射雕英雄传
The first 200 lines.
افسانه ی عقابهای مبارز
قسمت43
Drunken Immortal Pavilion
مشتری عزیز
- استاد هفتم بیاید - باشه
مشتری عزیز
- اساتید -جینگ ار -درود من بر اساتید بزرگ
جینگ ار اینجاست
- زود باش بیا بشین - بیا،بیا
(*General Yang Zaixin, Yang Kang's ancestor)
*یانگ زای دستور اورا دریافت کرد
- 'برو با مردم جینگ بجنگ'. - بسیار خب
مردم،اون وظیفه ی مهمی بر عهده داشت
اون قبل از مرگش در میدان های مبارزه ی زیادی شرکت کرده. - آفرین
- استاد می تونید داستان تعریف کنید؟ - بانوی جوان،چه داستانی رو تعریف کنم؟
آفرین
- قلب اشخاص جدا نشدنیه - بسیار خب
انتظار نداشتیم تو رو اینجا ببینیم
چی شده،چرا اینقدر لاغر شدی؟
نکنه خوب غذا نمی خوری؟
Jing'er, why are you alone? Where's Rong'er?
جینگ ار چرا تنهایی؟ پس رونگ ار کجاست؟
رونگ ار کیک جیا شینگ رو می خواست و منم براش خریدم کیک های اینجا حرف نداره
داشتم یکی می گرفتم که تصادفا استاد هفتم رو دیدم
- جینگ ار،چه خبر از اجتماع یه ژو؟ - ما از استاد چیگونگ اطاعت کردیم
که رونگ ار به سمت ریاست منصوب بشه
اما مشکلات آسون نیست
هنوز مشکلات زیادی وجود داره
رونگ زخمی شده بود و تقریبا داشت میمرد
چه طور این اتفاق افتاد؟
نوش جانتون آقایون
بفرمایید آقایون،نوش جان
خوشبختانه شما استاد یه دنگ رو ملاقات کردید و اون جون رونگ ار رو نجات داد
شما دو نفر خیلی خوش شانس هستین
شما با موانع سهمگینی رو به رو شدین
خوشبختانه کونگ فوی هونگ پیر
خیلی زود بهبود پیدا می کنه
درسته ما در جیاشینگ دنبال ایشون می گردیم
اما نمی دونیم ایشون کجا هستن
بفرمایید.نوشیدنی مخصوص مهمان خانه ما
قهرمانان بزرگ لطفا امتحانش کنید،بفرمایید امتحانش کنید
برادر بزرگ این شراب رو از دست ندید مزه خیلی خوبی داره
بسیار عالی در مقایسه با شراب 18سال پیش تائوییسم جیو
این خیلی بهتره
- مشروبش مزه ی ادرار می داد و باعث شد سرگیجه بگیرم - درسته
اگه اون این مشروب رو می خرید
من یه نفس سر می کشیدم
پس شما 18سال پیش با تائویسم چیو مشروب نوشیدیم
مشروب نوشیدیم - درسته ما ایشون رو اینجا ملاقات - کردیم و با هم نوشیدیم
در اون زمان ما 7 اعجوبه نامیده می شدیم
تائویسم چیو ناگهان ظاهر شد
و ما رو ترسوند
اون تو دست هاش
خمره ی بزرگی داشت
خمره بزرگی از شراب که ما همگی مشکوک بودیم نکنه سمی باشه
هیچ انتظار نداشتیم یک به یکمون از اون شراب بنوشیم
استاد چیو هم از توانایی ما متعجب شده بود
تو احتمالا می دونی
ما با استاد چیو سر تو یانگ کانگ شرط بستیم
بعد 18 سال چه کسی بهتر خواهد بود؟
انتظار نداشتم اینجا از 18 سال پیش دایر بوده باشه
عمر اینجا بیشتر از 30 سال می شه
بیشتر از 30 سال؟
اون موقع ما جوون بودیم
ما از کودکی شاگردان برادر بزرگ بودیم
- ما اقلب به اینجا میومدیم درست نمی گم؟ - درسته
