The Wayfinders

The Wayfinders

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Wayfinders S01E02 WEB H264
A Commentary by amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-01-28
Downloads: 113
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تمام شب رو داشتیم می‌دویدیم...

‫نفسم بالا نمیاد...

‫خب، تحمل کن وگرنه کارمون ساخته‌ست.

‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم.

‫اسپری‌م رو لازم دارم.

‫پسر.

‫فکر کنم آسمِ ناشی از ورزش دارم.

‫یه خرخون دیگه چقدر می‌تونه کلیشه‌ای باشه؟

‫داداش، تو آسم نداری،

‫فقط... باید ذهنت رو بر بدنت مسلط کنی.

‫آره.

‫بگیر اینو...

‫بزن بریم. برید.

‫قطعاً آسمه.

‫بهتره فقط تسلیم بشیم.

‫نمی‌فهمم.

‫چرا باید تسلیم بشیم؟

‫تو همون رهبری هستی که توی پیشگویی اومده!

‫حتماً می‌تونی نقشه‌ای برای فرارمون بکشی؟

‫رهبر...؟

‫این یارو ناهار رو تنها می‌شینه می‌خوره.

‫دقیقاً صفر تا دوست داره.

‫من صدها دوست دارم... آنلاین.

‫بچه‌های دوازده‌ساله با مغزهای پاشیده حساب نمی‌شن...

‫همگی پخش بشید.

‫بدو، بدو.

‫تکون نخورید،

‫به دستور شاهزاده ودریک!

‫- باشه. ‫- حله.

‫اونجا.

‫آرورا.

‫اگه می‌خواید زنده بمونید، سلاح‌هاتون رو بندازید زمین.

‫این‌ها راه یاب‌های قدرتمند هستن.

‫اون‌ها یه اژدها رو احضار کردن تا قلعه‌تون رو نابود کنه.

‫فکر کنید با امثال شما چیکار می‌کنن.

‫داره دروغ می‌گه.

‫پس برو بگیرشون.

‫این با من.

‫من، بدین‌وسیله یه اژدها احضار می‌کنم.

‫اونجا!

‫درسته.

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫برو!

‫اوه، باسنم!

‫باید بلند شی.

‫اون دیگه چیه؟

‫فرار کن!

‫نمی‌تونم ببینم.

‫کاوان!

‫اوکلی یالا!

‫اون هیولا همه‌مون رو می‌کشه.

‫باید حرکت کنیم، همین الان!

‫قبل از اینکه هیولا بیفته دنبال خودمون!

‫ما اون خرس‌نما رو می‌شناسیم.

‫اون با ما دوسته.

‫مگه نه، کاوان؟

‫همچین هم دوست نیست!

‫فرار کنید!

‫اووووه!

‫یالا.

‫سمت انبار، عجله کنید.

‫بچه‌ها، کمکم کنید، نمی‌تونم بدوم.

‫اوضاع بد شد.

‫دارم می‌میرم، نه؟

‫تحمل کن.

‫فقط یه خراش سطحیه.

‫نمی‌میری.

‫- اون نیاز به کمک داره. ‫- دارم می‌میرم.

‫این یارو تیر خورده.

‫چیزی به اسم دکتر اینجا وجود داره؟

‫کاوان.

‫نه.

‫ما دوستای توایم.

‫فکر کنم کاوان از دست رفت، داداش.

‫کاوانِ بد، بشین.

‫اون سگ نیست، احمق.

‫زود باشید، یه نفر یه فکری بکنه.

‫مگه قرار نبود این وظیفه تو باشه، آقای "رهبرِ پیشگویی‌شده"؟

‫راست می‌گی، راست می‌گی.

‫اوکلی، هنوز اسپری فلفل رو داری؟

‫نه، ولی...

‫تمام این مدت یه شکلات "باترفینگر" داشتی؟

‫بیا بگیر، کاوان.

‫یه خوراکی خوشمزه.

