Tyler Perry's Zatima

Tyler Perry's Zatima

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Zatima S04E08 Family Affair 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 8 Zatima 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

مثل من لباس می‌پوشه.

موهاشو مثل من درست می‌کنه و کلاً همه چی.

وای، باید همون موقعی که اون شب زد به...

خونه‌ت، یه کتک مفصل بهش می‌زدم.

وایسا، چی؟

قسمت‌های قبلی «زاتیما»

این دختره دیوونه‌ست.

آره، هست.

ولی یه چیزی براش کنار گذاشتم.

می‌دونم این عوضی که...

من می‌فهمم کی داره دروغ می‌گه.

و تو داری در مورد یه چیز خیلی مهم دروغ می‌گی.

رفیق، بریم یه استراحت کنیم.

آروم‌تر. وقت داری.

خوبم، حالم خوبه.

چیه؟

سلام.

نه، نه، نه... امروز نه.

امروز وقت این کارا رو ندارم.

آها. یالا.

رفیق، فکر کردیم نمی‌آی، بابا.

داداش، کلی کارای مربوط به بچه داشتم باید انجام می‌دادم.

ای بابا. شروع نکن.

ببین، باشه، من که...

ببین، هی، یالا، آماده شو.

برو عوض کن، برو عوض کن.

نیازی نیست عوض کنم.

می‌خوای با این تکرارها رو بزنی؟

آره، با همین لباس این تکرارها رو می‌زنم.

باید برم. باشه.

باشه. مطمئنی؟

آره داداش. می‌تونستم تو خونه استراحت کنم، پسر.

یالا.

بریم، بریم. تند، تند!

اینه. یالا.

مواظب سرت باش.

باید مواظب سرت باشی.

آفرین.

خب، یالا. یالا، بزنش.

یک! اینو حساب می‌کنم.

دو! اینه خودش.

سه! چهار!

پنج! سینه بالا.

یالا. پنج!

اینه. شش!

هفت! دمت گرم پسر.

هشت! یالا.

نه! بریم، بریم!

بیارش بالا، بیارش بالا، بیارش بالا!

ده! یالا، یالا، یالا!

ده! اوه، آره.

درسته.

وووه!

دست زدن به منو بس کن.

چته تو؟ چی؟

از وقتی اومدیم اینجایی داری همینجوری رفتار می‌کنی.

داری زیادی جوّ می‌گیری، داداش.

حس خوب دارم.

کسی ازت نپرسید چه حسی داری.

آره، داری مثل یه خروس رفتار می‌کنی. یه چی؟

می‌دونی، یه جوجه نر.

خروس.

اگه الان تو این باشگاه این رفتاراتو جمع نکنی...

حالم خوبه، باشه؟ من الان شدم مثل تو.

بالاخره زن‌های زندگیمو کنترل کردم.

حس می‌کنم تو اوج دنیام.

هیچ‌کس نمی‌تونه جلومو بگیره.

هی، هی، هی!

بابا، یه کم آروم باش، داداش.

هی، اگه آروم نشی ما می‌ریم.

نمی‌بینی این همه آدم گنده اینجان؟

هی، نگام کن، نگام کن. چیه؟

یه چیزی مصرف کردی، نه؟ اوه، آره.

این قرص‌های تستوسترون جدید رو گرفتم.

اوه، آره.

چند تا خوردی؟

نوشته هر دو ساعت شش تا.

اوه، آره.

شماها هم از اینا می‌خواین؟

بابا، نوشته «دو تا هر ۲۴ ساعت».

اوه

اشتباه خوندمش، اشتباه خوندمش.

تو... تو اشتباه خوندی؟

چطور ممکنه اون رو اشتباه بخونی و فقط یه دو تا بهش اضافه کنی؟

کار دست خودت دادی. می‌تونستی بمیری، داداش.

نابود شدی، داداش.

اه، خفه شو بابا.

الان شبیه مامانم رفتار می‌کنی.

یکی باید بزنه پس گردنت...

در واقع، می‌خوای لوری پیرو صدا کنم؟

نه، منظورم اینه که، نه، لطفاً. آره، آره.

آه، داشتی تستوسترون می‌آوردی...

دست زدن به منو بس کن!

می‌بینی چی می‌گم؟

دنبال زاکاری تیلور می‌گردیم؟

برای چی دنبال من می‌گردن؟

نمی‌دونم.

اوه، منم نمی‌دونم.

اون کیه؟

ما می‌دونیم تو اینجایی، زاکاری تیلور.

پس‌پس. پس‌پس

اینجاست. درست همین‌جا

مرتیکه!

الان جدی می‌گی؟

تو زکری تیلوری؟

فکر کنم

دستگیر شدی. اوه خدای من!

برای چی؟ مقاومت نکن.

من مقاومت نمی‌کنم! چی...

