Marvel's The Punisher

Marvel's The Punisher

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Marvel's The Punisher S02E11 WEB x264-STRiFE
A Commentary by greatR_96

Tags

web
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
Published on: 2019-04-07
Downloads: 78
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

!نه

حالش چطوره؟

داغونه. چندین پارگی توی صورت، تنه، بازوها و پاهاش داره

.خونِ زیادی از دست داده حتی نمیشه آسیب‌های داخلی رو حدس زد

!نه

چه بلایی سرش اومد؟

یه سری آدم رو کُشت

کارش همینه

آره؟ شاید یه نفر لطفش رو جبران کرده باشه

!وا، وا، وا - هی، آروم. آروم، آروم، آروم -

،از بین یک تا ده سطحِ دردت چقدره؟

!نه

میشه یه نفر این دستبند رو باز کنه؟ - دستبند سرجاش می‌مونه -

دو تا سرمِ نمکی میخوام - چشم -

فشار خون 80 روی 50

.ضربانِ قلب حینِ استراحت 120 پنجاه میکروگرم فنترمین بهم بده

.یه نفر پرده‌ها رو بکشه آماده واسه جراحی

ترجمه از رضا کارگران .: greatR :.

اِیمی، کورتیس‌ام

فرانک کجاست؟

کورتیس

کورتیس، اون کجاست؟

..چی شده؟ تو هی، زخمی شدی؟

کورتیس

مُرده؟

نه

...باشه، خب، پس چرا اون

نمیدونم چه اتفاقی افتاد

،فرانک رفت اون تو ...و گوه همه‌جا رو برداشت

باشه، پس چی؟ همینطوری اونجا ولش کردی؟

پلیس گرفتش

گذاشتنش توی آمبولانس

...اون

خب

چقدر بد؟ ...یعنی، راه می‌رفت؟ اون

کورتیس، چه اتفاقی براش افتاد؟ - نمیدونم -

کارِ بیلی بود؟ - نمیدونم -

خب، باید یه چیزی بدونی

میدونم یه نفر رو کُشتم و به بقیه شلیک کردم. اینو میدونم

مردهایی که داشتن می‌مُردن ...تو بغلم نگه داشتم، مردهای زیادی

ولی هیچوقت کسی نبود که خودم گذاشته باشمش اونجا، نه حتی یه دونه که گلوله‌ی من تو بدنش باشه

