You Are My Spring

You Are My Spring (너는 나의 봄)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

You Are My Spring E04 HDTV[@AirenTeam]
You Are My Spring E03 HDTV[@AirenTeam]
You Are My Spring E02 HDTV[@AirenTeam]
You Are My Spring E01 HDTV[@AirenTeam]
You Are My Spring E04 WEB-DL[@AirenTeam]
You Are My Spring E03 WEB-DL[@AirenTeam]
You Are My Spring E02 WEB-DL[@AirenTeam]
You Are My Spring E01 WEB-DL[@AirenTeam]
A Commentary by AirenTeam
کانال تلگرامي ما:@AirenTeam

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2021-07-19
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 198 lines.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

وقتی رفتم

.اون اونجا نبود

...اون

.هیچ جا نبود

...اول اینو بگم که اون

. هیچ وقت اونجا نبود

داستان اونا

مدت ها قبل در شهرشون که آروم به نظر می رسید شروع شده بود

اون بچه، باز هم کریسمس قبلی، کادویی نگرفت

ولی فکر کرد شاید به خاطر این بوده که موقع خمیازه کشیدن یکم اشکش در اومده بود

تامام

.اون به بابانوئل اعتقاد داشت

این پدرشونه

،هیچ کس جز خودش به خودش بی احترامی نمیکرد

،ولی اون هیچ وقت متوجه این موضوع نشد واسه همین هر روز الکل می نوشید

اون هشتصد وونه

اون دو هزار وونه

خوب به نظر نمی رسن

.فقط سس سویا رو برمیدارم

مادر بچه هاست

همه توی این محله میدونستن که

اون داره چیا می کشه

ولی اون مادر باید به یه چیز دیگه رو هم علاوه بر غرورش کنار میذاشت

!هوی تو به نفعته همونجا وایسی

اسم من کانگ دا جونگه

شنیدم غذا خیرات میکنین

مثلا نون

کتاب ها ارزشمند تر از نون هستن

میتونن گرسنگی روحی تون رو برطرف کنن

خدا با سخنانش ما رو نجات خواهد داد

.امکان نداره

دا جونگ نون چی شد؟- سرکاری بود-

چرا بابانوئل نیومد خونه مون؟

اومد بابا. اومد ...ولی تف کرد

یهو نیاز به دستشویی داشت و رفت تا پی پی کنه

واقعا نیاز داشت بره

اوهوم

سریع برگردیم

داجونگ چرا صورتت قرمزه؟

راجع به چی حرف میزنی؟ ساکت باش

داجونگ صورتت داره خون میاد

میخوای دماغت خون بیاد؟

مامان

پری تبدیل به حباب شد، این یعنی چی؟

پرنسسی که همه دنیا در خدمتش بودن عاشق پسری میشه که تقریبا نمی شناسدش

واسه همین خانواده ش رو رها میکنه و میره

ولی بعد از تجربه ی سختی های زیادی ...آخرش

آخرش میمیره

یه کتاب دیگه میخوام

پرنده چشم چپ پرنس رو از حدقه در میاره و میده به یه فقیر

روز بعدی اون یکی رو درمیاره و میده به یه فقیر دیگه

و پرنده روی زمین سرد دراز میکشه در حالی که شکمش خالی بود

و میمیره

از گرفتن سیب خیلی خوشحاله و فورا میخوردش

ولی میمیره

ولی کوتوله ها گریه میکنن چون نمیخوان اون بمیره

یه پری احمق لباساشو درمیاره و تو یه شهر دیگه خودشو تمیز میکنه

و یه دزدی لباساشو میدزده و باهاش یه معامله میکنه

یه آشغال الکلی زنش رو میکشه

بدنش رو میذاره داخل دیوار و با سیمان کاورش میکنه

که هیچ کس متوجه نشه

ولی یه گربه ی سیاه که با بدن اون توی دیوار گذاشته شده بود

وقتی پلیس میاد میو میو میکنه

و اون آشغال هم دستگیر میشه

که اینطور

بچه بارها و بارها گربه ی سیاه رو میخونه

چون بین همه ی داستان هایی که توی دنیاش پیدا میکرد

این اطمینان بخش ترین بود

!لطفا تمومش کن

چرا باید اینجوری زندگی کنم؟ چرا؟

!همه ش به خاطر توئه

!زندگیم خراب شده چون گیر زنی مثل تو افتادم

!مجبورت نکردم که بمونی

!فقط برو! لطفا

لعنت بهش

چی؟ میخوای برم؟

همین؟

بعد از تحمل کردن یه زن احمقی مثل تو- !نارنگی خریدم بچه ها-

مثل تو؟- !بابا-

...لطفا- بیا اینجا-

!لعنتی. هوی

چطور اون بچه های لعنتی نمیان تا با پدرشون سلام علیک کنن؟

...لطفا نکن- لعنت بهش. بیاین بیرون-

لطفا- !هوی-

،حتی انگشتتم بهشون نمی زنیا

وگرنه میکشمت- خوب-

به هر حال از قبل گندتو که به زندگیم زدی

!بکشم

!فقط منو بکش

نونا

،برادر کوچیکترش خوندن بلد نبود

اونم بلد بود کرم بریزه و داستانو عوض کنه

در نتیجه توی اتاقشون ، داستان گربه ی سیاه هر شب عوض میشد

یکی بود یکی نبود یه دختری بود

معلوم شد که پدرش پدر واقعیش نبود

مرد همسایه پدر واقعیش بود

بعد به خوبی و خوشی زندگی کردن

.پایان

