The first 200 lines.
قهرمان محله =قسمت 15=
شروع کنيم؟
.فکر کنم امروز همه چي تموم بشه
.اونقدر ادامه ميديم تا يکي بميره
.نخير. هيشکي نمي ميره
امروز، روزيه که من .تو رو تحويل پليس ميدم
دوستم جِي جِي ميخواي اونو بکُشي؟
اگه تو رو بگيرم .مطمئناً جِي جِيُ هم گير ميندازم
،حتماً اوضاع روبراهه نه کارآگاه ايم؟
.بايد به شي يون اعتماد کنيم
اين چيه؟
اين ساعت .من اينو به عنوان هديه به دخترم داده بودم
کي اينو براي من فرستاده؟
الو؟
.بله... اين ساعت سو بين عزيزمه
چي؟
اون.. دست سو بين ِ؟
تو کي هستي؟ کدوم خري هستي؟
سو بين عزيزم کجاست؟
.ايم سو بين پيش ماست
.بچه، حرف بزن بابات صداتو بشنوه .بلند و واضح
!سو بين... سو بين
!زود باش! يه چيزي بگو
بايد اينکارو کني تا بابات نگران نشه
بابا
!بلندتر - !بابا -
!بله، سو بين سو بين، خوبي؟
تو... کي هستي؟ با سو بين من چيکار داري؟
.ساکت باش و گوش کن ببين چي ميگم
ما دفترخاطرات اصلي که .باک شي يون دستشه، ميخوايم
..اگه اون دفتر خاطراتو به ما بدي
.ايم سو بينُ ول مي کنيم .اين تنها چيزيه که ميخوايم
اون دفتر خاطراتُ هرچه سريعتر بيار .و توي بار ِمحله، منتظر بمون
.باز بهت زنگ ميزنيم
!الو؟ الو... هي
...عوضيا
!کارآگاه ا يم
چيه؟ !فهميدم! باشه
!تائه هو، سعي کن آروم باشي! باشه
.هي، دختر تائه هو رو دزديدن !فوري ِ
.جزئياتو از تائه هو بگيرید !بعد همه دوربيناي امنيتي رو چک کنید
!بجُنبید - بله قربان -
اگه توي کارمون دخالت نمي کردي
اتفاقي نميفتاد
همه چي آروم مي موند
دوستت هم توي ماکائو .سه سال پيش نمي مُرد
.بايد همون موقع مي گرفتمت
دوستات، که ميلياردها وون ...از بانک کره دزديدن
ميدوني چند نفر براي اون پول با تمام وجودشون زحمت کشيده بودن؟
اينام همون عوضيان اينا توي بخش فرهنگي اومدن
حالام جرأت کردن جون آدماي بي پناه، کارگراي بدبختو بگيرن؟
!شي يون! شي يون
!شي يون! شي يون ...شي يون... شي يون
دفتر خاطرات! کو اون دفترخاطرات؟ - چه خبر شده، کارآگاه ايم؟ -
چي شده؟
.دخترم، سو بينُ دزديدن !اونا گفتن دفتر خاطراتُ ببرم
.مذاکره، کنسله
...درضمن
،چون تو لطف منو رد کردي ...همه چي برات سختتر ميشه
.همينطور براي آدماي اطرافت
کي رو اول هدف مي گيرم؟
از آدماي اطرافت؟
يون سانگ مين! حرومزاده - !نه -
وقتش نشده، خب؟ خواهش مي کنم
تو و دوستات
.همه تون باهم نابود ميشيد
. نميتونم صبر کنم
سلام
مجبور بودي وقتي اينهمه بچه اينجا بودن، بياي؟
يه مدرک محرمانه که .که ممکنه يه تهديد امنيتي واقعي باشه
.چاره اي نداريم، مادر - .به من نگو مادر -
.پسر من هيچوقت دوستي مثل تو نداشته
.هي... شي يون به چي داري فکر مي کني؟
،ما بهشون دفترچه رو ميديم !سو بينُ مي گيريم، بعد دستگيرشون مي کنيم
.بايد مراقب باشيم، کارآگاه ايم
حتي اگه چيزي که ميخوان، به دست بيارن .همينطوري گروگانُ پس نميدن
ولي نجات جون يه آدم اولويت اوله، اينطور نيست؟
به خاطر سو بين، بيا يه نقشه بکشيم .تا بتونيم گيرشون بندازيم
.نميخواد مزخرف تحويلم بدي چه نقشه اي لازمه؟
،اول از همه مهمترين چيز اينه که !سو بينُ پس بگيريم
شي يون... ازت خواهش مي کنم
ميدونم... که اين ...خيلي برات مهمه
ولي اولويت در نجات دختر ِ منه... خواهش مي کنم؟
!ازت خواهش مي کنم...تو رو خدا
.من اون دفترچه رو ميارم
.لطفاً صبر کن
چي شده؟
چي شده؟ عزيزم چي به سر سو بين اومده؟
حتماً آدم رُباها با سان يونگ .هم تماس داشتن
چرا اين اتفاق براي سو بين افتاد؟ به خاطر چيزي که اون داره؟
فکر کرده کيه؟
چرا با اون يارو درگير شدي؟ چرا؟
.سعي کن آروم باشي
.فرمانده، اينجا نيست