- بایید،به سلامتی - یه چیز در اینجا خوبه؟
اگه برادر بزرگ در نان شی رن به عنوان یه جوان میگساری می کرد
همه ی ما تمام روز باهم مبارزه می کردیم
ما افرار شرور رو کتک می زدیم
بعدش می یومدیم اینجا نوشیدنی می زدیم بر بدن
بی خیال دنیا
استاد سومت داستان های خوبی تعریف کرد
اما استاد سومت یک مهمان وفادار در اینجاست
به خاطر مشروب های عالی اش
اون روز ها من به خاطر غذا و شراب خوب من خیلی قوی بودم
حتی الانم که پیر شدم قوی هستم
زندگی اساتید در جیا شینگ خیلی شاد بوه
اما شما به خاطر من از خوشبختیتون دست کشیدید
شما زادگاهتون رو 18 سال تموم ترک کردین
شما خیلی با من مهربان بودین و من نمی دونم چه طوری باید جبرانش کنم
جینگ ار،درمورد چی حرف می زنی؟
درسته،جینگ ار
ما خونمون رو به خاطر تو ترک کردیم
اما قلبا خیلی خوش حال بودیم
جینگ ار
نیازی نیست محبت ما رو جبران کنی
تو ما رو چی می بینی؟
نه اشتباه کردم و سه جام رو می نوشم
تو موضوع رو خیلی جدی گرفتی
جینگ ار ما می دونیم تو ذاتا آدم خوب و صادقی هستی
- چرا باید از دستت عصبانی بشیم؟ -کاملا درسته
آقایون سفارش غذای توراهیتون آماده شده
باشه متوجه شدم لطفا چند لحظه صبر کنید
اساتید به کجا سفر می کنین؟
ما به ساحل دریا می ریم از اونجا به جزیره شکوفه های هلو
جزیره شکوفه های هلو؟
تان چو دو آن از افراد چوآن ژن به دست هوانگ پیر کشته شده
چوآن ژن می خواد برای گرفتن انتقام به جزیره شکوفه های هلو بره
وقتی این موضوع رو شنیدیم تصمیم گرفتیم به اونجا بریم
و امیدواریم این خصومت رو حل کنیم
نه.در مسافر خونه ی چوم سان من به وضوح دیدم
قاتل چو دو آن،استاد هوانگ نبود
چی؟
- پس کی اینکار رو کرد؟ - کار کی بود؟
کار اویانگ فنگ بود.اون تظاهر می کرد که همدست استاد هوانگه
اون عمدا هرج و مرج به وجود آورد چون از پس همه اونها بر نمی اومد
برای همین کاری کرد چو آن ژن با استاد هوانگ دشمن بشه
عالی شد.اگه چوآن ژن 7 این موضوع رو بفهمه
شاید بشه جلوی انتقامش از هوانگ رو گرفت
جینگ ار به جزیره شکوفه های هلو بیا
مسیرش رو بهمون نشون بده
بله
اما مگه اون قول نداده بود که در لین آن با شاهزاده خانم هوا ژنگ دیدار کنه
بهتره ما خودمون به جزیره بریم
سرنوشت با مردم چه بازیها که نداره
تو جفت مناسبی برای رونگ ار نیستی
اگه بهمون می گفتی می خوای در مغولستان ازدواج کنی ماهم می اومدیم
اما فکر نکنم وقت نداری تا کونگ فوی اینجا رو ببینی
منظورتون رو متوجه هستم
بعد از غذا راهمون از هم جدا می شه
من در مغولستان ازدواج می کنم و سرایعا بر می گردم
-من هنوز کارهای زیادی دارم - باشه
جینگ ار،بعد از 18 سال تو بزرگ شدی
تو دیگه بچه نیستی
تو مثل یک مرد بزرگ ازدواج می کنی
وقتی ازدواج کردی باید خوب مراقب خانوده ات باشی
بیشتر مراقب باش تا بهتر از خانواده ات حمایت کنی
.اگه بتونی خوب زندگی کنی خیال ماهم آسوده خواهد بود
