نفر خواهش مي‌کنم نه! خواهش مي‌کنم، نه! بابا

اون بيرون چه خبره؟

نرو بيرون، عزيزم

اوضاع خيلي خطرناکه اون بيرون داشتن ليو رو کتک مي‌زدن

مرد بيچاره

مايا، بايد مراقب باشيم

ما نمي دونيم ژاپني‌ها چطور قراره با ما هندي‌ها رفتار کنن

نبايد بري بيرون، مايا

خيلي از عکاسي خوشت مياد، آره؟ پس استوديوي ما رو بگردون

چرا بايد قاطي اين چيزها بشي؟

مامان، خواهش مي‌کنم.‌م نمي تونم مثل شماها چشمام رو ببندم و زندگي کنم

پس ياد بگير

نبايد اينطوري باهاش رفتار کني

اون فقط 19 سالشه

هر دفعه که ميره بيرون، قلبم وايميسه

پارک فارر، سنگاپور" "فوريه سال 1942

لعنتي اينجا يه ارتش کامل دارن

حداقل 50 هزار نفري هستن

ولي چرا؟

همه‌ي افسرها و سربازهاي هندي

اکنون تحت فرمان ژاپني‌ها خواهند بود

مگه ما يه دسته گاويم مادر جنده که هي دست به دستمون کنيد؟

اين غير ممکنه فکر مي‌کنيد ما ديوونه ايم؟

خودتون رو دوستاي ما فرض کنيد نه زنداني

تا ژاپن براي آزادي هند آرزوي موفقيت کنه

و همکاري در قالب يک ارتشه که مي‌تونه هند رو آزاد کنه

جناب سودي، اونها دارن چي ميگن؟

داره ميگه ژاپني‌ها خواهان آزادي هندن

چي؟- چي؟-

چي؟

من کاپيتان موهان سينگ ام

و افسر فرمانده ارتش ملي هند هستم

درست شنيدين

ارتش ملي هند

همون ارتشيه که براي آزادي هند خواهد جنگيد

نسل‌هاست که هندي‌ها براي دولت انگليس

در حال جنگ و ريختن خون يکديگر بودند

ولي اکنون، سربازان هندي ديگه براي انگليس مبارزه نمي کنن

مبارزه مي‌کنيم، ولي فقط براي هند

خواهيم مرد ولي فقط در راه هند و آزادي هند

مي جنگيم، مي‌جنگيم

دارين چه غلطي مي‌کنين؟

نکنه ديوونه شدين؟ ژاپني‌ها فقط مي‌خوان از ما استفاده کنن

اون انگليسي‌هاي ننه حروم دارن ازمون استفاده مي‌کنن

حالا ديگه واسه خودمون مي‌جنگيم

و به کي مي‌خواين شليک کنين؟

به برادرهاي هنديمون تو ارتش انگليس؟

حاضريد که از زندگي‌هاتون بگذريد؟

حاضريم

ديگه بسمونه

تو و خونواده‌ت هميشه سگ دست آموز

انگليسي‌ها بودين، عوضي

اگه من سگ دست آموز انگليسم تو هم سگ ژاپني‌هايي

بريد کنار- مي کشمت-

بسه! خفه! خفه شين

اينقدر با هم نوعاي خودتون نجنگيد

الان چه راه ديگه‌اي داريم؟

اگه به ارتش آزادي نپيونديم

اين ژاپني‌هاي لعنتي ما رو يه کمپي ميفرستن تا بپوسيم

و همين که بريم اونجا اگه زنده ازش بيرون بيايم شانس آورديم

جناب سودي حالا شما بايد ما رو راهنمايي کنيد

من چيزي نمي فهمم چي درسته و بايد چيکار کنيم؟

حاضريد؟- حاضريم-

بگيد ببينم، حاضريد؟

حاضريد که جونتون رو براي کشورتون فدا کنيد؟

آماده اين؟

آماده اين؟

اون شب هيچکس نخوابيد

چطور مي‌تونستيم؟

تو قلب و فکرمون غوغا بود

که چي درسته، چي غلط؟

وفاداري چيه؟

و خيانت چيه؟

داريم توي جنگ کي مي‌جنگيم؟

بعضي‌ها يه تصميم عجله‌اي گرفتن و فرداش

به ارتش آزادي پيوستن

شما چطور؟

نه

چطور اون همه سال پرورش و سال‌ها تمرينم

مي تونست يه شبه عوض بشه؟

شنيدم که 35هزار نفر عضو شدن

چطور مي‌تونستيم به لباسي که با غرور مي‌پوشيديم، شليک کنيم؟

...سه نسل

سه نسل از خانواده من براي انگليسي‌ها جنگيدن

پدربزرگم، پدرم و من

بايد جواب پدربزرگم رو هم بدم

اگه يه تصميم اشتباه بگيرم، چطور تو چشماي جيان سينگ سودي نگاه کنم؟

از بچگي همين رو شنيدم، قربان

سايه‌ي امپراطوري انگليس، هرگز از سرمان کوتاه نشود

عوضش دارن ازمون سوءاستفاده مي‌کنن

و حالا که تو دردسر افتادن دارن ما رو دست ژاپني‌ها ميدن

دمشن اونها، دشمن ماست

پس دوست‌مون کيه؟

نمي خوام نصيحتتون کنم، قربان

شما تحصيل کرده اين از سياست سردرميارين

ولي من به حرف دلم گوش ميدم

و دل ميگه دشمنت کيه

و بايد جونت رو براي کي فدا کني

يه سرباز هرگز از مردن نمي ترسه، توکاس

ولي بايد دليل فدا کردن جونش رو بدونه

و به نظرت الان دليل‌مون چيه؟

شايد زنده موندن

خائن‌ها! حرومزاده‌ها

تخم سگ

چرا به ما ميگي خائن؟

مگه نمي بيني با ژاپني‌ها نيستيم؟

شما هندي‌ها فکر مي‌کنيد ژاپني‌ها قراره بهتون کمک کنن؟

شماها يه مشت احمقين اونها شماها رو حمال خودشون مي‌کنن

مگه شماها مثل دوستاتون با ما رفتار کردين؟

دارين به آدمايي که اين همه سال نون و نمکشون رو خوردين خيانت مي‌کنين، حرومزاده‌ها

سرگرد

يادم نمياد که تا حالا براي خوردن نون و نمک شما به انگليس رفته باشم

ولي اين رو خوب مي‌دونم که 200 ساله دارين نون و نمک هند رو مي‌خورين

وقتشه برگردي خونه‌ت سرگرد و خونه من رو ول کني

سرهنگ، از اين خوشت مياد

ديشب اين عکس رو تو اينترنت پيدا کردم

حتما قبلا اين عکس رو ديدين

اين شمايين، آره؟

درباره اين يه چيزي بگين

اين لحظه رو به ياد دارين؟

اين عکسه رو هم، همون عکس گرفته

مايا، سرينيواسان

اون رو مي‌شناسيد؟

"دوم مارس سال 1942"

بعد از پيوستن به ارتش اولين روز مرخصيمون بود

از زماني که آزاد بوديم زمان زيادي مي‌گذشت

هي...خودشه

کي؟

اون دختره با دوربين بزرگه

جدي؟- آره، بيا-

بيا بريم- ديوونه شدي؟-

بريم عکسمون رو ازش بگيريم- واقعا ديوونه شدي-

زودباش- وايسا-

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left