The first 200 lines.
...آنچه گذشت
...من يه چيزي دارم
چيزي که بعضيا بخاطرش خيلي پول ميدن
لومن". بنظرم ميتونيم با هم معامله کنيم"
لومن فردا به مزايده گذاشته ميشه. بايد آماده بشيم
من به مزايده رسيدگي ميکنيم - !با سرمايه من نه -
اگه وجه خريد لومن رو جور نکني، ديگه هيچوقت
يه قطره هم از خون سفيد گيرت نمياد - داره بازيت ميده -
البته. بزودي اتفاقات زيادي ميفته
فردا "لومن" با بالاترين پيشنهاد فروخته ميشه
ميخوام که باستانيها ازم حمايت کنن - جورکردن طلا مشکلي نيست -
من کتاب رو ميگيرم و بعد از اينکه بررسياش کردم
برش ميگردونم به باستانيها - موافقم -
آقاي اليزالده. ماموريتت موفقيت آميز بود؟
واست 20 تا گرگ گرسنه آوردم - خوبه. چونکه دوستت -
جناب گروبردار بزودي يه کتاب با ارزش رو با حمايت
باستانيها بدست مياره وظيفه تو اينه که اونو متقاعد کني
تا کتاب رو تحويل بده - اگه متقاعد نشد چي؟ -
اونو بکُش و کتاب رو بيار - پدر و مادر کلي -
ديروز با مرکز تماس گرفتن - مادربزرگ و پدربزرگ؟ -
از کجا؟ - جزيره آبي، جورجيا -
بابا، بايد بريم اونجا اونجا جامون امنه
تموم شد. مجوزهاي سفر رو گرفتيم
تو انتخابهاي ديگهاي براي زک نداشتي اما الان داري
متاسفم. واقعاً بخاطر اينکه اذيتت کردم متاسفم
من هنوز دوستت دارم
آفرين، آقاي اورتيگا
از پيشرفت کارِت تحت تاثير قرار گرفتم - خب، با اوضاع الان -
جورکردن کارگرا سخت بود
به همين خاطر ما سه برابر حقوق ميديم
آره، اين کار جواب داد
ميدوني، اين يکي از پيچيده ترين سيستمهاييه
.که تابحال روش کار کردم اينجا يه جورايي طرحش اروپاييه؟
بله طرح اصليش اروپاييه
قفسها فقط از بالا باز ميشن ديگه، درسته؟
درست همونطوري که تعيين کرده بوديد - کوره چي؟ -
توي يه ساختمون ديگه آماده شده
تا آخر هفته مستقر ميشه
خيلي خوبه - بنظر مياد -
زمان و مکان عجيبي براي درست کردن کارخونه تهيه گوشت انتخاب کرديد
منظورت چيه؟
گوشت چه نوع حيووني رو اينجا درست ميکنيد؟
گوسفند
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تـرجـــمـــه و تنظيم KingSlayer رضا AlirezAlirezA عليرضا
نگو که واقعاً دلت واسه اينجا تنگ ميشه
يه کم
آقاي ستراکيان، من دارم ميرم
بسيار خب
سفر بي خطر
تلفنت رو بده من، زودباش برو اونجا، نورا، بيا
خيلي خب، همگي بخندين
همگي بخندين
خيلي خب، عالي شد
تو خداحافظي کردن زياد خوب نيستي، نه؟
انگار که تابحال زياد با !کسي خداحافظي کردم
خب، تو بدست آوردن کتابت موفق باشي، پروفسور
تو هم موفق باشي، دکتر
مراقب خودت باش
يه کم بخواب
واو، واو چي؟
وقت روبوسي ـه؟
بيا اينجا، زک
مراقب خودت باش، مرد بزرگ، باشه؟
واسم کارت پستال بفرست - باشه -
خب، تا چندسال ديگه معلوم ميشه
فکرميکردم يه سفر کوتاه به ساحل ميريد و برميگرديد
چندتا توقف توي واشنگنتن داريم
اونجا چندتا دوست و آشنا داريم
ميريد بمب بيولوژيکيت رو با هم درست کنيد؟ - آره، نقشه همينه -
...خب
...نميدونم تا اونموقع کجام، اما
وقتي برگشتيد
...مطمئن بشيد که - پيدات ميکنيم -
بريم
« 156غربي خيابان 57 ام، منهتن »
بايد کاري کني که بهت احترام بذارن، الدريج
اونا بدون تو موفق نميشن
بنظر خيلي مطئمن هستن که ميتونن
بهشون يادآوري کن که نميتونن
نيازي نيست بميري
و اصلاً هم نيازي نيست که چيزي که داريم رو از دست بديم...هيچوقت
هيچوقت
هيچوقت
خب
بحث چقدر طلا در ميونه؟
طلا؟
آره، طلا
ميدوني، هموني که براي معامله لومن داريم ازش استفاده ميکنيم؟
باستانيها چقدر دارن؟ - نميدونم -
نميدوني
اين کار پيشنهاد دادن رو سخت نميکنه؟
به هر طريقي، ما لومن رو بدست مياريم
به هر طريقي؟
يا مزايده رو ميبريم و کتاب رو ميگيريم
