The first 200 lines.
آتیش زدن یه انبار بزرگ؟
غرق یه قایق تفریحی بزرگ؟
تصادف اتوبوس مدرسه
با یه اتوبوس مدرسهی دیگه؟ - فاجعه به شکل ضربدر -
جهت اطلاعت اتوبوسهای مدرسه مسافر نداشتن
ولی وای، چقدر بنزین داشتن - فکر کنم عبارتی که -
دنبالش میگردین "ماموریت با موفقیت انجام شد" هست
عبارتی که دنبالش میگردم
باعث میشه شیشهی جریمهی فحش رو تا لبهی کیریش پر کنم
لعنتی
چرا اصرار داری به هر خمرهای که میبینی شلیک کنی؟
چون شلیک به خمرهها اولین کار جاسوسهاست
همچنین نمیدونستم خمرهها منفجر میشن
روش حساب کرده بودم توش اسید باشه
.نمیدونستم قایقها هم ممکنه آتیش بگیرن مگه اونا کاملا خیس نیستن؟
،نیمهی پر لیوان رو ببینیم نابود کردن اون آزمایشگاه
معنیش اینه که دیگه لنگرگاه آلوده نمیشه
و خوکهای آبی در خطر انقراض لنگرگاه رو نمیکشه
دیدی، مادر، انفجار واسه خوکهای آبی خوب بود
شاید خوکهای آبی بفهمن
که صدمات جانبی چیه و من باید پولشون رو بدم
درکش واسه پستانداران آبی یکم مشکله - ببینین، مهم اینه که -
...ریزتراشه رو به دست آوردیم، پس یعنی
وایسا ببینم، نمیدونی ریزتراشه به چه دردی میخوره؟
!هر ریزتراشهای که پیدا میکنیم رو یادم نمیمونه
همینطور دستگاه هدایت موشک
حدس زد - خیلی خب، باشه. به چه دردی میخوردن؟ -
من از کجا بدونم؟ - من فکر کردم سلاح شیمیایی هستن -
من حس کردم ماهوارهی جاسوسیه
منم حس کردم تو
از پسر بچهی رئیس مافیا کتک خوردی - !نمیتونستم یه بچهی 10 ساله رو بزنم -
نمیتونستی جلوی مشتهاش رو هم بگیری
عجب، همهی جلسات گزارشدهی اینقدر فاز منفی داره؟ - آخه... آره -
آره
.بیخیال، شماها قهرمانین یه آزمایشگاه سرّی رو نابود کردین
آره، همیشه یه آزمایشگاه سرّی هست - و هیچوقت هم خیلی سرّی نیستن -
من تا حالا داخلشون نرفتم ولی میدونم دستشوییـشون کجاست
...حرفهای کسلکنندهاتون رو ببرین بیرون و
هر کاری میخواین باهاشون بکنین
الان دیگه کسلکنندهایم؟ - خب، سیریل همیشه بود -
عادلانهاس - و لانا وقتی ازدواج کرد -
کسلکننده شد - جانم؟ -
شنواییش هم داره ضعیف میشه
کسلکننده؟ شماها جاسوسین
فقط زیادی کار کردین
هی، آخرین باری که واسه نوشیدنی بیرون رفتین کِی بود؟
به گمونم بیرون تنهایی مشروب خوردن حساب نمیشه
.فکر کنم منظورش همهامون باهمه و خیلی وقته که نرفتیم بیرون
میدونی، این شاید تنوع خوبی باشه
فکر خیلی خوبیه
"یه بار جدید به اسم "دلم نمیخواد برم خونه باز کردن
درست بغل "ازدواجم اشتباه بود" هست
و انتهای خیابون "زندگی مجردیِ خوب و باحال" هست
ولی اونجا تعطیل شده - احتمالا چون اسمش بد بوده -
حالا که فکر میکنم، از موقعی بیرون نرفتیم ...که آرچر توی
،توی مرخصی استعلاجی چون اسمش همینه
خواهرزادهام توی مرخصی استعلاجی پزشکی هست
بعدا برنامه دارم، ولی پایهام قبل از دیوونه شدنم دیوونه بشم
!عالیه دور اول به حساب من
!وایسا هنوز
نه
!ایستگاه بعدی، خاطراتی که یادمون نمیاد
!جاسوسها! جاسوسها! جاسوسها !جاسوسها! جاسوسها! جاسوسها
