The first 200 lines.
Sub By Chanyung & Hyusa
قسمت چهارم
بانو یکم چای بخور
بانو بانو حالتون چطوره؟
نگران نباش
من خوبم
بانو شما فکر می کنین من احمقم؟
من دیدم که شما اونقدر سرفه کردین که حتی نتونستین کاسه رو نگه دارین
و هنوزم حقیقت رو نمی گین؟
خوبه
پس من میرم و به آقا گزارش میدم
تو نباید بگی
به اقات نگو
چرا ؟ چرا شما باید اینطوری باشین؟
چرا نمی تونم به اقا بگم؟
گفتن به اون فایده ای نداره
فقط اون رو به خاطر هیچی نگران می کنم
بعد شما از ما انتطار دارین فقط-
بدون هیچ کاری بشینیم و ببینیم هر روز مریض تر میشین؟
چیکار دیگه می تونین بکنین؟
تو این هم سال ، کدوم دکتره که من ندیدم؟
چه دارویی رو نخوردم؟
اونا مفید بودن؟
بانو
ناامید نباشین
حتما یه راهی هست
اگر نمی تونیم تو چین پیدا کنیم
پس میریم خارج از اینجا تا پیداش کنیم
این بار برگشتم ک به آقا بگم
یه نوع دارویی هست که احتمال داره به شما کمک می کنه
واقعا؟
بانو
الان خوب استراحت کنین
من قطعا شما رو نجات می دم
آقا
آقا
دوباره تکرار کن
تو از اقات می خوای چیکار کنه؟
از شما می خوام که برین و ژاپنی ها رو ملاقات کنین
اونا دارویی دارن که بانو رو نجات میده
توئه شیطان
اگر آقا بره و ژاپنی ها رو ملاقات کنه
اگر حتی این معنی مرگ من رو داشته باشه
من قبول می کنم
ژآپنی ها به چین تجاوز کردن
همه جور بی رحمی رو انجام دادن
واقعا فکر می کنی اونقدر مهربونن که دارو بدن تا بانوت رو نجات بدن؟
من اهمیت نمیدم
تا وقتی که میتونن بانو رو نجات بدن
قصد اونا این نیست که بانوت رو نجات بدن
هدف اونا منم
اونا امروز به تئاتر اپرا اومدن تا من رو پبدا کنن
من بهونه آوردم که مریضم تا بتونم دست به سرشون کنم
فکر نکردم که به عمارت برگردم
تو میشی سخنران اونا
من می دونم اونا موفق نشدن که شما رو ببینن
برای همین اومدن منو پیدا کنن
اقا
فقط میشه همین یه بار ب ژاپنی ها اعتماد کنین؟
چی میشه اگر اونا واقعا دارو رو داشته باشن؟
من چند بار گفتم ، تو هنوزم متوجه نمیشی؟
اونا یه هدف دیگه دارن
نباید تحریکشون کرد
چن پی
من هیچ وقت تو کارایی که بیرون می کنی دخالت نکردم
اما حداقل میشه فرق بین خوب بد رو متوجه بشی
خیلی اقات رو ناامید کردی
برو !
برو !
اریه
یاتو
تو همش رو شنیدی؟
تو من رو به خاطر این که نمیتونم دارو بگیرم سرزنش می کنی؟
نمی کنم
بیا درباره اینکه داروهای ژاپنی فایده داره یا نه صحبت نکنیم
من متوجه شدم
اریه ، حس واقعی ای که تو به من داری
اگر حتی شانسش 1 در 10.000 باشه
تو بازم راهی پیدا می کنی که من رو نجات بدی
نگران نباش
من الانشم به جین یه سپردم که این کار رو بکنه
اون خارج از کشور تحصیل کرده و اطلاعات خوبی داره
قطعا یه راهی پیدا می کنه
تا نجاتت بده
درسته
اون ژاپنیا
اونا فقط چند تا حرکت کوچیک کردن
من درستش می کنم
چیزی که من رو می ترسونه
اینه که جای تعجبه چن پی نمی تونه فرق خوب و بد رو تشخیص بده
و تو تله اونا افتاده
بدون این که متوجه بشه
اریه
چن پی هنوز جوونه
متوجه نمیشه
تو باید فقط بهش آروم یاد بدی
عصبانی نباش
باشه من به حرفات گوش می کنم
غیر از این
اون نگران توئه
اگر برای این تعصبش نبود
اون رو به این راحتی نمی بخشیدم
فویه
فکر می کنی اون برمیگرده؟
نیازی به هیزم نست
اما تبر چی؟
فویه اون برگشت برگشت
این ! بالاخره پیداش کردم
شما کی هستین؟
بشین
تو...!
