The first 114 lines.
استاد
چی؟
تو...
داری به من توهین میکنی؟
زیادی پیش پا افتاده بود پیرمرد
اولین مرحله ی رایتای یه مبارزه خشن رو شاهد بودیم
سی کینگ ریو، توسط یوجیرو هانما استاد هنر های زرمی ژاپن
شکست خورد.
محمد جی آر و سی کینگ ریو
شرکت کنندگان مبارزه دوم هستند.
بوکسور محمد جی آر در مقابل
سی کینگ جو.
ببخشید.
منو یادته؟
تو توکیو باهم ملاقات کردیم.
اوه، چه تصادفی!
انتظار نداشتم اینجا ببینمت.
وقتی فهمیدم وارد مسابقه شدی تعجب کردم.
نگران نباش.
چون برنده منم.
کی تو مسابقست؟
چه تعجب آور!
نمیدونستم عاشق باکی هانمایی.
و خب اونم که انگار حالش اونقدرام خوب نیست.
نگران نباش.
بیا برای سالم برگشتن باکی دعا کنیم.
ببین، یه دعا
برای آرزوهای مایوسانه و خواسته های خودخواهانه نیست.
تعهدی برای اینه که مطمئن باشی چیزی اتفاق میافته یا نه.
تا وقتی در مقابل من قرار بگیره
و وقتی این اتفاق بیوفته
بدون دردسر تمومش میکنم.
اون واقعا گندس.
غول بهشت سی کینگ جو.
و اینجا محمد علی جی آر با هنرهای رزمی بوکسی خودش
امروز برای اولین بار با صدای زنگ مسابقه آغاز میشه.
تموم شد.
خیلی خیلی سریع تموم شد.
چی؟ یه ضدحمله!
بلند شد،سی کینگ جو بلند شد!
سی کینگ میخواد به مبارزه ادامه بده.
معلومه!
سی کینگ ها به عنوان محافظان خدا تو کشورشون قلمداد میشن.
نمیتونن دوبار پشت سرهم به مبارز های مهمان ببازن.
زیادی خشن بود.
هنوز زمان میبره تا کاملا بهبود پیدا کنه.
پسر، بی فایدست.
داره سی کینگو دست کم میگیره.
میخواد صبر کنه تا اون کاملا بهبود پیدا کنه.
انگار فعلا حالش خوبه.
انرژی جو برگشته، میتونه برنده شه.
چه تورنمنت رایتای مزخرفی!
منتظر نبود که اون بهبود پیدا کنه
فقط یه شروع ساده برای یه پایان سریع بود.
ما یه برنده داریم!
چه پایانی!
دو سی کینگ،افتخار کشورمون
پشت سرهم توسط رزمی کاران خارجی شکست خوردند.
کی میتونست همچین پیش بینی بکنه!؟
سیکینگ لی
باکی هانما
سی کینگ لی در مقابل قهرمان ژاپن قرار میگیره.
باکی
چه شرم آور!
باید یه چیزی بهت بگم،
حریفت، سی کینگ لی
بهترین رزمی کار دست سمی تو کل چینه.
متوجهم.
یه جورایی دلم میخواست تو مسابقه جلوش بیوفتی.
خیلی خوش شانسی!
خوش شانس!
از کجاش برداشت کردی من خوش شانسم؟
خود لقب سی کینگ به تنهایی اونارو به یه تهدید دشوار تبدیل میکنه،
حالا اینکه استاد دست سمی هم هست.
روی سرحال شدن باکی حساب میکنیم.
خیلی خودخواهی!
چی؟
تو یه عوضی خیلی خودخواهی!
بنظرت شانسی میاد؟
نمیذارم این کارو بکنین!
نمیذارم شما حرومزاده ها هرکاری دوس دارید بکنید!
چیزی نیست.
تو به اندازه کافی کار انجام دادی.
تو بهم شجاعت دادی.
نمیبازم.
سومین مبارزه آغاز خواهد شد.
و حالا،روی استیج باکی هانما رو ملاحظه میکنید،
که فقط ۱۷ سالشه.
قهرمان نبرد ژاپن به مسابقه رایتای اومده.
ولی چه اتفاقی برای بدنش افتاده؟
حالش خوبه؟
چیز بدی خورده؟
حریفش سی کینگ لیه،
اون استاد افتخار هنر رزمی کشورمون یاکوکوکنه.
و حالا نبرد آغاز میشود.
یه لگد ناگهانی!
یه ضربه ی عالی!
دقیقا تو نقطه مورد نظر!
دست سمی، ضربه مستقیم!
کارمو تموم کرد!
فقط میتونم تا آخرش وایسمو نگاه کنم.
داره میمکدش!
همونطور که فکرشو میکردم.
هی، منتظرم شدی؟
چهمهربون!
مسموم شده!
چی؟میخواد دست بده؟
اوه، میفهمم.
همونه؟
سویی شوئه؟
روش افسانه ای نبرد.
سوئی-شو
اونا یه مبارزه سریع میخوان.
آیکی؟روی این استیج؟
No comments yet. Be the first to leave one.