The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
Episode 12
من شنيدم به آفريقا رفتي ؟
تو آنجا چيکار ميکردي ؟
قما ،قماري که باعث شد زندگيمو در خطر قرار بدم
تو در پايان اين پيروزي چيکار ميخواي بکني ؟
.. هيچي نيست که من تو دستام نگهش دارم اما
من فهميدم در زندگيم چيکار کنم
حالا چيکار ميخواي بکين ؟
رييس جانگ رو از گروه دي جانگ ميشناسيد ؟
من بايد با اون و پسرش تصويه حساب کنم
تو ميدوني من به کي در قتل لي سو چانگ مشکوکم ؟
رئيس جانگ مين هو
چرا ؟چرا اون ؟
اون کسيکه دنبالش ميگردي کيم ايل هوان ... جانگ مين هو هست
من فکر مي کنم براي از بين بردن گذشته اش
اون لي سو چانگ رو کشت
.. جانگ مين هو
.. پدرته
تو کي هستي ؟
اون اسلحه رو لطفا طرف ما نگيريد ما که قرقاول نيستيم
نيازي نيست تو در مورد فرصت بعدي نگران باشي
تو از الان براي من کار ميکني
چيزي هست که براي من دردسر داره
فقط به من بگيد
حتي اگه بخوام زندگي يک نفرو تموم کني ؟
روح آدم حقه بازي مثل تو چقدر ارزش داره ؟
من ارزش زيادي بهت خواهم داد فورا گمشو
کسي که نتظرش هستي جانگ ووست ؟
بله
اون کسيکه دنبالش ميگشتيد کيم ايل هوان ... جانگ مين هو هست
من فکر ميکنم براي از بين بردن گذشته اش
اون لي سو چانگ رو کشت
.. جانگ مين هو
.. پدرته
به زودي نابودي خواهي ديد
ها بار ،1000ها بار بدتر هست 100 که يکي از خون خودتو رها کني
چيزهايي که بهت آرامش ميده همش قراره خراب بشه
.. آوردن من به اين دنيا
باعث ويراني تمام زندگيت ميشه
صبر کن و ببين
شايد چيزي شده ؟
همه اتهامات پاک شده پس چي ميتونه اتفاق بيفته ؟
اون آمد
تو ديشب کجا خوابيدي ؟
من مجبور بودم تا مراقب چيزي باشم
چي گوک منتظر بود تا شما رو ببينه
عجله کن و بريم
بيا بريم
سان يونگ ،مدت زيادي ميگذره
آيا سوک تي خوب هست ؟
اي حروم زاده ،چرا حتي يک تلفن ساده هم نزدي ؟
ما نبايد مي دونستيم تو مردي يا زنده اي ؟
اين دختر مزاجش هنوز مثل سابق هست
متاسفم ،متاسفم
چيزي که ديوانه کننده بود،اين بود که ما حتي امکانات هم نداشتيم
شما حالتون خوبه ؟
بله
اون چيه ؟
سوک تي زمين و خونه رو فروخته
تا استفاده کنه و جايي براي زندگي کردن بگيره
ما مشکلي نداريم خودت ازش استفاده کن
درسته . تو بايد يک وقتي ازدواج کني پس ازش در جهازت استفاده کن
راستي ،چطور باک سيل جانگ ..؟
ديگه بيشتر از اين نگران ما نباش
فقط مراقب خودت باش
سان يونگ
همه چيز رو در مورد جانگ وو فراموش کن
مهم نيست چقدر تو فشار خودتو بهش وارد کني اتفاقي نمي افته
چرا نه ؟
کسي هست که جانگ وو دوسش داره
اون کيه ؟
اگه بهت بگم ،ممکنه بشناسيش؟
عذاب دادن خودتو تموم کن و ولش کن . باشه ؟
تي هيوک به طور موفقيت آميزي کازينو رو به دست آورده
اون کوچيکتر از کازينو رئيس جونگ مون
اما ما مجبوريم تا از اين استفاده کنيم تا وقتيکه هتل سانگ کامل بشه
من ميخوام برم و يک نگاهي بندازم
بله
و
کيم جونگ وو به جيجو برگشته
اون مضنون نيست براي قتل لي سو چانگ ؟
به نظر مياد هيون کي سانگ کمک کرد تا اسمشو پاک کنه
بهش اجازه نديد نزديک تي هيوک بشه
بله
مديران و فروشندگان ما بهترين ها ،در جزيره جيجو هستن
و ما شرايط ويژه اي رو براي کسانيکه سر پول زيادي شرط بندي ميکنن فراهم کرديم
ما در مدت يک ماه مي تونيم افتتاحش کنيم
ما بهترين فروشندگان رو با مشتريهاشون آورديم
هيچ شکايتي از رئيس يو يا بقيه کازينوها نيست ؟
اين يک بخش از انجام کار هست نگران نباش
قدرت يک کازينو توسط انحصارش به شرکت هاي خارجي تعيين ميشه
مشکل به دست آوردن مجوز براي شهروندان غير بومي هست
پس ما روي کارهاي گردشي تمرکز کرديم
براشون توضيح بده
هدف ما توريست هاي خارجي هستن که به جيجو آمدن
و ما سه يا پنج ميليون وون به آنها رسيد مي فروشيم
و براي زوج هاي جواني که براي ماه عسل اينجان خدمات ويژه اي تدارک ديديم
ما اينها رو با قيمت هاي مناسبي آماده ميکنيم
الان ما بايد مطمئن بشيم که در مسير قانوني حرکت ميکنيم
