Specials

Release info

Birth of a Beauty E12 parsisub ir تولد زیبایی قسمت دوازدهم
A Commentary by ahmad@
Parsisub.ir

Tags

other
Published on: 2015-02-05
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چرا بهم نگفتي

لي کانگ جون آزاد شده؟

نميخواستم بترسونمت

ميخواستم ازت حمايت کنم

ميخوام يه چيزي ازت بشنوم

...با "من" شروع ميشه

...دوست داشتن دوباره ي يه نفر

...براي من

ترسناکه

زودباش بهم بگو

...اما

اگه اون فرد تو باشي

....چيزي که ميخوام بشنوم

دوستت دارم

آجوما

چرا اينجا خوابيدي؟

همسري که 8سال بهش اعتماد داشته اونُ کشته

روبرو شدن باهاش حتماً ترسناکه

دکتر

دکتر

چرا اينجا خوابيدي؟

تو هم تو اتاق من خوابيدي

ما مثل هميم

مي دوني؟

ديشب کابوس نديدي

دفعه قبل تمام شب کابوس ديدي

آره؟

آره

لي کانگ جون خونه رو گشته

فکر مي کردم حتما کابوس ببينم

مي دوني چرا؟

وقتي تو خواب بودي

من دستتُ گرفته بودم

چون وقتي دستتُ بگيرم ديگه کابوس نمي بيني

از الان به بعد هيچ چاره ايي ندارم

جز اين که باهات بخوابم

چي فکر مي کني؟

هان؟

!نمي توني

نمي تونم؟

چرا نمي تونم؟

يادت نمياد؟

اشکال نداره

نميخوام بخورمت

خودت ميخواستي با من بخوابي

چه فرقي داره؟ اون موقع مي شد اما الان نميشه؟

بهم بگو فرقشون چيه؟

...آجوما

به چي داري فکر مي کني؟

من معصومانه دارم تلاش مي کنم تورو از شر کابوسهاي شبانه نجات بدم

احتمالاً

داشتي به اون فکر مي کردي؟

...خداي من تو

شيطان کثيف...