شماها می خواین چیکار کنین؟
خیلی وسایل ارتشی داری
نه نه نکن
بگو این از کجاست؟
این این این
پیرمرد استرس نداشته باش
ما فقط داریم ازت می پرسیم اینا از کجا اومدن
اینا رو نمی گیریم
اینا
چیزایی ان که من گرفتم
چی؟
فکر می کنی من خنگم؟
واقعا واقعا
واقعا
اینا رو از کجا گرفتی؟
من رو هل نده
اینجا اینجا
این چیه بوش خیلی بده
جسد های گندیده
حتی اگ مستلزم قربانیه نیازی ب این همه نیست نه؟
اینا مربوط ب قربانی نیستن
این قتله
فویه
فکر می کنی این به اون ازمایشات مخفی ربط داشته باشه؟
چه اتفاقی اینجا افتاده؟
به من هیچ ربطی نداره!
من اونارو نکشتم
احمق ! با اون هیکلی که تو داری
میتونی این همه مردم رو بکشی؟
حتی اگر اعتراف هم می کردی
من باور نمیکردم سریع حرف بزن
من فقط یه..طماعم
پس فقط یکم از وسایلشون رو دزدیدم
هیچ کس وسایلت رو نمی خواد
ما داریم ازت می پرسیم
برای اینا چه اتفاقی افتاده
حرف بزن
باشه باشه من میگم
یک سال و نیم پیش
ادمای زیادی یهو به معدن اومدن
هیچ کس نمی دونست برای چی اومدن
اونا بهم یکم پول دادن
و من رو فرستادن
من هیچ وقت جرات نکردم تمام این مدت اینجا بیام
تا همین چند روز پیش
من یه بوی خیلی بد حس کردم و
متوجه شدم مردم زیادی این جا مردن
من...
تو اون قطار رو دیدی؟
خب قطار راه افتادش
آقایون!
من فقط دارم سعی می کنم ک زود پول در بیارم
من واقعا هیچی نمی دونم
اقا
لائو با ، این مردم
مثل همونایی که تو قطار بودن مردن
اونا هممشون با تار عنکبوت پوشونده شده بودن
با وضعیتی ک آب بدنشون جزئی کم شده
همه سرا پایین
و تتو های رو بدنشون یکیه
اما چیز عجیب اینه ک
افرادی که ما تو قطار دیدیم
همشون مو داشتن
چرا اینا مو ندارن؟
من نمی دونم
وقتی من اومدم اینا همین طوری بودن
موهای این افراد
کسی اینارو تراشیده؟
بر طبق اون زاویه ای ک این جسدا گذاشته شدن
افراد توی قطار رو باید با عجله گذاشته باشن
اما تو همچین موقعیت سریعی
تونستن هنوز سر این جسدا رو بتراشن
این واقعا عجیب غریبه
این کلیده اون ازمایشات مخفیه؟
چی؟
مو هم می تونه برای اون ازمایشات مخفی استفاده بشه؟
این تکنولوژی خیلی پیشرفته نیست؟
پیرمرد
تو گفتی دو ماه پیش
مردم ژاپنی به معدن اومدن
اینا باید باشن نه؟
من متوجه نمیشم چی داری میگی
من هیچ وقت ژاپنیا رو ندیدم
تو هنوزم نمی خوای واقعیت رو بگی؟
من...
من همین الانشم بررسی کردم
مردمه تو قطار ژاپنی ان
اونا تو یه وضعیت یکسانی مثل اینا مردن
تو می دونی ژاپنیا رفتارای عجیبی داشتن
No comments yet. Be the first to leave one.