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
Sync: AliNet
...شاید این وقتگذرونیمون بهتر بشه اگه
جدا بشیم؟ کاملا موافقم
من میرم کنار بار - بازی دارت -
پیش زنها - من میرم کوچه -
...این یه جورایی بعکس وقتگذرونی گروهیه
و دیگه رفتن - من هنوز اینجام -
آها
اینقدر این کار رو نکن - فقط سعی دارم یه چیزی رو حس کنم -
این شب گروهی خیلی ضایع هست
!باید خالکوبی ست بزنیم
!هردومون یه جای بدنمون بزنم - واسه کمتر از اینا کارهای بدتری هم کردم -
،اگه واقعا میخواین اوضاع رو هیجانی کنین
بهتره روانگردان آزمایشی جدیدم رو بخوریم
چیکار میکنه؟ - هنوز مطمئن نیستم -
ولی موشها قبل از اینکه بمیرن به نظر خوششون میاومد
نه؟ به ضرر خودتونه
!اوناهاش. سیریل
هی، بیا با دوستهام آشنا شو
وای خدا، چشمت - این رو میگی؟ -
...آره، اون. اون رو - وقتی میخواستم دست و پای یه پسر کوچولو رو ببندم -
من رو با مشت زد
این چه کاری بود؟ - چیه؟ -
نمیتونی همینطوری حرفهای خجالتآور بزنی
.باید موضوع رو عوض کنی بعدش نمیذارم این کار رو بکنی
بعدش سعی میکنی توضیح بدی و جواب نمیده
اگه سریع اعتراف کنی بیعرضهای که حال نمیده
چی میتونم بگم؟ شاید واقعا یه بیعرضهام
آره، تو یه... بیعرضهای
لعنتی، هیچی حس نمیکنم - شاید یکم حس همدردی -
واسه مردی که نابود کردی بکنی؟ - چارلز ون دورن رو میگی؟ -
اون به اعتمادِ مردم آمریکا به برنامههای اطلاعات عموم خیانت کرد، پم
.منظورم سیریله تو نابودش کردی، رفیق
ضایع بودن سیریل چطوری تقصیر منه؟ - چون شاد بود -
و توی کارش خوب بود و خیلی خوب عضله ساخته بود
.و بعدش به هوش اومدی و بهش توهین میکنی ...و الان
بچهها - یالا، پسر -
!بچهها، قبول کردم براتون نوشیدنی بخرم دیگه
برامون یه نوشیدنی بخر - هل دادنم چیزی رو حل نمیکنه -
پس آره، کامل و واضح تقصیر توـه
وای... خندهدار بود
وای خدا. دیدی؟
پا شد و ازم دور شد - آروم باش، خانم متاهل -
...مثل شوهرم حرف میزنی
کسی که عاشقشم و الان بهش پیام میدم که بیاد پیشمون
لانا، داشتم شوخی میکردم
به خاطر اینه که آرچر بهت گفت کسلکننده؟
نه، آخه، اگه حق با اون باشه چی؟
ساندرا، یه مرد پا شد و ازم دور شد
!تا حالا همچین اتفاقی نیفتاده بود
هی، میشه دو تا ابجوی سبک بهم بدی؟ - میشه، ولی گیرت نمیاد -
هی، کارت خوب نیست، پم - بزنش به حساب اون -
این دیوونه از کوره در رفته ...و باید مخزنش رو پر کنه
مخزن مشروبش رو - اه، مشروب مسکال و شوتزی؟ -
اون دو تا رو اصلا میشه با هم خورد؟ - !وقتشه که بفهمیم! به سلامتی، دخترها -
شریل، میخوام یه چیزی بگم
و احتمالا بهش میخندی
!بهم نگو چیکار کنم ولی باحاله
پم فکر میکنه وقتی به هوش اومدم سیریل رو خراب کردم
چرا نمیخندی؟
وایسا ببینم
تو هم فکر میکنی سیریل رو خراب کردم؟
!شریل - نه؟ -
خوبه - فقط سیریل رو خراب نکردی -
چی؟ - سیریل اولین نفر بود -
،ولی وقتی توی ماموریتها خرابکاری کرد ،فشارها روی لانا افتاد
که باعث شد توی ازدواجش مشکل پیدا کنه و این باعث شد پم غیبت کنه
و این باعث شد بازم دستم کج بشه