هیچوقت نفهمیدم چقدر حسِ متفاوتی داره

با قیمت‌های بسیار پائین ...و تأمین مالی 100 درصدی

که به اسم پانیشر .. شناخته میشه امروز بازداشت شد

حین چیزی که به نظر یه تیراندازی گسترده در انباری در محله‌ی کوئینز بوده

گزارش‌ها حاکی از اینه که تیراندازی چندین کُشته داشته

کسل توسط پلیس دستیگر شده

و در بیمارستان سیکرد سینتز به آسیب‌دیدگی‌هاش رسیدگی میشه

هیچ اطلاعاتِ بیشتری درمورد ...این حادثه یا وضعیت کسل در دسترس نیست

باید بیاریمش بیرون

حالا - اِیمی، نکن -

،ببین، اگه تو بیمارستانه یعنی صدمه دیده

پلیس‌ها رو ول کن

کورتیس، تمام آدم‌کُش‌های شهر میخوان برن دنبال اون 5 میلیون

باید کمکش کنیم - اِیمی، با کمک کردن بهش رسیدیم اینجا -

و میخوایم چی کار کنیم، ها؟

بدویم بریم بیمارستانه همه‌جا رو به گلوله ببندیم و زورکی بیاریمش بیرون؟

تموم شده

من کارم تموم شده

پس اینجوریه، ها؟

تمام کاری که میخوای بکنی همینه

.میخوام دوش بگیرم کاری که میخوام بکنم اینه

و دوستت دارن

تمومش کن

بیا خونه پیش من

منزل پیلگریم

الایزا - سلام، جان -

میشه با ربکا حرف بزنم، لطفاً؟ تماس‌های قبلیش رو ندیدم

بله، سعی میکردیم باهات تماس بگیریم

مشکلی پیش اومده؟

،ربکا الان داره استراحت میکنه، جان ...ولی اگه گوشی دستت باشه

پس کی بهم زنگ زده بود؟

اون من بودم

به ربکا قول دادم سعی میکنم تلفنت رو بگیرم

نگرانت بود

همه‌مون بودیم - ...آره، خب، آم -

من خوبم

پس گوشی دستت باشه، جان

دستمه. جایی نمی‌رم

حالت خوبه، جان؟

آره، فقط میخوام صداش رو بشنوم

آره

با دور بودن متوجه میشی اونقدر که فکر میکنی قوی نیستی

منتظر می‌مونم

خیله‌خب، جان

،مسئول پیشگیری از حوادث با 2345 تماس بگیرید

،مسئول پیشگیری از حوادث با 2345 تماس بگیرید

سلام

.خانم، این ناحیه محدودیت داره فقط کارکن‌های بیمارستان و پلیس

.آره، من کارن پِیجم با نلسون و مورداک کار میکنم

اونا وکیل‌های قانونیِ آقای کسل هستن

آه، دستور سفت و سخت دارم

خیله‌خب

آه، سرکار اسمیت، میدونی دیگه چی سفت و سخته؟ منشور حقوق

،مخصوصاً اصلاحیه‌ی ششم

که میگه مُتهم حق داره مشاوره‌ی قانونی داشته باشه

بنابراین، نه دولتِ فدرال نه ایالتی

نمیتونه شخصی رو از حقوق قانونیش محروم کنه. روندش اینجوریه

ببین، تنها دلیلی که دارم اینا رو میگم

اینه که بفهمی اگه بهم ،اجازه ندی با موکلم رو به رو بشم

خطرِ این هست که قاضی حکم محاکمه‌ی نادرست بده و فرانک کسل آزاد بشه

حالا، مطمئنم

که همکارات توی حوزه از این اتفاق خوششون نمیاد، اینطور نیست؟

نه، گمون نکنم

خیله‌خب، فقط برو. فقط برو - ممنون. خیلی ممنونم -

ردیفه. وکیل‌ـه

فرانک؟ هی

حالت چطوره؟

یه جورایی آشناست، مگه نه؟

...خب، آم

اخبار رو نگاه کردم

حدس می‌زنم یه ربطی به بیلی روسو داشته باشه

چی؟ اون.. پیش‌بینی کرده بود که میای؟

فرانک؟

باید بری

چیه؟ فکر میکنی میتونی به این راحتی بترسونیم؟

بهتر از اینا میدونی

به علاوه، واقعاً فکر نمیکنم که دلت بخواد برم

...ببین، چیزه

موقعیتِ سختی‌ـه

چیزی نیست که قبلاً باهاش سر و کله نزده باشیم

فقط باید بفهمیم میخوایم چی کارش کنیم

کارِ من بود

کارن.. من سه زن رو کُشتم

شاید بتونم کمک کنم

آره، نمیتونی اینو درست کنی

خب؟

.مهم نیست مهم نیست چی کار کردی

احساسِ من نسبت به تو رو عوض نمیکنه

باید بکنه

نمیکنه

،مطمئن شو به همه‌شون برچسب می‌زنی

و مطمئن شو هیچوقت کسی نمیره اون بالا

مأمور ویژه‌ی مسئول خانم مدنی

عجب چیزی‌ـه، ها؟

مرسی که اجازه دادی بیام - خب، میخواستم اینو ببینی -

ببینی تمام مزخرفاتت به کجا رسیده

به نظر کسل اصول خودش رو فراموش کرده، ها؟

کسل از طریق یه تونلِ زیرزمینی وارد شده

..یه عالمه مدرک پیدا کردیم و یه تعداد جنازه‌ی مُرده

کسل ترتیب چند نفر که ماسک‌های این شکلی زده بودن داده

خب، جفتمون یه نفر دیگه که ماسک اون شکلی می‌زنه می‌شناسیم

کسل اومده اینجا سراغ روسو

.آره، احتمالاً ،ولی قسمت عجیب اینه

به نظر می‌دونستن داره میاد ولی نکشتنش

سنگِ نمک پیدا کردیم، گلوله‌های پلاستیکی

کسل تا حد مرگ کتک خورده

روسو میخواسته کسل عذاب بکشه

اصلاً برام مهم نیست هرکدوم چی میخواستن

سه تا زنِ مُرده رو دستم هست که هیچ دستی تو این مزخرفات نداشتن

باهام بیا

اون سه زنِ مجهول‌الهویه‌ی مُرده اونجا دراز کِش بودن

سنگین بهشون تیراندازی شده بود

جنازه‌هاشون الان تو راهِ سردخونه‌ی بیمارستان‌ـه

کسل مثل یه روانی اومده اینجا و به هرچی دیده شلیک کرده

بهترین حدس اینه که روسو این بالا بوده ،و از زن‌ها جای پوشش استفاده کرده

...و کسل هم فقط

بهشون شلیک کرده تا اونو بزنه - نه، فرانک اینجوری کار نمیکنه -

وقتی بازداشتش کردیم بالا سرشون وایساده بود و اسلحه هنوز دستش بود

،حالا، ممکنه قصدش نبوده باشه ولی این کارو کرده

و خلافِ اینم نمیگه

چی میگه؟

هیچ گُهی نمیگه - ولی چیزی درباره روسو نمیگه؟ -

درمورد اتفاقی که افتاد؟ اینکه بیلی ممکنه کجا باشه؟

الان چه حسی داری، دینا؟

افتضاح

حالم بده

خوشحال میشی از این بابت؟

میذاری باهاش حرف بزنم؟

چرا باید این کارو بکنم؟ - ممکنه با من حرف بزنه -

و چی؟

داستانت رو سر هم کنی؟ - باشه، گمونم حقمه -

.شاید اگه بتونم کاری کنم روسو رو بهمون بده بتونیم یه بار برای همیشه تمومش کنیم

و تو هم روسو رو میدی به من؟ - بله. بهت قول میدم -

...آه

کی به کیه؟ ضرر که نداره

،با بیمارستان تماس می‌گیرم میگم اجازه بدن بری داخل

هی، خواب‌آلو

سلام

!فرانک هی، هی

...صبر کن - چیزی نیست -

خدا لعنتش کنه

اینا به خاطر چی بود، ها؟

این خواب‌ها همیشه یه جورن

خدایا

فقط عاشقِ اون کار بودیم

...ماریا و بچه‌ها

.اونجان، ولی دستم بهشون نمی‌رسه ...میدونی، من

نمیتونم بهشون بگم که هیولا داره میاد

روزی که مُردن، به ماریا گفتم کارم تموم شده، که دیگه برنمیگردم

درست شبِ قبلش رسیده بودم خونه

.و وقتی بیدار شدم، صورتش رو دیدم اومد به سمتم

،ولی ...همون ثانیه‌ای که اومد، میدونستم

درست بود

...اینجوری بود که

...انگار این بار از رو شونه‌هام برداشته شد، میدونی؟

برای جفتمون، میدونی؟ میدونست کارِ درستی‌ـه. بچه‌هام همینطور

فقط آماده بودم، میدونی؟ وقتش بود

...فقط میخواستم باهاشون باشم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left