The first 200 lines.
برگرفته از داستاني واقعي
*دره کارگيل - 1999*
ببين از کي داريم گشت ميزنيم
اين تفنگها فقط واسه نشون دادنه؟ اصلا قراره ازشون استفاده کنيم؟
همسر جناب دايال هم همين رو ميگه
تفنگت فقط واسه نشون دادنه يا باهاش شليک هم ميکني؟
چي گفتي، بيسوا؟ داريم شوخي ميکنيم، قربان-
پر رو بازي در نيار
ببخشيد قربان
گردان، سنگر بگيريد
شليک کنيد، در جهت ساعت 2 دارن از جلو شليک ميکنن-
موقعيتتون رو حفظ کنيد سنگر بگيريد-
بيسوا، جا بگير
سنگر بگير
قربان، هواتون رو داريم
جعبه کمکهاي اوليه رو بيار
از 1 به 15، جواب بده
از 15 به 1، پيغامت رو برسون. تمام
دشمن داره توي ايست بازرسي 2 و 3 تيراندازي ميکنه. تمام
تيراندازي دشمن تاييد شد. تمام
شليک سنگينيه سربازهاي دشمن توي دره پيش رومون مخفي شدن
از پس اونها بر ميايم ولي سوبدار دايال خيلي بد زخمي شده
نميتونه از اين جلوتر بياد به تخليه فوري نياز داريم. تمام
دريافت شد
سرهنگ دوم، سينگ يه تخليه اضطراري هست
سي دقيقه زمان داريم
هلي کوپتر رو آماده کنيد. تمام مختصات مکان تخليه چيه؟-
دره کيلو. جنوب تولولينگ
نزديک ترين سکوي فرود در مختصات GR12344323
دريافت شد
هلي کوپتر تخليه مصدومين تا 7 دقيقه ديگه به پرواز در مياد
يه تخليه مجروحين فوري هست دو تا هلي کوپتر آماده کن
ولي همهي خلبانها الان تو ماموريت اند کي قراره بره؟
گـــونــجـــن ســاکــســيــنــا دخـــــتـــــر کـــــارگـــــيـــــل
*پانزده سال قبل*
*سال 1984*
گونجو
داداش، بذار نگاه کنم
گونجو، بذار بخوابم
داداش، لطفا بذار ببينم گونجو، بذار بخوابم-
آب ميوه؟
بيا
بيا
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز و اسکايلر - ويرايش: سانابينگ
ميخواي هواپيما رو بروني؟
باشه. اين رو بگير
وقتي گفتم چپ برو چپ آروم. باشه؟
آمادهاي؟
...يک، دو
...سه
چپ
ميتونم اونجا بشينم؟
براي اينجا نشستن بايد خلبان بشي
خلبان
گونجو! با اين عينکها مثل کورها شدي
داداش! من ميخوام خلبان بشم منم ميخوام کاپيل دو بشم- *کريکت باز هندي*
جدي ميگم. ميخوام خلبان بشم
دخترها خلبان نميشن ميدونن دخترها چي ميتونن بشن؟
بيا. اين رو بگير و بپرس
"آقا، گياهي و غير گياهي؟"
بپرس
اين هواپيما 4 تا راه خروج اضطراري داره دو تا جلو، دو تا عقب
و تو دوست داري از کدوم خروجي بندازنت بيرون؟
بابا، اون ميخواد خلبان بشه خب؟-
انگار دخترها ميتونن خلبان بشن اينجوريه؟-
چه گستاخي اين رو بهت ياد داده؟
محلش نده دخترم
چه دختر هواپيما رو برونه چه پسر
به هر دوشون خلبان ميگن
درضمن وقتي هواپيما براش فرقي نداره کي هدايتش ميکنه
تو چرا برات مهمه؟
دخترم هر چي ميخواي بشي بشو
...ولي اولش، درسات رو بخون-
اره
و تو...20 تا پا مرغي برو
چرا؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
"از لحظهاي که تو رو ديدم"
"نميتونم فکرت رو از سرم بيرون کنم"
"با دويدن دنبالت، عقلم رو از دست دادم"
گونجو
اگه از ارتفاع ميترسي چطور ميخواي خلبان بشي؟
زودباش پرواز کن
بپر
تو هر جا باشي" "منم همونجام
عاليه
"دست خودم نيست"
"حالا و براي هميشه"
"من و تو بهم متصلايم"
"من و تو بهم متصلايم"
کي تو شب عينک ميزنه؟
چشمهاي خلبانها نبايد چيزيشون بشه
از دست رفت
"با دندون گاز ميگيره"
"با دست ميکشه"
"اين پيوندي که با هم داريم"
"شکسته نميشه"
"از روزهاي آفتابي"
