Okashi na Tensei (Sweet Reincarnation)

Okashi na Tensei (Sweet Reincarnation)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Okashi na Tensei S1 [AioFilm click]
Okashi na Tensei S1
Okashi na Tensei S1
Okashi-na-Tensei-S1
A Commentary by AioFilm
🔷 تمامی قسمت‌ها | Ruby آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-09-12
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

امروز دومین و اخرین روز از مسابقات جهانی شیرینی پزیه

و بالاخره به مرحله فینال رسیدیم

!فوق العادس

بی دلیل نیست که بهش لقب الهه ی شیرینی پزی رو دادن

!چه باشکوهه

اخرین مرحله ساخت مجسمه آبنباتیه

مطمئنم اون ،مقام بزرگترین شیرینی پز جهان رو به دست میاره

شبیه یه دنیای آبنباتیه

این مسابقه رو برنده میشم و بالاخره رویای بچگیام به حقیقت میپیونده

لطفا شرکت کنندگان اخرین اثار خودشون رو به محل داوری انتقال بدن

با شمارش من

!یک، دو، سه

...من الان

دارم میمیرم؟

باید قبل از مرگم ....بزرگترین آبنباتای دنیارو میساختم

میخواستم با اونا ....یه سرزمین آبنباتی بسازم

و باعث شم همه ی آدما ....لبخند به لبشون بیاد

....رویای من نابود شد

چه هیزم تری به خدا فروختم؟

بنابر این ....فرصتی دوباره در اختیار توست

ها؟ این صدا از کجا اومد؟

...نام جدید تو

! پستوری میل مورتن خواهد بود

Ruby :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

ـیتــاـبــنـبـآ ـخســاـنـتـ

من ارباب مورتن هستم

آبنباتی دنیای ساختن

این داستانو از پدرم، کسرول میل مورتن اول وقتی که منطقه رو اداره میکرد شنیدم

سرزمین اونا یه شوره زار بود که حتی نمیشد توش گندم کاشت

پدرم و تمام اونایی که باهاش بودن خیلی سخت کار میکردن

و هنوزم اونجا زندگی میکنن

اونا حدود بیست سال زحمت کشیدن تا بالاخره خاک اونجا حاصلخیز شد

نتیجه اون زحمات این شد که

ما صاحب سه روستا شدیم که هرکدوم ، چهل نفر جمعیت داشت

و مردمش که به کاشت گندم و جو مشغول بودن

!زود باش باید بهتر از اینا کار کنی

!دو دقیقه امون بدهههه

جناب پستوری میل مورتن

دوباره نتونستی خوب مهارش کنی

...بله

نه سال از زمانی که به عنوان پسر فرماندار این منطقه دنیا اومدم گذشته

کسرول پدر

ارباب کسرول

همینه، محکم نگهش دار باید قبل ازاتمام تمرین، کف دستات حسابی عرق کنن

!چشم

من با یه پدر که قهرمان ارتش بود و یه مادر خیلی دلسوز

و پنج تا خواهر بزرگتر، بزرگ شدم

...تا اینجاش که زندگی خوبی بوده ولی

...ولی

نمیشه اینجا شکر به دست اورد و چیزای آبنباتی درست کرد

ای قودا دلم آبنبات کشیده

حواست کجاست؟

دستیار اول،شیتز

اینجایین ارباب سام علیک

حسابی سرگرم تمرین شدین

دیگه کم کم وقت صرف صبحانتونه

درسته برای امروز کافیه

چشم

تشکرات.... فراوان

خب چه خبرا شیتز

هم خبرای خوب و هم خبرای بد

اول کدومو بگم؟

به هرحال که باید دوتاشو بشنوم

ولی اول خبر خوبه رو بگو

....خب راسش

به نظر میرسه امسال میتونیم از مزارع لوبیا برداشت چشمگیری داشته باشیم

دقیقا همونطور که پسره گفته بود

،پاشیدن اهک روی خاک بازدهی محصولو بیشتر میکنه

چه خوب که به حرفات گوش دادم

پس امسال کلی لوبیاهای درشت گیرمون میاد

زر زر

زر زر

تا الان به یه بشقاب خوراک لوبیا راضی بودیم

ولی سویای سوخاری و کاراملی واسه یه میان وعده صرف چای عالیه

و حتی واسه بهتر شدن طعمش میشه از آرد سویا روی غذا هم استفاده کرد

اینارو از کجا یاد گرفتی؟

هیچی بازم تو خیالاتم غرق شدم

نمیتونم بهشون توضیح بدم چون تناسخ پیدا کردم

به هرحال اولین بارت نیست که رو ابرا سیر میکنی

خودمونیم،ولی ایده هایی که از خیالپردازیات بیرون میان

تو این چند سال اخیر این اطراف ،حسابی کولاک کردن

رسما دیگه رقیب بابات شدی

اهم و اما خبرای بد؟

ظاهرا تلاشامون برای متوقف کردن راهزنا تو استان رتیس بی نتیجه بوده

راهزنا؟