‫شانس آوردیم، من عاشق باترفینگرم.

‫ایول، رفت که یه نفر دیگه رو بخوره؟

‫زنده موندیم.

‫از طرف خودت حرف بزن.

‫من بدجوری به بیمارستان نیاز دارم.

‫آرورا گفت حالت خوبه.

‫این‌قدر شل‌بازی درنیار.

‫به کی می‌گی شل‌باز، پسرِ آسمی.

‫جفتتون شل‌بازید.

‫دوباره از پسِ "بیلیف" براومدم.

‫این‌ها چطوری راه یاب هستن؟

SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط

✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

« راه یـــاب هـــا »

‫هی، دی. کش رو ندیدی؟

‫می‌خواستم همین رو از تو بپرسم.

‫این نمی‌تونه واقعی باشه.

‫فوتبال رو ول کرده واسه چی؟ رقص و آواز؟

‫نه. اصلاً امکان نداره.

‫امروز صبح بهش گفتم، خبری از تئاتر موزیکال نیست، تمام.

‫ما امشب بهش نیاز داریم. اون تقریباً نصفِ نقشه‌های بازیِ ماست.

‫نمی‌تونی بذاری بازی رو به خاطر تمرین تئاتر بپیچونه.

‫این یه اشتباهه، و اگه مربی ازت خواست ‫بهش بگی که من دارم ردیفش می‌کنم،

‫کش موقع شروعِ بازی توی زمین خواهد بود.

‫حله.

‫سلام، دریل.

‫اوه، باز که تویی.

‫ببین، من یه جورایی...

‫پیام من رو نادیده گرفتی.

‫اوه، درسته، اون یادداشته. یه شوخی بود، نه؟

‫ببخشید اگه در موردش بدرفتاری کردم.

‫می‌دونستم که میندازیش دور، ‫واسه همین یه دونه دیگه برات نوشتم.

‫اوکی، حله. فقط مسئله اینه که من یه جورایی با برینلی‌ام،

‫و اونم بدجوری روی قلمروش حساسه.

‫باشه.

‫در ضمن، باید روی این بازی تمرکز کنم، پس من دیگه...

‫من و تو امشب یه سفری رو با هم شروع می‌کنیم.

‫سفری که سرنوشت دنیای تو و من رو رقم می‌زنه.

‫پس این جنگِ الکی‌ت رو بذار کنار و با من بیا.

‫من و تو قرار نیست هیچ کاری بکنیم.

‫تنها چیزی که برام مهمه این بازیه.

‫پس اگه اجازه بدی...

‫هیچ بازی‌ای در کار نخواهد بود.

‫پیام رو بخون.

‫اون‌وقت دست از سرم برمی‌داری؟

‫اوکی. آره، بیا اینم از این. بذار ببینیم.

‫درباره یه جنگجو و یه سیلابه...

‫"وقتی جنگجو به زانو درآید، برج زرد فرو خواهد ریخت.

‫سیلابی عظیم میدان نبرد را خواهد پوشاند، ‫و تو شوالیه سقوط‌کرده را نجات خواهی داد."

‫اوکی. فهمیدم قضیه چیه. کایل تو رو فرستاده سراغم؟

‫این اصلاً خنده‌دار نیست.

‫بحث مرگ و زندگیه، دریل.

‫این مالِ کیفِ کمک‌های اولیه‌ست.

‫این رو دزدیدی؟

‫نمی‌تونی همین‌طوری چیزهایی ‫که مال خودت نیست رو برداری.

‫بگیر این رو.

‫باشه.

‫این کیه؟ از دوستاته؟

‫به تیپِ تو نمی‌خوره.

‫چی؟ نه. اصلاً نمی‌دونم کی هست.

‫مطمئنی؟ تایلر دید که بعد از ‫مدرسه داشتی باهاش حرف می‌زدی.

‫نه، نداشتم... یعنی، اون داشت با من حرف می‌زد.