هی، به فاطمه زنگ بزن. باشه؟

این دیوونه‌بازیه‌. من کاری نکردم!

هی، شما نمی‌تونین منو بازداشت یا دستگیر کنین بدون اینکه بهم بگین

چرا دستگیر شدم.

دستگیر شدی چون یه "بابای جذاب" هستی!

اوه!

اوه، خدایا!

اوه، آره.

چی شده... اینجا چه خبره؟

اوه، نه، نه، نه.

دارین... هی، فیلم گرفتن بسه!

فاطمه، من هیچ ربطی به این قضیه ندارم.

من هیچ... نه.

می‌کشمتون.

باشه، باشه، باشه.

صبر کن، صبر کن، صبر کن.

معلومه که معذبه.

خانم‌ها، می‌تونین دستبندها رو باز کنین، لطفاً؟

اوه. ممنون.

ببین، زک. می‌دونم غافلگیر شدی،

ولی نمی‌دونستیم کجا پیدات کنیم بدونِ اینکه...

منظورم اینه که، می‌دونی.

آره، باید تو رو دور می‌کردیم

از خانمت برای این کار، می‌دونی؟

آره. داداش، این دیوونه‌بازی‌ها چیه؟

تازه دیوونه‌ترم می‌شه.

ما تو رو برای تمام روز می‌دزدیم.

چی؟ نه. آممم.

فاطمـ...

این ممکن نیست، داداش.

امروز وقت عکسبرداری بارداریه.

اَه، ای وای! آره، یادم رفته بود.

تو یادت نرفته بود، ما نمی‌دونستیم.

از نظر فنی، بارداری یعنی...

تو لازم نیست اونجا باشی.

دست به من نزن.

و آره، باید اونجا باشم، احمق.

و شما فکر می‌کنین می‌خوام زن حامله‌م این صحنه‌ها رو ببینه؟

صبر کن، صبر کن، صبر کن. زن حامله؟

اَه، ببینین، شماها دارین کاری می‌کنین که این مرد کُشته بشه.

شما گفتین این برای یه "زَدی" (بابای جذاب) هست.

آره.

یه "زَدی"، زک. نه یه بابای واقعی واقعی.

کاری کردین منو "زَدی" صدا کنن!

فاطمه گفته نمی‌تونم "زکِ زَدی" صدام کنن، داداش.

وای، تورو خدا، داداش. اون اینو رد کرد؟

ما تی‌شرت و همه چی درست کردیم.

چرا... چرا اون باید همه چی رو مدیریت کنه؟

می‌دونی چیه؟ اون که هنوز زنت نیست.

آهان، باشه، نیت.

الان وقت کلمات بازی نیست.

زک، زک، ببین، ما متأسفیم.

دست به من نزن. ما متأسفیم.

دست به من نزن.

اولاً که، اون همه چی رو مدیریت نمی‌کنه.

باشه، دوماً، نیت، این فقط دیوونه‌بازیه‌.

چرا برای یه پدر در آستانه تولد بچه، رقصنده استخدام کردین؟

این عجیبه. عجیب نیست.

رقصنده‌ها برای هر مناسبتی خوبن.

باشه، باشه، باشه.

اول از همه، هی، خانم‌های جوان...

می‌تونین یه کم عقب‌تر بیاین، لطفاً؟

اون زن حامله‌ای که در موردش صحبت می‌کنیم رو می‌شناسین؟

آره، هورمون‌هاش ریخته به هم و اسلحه داره.

ممکنه همینجوری بیاد و شروع کنه به تیراندازی به همه.

و اگه سینه‌ها سوراخ سوراخ بشن، دیگه نمی‌شه تکونشون داد، درسته؟

باشه، پس بهتره از من دور شین.

من خطرناکم، باشه؟

ممنون.

واقعاً چرا دارین این کارا رو می‌کنین؟

بابا زک.

می‌دونی وقتی بچه به دنیا بیاد،

دیگه وقت نداری با ما بچرخی.

همین الانشم داره اتفاق می‌افته، مرد.

آره، منظورم اینه که تو خیلی درگیری

با شوهر خوب و پدر خوب بودن.

یعنی، واسه ما وقت نداری، زک.

هی، ما بهت افتخار می‌کنیم، مرد.

واقعاً. آره.

ما برات خوشحالیم.

ولی خب، می‌دونی، ما فقط می‌خواستیم

یه حال و هوای آخر داشته باشیم، قبل از اینکه کلاً غیبت بزنه.

من که قرار نیست غیبم بزنه، داداش.

آره، غیبت می‌زنه. اشکالی نداره.

شماها واقعاً اینقدر حس می‌کنید نادیده‌تون گرفتیم؟

باشه، صبر کن، این دیگه مسخرست.

شماها چندتا مرد گنده هستید.

هی، خانم.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left