Trevor

Trevor

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Trevor 1994
A Commentary by Maggy
Maggy Azad زیرنویس شده توسط

Tags

other
Published on: 2021-07-08
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 94 lines.

Maggy Azad زيرنويس شده توسط

!دفتر خاطرات عزيزم

کاملا متقاعد شده ام که پدرومادرم بيشتر از اين به مرگ و زندگي من اهميت نميدن

شب گذشته وقتي داشتن تلويزيون تماشا ميکردن تو هال رفتم

رو زمين افتادم و مردم

هيچ واکنشي ازشون نديدم

فکر ميکنم برنامه هاي تکراري تلويزيون جايگزين خودانگيختگي طبيعي اونـا شده

يعني اگه منو تو اخبار 20:30 هم ببينن، اهميتي نميدن

حتي ممکنه وسطش بخوابن

!دفتر خاطرات عزيزم

امروز با والتر استيلمن درباره خودارضايي حرف زدم

اون گفت بايد مراقب باشم اسپرم رو دستام نريزه

ما اسپرم اونُ زير ميکروسکوپ گذاشتيم و شاهد کلي فعاليت ديوونه کننده بوديم

شخصاً فکر نميکنم که خودارضايي کَرکننده باشه

به هر حال اميدوارم کَرکننده نباشه

بدترين اتفاق دنيا وقتي ميافته که نتونم ديانا راس گوش کنم

!اون زن سوگلي اول و آخرمه

مشخصاً تصميم گرفتم که براي هالووين ديانا راس باشم

وقتي ديانا آغاز به کار کرد، پيش داوري هاي زياديُ تحمل کرد

احتمالاً منم بايد بکنم

!دفتر خاطرات عزيزم

من بهترين دوست پينکي فرادي شده ام

ممکنه فکر کني پسري که اسمش پينکيه يجوريه اما خب، ميدوني... اينجوري نيست

اون ستاره ميان رده تيم بيسبال شهر و همه چيزه

دوستي با اون براي من خيلي باارزشه

بهترين قدم بعدي اينه که خودم معروف شم

فکر کنم اگه کسي با مسلسلي چيزي به شهر بياد

و پينکي رو تهديد به کشتن کنه، خودمو پيش مرگش ميکنم

اون قطعاً لايق زنده موندنه

!دفتر خاطرات عزيزم

همه با عشق بازي تو متل کورتز کواليتي اوکين

کتي کوئين دعوتم کرد

اون گفت اين اتفاق هيچ معني-اي نداره فقط يه آزمايش تحت کنترله

!بس کن

اما واقعيت اينه براي کنترل خودم تحت فشار نبودم

نه اينکه جذاب نباشه

فقط چيزهاي ديگه اي تو سرمه

!دفتر خاطرات عزيزم

تصميمم رو راجع به آينده گرفتم

و امشب همشو با پينکي درميون گذاشتم

...بهش گفتم

پينکي من تصميم گرفتم که تئاتر همه زندگيم باشه

!خوبه

پينکي خيلي فهميده اس اون منو تماماً تو اين راه تشويق ميکنه

...عالي بود! دوباره

!دفتر خاطرات عزيزم

ديشب من کاملاً و واقعاً خوشحال بودم

بعد تمرين پينکي تقريباً همه راهو تا خونه باهام اومد

به والتر استيلمن احمق گفتم که چه حسي نسبت به پينکي دارم

اون گفت بايد مراقب باشم چون داستان هاييو شنيده که

چطور پسرها با پسرها يکارايي ميکنن و اين حال به هم زنه

ممکنه آخرسر يه منحرف ازت دربياد

و يا حتي بدتر

تصميم گرفتم تحت درمان داوطلبانه شوک باشم

اميدوارم اين روش منو از داشتن روياي کثيف مردان لخت درمان کنه

و البته پينکي

!دفتر خاطرات عزيزم

امروز مري زاپاتلي و فرانسين آنتونيسلي

منو تو جريان گذاشتن که بچه ها پشت سرم حرف ميزنن

اونـا گفتن که عين دخترا راه ميرم

ميتونستم سر اين موضوع خودکشي کنم

طبيعتاً انکار کردم

حتي پيشنهاد دادم که ثابت کنم

وقتي تموم شد، برگشتم و ديدم

مري و فرانسين جوري بهم نگاه ميکنن که انگار خودمو کشتم

مشخصاً تصميم گرفتم که ديگه براي هالووين ديانا راس نباشم

!دفتر خاطرات عزيزم

امروز براي مراسم تشييعم تمرين کردم

از اون روزاس که

قطعاً بدترين روز زندگيمه

ديشب به خونه پينکي زنگ زدم مادرش جواب داد

اون گفت که پينکي نمينونه باهام حرف بزنه

و اينکه ديگه نبايد تلاش کنم باهاش تماس بگيرم

نشستم و نامه طولاني براي پينکي نوشتم که چه اتفاقي افتاده

براي اينکه ميدونستم نميدونست چي شده

فرداش نامه رو به پينکي دادم

وقت ناهار اون نامه رو برگردوند

گفت که يه آدم توهمي ضعيفم که

احتمالاً ليافت زنده موندن نداره

اوکي، من... مطمئن نيستم

اما فکر ميکنم اين به اين معنيه که

من و پينکي ديگه بهترين دوستاي همديگه نيستيم

،براي کسي که ممکنه نگران باشه

من الان تو زندگيم عين يه زنداني ام

مامان دفتر خاطراتمو پيدا کرد و خوند

بابا هم همينطور

الان يه آدم بي آينده ام

که حتي گذشته وحشتناکي براي فکر کردن داره

برام دعا کنيد

خداحافظ

امروز پدر جو به خونه ما اومد و منو به کِرِم لبنيات برد

بايد بدبين ميشدم چون ما اونقدرا مذهبي نبوديم

درست بعدش ساندي سفيد مشکيمو سفارش دادم

و عين ميمون اهلي رو صندلي جلوي ماشينش نشستم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left