"تا شبهاي مه آلود"
"پيوند بين ما، هميشگيه"
تو هر جا باشي" "منم همونجام
"همهي مسيرهام به تو ختم ميشن"
"دست خودم نيست"
"حالا و براي هميشه"
"من و تو بهم متصلايم"
"من و تو بهم متصلايم"
"من و تو بهم متصلايم"
"من و تو بهم متصلايم"
گونجن، من قبول شدم
با نمره 42 درصد. باورت ميشه؟
چي شده؟
افتادي؟
نود و چهار درصد
پس چرا زانوي غم بغل گرفتي؟
اين چيه؟ خودت ببين-
با گرفتن 94 به خونوادهم چي بگم؟
که نميخوام درس بخونم، ميخوام خلبان بشم؟
باشه. يه کاري کن
نترس، فقط برو پيش بابات
و بگو" بابا، دخترهاي هم سن من "فقط دنبال پسران
ولي من ميخوام برم دنبال روياهام
مهمتر از همه دختري بهتر از من از کجا پيدا ميکني؟
اونوقت بابام موافقت ميکنه؟
نه! عقلش رو از دست ميده الان وقت شوخي نيست، مانو-
ببين، گونجو
اگه حرفت رو بزني پوستت رو ميکنن
ولي اگه نگي کل زندگيت افسوسش رو ميخوري
بريم ديگه. امروز بايد مهمونم کني
تبريک ميگم تبريک ميگم، عزيزم-
باريکلا دخترم کارت عالي بود-
گونجن تبريک ميگم
دست مريزاد
مامان
عزيزم، دختر نازم شاگرد اولم اينجاست
اين چيزها ديگه چيه؟
بابات تصميم گرفت بخاطر نتايجت جشن بگيره
چرا؟ برو لباسهات و عوض کن-
زود ولي بابا کجاست؟-
بسلامتي
گونجن غرور لاکنوئه اون خيلي باهوشه-
عاشق درس خوندنه
تو خواب هم کتابش دستشه
باعث سربلندي ما شده
به سلامتي تبريک ميگم-
مامان
مامان کيرتي-
کيرتي گوش کن صبر کن-
ميتوني دابو رو ببري دستشويي؟ الانه که خودش رو خيس کنه
بايد باهات حرف بزنم بيا عزيزم، بيا بريم-
نگهش دار
تبريک ميگم
گونجو! ببينيد، اينم از گونجوي شاگرد اول
چي شده؟ بايد يه چيز مهمي رو بهت بگم-
گونجو، اين آهنگ ماست بعدا حرف ميزنيم
يالا
واسه گونجوي شاگرد اول دست بزنيد
گونجو
قراره با آهنگ مورد علاقهمون برقصه
اون عاشق اين آهنگه
گونجو
کجا داري ميري؟
...داداش، من
داداش، من نميخوام برم کالج
داداش، من نميخوام برم کالج
...خلبان
...خلبان
داداش، منم ميخوام مدرسه رو ول کنم به دهلي برم و خلبان بشم
عقلت رو از دست دادي؟
بزرگ شو، گونجو
اول روي درست تمرکز کن بعدا يه کاريش ميکنيم
ولي واسه خلبان شدن لازم نيست برم دانشگاه
لازم نيست؟ ميدوني چقدر سختي کشيديم؟
مامان ميدونم شماها خيلي فقير بودين
صد بار اين حرفا رو شنيدم صد بار شنيدي ولي هيچ درسي نگرفتي-
خانوادهم خيلي فقير بودن که من رو بفرستن دانشگاه
و اين خانوم داره به فرصتش پشت پا ميزنه عاليه
مامان آروم باش! اون هيچ جا نميره چرا که نه؟-
ميخوام اينکار رو بکنم ...شماها چرا اينجوري ميکنيد
ميخواي تو دهلي زندگي کني؟ تنهايي؟
داداش، تو رفتي ارتش چرا من نتونم خلبان بشم؟
خيلي خب خلبان شو، از اينجا برو هر کاري ميخواي بکن
شايد منم بايد از اينجا برم
جريان چيه؟
اون ميخواد هواپيما برونه منم ميخوام برم خونه مامانم
فعلا بيا بيرون به مهمونها برس اون رو بسپرش به خودم
برو
زودباش
نبايد چنين آزاديهايي رو به بچهها داد
ديگه کي ميفهمه؟ اين پچپچها واسه چيه، داداش؟-
برو. برو پيش دوستات
خيلي خوبه
اونها بچه اند همه بچهها با خودشون در جنگن
خبر خوب اينه که ...همه چيز تحت کنترله
بجز آقاي کانا
خب ديگه بيايد موزيک رو پخش کنيد
خداروشکر که گونجو قبول کرد
قبول کرد ديگه، آره؟
نه
من موافقت کردم
آقاي ساکسينا، نوشيدني؟
No comments yet. Be the first to leave one.