Release info

Princess Agents 2017 EP18 WEB-DL 1080P H264 AAC-CYW
A Commentary by Rahpooyan
2 Version _ @asiafilmdl

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
TS
Published on: 2017-09-03
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بشقاب هات.

ميبخشيد، براي چند نفر سِرو ميكنم؟

مثل يه رويا، مثل يه حباب.

مثل يه رويا، مثل يه حباب.

خواهر، حالت چطوره؟

خوبم، نگران نباش.

شينگِر.

اين داروها از طرف ارباب جوان فرستاده شده.

زخمهات رو درمان ميكنه.

خواهر.

اين داروها خيلي گرون اند.

ارباب جوان خيلي باهات خوش برخورده.

خواهر خيلي خوش شانسه.

برعكس من، هيچكس بهم اهميت نميده.

شيائوبا.

اين روغن زخم هات رو التيام ميبخشه.

ارباب جوان اجازه داد بيارمش.

ارباب جوان بهم دارو ميده.

لطفا تشكر من رو به ارباب جوان برسونيد.

خداحافظ.

هيچ ايده اي نداشتم كه ارباب يوو

همچين قدرت عالي اي داشته باشه.

چطور ميتونه از همه چيز باخبر باشه؟

به هر حال، اين خوبه.

خواهرهام

به زودي سلامتيشون رو دوباره به دست ميارن.

خواهر،

دارم ميرم دمنوش گياهي برات بگيرم.

دارم ميرم

داروهاي منو امتحان كن.

چو كيائو.

اسم من چو كيائو ئه.

من عضو جينگ نيستم.

لو هه.

مامانم.

كي اونو كشته؟

ارباب جوان.

چطور اون پدربزرگ يهو از حال ميره؟

ارباب ميدونه

ارباب جوان شينگِر رو نجات داد.

اون بخاطر از حال رفتنش خيلي عصبانيه.

كي بهش گفت؟

ارباب جوان.

ارباب بهم گفت

نخواست هيچكس رو ببينه.

در رو باز كن.

چشم..

چشمهاي خدا.

خرابش نخواهم كرد.

چشمهاي خدا.

چشمهاي خدا.

خرابش نخواهم كرد.

چشمهاي خدا.

خرابش نخواهم كرد.

ژائو، كيان، سون، لي،

ژو، وو، ژِنگ، وانگ،

بيايد براي نهار.

هيچكاري به جز چرخيدن دور خودت نميكني.

زو بائوكانگ،

داري وانمود ميكني نفهميدي

كه دوست قديميت اينجاست؟

دونگ فانگجي.

تو واقعا فرصت طلبي، زو بائوكانگ.

چرا اينجايي؟

واقعا بدشانسيه.

هيچ نقطه مثبتي نداره

هربار كه ميبينمت.

چرا توي يانبِي نموندي تا به حاكم يانبِي كمك كني،

ولي تنهايي به چانگان اومدي؟

يه جورايي از موندن توي يانبِي خسته شده بودم،

براي يكم گردش اينجا اومدم.

گردش؟

ميتونم به وضوح به ياد بيارم

بعد از آخرين گردش كوچيكي كه داشتي،

لو هه به قتل رسيده بود.

تو برميگردي تا

به شاهزاده يان كمك كني فرار كنه؟

اميدوارم درگير اين نشي.

در اون صورت، نميدونم چه كسي ميميره.

يه چيزايي رو درباره من اشتباه متوجه شدي.

نه.

درباره ات هيچي رو اشتباه متوجه نشدم.

اگر ميتونستم انتخاب كنم،

ترجيح ميدادم اينو انتخاب كنم

كه فرصت شناختن تورو به دست نمياوردم.

فرصت شناختن منو نداشتي.

تا حالا مرده بودي،

اگه منو نميشناختي.

چطور اين فرقت رو داشتي

كه سالهاي زيادي اينجا زندگي كني؟

فقط بهم بگو، دوباره چه كسي رو اذيت كردي؟

فروشگاهت

به يه خرابي بزرگ تبديل شده.

اهميت داره؟

براي تو مهمه؟

فقط رك بگو چي از من ميخواي؟

اون شخصي كه

ازت خواستم بازجوييش كني چي؟

من سرنخهايي دارم.

يه نگاه بنداز.

باشه. باشه. باشه.