این کفشها مال من نیستن
!خب، شرمنده که از کما بیدار شدم
دیگه بهش نمیگیم مرخصی استعلاجی؟
آره، چیزی نگفتم
.من فرار نکردم اون یارو که عصا داشت بهم گاز پاشید
آره، آره با عصای جادویی گازدار
میدونی چقدر حرفهات مسخره بعه نظر میاد؟ - میشه دیگه بریم بیمارستان؟ -
نه! منتظر میشیم بیان بیرون
و ببینیم خوششون میاد براشون کمین کنیم
فکر نکنم ریزتراشه رو به یه بار داغون برده باشن
موضوع حفظ شان و وقاره، پسر
...رئیس میتونه ریزتراشههای جدید بگیره
حالا نمیدونم واسه چی استفادهاشون میکنه - تقریبا مطمئنم واسه ساختن ابرسربازهاست -
.رابرت، خوبه یه سوال، به هوش اومدنم
از کما باعث شده لانا... الف، بهتر بشه؟
ب، یکم بهتر بشه؟ یا ج، مثل سابق بمونه؟
به گمونم یکم سرد و غیرصمیمی شده - این جزو گزینهها نیست، رابرت -
اصلا اینجا چیکار میکنی؟ - لانا دعوتم کرد بهتون ملحق بشم -
آره، به نظر خیلی مشتاق دیدارته
عاشق دستهاتم - ...وای، اون واقعا -
تقریبا به بزرگی دستهای من هستن
منظورم اینه هماندازهی دستهای من هستن
دستهامون دوقلو هستن - اه، روی فرم نیست -
هی، قبل از به هوش اومدنم از کما
لانا با مردهای دیگه لاس میزد؟ - نه، این دیگه جدیده -
.لعنتی. همچنین، متاسفم خیلی بهش فکر نکن
...وای خدا
به این هم همینطور - میدونی چیه؟ بهش اعتماد دارم -
مطمئن شو به همه خوش بگذره
به لانا پیام میدم نمیتونم بیام - ،وایسا، یه سوال دیگه -
وقتی توی کما بودم هم بهش دروغ میگفتی؟
رابرت؟
پم، حق با تو بود - معمولا همینطوره -
سیریل رو داغون کردم و سیریل داغون گروه رو داغون کرد
آره، کاملا اثر پروانهایه
و گردباد همه رو داره میمکه
میدونم باید چیکار کنم
ولی مطمئن نیستم زورش رو داشته باشم
...منظورت اینه - آره. من باید سیریل رو درست کنم -
.این لازمت میشه ووش! من ترتیب بقیه رو میدم
متصدی بار، بزرگترین بطری !توی بالاترین قفسه رو بیار
وای، سیریل، به این زودی میری؟ - بهتره برم -
همهی زنهایی که اینجان فکر میکنن بچهدزدم
منحرف چندش - بچهدزد شکستخورده -
خب، کلی زن دیگه وجود داره
که فکر نمیکنن منحرفی
با یه نوشیدنی چطوری؟ - مسکال؟ -
میدونی که واسه درست کردن یه بطری از این
چهار هزار متر مربع جنگل بارانی رو قطع میکنن - خودم قطعت میکنم -
وایسا، نه، راستش، مخالف این حرف
من راستش دوست دارم باهم بگردیم
با من؟ چرا؟ من خیلی ضایعم
!نه، نیستی - آخ -
ببخشید، فکر کردم حداقل جلوش رو میگیری
بگذریم، وقتشه از احوال هم باخبر بشیم
من رو به یکی از پاتوقهای خفنت ببر
میخوای گولم بزنی؟ - سیریل، واقعا میخوام باهم صمیمی بشیم -
عجب، کاملا بیخیال بدنسازی شدی؟
شوخیت گرفته؟
آره
!حداقل من روی زمین دراز نکشیدم تا گریه کنم
من تیر خورده بودم، خب؟
آره، حالا هم همهاش در موردش حرف میزنی
سلام، سارا؟ آره
هی، میشه یه ساعت بیشتر پیش بچهها بمونی؟
حتما، باشه، آرهف پیتزا سفارش بده
هی، سارا، یه کوپن تخفیف
...روی یخچال هست الو! تو روحش
No comments yet. Be the first to leave one.