!نـ...نه

انکارش نکن، حتي صورتت سرخ شده

چون صبح زوده بخاطر خورشيد ـه

اه، واقعاُ که. نمي دونم

برو بيرون

زود باش

خدايااا

اه

راستش

کابوس نداشتم

وقتي که تو چشماي شوهرم نگاه کردم

خيلي ترسناک بود

از اونجايي که وسايل انتقام گيريُ ديده

ديگه ساکت نميشينه

مشکوک ميشه

چي فکر مي کنه؟

فکر مي کنه من سا گيوم ران ـم؟

البته که نه

تا حالا هيچ کس تو رو نشناخته

ترس

شوهرت يه شيطانه

درسته که ترسناکه

اما بازم نترس

اون گناهکاره نه من

درسته

من چرا بايد بترسم؟

هرموقع ترسيدي، به اين فکر کن که از چه سختي هايي گذشتم

تصادف ماشين ...افتادن تو آب يخ

بالا خزيدن از اون سخره بلند

نجات پيدا کردن آسون نبود

غير عادي بود

و ده ها بار بيهوشي

حتي بخاطر بيهوشي زياد توهم پيدا کردم

هنوزم جاي تعجبه که تحمل کردم

مي دوني چرا تحمل کرديم؟

چون من آجوما ـم

من با چاقو مشکلي ندارم

مي تونم با هرکسي دوست بشم

انتقام چشمم کور کرده

يه آجوما در حد يه گانگستر ـه

حالا که مي دونم لي کانگ جون يه شيطانه مي تونم جوابشُ بدم

...عشق

...مامان

ازشون محافظت مي کنم

بيا انجامش بديم

ما چي مي تونيم بگيم؟

کارمون خيلي خوب بود

چطور اينکارو کرديم؟

حس مي کنم آخرين کارتم دزديده شده

...چرا اين اتفاق افتاد؟

تمام شب به اتفاقاتي که برامون افتاد فکر کردم

خوب؟

...تمام اتفاقاتي که افتاد

...و اين چيزايي که برا ما اتفاق افتاد

...همه اتفاقات

همه اونها اتفاق بود؟

تو به جرم قتل سا گيوم ران

دستگير ميشي

خيلي برنامه ريزي شده است که بخواد تصادفي باشه

همه اينها تو مدت کوتاهي اتفاق افتاد

فکر کنم عمدي بوده

تو خونه ي سارا اطلاعاتي در مورد خودم پيدا کردم

اين کار سارا نيست

بخاطر حسودي نيست

سارا تو رو به دادستان ها گرازش داده

سارا از کجا مي دونه تو سا گيوم رانُ کشتي؟

با عقل جور در نمياد

پس کي بوده؟

کسي که تا سرحد مرگ ازمون متنفره

سا گيوم ران

اما اون مرده

يکي ديگه هم هست که انگيزه داره

اوپا ته هي

اوپا هان ته هي عاشق منه

اون مي خواست جلوي ازدواج مارو بگيره

اوپا ته هي به ما حسودي مي کرد

و سا گيوم ران از ما متنفر بود

بايد ارتباط اون دوتا رو پيدا کنيم

از حالابه بعد، پيدا کن ببين کي تو رو به دادستان گزارش داده

اگه واقعاً اوپا ته هي دخالت داشته باشه

تنها چيزي که بايد بفهميم ارتباطش با سا گيوم ران ـه

وقتي تو، يه قاتل، به اوپا ته هي حمله کنه

من ميخوام ازش حمايت کنم و نجات دهنده ـش بشم

...نميخوام اوپا ته هيُ

رها کنم

بيا

صورتم کاملاً مخفي شده؟

کليد تغيير لباس اينه که ديده نشي

بخاطر لي کانگ جون؟

وقتي اونجام مشکلي نيست

اگه وقتي تنهايي باهاش روبرو بشي چي؟

بيا

اين يه وسيله ي کمکي ـه

چي پي اس داره

هر موقع که بخوام مي تونم پيدات کنم

زره دفاعي در موقعيتهاي نزديک؟

نترس، منُ داري

لي کانگ جون نمي تونه دوباره تو رو بگيره

دکتر، الان ديگه مي توني بري

اتفاقي نمي افته

تو شلوغي بمون

مستقيم برو استوديو

گوشي تو فراموش نکن

سارا؟

چرا انقدر خودتُ پوشوندي؟

اون يه سوپراستار ـه

دردسرهاي سوپراستاري

واقعاً؟

مديرعامل

دادستان هان چي گفت؟

کسي که تو رو متهم به قتل کرده چويي هيون سوک ـه

دستيار هان ته هي

خداحافظ

باشه

هان ته هي منُ گزارش داده

تو يه مورد حق با ما بود

اوپا ته هي اين کارو با ما کرده

اگه فقط رابطه ي هان ته هي و سا گيوم رانُ بفهميم

معما ـمون حل ميشه

خانم بزرگ غذا نمي خورن

فکر کنم بايد براشون غذا بفرستيم

بفرمايين

...اما

اگه مجبورش کنيم غذا بخوره مريض ميشه

مجبورش نکنين

بيا غذا بخوريم مين هيوک

عوضي هاي شيطان صفت

به دليل بيماري آزاد شده و تو خونه داره درمان ميشه

پس هيچ راه رسمي براي برخورد باهاش نيست

...پس

چطور مي تونيم برگردونيمش؟

بايد يه راهي پيدا کنيم

مي تونم حکم موقت براي ملاقات از دادگاه بگيرم

بعد مي تونم ببينمش؟

مي تونيم براش درخواست بديم

...اما اين که هان مين هيوک قبول کنم يا نه

مطمئن نيستم

بايد تلاشمونُ بکنيم

بيا هرکاري مي تونيم انجام بديم

سلام

من سرآشپز سارا هستم

بعد از فيلم برداري امروز، غذايي که درست کردي اعلام ميشه

عصبي ـم

اين بار داورها عروس خانواده هاي سنتي ـن

بايد عصبي باشي، سارا

همه تلاشمُ براي آماده شدن مي کنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left