یکی بود یکی نبود یه دختری بود

معلوم شد همسایه بغلی خانواده ی اصلیشن

بعد به خوبی و خوشی باهاشون زندگی کرد

پایان

یه داستان دیگه برام بخون

یه داستان با یه پرنس

میدونی چه اتفاقی برات میوفته اگر

پرنس ها یا پرنسس ها رو دوست داشته باشی؟

تبدیل به حباب میشی دستت با سوزن خراشیده میشه

یا در حد مرگ مسموم میشی

چشم هات از حدقه درمیان و لباس هات هم دزدیده میشن

دروغ میگی

مامان اینو گفته

...تبدیل شدن به حباب یعنی

...اون نابودی رو انتخاب میکنه

تا بعد از تلاش های سختش اوضاع بهتر بشه

هیچ چیز توی دنیا مجانی به دست نمیاد

تو بهشون یه پا میدی و اونا بهت یه زبون میدن باید یه چیزی در مقابل چیزی که میگیری، بدی

...ولی در زندگی

.عکسو الان میگیرم

.یک،دو، سه

"ناتاشا، میمون سفید و من "

توسط بک سوک

امشب برف تمومی نداره"

چون من، یه مرد بیچاره

"ناتاشای زیبا رو دوست دارم

در زندگی

یه چیزایی توی زندگی هست که حتی اگه قدرت تصمیم گیری بالایی داشته باشید نمی تونید بهشون نه بگید

انقد درخشنده و روشنن و شادت میکنن

که هرکاری میکنی اگه میتونستی داشته باشیشون

،وقتی این چیزا تو رو جادو میکنن

تو مشتاقانه خودتو بهشون میسپاری

،حتی وقتی چاقو دستت میگیری

تنها چیزی که میتونی زخمیش کنی پای خودته

،مثل هر موجود جوون و حساس دیگه ای

بچه رویاهایی داشت و به دنبال چیزایی بود تا به اونها تکیه کنه

،فرقش این بود که اون نمیخواست که پرنسس باشه

ولی آرزو داشت دختر همسایه باشه

،و منتظر شاهزاده خوشتیپ نبود تا نجاتش بده

بلکه منتظر گربه سیاهی بود که تو ترسناک ترین لحظه زندگیش براش میو میو میکرد

داجونگ. بلند شو و لباستو بپوش

مامان

...اما مرد همسایه- ساکت-

بچه فکر میکرد که از خود هفت ساله بدبختش

به دور دست ها فرار کرده

...اما

دسامبر 2020, سئول

آره. من تو راه اونجام. بعد پیاده شدن از اتوبوس، بپیچم به راست؟

از مسیری که من اومدم؟

که اینطور

تو مسیری که اتوبوس داشت میرفت؟

میدونم. فقط داشتم چک میکردم

راجب چی داری حرف میزنی؟ اسم مستعار من کانگ جی پی اسه

ساختمان گوگو) (طبقه دو و سه برای اجاره

مسیریابیت افتضاحه

چجوری میتونی اونجا گم بشی؟ اصلا چجوری میری سرکار؟

من گم نشدم

فقط داشتم نگاهی به محله جدیدم مینداختم

واقعا داری اسباب کشی میکنی اینجا؟

امروز قرارداد رو امضا میکنم

چطور؟ خوشت نمیاد؟

خوشم میاد که ساختمون جدیده

من میخوام شروع تازه ای داشته باشم با یه صفحه تمیز

میدونستی با چندتا آدم عجیب غریب قاطی شدم؟

فقط عجیب غریبا؟

اگه المپیک بودی، برای جمع کردن آدم های آشغال مدال طلا میبردی

اغراق نکن

چی؟

،یه معتاد الکل، یه خیانت کار

یه دروغگوی بیمارگون، و یه آدم مفت خور که از دوست دخترش پول میگرفت

اون مال خیلی وقت پیشه

همین امسال بود

فکر کنم فقط چیزای خوب اینجا اتفاق می افته میدونی که حس هام درسته

نه، احساساتت معمولا اشتباهن

خوبه

هی، خودتو بپوشون آب بارون امروز کثیفه

!این بوی یه شروع تازست

من در پانگجی دونگ هستم جایی که قتل اتفاق افتاد

،ساختمون به تازگی نوسازی شده بود

و چند مستاجر برنامه داشتند که امروز اسباب کشی کنن اینجا

کل ساختمون در زمان حدودی وقوع قتل خالی بود

پلیس با استفاده از دوربین های امینی دور تا دور ساختمون

تحقیقات رو شروع کرده

به طور کلی، یک جسد رها شده این معنی رو میده که متهم دست پاچه بوده

ولی تو این مورد، برعکسه

،با رها کردن جسد قاتل خیلی پیش رفته

بعد از گرفتن جوابی که میخواستند ،با خفه کردن قربانی

متهم برای آزاد کردنش ،وانمود کرد

،قربانی‌ رو از پشت زخمی کرد

و جسد رو‌ رها کرد تا همه ببینن

احتمالش هست که متهم از لحاظ روحی مریض باشه؟

سوال سختیه برای جواب دادن

از لحاظ روحی مریض بودن باعث نمیشه که فرد مستعد جرایم بیشتری مرتکب بشه

نداشتن ژن های ام اب او یا بزرگ شدن تو محیطی که در اون سو استفاده هست

هم مسبب رفتار اجتماع ستیزی نمیشه

بیماری های روحی و محیط های بچگی

فقط میتونه فاکتور هایی برای تعداد کمی از مجرم ها باشه

پس این میتونه یه مفهوم تبعیض آمیز باشه

تیم جرایم خشونت آمیز سه) (کو جین بوک

More Farsi Persian subtitles for You Are My Spring

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left