.اينجا نيست
!شي يون
مجبوري تا اين حد پيش بري؟
وقتي به فيلم دوربيناي امنيتي نگاه کردم
جعبه ي دفترخاطرات .از بار تو به اینجا رسيده بود
اين کار از نظر ما .توجيه پذير و قانونيه
،اگه اول اونو ميداديش به من !اين اتفاق نميفتاد
....الان دیگه دفتر خاطرات .به يون سانگ مين ميرسه
چي داري ميگي؟
نميدوني بديمش به سازمان جاش امن تره؟
يه بچه به خاطر اون دفتر !ربوده شده
ربوده شده؟
متشکرم .اگه بازم کمک خواستم، بهت ميگم
!حتماً .هرکاري از دستم بربياد مي کنم
!تو برامون پيش دبستاني رايگان گذاشتي .تو قهرمان محله ي مايي
.ببخشيد، مامان، ولي من بايد برم - باشه -
.دفتر خاطرات... توي بار محله ست
.حالا سو بينُ بيار اينجا
.نقشه عوض شد
تا يه ساعت ديگه .دفتر خاطراتُ توي پارک مرکزي تحويل مي گيريم
باک شي يون و پليس .نبايد اونجا باشن
سو بين چي؟
همين که دفتر خاطراتُ گرفتيم، ولش مي کنيم بره
کجا ولش مي کني؟
پس سو بينُ به پارک مرکزي بيار، فهمیدی؟
.لطفاً بذار صداي سو بينُ بشنوم !سو بين، سو بين
.يه ساعت ديگه مي بينمت
دوباره تکرار مي کنم. باک شي يون .و پليس بهتره همرات نباشن
.اين يه تراشه ي رديابه
.پس... من با کارآگاه ايم ميرم
،اگه شي يون يا پليس نميتونن برن .من به جاشون ميرم
منم
ما هم
.لطفاً کمکمون کنيد سو بينُ برگردونيم
بعدش، من و پليس .هرکي اونو بگيره، پيدا مي کنيم
.هيچ اشتباهي نکن
وقتي دفترُ برام بياري .ميتوني استراحت کني
.کارمو بي عيب و نقص انجام ميدم
صدامو ميشنويد؟
آره
.آره، صداتو ميشنوم
جايي به اين بزرگي، موقع .گرفتن دفتر، بايد برن توي ماشين
.باشه، نگران نباش
.من مراقبم
کارآگاه پليس .با يه زن و يه مرد اومد
بله، شي يون؟ .يه لحظه
هنوز باهات تماس نگرفتن؟
نه هنوز
اگه دفترُ بگيرن و سو بينُ آزاد نکنن، چي؟
،اونا فقط دفترُ ميخوان .هيچ کار احمقانه اي نمي کنن
.هندزفریهاتونُ بزنید
وقتي گفتم پليس نياد
شامل تو هم ميشد، کارآگاه ايم
چي؟
.دختره رو بفرست
اون ميتونه جلوي .مجسمه وال منتظر بمونه
من ميرم
.منم باهات ميام - .يه لحظه صبر کن -
.فکر مي کنم دارن ما رو مي پان
فکر کنم نويسنده بائه .بهتره فعلاً تنها بره
...ولي - .بذار فعلاً تنها بره -
.نويسنده بائه، مراقب باش
...ولي ...چطور مي تونيم
.بريم
چان گي، ميتوني خودت بري؟
چي؟ الان؟
.سعيَمو مي کنم
! معذرت ميخوام
.شي يون، دارم ميرم توی پارک. باشه
ببخشيد
.يکي از ما تو رو زيرنظر داره
.پس نگران نباش، نويسنده بائه
.برو Bري سو، لطفاً به منطقه
باشه
،ارتباطشون برقرار شد .پس گوش به زنگ باشيد
،با بليطي که تو جيبته .سوار اون قايق شو
باشه
.من الان مراقب نويسنده بائه هستم
.بائه جونگ يون. تو ميتوني اينکارو کني
.ما هرجور شده، برنده ميشيم
.سو بين، دارم ميام پيشت
.اونا از ديد من خارج شدن
.باشه، من حواسم هست
.يه گزارش عجيبي دريافت کردم
ميشه يه نگاه به کيفت بندازم؟ - .اشکالي نداره -
...من سو بينُ .بعد از چک کردن کيفت آزاد مي کنم
.شروع شد
.صبر کن تا سو بينُ ببينيم
باشه
...اون يارو
.فکر کنم پيداش کردم - !باشه -
!چيکار مي کني؟ زود باش
سو بين، کجاست؟
تو هم ميخواي بميري؟
.من ميخوام اول سو بينُ ببينم
...واي... واقعاً که
.ول کن - .اصلاً نميتونم بدمش به تو -
سو بين کجاست؟ - واي، خدايا... واقعاً؟ -
سو بين کجاست؟
سو بين کجاست؟ اون کجاست؟
سو بين؟
.خب، سو بين. ديگه چيزي نيست
يه کم بيشتر طاقت بيار .برات بازش مي کنم
.من سو بينُ پيدا کردم
.نويسنده بائه، ما سو بينُ پيدا کرديم .عيب نداره، ولش کن
.بعداً مي گيريمش
No comments yet. Be the first to leave one.