يا در حال بدست آوردنش ميميريم
باشه، حرفي نيست
چطوره که بيخيال انتخاب سوم بشيم، ها؟
!حرکت کنيد. بعدي
شماها خيلي خوش شانسيد داريد سوار آخرين قطار ميشيد
آخرين قطار؟ - گارد ملي -
داره تمام قطارها رو جمع ميکنه
بريد
!بعدي
بريم
!عقب باسيتيد
!زودباش
!زودباش، بريم - بريم، يالا، راه بيفتيد -
!حداکثر دو تا کيف
کسي اجازه نداره با بيشتر از دو عدد کيف سوار اين قطار بشه
چقدر طول ميکشه قطار بياد؟
منم مثل شما نميدونم
تمامي مسافرين توجه کنيد
از شکيبايي شما ممنونيم قطار عازم به سمت
واشنگتن، چارلزستون ساوانا، جکسونويل
اورلاندو و مقصد پاياني در تامپا/ميامي به زودي خواهد رسيد
انجام درست ترين کار معمولاً سخت ترين کاره
خب، اين يکي خيلي سخت ميشه
ميدوني، وقتي رسيديم به واشنگتن
دوباره با هم يه شانس تازه براي درست کردن اسلحه بيولوژيکي داريم
...شايد
بيا روي رسيدن به اونجا تمرکز کنيم، باشه؟
...ميدونم که حق ندارم ازت بپرسم
نه، نداري
خب، حداقل ميدونم که هيچکس نميتونه مثل من
تو رو اذيت کنه
ايشون کوئينلان ـه
اون باعث شد که شماها از زندان بيايد بيرون
ببينيد چي ميگه
اين عجيب غريب؟
!اين يکي از اوناست، پسر - من از اونا نيستم -
...بهت ميگم تو چي هستي
!تو مُردي
کس ديگهاي نبودي؟
آقايون. زندگي انساني
زودگذره
انسانهاي زيادي رو ديدم که از بين رفتن
خوب و بد
عمل خود به خودي مُردن هم همينطوره
فرق افتخار
و بي آبرويي توي چندتا از مهمترين لحظات زندگيه
که خود به خود انجام ميشن
دوست داريد چطور ازتون ياد بشه؟
مثل حيوانات انساني که منزوي شدن
و توي قفسهاي خودشون زندوني شدن؟ يا مثل مبارزها؟
مبارزين عالي رتبه؟
امروز فقط براي يه گروه ميجنگيد
نژاد انسان
ديگه مهم نيست که لباستون چه رنگي باشه
يا رنگ پوستتون چي باشه تنها چيزي که مهمه
رنگ خون ـتونه
قرمز در برابر سفيد
امروز مشخص ميکنيد که کي هستيد
امروز خون سفيد رو ميريزيد زمين
و آينده رو عوض ميکنيد
همراه من هستيد؟
پس بريم بجنگيم
!همگي يه جا براي خودشون پيدا کنن
!چمدونهاتون وسط راهرو نباشه
قطار پُر شده
اما تمامي مسافرين يه جا براي نشستن دارن
پس لطفاً با هم مهربون باشيد
اميدواريم که ظرف يک ساعت آينده عازم بشيم
« کليساي چوپان مهربان، جزيره روزولت، منهتن »
خوش اومديد، پروفسور خوشحالم که اومدي
بهمون خوش ميگذره اما قبلش بايد ازتون بخوام
که شما و دوستتون همه سلاحهاتون رو تحويل بديد
موقع رفتن بهتون برگردونده ميشه
بيا
خب، چطوره يه نوشيدني بخوريم؟
نه، ممنون
خيلي خب، من يه دونه به سلامتيتون ميخورم
اينجا کنار دوستم جيمز بايد
حساب طلاتون تصديق و ثبت بشه
خيلي خب، موفق باشي پروفسور
ممنون
اين يارو ديگه کيه؟
بايد سلاحهات رو چک کنيم
من هيچ سلاحي ندارم - دستها بالا -
تو کي هستي؟ - من توماس آيکهورست ـم -
فرستاده جناب پالمر
بجاي ايشون بنده پيشنهاد قيمت ميدم - اگه طلا داشته باشي -
.ميتوني پيشنهاد بدي فقط حسابت رو اونجا ثبت کن
البته - من ميرم کتاب رو بيارم -
تا نمايش رو راه بندازيم
اين اطلاعات حسابمه که تماماً تصديق خواهد شد
پالمر کجاست؟ - اين معامله -
خيلي مهمه
من افتخار بدست آوردن لومن رو کسب ميکنم
آبراهام
دوئل ما چقدر طعنه آميز شد که بجاي اينکه با يه مبارزه تموم بشه
با يه معامله ساده با طلا تموم ميشه
بهت اطمينان ميدم، آيکهورست
دوئل ما با يه معامله با نقره تموم ميشه
خب، پس ارباب بجاي تو
.از باليور استفاده کرد يه عمل درجه سه موزيکال
اصلاً برات زجرآور بود که محصور وفاداري
به کسي بشي که ظاهراً بهت اهميت نميده؟
...چهار، نه..يک
اين همه چيزايي
No comments yet. Be the first to leave one.