The first 166 lines.
« تقدیم به جانفدایان راه آزادی »
- آره!
- یه چیزی بهت میدم!
سلام، سلام، سلام.
به «آمریکاز گات تلنت» خوش اومدین.
این بهترین تماشاچیایی هستن که تا حالا داشتیم.
بچهها آمادهاید یه سری استعداد ببینید؟
- خیلهخب. حله؟ ردیفیم؟
- واسه اولین اجرای امروز آمادهاید؟
- هووو!
- سلام به همگی. - سلام. درود.
بهمون بگید کی هستید و اهل کجایید،
چرا اینجایید. - ما گروه «باریو دنس» هستیم.
ما اهل مَدیسونِ ویسکانسین هستیم.
و اینجاییم تا عشقمون به رقص رو با شما تقسیم کنیم.
میخوایم همهتون حس کنید که خیلی خوشاومدید
توی محلهمون، که یعنی...
و توی این شادی با ما شریک بشید.
- خیلی خب.
توی این سالها چیزی دیدی؟
جایی که رفتی رو میگم، خب، میتونیم بهتر از اینا عمل کنیم، مگه نه؟
شکستهنفسی نکن.
- دلم میخواد بگم آره چون فکر میکنم...
یه چیز خیلی خاص داریم...
که شاید انتظارش رو نداشته باشین. - ببخشید.
- داری چیکار میکنی؟
- یکی میکروفونم رو خراب کرده.
- امروز خیلی هیجانزدهای. یه لحظه صبر کن.
-
خوشحال میشیم اینهمه ذوق و شوقت رو میبینیم.
- شرمنده. دیگه جلو خودم رو میگیرم.
نگران نباش.
اصلاً فکر کن اتفاقی نیفتاده، خب؟ خودم ردیفش میکنم.
بسیار خب. بریم سراغ بقیهش.
- آره، ما کلاً عاشق اینیم که... وقتی دور هم جمع میشیم،
عاشق اینیم که کلی خوش بگذرونیم.
- خیلی خب. ممنونم. ممنون.
خب، قراره چیزی باشه که تا حالا ندیدیم؟
- آره. - درسته.
عاشقشم.
دیگه سوالی ندارم.
موفق باشی. - عالیه.
- خوش بگذره.
[آهنگ «یکی دیگه هم غزل خداحافظی رو خوند» از کوئین]
- منم میدونستم.
- هووو!
- خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب.
مل؟
- ای وای من.
بذار بهت بگم که انرژیتون معرکهست.
چند نفرید؟
- ۲۸ نفر.
- واسه ۲۸ نفر که اینقدر با هم هماهنگ باشن،
انقدر بینقص، انقدر درست،
آفرین.
دمت گرم.
- هاوی؟
- میدونی، اگه بخوام صادق باشم، اونقدرا هم شگفتزده نشدم
همونطور که شاید مِل بود.
- چی؟
- چیزی ندیدم که تا حالا ندیده باشم.
- سوفیا؟ - من که خیلی خوشم اومد.
فکر کردم تعدادتون بیشتر از ایناست.
باورم نمیشه که فقط ۲۸ سالته.
انگار مثلاً ۵۰ نفر داشتن میرقصیدن.
به نظرم محشر بود.
اون خودِ گرینچه.
- فکر کردم... تا حالا شده رقصهای...
جالبتری توی این سالها دیده باشیم؟
باید بگم آره.
- ولی خب، انرژیت خیلی واگیردار بود.
- آره.
- بسیار خب. لحظهی حقیقته.
هاوی؟
- فکر نمیکنم در اون حد باشه. رای من منفیه.
- مهم نیست چون رای من مثبته.
- سوفیا؟
- آره.
«این شد دو تا بله.»
- بیخیال سایمون. اونا عاشقش شدن.
- باشه.
بعضی وقتا با یه گروه رقص بزرگ،
از انرژیشون جون میگیری.
درسته.
وقتی میبینم آدما واقعاً، واقعاً یه چیزی رو میخوان
و براش مایه میذاری،
فکر میکنم اصلِ مطلب همینه.
- سایمون، اونا فقط میخوان بدونن بالاخره آره یا نه.
- آره یا نه؟
- بیا دیگه.
- خیلهخب. دارم میگم نه...
به شماها میگم نه...
از این لحاظ که یه ثانیه بهم وقت بدین تا بگم آره.
- آره.
بالاخره.
- تماشاچیها داشتن میترکوندن.
کل سالن داشت میترکید.
نمیتونستیم متوقف بشیم.
گوش کن، «هاوی» رو بیخیال شو، باشه؟
- سایمون، لازم نیست اینقدر طولانی حرف بزنی.
داری بدجوری منتظرشون میذاری.
- اینجا بزرگترین استیجِ دنیاست.
باحال بود، هیجانانگیز بود.
- واو.
مخم رو ترکوندی.
- به نظرم بینقص بود.
- این کارتته؟
- این اون کارتی نیست که انتخاب کردم.
- خوبی داداش؟
- راستش میخوام بگم که...
- فقط چند لحظه فاصله داریم.
بچهها تا اینجا کارتون عالی بوده.
همگی یه دست مرتب برای خودتون بزنید.
- شما فوقالعادهاید. لیاقتش رو دارید.
انرژیتون حرف نداره.
- انرژیشون واقعاً خوب بود. مگه نه؟
- حس میشد بیشتر از ۲۸ نفر باشن، نه؟
- من فکر کردم حدود ۴۰ نفرن.
آره.
- بچهها، یه انرژی حسابی میخوام. آمادهاید؟
بفرما. بشین.
بزن بریم.
- ای بابا.
- سلام.
به «استعدادیابی آمریکا» خوش اومدین.
حالتون چطوره؟
فکر میکنی بتونی برنده شی؟
- آره. - آره.
- آره.
- کجا داری میری؟
اوه، میخواد بره لباس مخصوص بپوشه.
- ترسیدم.
- اوه!
- واو. - اوه، این قراره عالی بشه.
- واو.
- اوه، نه. ای وای من.
- اوه!
- چه خبره؟
- چه اتفاقی داره میافته؟
- اوه!
- آره.
[آهنگ «اشکهای یک دلقک» از گروه دِ میراکلز]
منظورم اینه که، واقعاً خندهدار بود.
- اجرای موردعلاقهی امروز من بود. - آره.
- نظرت چیه، مِل؟
- فکر کنم تابلوعه که نظرم چیه، مگه نه؟
اون... راستش بابِ میل من نیست.
یه جورایی داشت خوابم میبرد.
- آره، خیلی بامزهای.
ولی اینجا جشن تولد یه بچه سه ساله نیست.
- موافقم.
- خب، بیاین رایگیری رو شروع کنیم. - رای من منفیه.
- مال منم منفیه. - نه.
- اوه.
- ممنونم. ممنونم.
برو خونه.
- چرا اون خندهم انداخت؟
- چون خیلی افتضاح بود.
- میدونی چیه، گادفری؟
متاسفم که سوفیا بادکنکت رو ترکوند.
- ناامید شدم.
No comments yet. Be the first to leave one.