سعی خودم رو می کنم که این طور باشم
سپاس گذارم که بهم لطف دارین
- هیچ وقت فراموش نمی کنم -کافیه،کافیه
چرا یه جوری حرف می زنین انگار قرار نیست همدیگرو ببینیم
بیایین به سلامتی جینگ ار که بهمون پیوسته بنوشیم
به سلامت
- جینگ ار - بیا جینگ ار
به سلامتی
جینگ ار
با هر بانویی که ازدواج کردی ما امیدواریم شاد و خوشبخت باشی
سپاس گذارم استاد هفتم - بچه،تو راه بازگشتت از مغولستان -
- خواهیم بودPavilionما در - بسیار خب
-بیا تا مست بشیم،بنوشیم - پسر
وقتی ما کنارت نیستیم بی دقتی نکن
باید خوب غذا بخوری.اگه پوست و استخون بمونی
منو به خاطر اینکه کتکت بزنم سرزنش نکن
بسیار خب
- جینگ ار،بیا اینجا - استاد
قایقران منتظر ماست و ما باید از هم جدا بشیم
نو باید مراقب خودت باشی
مراقب خواهم بود
اساتید مراقب خودتون باشید.شما رو در جیانگشینگ خواهم دید
-باشه بریم - بریم-باشه
دیدمش گرفتمش من ماهی رو گرفتم
می خوام ببینمش
چه ماهی زشتی فکر نکم خوشمزه باشه گوشتش جالب نیست
چیز دیگه ای نیست؟بی فایده است
ایـ این.کی گفته این برای خوردنه
این ماهی رو گرفتم که باهاش بازی کنیم ولی تو همش به فکر خوردنی
خودت چی هروز فقط بازی،بازی،بازی
بی مزه،دیگه جالب نیست.ولش می کم بره
هی خارپشت پیر
نمی خواد به من اهمیت بدی برو بازیت رو بکن
- واقعا؟ - بله - خودت گفتی ها
خودم گفتم
میتونم برم؟ - میتونم بری
من این حرف رو از روی تنفر نمی گم
برو هرچه قدر دوست داری بازی کن
من حالم خوش نیست
تو بدو برو تفریح کن
خیلی خب برو دیگه
اگه رونگ ار رو می دیدم اون ازم می پرسید
باید چی جوابش رو می دادم؟
:باشه به بهش می گفتم
با وجوی که خار پشت پیر بهم کمک کرد از قصر فرار کنم
بعدش مراقبم نبود مشکلی نیست خودم مواظب خودم هستم
تو برو.برو،برو
تو...من شنیدم چی گفتی
تو می دونی که من نمی تونم برم
- امکان نداره!یعنی تو از اون دختر می ترسی - ایـ ایـ این
- من از اون بترسم؟ - بله - اون فقط یه دختر لاغر مردنیه
من نمیتونم مهارت های راهنمای 9 یین رو فراموش کنم
و فقط می خوام با هوانگ پیر در جزیره ی شکوفه های هلو بجنگم
یه چند روز دیگه هم پیشت می مونم
امروز اول آگوست شده
و 15 ماه می تونم رونگ ار رو ببینم
پس دیگه منو تهدید نکن
خارپشت پیر،گوش کن
به زودی 15 آگوست می شه
منو همراهی کن و جایی نرو
من باید به چند جایی برم
ببینم،توهم می خوای بری جای؟
...من
شاهزاده جوان خیلی زور گو شدن
شدن مثل یه گلوله آتش
همش به خاطر زن محبو بشه
- حالا ما باید از کی اطاعت کنیم؟ -نمیدونی؟
شاهزاده جوان بسیار جسور هستن.خودت که شنیدی.ایشون تغیر کردن
از شخص پیر حمایت کن نه از فرد جوان وگرنه هرج و مرج پیش میاد
چه طوری؟کدوم پیر و جوان موضوع اینکه قدرت دست کیه
مهم نیست کی دستور می ده ما باید اطاعت کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.