بفهميد کي هست که ما نياز داريم تا باهاش در اين مورد صحبت کنيم
عضو از کنگره از وزارت خونه هاست
بله
همه دلالان ماهر ،رقابت رو هدايت ميکنن وهمه مديران هم نظاره گر هستن
بيشترين گروه مهمانان ما از ژاپني ها و چيني ها تشکيل ميشه
آنها اينکار رو به جنگ تبديل کردن
ما چطور ميتونيم باهاشون مقابله کنيم ؟
ما نمي تونيم فقط بشينيم و نگاه کنيم
اگر ما يک انفجار عظيمي راه بندازيم خودمون هم در اون نابود ميشيم
فکر ميکنيد اين خوبه ؟
منظورت چيه ؟
کاري که رئيس جانگ ميکنه
براي کنترل شما
.. حتي داشتن مجوز هم
تسلط رئيس جانگ رو کم نميکنه
با اين شرايط شما هيچ کاري نمي تونيد بکنيد
جکسون درست ميگه
اگر رئيس جانگ بيشتر از اين بتونه شما رو کنترل کنه
اون به سرعت کازينوي ما رو به چنگ مياره
حروم زاده
چقدر ديگه مي خواي حريص باشي ؟
به من بگو
من نمي خوام دوباره با خنجري که تو از پشت به من ميزني متعجب بشم
!همه اش رو ببين الان بهم بگو
شما لي سو چانگ رو کشتيد ؟
چرا ميخواي حساسيت درست کني ؟
کاراگاه آمد تا منو ببينه
اون در مورد روابط من با لي چانگ پرسيد
چه ربطي به من داره ؟
شما به من نگفتيد که حواستون به لي چانگ هست ؟
اون شما بوديد . شما اون کارو کرديد ،درسته ؟
اگه هم من اون کشته باشم چيکار مي خواي بکني ؟
!...شما
اين راز نبايد از اينجا خارج بشه
من فقط به خاطر شما مخفيش کردم
من هرگز قبلا هيچ چيز ازت نخواستم
اما حالا ،مي خوام که جبران کني
شما از من چي مي خوايد ؟
پروانه ي يکي از کازينو هايي که داريد
اونو بده به من
جکسون و مي ران رو خبر کن
بله
من مترسيدم از اينکه مي ران گذشته منو بفهمه
اون چيزيکه جانگ مين هو رو برتر از من نگه ميداره
ضعفي بود که بهش نشون دادم و اون به دستش آورد
و محکم نگهش داشت
تا منو به باتلاقي حل بده
اگه بزارم ادامه پيدا کنه ،اون شما رو در اين لجن ميکشه
حتي اگر گذشته من براي تمام دنيا آشکار بشه
من ديگه از جانگ مين هو نميترسم
شما چيکار ميخوايد بکنيد
شما نبايد به خاطر من اين کارها رو بکنيد
نه ،الان زمان فرار از اسارت هست
من بايد تمام حقارت هامو جبران کنم که تا حالا تحمل کردم
اگه در موردش مطمئني ما ميتونيم حمله رئيس جانگ رو متوقف کنيم
چطوره ؟
ما بايد با مالکان بقيه کازينو ها ملاقات کنيم و مشارکت اون ها رو به دست بياريم
ما بايد اونها رو متقاعد کنيم که اگر اونها کاري نکن
رئيس جانگ تبديل به يک غول بزرگ ميشه
ما بايد نفوذ به دست بياريم و به اين وسيله رئيس جانگ رو متوقف کنيم
ما همين طور بايد اون رو از فروشنده ها و مشتري ها هم دور نگه داريم
فکر ميکني اگر مين هو چيزي در اين مورد بفهمه اون اجازه اين کارو ميده ؟
اون هر کاري که بتونه براي متوقف کردن ما انجام ميده
پس ما بايد طوري اين کارو انجام بديم که اون نفهمه
مي ران و من مراقب اين موضوع خواهيم بود
پس در موردش نگران نباش
اين استاد همه هنرهاست
اسم من لي سو هيون هست
متشکرم که به من اجازه داديد تا وقت ارزشمندتون رو بگيرم
نه ،من بايد با شما ملاقات ميکردم
شما يک شو بزرگ به جيجو آورديد
چطور من ميتونم کمک نکنم ؟
اين اطلاعاتي هست که ما تا حالا جمع کرديم
اما خيلي دقيق نيست
در آينده ما به کمک شما احتياج داريم
البته ،هر کاري که بتونم انجام ميدم
منو ببخشيد
جکسون
متاسفم
اين لي سو هيون هست ؟
ميشناسيش ؟
..نه .. هيچي
کي به جيجو آمديد؟
آيا جانگ وو با شما برگشت؟
بيايد به جاي خلوت بريم
کي به کره برگشتي ؟
در حدود 2 ماهي ميشه
من اينجام تا سيرک دو سليل رو آماده کنم
مسئوليت من برنامه ريزي براي شو هست
چه اتفاقي براي جانگ وو افتاد ؟
من يک ماه تموم منتظرش شدم
چي شده ؟
من جانگ وو رو براي تو فرستادم
و اميدوار بودم شما دو تا با هم باشيد
ما ترکش کرديم و رفتيم به سورز
اما درست پشت ما اومد
و به خاطر اون بود که زندگيمو نجات پيدا کرد از دست اون ياغي ها ما رو اسير کردن
بعد از رنج زياد
ما در نهايت معدن الماس که پسر شاه کار ميکرد پيداش کرديم
No comments yet. Be the first to leave one.