من اخيرا يه دختر كوچولو رو پيدا كردم،

كه يه دستبند چوبي همراهش بود،

هموني كه تو خودت درستش كرده بودي

و همون كه لو هه قبلا ازش استفاده ميكرد.

چند سالشه؟

١٦ يا ١٧ سال.

ازش سوال كردي؟

آره.

ولي اين شرم آوره،

كه اون حافظه اش رو از دست داده.

پس اون نميتونست به ياد بياره

كه قبلا چه اتفاقي افتاده.

شرم آوره.

حافظه اش رو از دست داده؟

فنون رزمي اش رو چطور؟

اون هيچ قدرتي نداره،

و فنون رزمي از نظر تو متفاوته.

ممكنه اون

از عمد مخفيش كرده باشه؟

واقعا فكر ميكني يه دختر بچه

وقتي بين مرگ و زندگي بوده ميتونسته مخفيش كنه؟

الان كجاست؟

كجاست؟

تو واقعا فكر ميكني

كه من بهت ميگم؟

آيا اون زنده ميمونه

اگه بهت بگم؟

فقط راحت باش.

راحت باش.

من ازش سر در ميارم.

اگه اون واقعا قاتل كوچولويي باشه

كه لو هه رو به قتل رسوند،

قطعا اون بچه رو

به تو ميدم.

اگه اون نباشه.

اگه اون نبود،

اونوقت چي؟

اگر اون نبود،

به قيمت زندگيم ازش محافظت ميكنم.

ژونگيو.

چرا اينجايي؟

سرورم، حاكم منو به اينجا فرستادن.

كه شما رو ببرم.

چه اتفاقي افتاده؟

مدت طولاني هست كه،

بسيار دلتنگت شدم.

من پير و سالخورده ام، بخاطر همين منتظر برگشتنت به خونه بودم.

به هر حال، ميدونم كه تو مسئول هستي

و اگر چانگآن رو رها كني،

امپراطور قطعا از اين بابت خشمگين ميشه.

بخاطر همين من ژونگيو رو فرستادم

كه بهت كمك كنه پنهاني بياي.

اين ميتونه منو از رنج دوري پسرم رها كنه.

پدرم از من ميخواد كه با تو به يانبِي برگردم؟

اين خيلي اتفاقي بود،

اميدوارم درك كنين سرورم.

فشار دردهاي حاكم رو،

و با من همكاري كنيد.

پدرم چي فكر كرده؟

من مسئولم،

خطاي بزرگيه اگر اينجا رو ترك كنم.

اگر جداً برگردم،

امپراطور همه ي يانبِي رو

ويران ميكنه.

اونوقت پدرم منو

به چانگآن ميفرسته،

يا با چانگآن ميجنگه؟

سرورم،

من نگرانم كه امپراطور وِي،

بگن كه پدر شما قصد شورش دارن،

حتي اگر شما به يانبِي برنگرديد.

ضروريه؟

هنوز مشكلي نيست.

حاكم هنوز فرماندهي سپاه رو براي

حفاظت از خودش داره.

ولي اگر شما توي دستهاي امپراطور هستين،

حتي حاكم با داشتن قدرت سپاه براي خودش،

زندگيش به دست يك نفر ديگه اداره خواهد شد.

پس تا زماني كه شما به يانبِي برگرديد،

حاكم ترسي از جنگ و خرابي نخواهد داشت،

اون زمان ميتونه حمله يا دفاع كنه، هرچي كه بخواد.

علاوه بر اين،

اگر امپراطور چيزي رو از دست بده

كه حاكم رو هم شامل بشه،

ميتونه از خودش كمي دفاع كنه.

سرورم، وقت داره تموم ميشه.

اميدوارم در اسرع وقت تصميمتون رو بگيريد.

من با تو به يانبِي برميگردم.

ولي يك نفر ديگه رو هم با خودم ميارم.

چه كسي؟

يك دختر.

من بهش قول دادم.

فقط چند روز بهم مهلت بده،

اون باهام به يانبِي مياد.

سرورم.

جاسوس هاي زيادي اطراف شما هستند.

و كاخ شما هم تحت نظر هست.

بايد نقشه ي خوبي براي ترك چانگآن بكشيد.

اگر اين موضوع فاش بشه،

More Farsi Persian subtitles for Princess Agents

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left