جاسوسا این خبرو دادن و گفتن راهزنا دارن میان سمت ما

چند نفرن؟

حدودا پنجاه تا

اگه راهزنا بیان اینجا، زمینارو از بین میبرن

تمام زحمتی که برای لوبیاها ....و گندما کشیدیم

زمان رسیدنشون به اینجا تقریبا دو ماه دیگست

دو ماه دیگه؟

تنها راهمون اینه که روستاییا رو جمع کنیم

و دور روستاهارو با زنجیر و اشیاء نوک تیز حصار بکشیم

حتی اگه اینکارو هم بکنیم

سی تاشون قسر در میرن

محاله بتونیم سرعت حمله راهزنارو کم کنیم

و توی یه جنگ طولانی مدت قطعا محکوم به فناییم

این روستا یه کانال اب داره

اگه اینجا معطلشون کنیم چی؟

میتونیم تو این زمان از استانداری نیروی کمکی بیاریم

میدونم که از پسش بر میای

....مشکل اینه که

شهرت استان رتس

اگه ما خودمون بخوایم راهزنایی که استان نتونسته شکست بده رو، شکست بدیم

باعث میشه اونا بی کفایت به نظر برسن

پس اونا هیچ نیروی کمکی برای ما نمیفرستن

خیلی واسشون خرج بر میداره

حتی اینطوری پای قلمرو مارگراوت از هوبارک هم به داستان باز میشه

بابا فقط سه تا سرکارگر و معاون داره که یکیشم شیتزه

درگیری سختی تو راهه

...ولی لوبیاها حتی اون گندما

واسه شیرینی پزی به همشون احتیاج دارم

.... آرزوهای من

!این روحیه عالیه پسر

کاملا داره واسه تبدیل شدن به ارباب بعدی اماده میشه

هر کسی سر راهم قرار بگیره ....ساختن سرزمین آبنباتیم

باید تاوان پس بده

چه راهی پیدا شه چه نشه انگار وسط یه قماریم

اینو صرفا از روی غریزه گفتم

ولی چطوره رو پسرک به عنوان برگ برنده شرط ببندیم؟

روی پیس؟

اگه درست شرط بندی کنیم ممکنه به یه دردی بخوره

همیشه به غریزه تو اعتماد دارم

....ولی الان رسما داری دنبال جادو میگر

!مراسم تطهیر

!خودشه

اگنس، ژوزفین به حرفام گوش کنین

میخوام پیس رو با خودم به مراسم تطهیر ببرم

چی میگی؟

الان واسش خیلی زوده

مادر خانواده،اگنس

تو هم مثل من میدونی این پسر چقدر باهوشه

و بین هم سن و سالاش شمشیر بازیش عالیه

....ولی

سعی کردم همیشه سواد و مهارت رزمیشو تقویت کنم

مراسم تطهیر هم جزء رسومات مذهبی ماست

آبجی بزرگه، ژوزفین

من فقط نه سالمه ....پس شاید یه کم برام زوده

نمیدونم چیکار کنم

...البته مامان خیلی نگران به نظر میاد

اگه فکر میکنی اون ارزششو داره پس مخالفتی ندارم

این مراسم معمولا مخصوص اوناییه که بین سیزده تا پونزده سالشونه

امیدوار بودم بتونه بیشتر بچگی کنه

تا سه روز اینده تصمیم نهایی رو میگیریم

کاراشو ردیف کن

باشه

ژوزفین، بیا بهم کمک کن باشه؟

!با کمال میل مامانی

قراره خونوادمون رو سر بلند کنه

درسته، باید عالی به نظر برسه

. . .ها ها ها

. . .خنده شیطانی

یا خدا وقتی اینجوری میخندن یعنی فاتحت خوندس

بابا کمک

بسم الله

بابااااااا

!!!!کیوتچه

...وایسین ببینم

دارین اشتباه میزنین

!خیلی بهت میاد، پیس

با این کفشا دیگه عالی میشی

میگم .....اونا مگه کفشای تو نیستن

مشکلی نیست

!بهترین ها برای داداش کوچیکه

شما دوتا اصلا به من گوش میدین؟

!حالا وقت ارایش کردنه

بریم واسه مراحل خوشگلاسیون

اصلا گوش نمیدن

از بچگیم تا الان عروسک خیمه شب بازی مامان وآبجی بودم

وقتی بقیه خواهرام هنوز نرفته بودن

m -26 -92 l 29 -92 29 18 -26 18

اولین خواهر

m -29 -95 l 27 -95 27 14 -29 14

دومین خواهر

m -29 -91 l 28 -91 28 17 -29 17

سومین خواهر

وضعیت بد تر از الان بود

m -27 -91 l 26 -91 26 17 -27 17

چهارمین خواهر

m -31 -96 l 27 -96 27 13 -31 13

پنجمین خواهر

m -31 -110 l 28 -110 28 -2 -31 -2

تک پسر خانواده

از همه ماها خوشگل تر شدی

اوه ددی

فقط میخوام زود تر بزرگ شم

چیشده پسرم؟

چرا تو این روز مهم اینقدر شل و ول شدی؟

سه روز بسیار سختی را از سر گذرانده ام

...پیس

مراقب خودت باش

همه تلاشتو بکن

!حتما

!هی پیس

! مارک،لومی شمام اومدین؟

!مردک خوش شانس میری پایتخت؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left