The first 200 lines.
.نگاهش کن، این خلافکار قلابی که تو شهر ول میگرده
.و اوضاع رو واسه همه بدتر میکنه
.خدا به دادمون برسه
.این جوونا همینجور دارن زندگیشونو به باد میدن
.ممنونم که امروز صبح تشریف آوردید
.میدونم راه سختی رو پشت سر گذاشتی
اما فقط میخواستیم بیای اینجا، تا ببینی
.اگه میتونی اونو دقیق شناسایی کنی
.درسته
.خب، ماسک زده بود و هوا تاریک بود
.خیلی خیلی سریع اتفاق افتاد
.دقیقتر نگاهش کن، کیشا
.به چشماش نگاه کن
.اون اعتراف کرده
و ما فقط میخواستیم گواهی شاهد عینیت رو بگیریم
.تا پروندهمون قویتر بشه
ما فردا صبح اون رو تحویل دادستان میدیم
.برای تفهیم اتهام
.اون پسری که به روم شلیک کرد... اون خیلی پرخاشگر بود
.اون نمیتونه باشه
.خودشه، کیشا
.اون اعتراف کرده
شماها سلاح یا فیلم نظارتیای ندارید؟
کوینسی، یه لحظه بهمون فرصت بده، باشه؟
.ممنون
.کیشا، بس کن
.بیا حرف بزنیم
.کیشا، تقریباً یه ساله از اون ماجرا گذشته
.وقتشه همه اینا رو بذاری پشت سرت
.اداره پلیس ممفیس در مورد این پرونده تحقیق کرده
.باید بذاری کارشونو بکنن، عزیزم
.وقتشه که رهاش کنی
.باید به زندگیت ادامه بدی، عزیزم
.دوستت دارم
.منم دوستت دارم
.باشه، بیا بریم
.ممنونم، کوینسی بابت پیگیری این پرونده
.از زحمات شما قدردانی میکنیم
.خانواده و عزیزان جروم سزاوار اجرای عدالت سریع هستند
اسمش چیه؟
ببخشید؟
.میخوام اسمشو بدونم
.ترنت فردریک
.سلام، صبح بخیر
.اوهوم
.من صبحها، بوی دهنِ بعد از شب رو تحمل نمیکنم، آقا
اوه، واقعاً؟
.دیشب که انگار از زبون مرواریدی من خوشت میاومد
.من از تمام وجودت لذت بردم
.اوهوم، مخصوصاً جادوی من
.کلترین هم در مقابل تو هیچی نیست
هی، ببین، میدونم یه خورده لوسه و
اینا همه برای یه مرد که بخواد اینقدر
احساساتی بشه و این حرفا، ولی
.من واقعاً ازت خوشم میاد، کارولین
.واقعاً
،میتونم ببینم که با هم سفر میریم
.و از کنار هم بودن لذت میبریم
.خوب به نظر میرسه
آره؟
کجا؟
.نمیدونم
،یعنی، من پول بورابورا یا از این حرفا رو ندارم
.اما شنیدم آب دریاچه کسپر این موقع سال زیاد کدر نیست
.این موقع سال
!اوه، عمراً
.میدونم داری سر به سرم میذاری
اوه، ببین، چرا با من نمیای میامی
تو سفر کاری بعدیم؟
.آره، آره، سفر آخر هفته آیندهست
.میتونی تو کامیون کنار دستم بشینی
مسیر خیلی هموار نیست، اما میبینم که تو
.با یه کم سختی هم کنار میای
.اوه خدای من، راب
.خیلی دوست دارم با تو به سفر برم
.آره؟ آره، خیلی وقته که باید به یه سفر میرفتم
.من تا حالا نه میامی بودم، نه هیوستون، نه نیویورک، نه واشنگتن
.چه برسه به لندن یا پاریس
ببین، رک بهت بگم، برای من عجیبه که یه شوهر سابق
به پولداری ساویون، تو رو نبرده
.دور دنیا بگردونه
.خودم رو از یه زندگی خوب با ساویون محروم کردم
چون میخواستم بهش ثابت کنم که من
.به خاطر پولش باهاش نیستم
.من تمام قلب و روحم رو برای اون مرد گذاشتم
.چون باور داشتم در اعماق وجودش آدم صادقیه
.من باورش داشتم
.آره، خب، ساویون یه احمق به تمام عیاره
متوجهی چی میگم؟
،ببین، هر مردی که اونقدر خوششانس باشه که یه زن مثل تو پیدا کنه
.میدونه که یه الماس تو دستشه
میفهمی چی میگم؟
لعنتی، من شب و روز جان کندم
.تا پول شیمیدرمانی همسرم رو جور کنم
.آره، هرچی داشتم دادم، همهشو
.بازم کافی نبود
.پول همه چیز نیست
.وقتی کلیسا کوچیک بود، اوضاع خوب بود
اما وقتی بزرگتر شد، ساویون یاد گرفت چطور
.هر دلاری رو تا تهش بچلونه
.الان از یه کت و شلوار پلیاستر هم ارزونتره
.روی کاغذ، اداره مالیات فکر میکنه اون کمتر از شش رقم درآمد داره
.من تنها کسیام که حقیقتو میدونه
.اون عشریهها و هدایا رو خودش جابهجا میکنه