‫این دیگه چیه؟ شماره تلفنشه؟

‫نه برین، اینا همش یه مشت چرند و پرنده. نگاه کن.

‫فقط حواست به بازی باشه. ‫دریل، می‌دونی که امروز باید ببریم.

‫برید جلو، جنگجوها.

‫برید جلو، جنگجوها.

‫بیایید، راه یاب‌ها.

‫باید به حرکت ادامه بدیم.

‫با هر چیزی که می‌تونید پیدا کنید خودتون رو مسلح کنید.

‫باید به سمت جنوب، به سمت باتلاق‌های بورمیست بریم.

‫جاده‌ها خطرناک خواهند بود.

‫خوبه. در ضمن، چرا؟

‫بهم گفتی کالیبور کلید خلاء رو داره.

‫آره، متأسفانه.

‫گوی رو درست از توی دستای رهبر بی‌باک‌مون قاپید.

‫مگه نه، فیلین؟

‫اون موقع اوضاع خیلی شیر تو شیر بود.

‫اگه قراره رسالت‌تون رو به عنوان راه یاب به ‫سرانجام برسونید، باید کلید خلاء رو داشته باشیم.

‫فقط یه مشکل هست. آخرین بار که ‫کالیبور رو دیدیم، یارو غیبش زد.

‫اصلاً نمی‌دونیم کجا رفته.

‫زایا بی‌دلیل شما رو پیش من نفرستاده.

‫شاید دلیلش همین باشه.

‫فقط من می‌دونم کجا می‌شه پیداش کرد.

‫جدی می‌گی؟

‫کالیبور اصالت واقعیش رو مخفی نگه داشته.

‫من یه ثروت کوچیک به طلا ‫خرج کردم تا محل زندگیش رو پیدا کنم.

‫چرا؟

‫دوست دارم بدونم با کی دارم کار می‌کنم.

‫از کی تا حالا داری با کالیبور کار می‌کنی؟

‫گفتی نمیشه بهش اعتماد کرد.

‫منم مثل شما، این رو با سختی یاد گرفتم.

‫اما اگه می‌خوای یه روباه رو بگیری، ‫بهتره بدونی لونه‌ش کجاست.

‫اوکی.

‫من حاضرم. راه رو نشون بده.

‫اون رو بذار زمین قبل از اینکه به خودت آسیب بزنی.

‫امم، الو؟

‫شماها فراموش کردید که من همین الان با ‫یه تیرِ کراس‌بویِ مرگبار سوراخ شدم؟

‫بهش می‌گن "پیکان".

‫ولی آره، با این وضعیتی که اون داره، ‫زخمی و در حال خون‌ریزی، هیچ‌جا نمی‌تونیم بریم.

‫راستش، خون‌ریزی بند اومده.

‫توی این مرحله، عفونته که می‌کشتش، ‫اونم هفته‌ها طول می‌کشه، پس...

‫من همین‌جام. دارم صداتون رو می‌شنوم.

‫ممنون که برام آرزوی یه مرگ کند و دردناک کردید.

‫بچرخ.

‫من یه سری مسکن لازم دارم. اصلاً اینجا از این چیزا دارید؟

‫من موفق شدم اینو از داکتو قاچاقی بیارم بیرون. ‫داشتم برای موقع اضطراری نگهش می‌داشتم.

‫آره، به باسنم تیر خورده.

‫تقریباً خودِ معنای واژه اضطراریه.

‫خون‌ریزی رو بند بیار.

‫چه حسی داره؟

‫واو، آره. امم، آره، باحاله. معرکه بود.

‫آره، نه، واقعاً شگفت‌انگیز بود. فوق‌العاده بود.

‫تو حس کردی... یعنی، حس خیلی خوبی داشت.

‫حرف زدن بسه.

‫خیلی اینجا معطل شدیم. اینو بگیر.

More Farsi Persian subtitles for The Wayfinders

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left