.نقداً، همشو خودش جابهجا میکنه چون به هیچکس دیگه اعتماد نداره
.فقط یه بخشیش از اون پول میره تو حساب کلیسا
.پول ریشه تمام شرارته
.ببین، واسه همینه که مردم به کلیسا بیاعتماد میشن
.نه، انجیل میگه به خدا اعتماد کن، نه به آدما
.مگر اینکه حسابدارت باشه یا وکیل طلاقت
میدونی، نفقه خوبی که میگیرم
.هم آرامشمو حفظ میکنه، هم قسط خونمو میده
.بعضی وقتا، تو پرداخت قبضهای کیشا کمکش میکنم
ولی بهش نمیگم که از طرف باباشه، چون
.چون قبول نمیکنه
.آره، پول توی کیف خودش گواهیه
.خودم میتونم گلهای خودمو بخرم
.و میتونم هرجا دلم میخواد سفر کنم
.ولی تنهایی سفر کردن اونقدر حال نمیده
.آره، میفهمم چی میگی
میدونی الان دلم میخواد کجا برم؟
کجا؟
.برگردم مرکز شهر
چیزی برات بیارم؟
.آره، سرِ بونافایدو تو یه سینی
،با دندههای شکسته افتادم گوشهی خونه
.سرِ یه ترنس حرومزاده
،اون قضیه تو اینستاگرام وایرال شد
.و رفیقامم دارن نگام میکنن انگار کمعقلم
.هیچکس نگفت اونجوری دست روت بلند کنی، اد
.تو داشتی از کوره در میرفتی
،منو از کنار پیست اسکیت کشوندی بیرون
.انگار من یه دختر دمدستی بودم یا همچین چیزی
.حسابی آبرومو بردی
.با اون لزبینِ عوضی تو شهر ول میگردی
داری طرف اونو میگیری؟
.من طرف خودمو میگیرم، اد
.من به تو هیچ گوهی بدهکار نیستم
.این هنوز تموم نشده، تای
.محاله که بذارم یه آشغالی مثل اون بهم بیاحترامی کنه
!عمراً، بابا
...ببین رفیق، باید بیخیال شی چون
.هیچ غلطی نمیکنی
.تو لات نیستی که، پس ادا درنیار
.مثل اینکه داری برمیگردی همونجا که نونت رو میخوردی
.بیا عزیزم
.هیچکس جایی نمیخزه
.من و دخترم اینجا زندگی میکنیم
.با اون ذات دو روت، زیاد دیگه دووم نمیاری
.اصلا نمیدونم ادی چه چیزی تو تو دیده بود
.حتماً با اون کله پایینیش فکر میکرده
.منم که لازم نیست مردونگیمو علم کنم
.من آدم حسابیم
.تو آدم این کاره نیستی. پسرمو گیر انداختی
خودت خوب میدونستی داری چیکار میکنی، و حالا
با چه رویی دوباره برگشتی اینجا؟
انگار نه انگار که چیزی شده؟
.ادی تو پیست بهم زور میگفت
.اون نباید هیچوقت دستش بهم میخورد
.من که فقط داشتم با اون آدم نمکنشناسِت حرف میزدم
.باید تحصیلات پرستاریتو تموم کنی
.تا بتونی یه کار درست و حسابی پیدا کنی و از دژا مراقبت کنی
.کاری که باید بکنی همینه
...دقیقاً همینه، چون اگه دژا نبود
،اون هیکل بیخاصیت تو الان داشتی توی پناهگاه بیخانمانها
دنبال یه
.رویای پوچ روی اسکیتت میگشتی
.تو حتی نمیدونی اینجا چقدر شرایطت خوبه، دخترم
من فداکاری میکنم و تمام اذیتهای شما رو تحمل میکنم تا دخترم بتونه
با شماها پیوند خانوادگی داشته باشه، ولی کاری که من نمیکنم اینه که
اینجا بشینم و مثل این بچه ننه
.بیخاصیتی که تو بزرگ کردی، به سینه مادرت بچسبم
!گمشو از خونه من بیرون، زن هرزه ولگرد
!مامان
مادربزرگ، چرا مامانمو زدی؟
.تو باید برگردی تو اتاقت، عزیزم
این کار بزرگتراست، باشه؟
.همه چی خوبه، عزیزم
.همه چی خوب میشه
برو وسایلتو جمع کن. ما میریم، باشه؟
کجا میریم؟
آره تایرا، با دختر من کجا میری؟
خونه دوستدخترت؟
اون رفیقت میخواد هواتو داشته باشه؟
.دیجا، الان برو لباساتو بذار تو کولهپشتیت
.برو
تای، تو دختر لعنتی منو نمیبری
.از این خونه بیرون، رفیق
.فقط از روی جنازه من، تای
.هر چی که پیش بیاد، اِد
،و اگه یک بار دیگه جلوی دخترم دست روت بلند کنی
.قسم میخورم آخرین کاریه که تو زندگیت میکنی
.دختر، امتحانم کن
.امتحانم کن
میخوای چیکار کنی، تای؟
تو ماشینت زندگی کنی؟
تای، اون با درمانهای تنفسیش چطور کنار میاد؟
.من خودم حواسم بهش هست
،خب، اگه میتونستی
.که خودتو اینجوری تو اینترنت حراج نمیکردی
No comments yet. Be the first to leave one.