The first 200 lines.
با افتخار OpusSub تیم ترجمه تقدیم میکند
♥ به سامدالری خوش آمدید ♥
معلومه
هی
چو جیندال، اینجا
!سلام، بچهها
...هی، لباسهات
گفتم لباس خوب بپوش
،لباس خوب پوشیدم دیگه منتها به سبک خودم
ولش کن. اینم جذابیت چو جینداله دیگه
بعله
نمیدونم این دختر چطور میتونست با اون خانواده پولدار زندگی کنه
.هی، دلم برات تنگ شده بود حالتون چطوره؟
ممنون. نوش جان
چه کارمند خوبی استخدام کردی
چون همیشه لبخند میزنه همین که میام اینجا حالم خوب میشه
خدافظ - به سلامت -
خداحافظ - !خوش اومدید -
!تبریک میگم
الحق که خانم چو به هر چی که اراده کنه میرسه
راست میگه
عشق باشه یا کار، شما اگه بخواین بهش میرسین
شرط میبندم چیزی نیست که از پسش برنیاین
!اینجوریام نیست
!ممنونم
!به سلامتی
میگن، "پشت آدم درخشان
"تاریکی قرار داره
پشت زرق و برق
،و لبخندهای سرخوشانه
...تاریکیای هست که راحت نمیشه متوجهش شد
مادر شوهرت گفت بریزمشون دور
آیگو، انگار بهترین صدفهای آبالون رو فرستادن
آیگو، ولشون کن
خودم میخورمشون
حالم به هم خورد
=قسمت 11= =پشت آدم درخشان، تاریکی است=
خیلهخب، باشه
چیه؟ بگو تا بشنویم
پریروز بهت چی گفتم؟
چی گفتم؟
اعتراف کردی
...چی
...هی! اون
!مزخرف گفتم
بهت اعتراف کردم؟
وای، حتماً زده بوده به سرم
...اون - گفتم اعتراف کردی -
تو به من اعتراف کردی
و منم به تو
.باید بریم. بیا بریم
!سامدال
!چو سامدال
!سامدال! هی، چو سامدال
!سامدال
آیگو، آخه کی تو روستا از سوپری پیک میخواد؟
سامداله. هی، سامدال، کار داری؟
...سامدال! بابت اون روز شرمندهم
هی - باز چیه؟ -
یه ماشین قرمز بالای جاده است
ماشین قرمز چی؟
!هی، چو سامدال
سامدال، وایسا
!هی، وایسا
چه خبره؟
دارن ورزش میکنن
آیگو
اگه بعد از غذا بدوی پهلوهات درد نمیگیره؟
ورزش نمیکنن که
به نظر من که قرار دارن
من یه چیزی میدونم که شماها نمیدونین
بهتره هر چی میدونی فراموش کنی
!هی، سامدال
هی، یه دقیقه
چو سامدال
چرا همچین میکنی؟ ها؟
یه دقیقه بیا حرف بزنیم. ها؟
هی
هی، تو چرا فرار میکنی؟
آه عجبا
چرا اینجوری میکنی؟
هی، سامدال، چرا همچین میکنی؟
جا خوردی؟
یه دقیقه درُ باز کن حرف بزنیم
من دارم میام تو - تو رو خدا -
دست از سرم بردار
تو خوبی؟
.باید تنهام میذاشتی چرا تا اینجا دنبالم اومدی؟
هی، چون یه دفعه فرار کردی
دنبالت اومدم
ولی تو واقعاً خوبی؟ مشکل دیگهای که پیش نیومده؟
نه
مطمئنی؟
آره
چطور تونستی بعد از شنیدن اون حرف فرار کنی؟ آدم میترسه
مگه بار اول و دومته که ،بعد از مستی همه چیز یادت میره
درک میکنم
،ولی فرار کردنت بعد از شنیدن اون حرف
،راستش
ناراحتم کرد
کد... کدوم حرف؟
بعد از این که گفتم !بهم اعتراف کردی در رفتی دیگه
هی! اون کجاش اعتراف بوده؟
...کی با بوسیدن اعتراف می
هی
یادت اومده، نه؟
ها؟
.هی، چو سامدال واقعاً یادت اومده، نه؟
ها؟ درُ باز کن - !آره، یادم اومد! یادم اومد -
باید فکرامو جمع و جور کنم
تو رو خدا ولم کن
دارن قرار میذارن
آره
تابلوئه که دارن قرار میذارن
ها؟ با همین دوتا چشمای خودم دیدم
اگه این قرار نیست پس چیه؟
یعنی این همه وقت هر دوشون همدیگه رو دوست داشتن؟
آره
اگه همدیگه رو دوست داشتن چرا جدا شدن؟
راست میگیا
اگه همدیگه رو دوست داشتن چرا جدا شدن؟
ها؟ - ها؟ -
چی میگی؟
آیگو
همیشه فقط نصف داستانُ میدونی
آیگو
،اگه همه چیزُ میدونستم اینجا چی کار میکردم؟
،تو وانگ کیونگته رو داشتی
،چا اونو رو داشتی
بو سانگدو رو داشتی
همه رو داشتی، مگه نه؟
من همیشه تنها بودم
حتی نمیتونستم یه رادیوی درست و حسابی گوش بدم
مبادا آهنگهای چو یونگپیلُ پخش کنن
...اگه آهنگهاشو میشنیدم
،باز
دلم هُری میریخت
=سالن روستای ماهیگیری سامدال=
به عقیده ما
اینجا بیشتر از نامدالری مناسب این کاره
یه دقیقه صبر کنید
...اما
شما نمیدونین اینجا کجاست، نه؟
میدونم. اینجا سامدالریه
خانم کو، شما بهتره بری
چی دارین میگین؟
فقط برین
باز میخواین چه بلایی سر محلهمون بیارین؟
تو
تو اینجا چی کار میکنی؟
دیوونه شدی؟
...تو اینجا چی کار
تو این چهار سال یه بار این طرفا پیدات نشد
حالتون چطوره، پدر جان؟
پدر جان؟
...یه پدر جانی نشونت بدم - بابا -
!بابا - !بابا -
!بابا - !پدر جان -
!گفتم نیا تو این محله گفتم این طرفا آفتابی نشو
!تمومش کن ببینم
تو
دهنتو ببند
تو هم اونُ بذار زمین
مگه بچهی توئه که تو بخوای بکشی یا زندهش بذاری؟
هنوزم وقتی جا میخوری سکسکهت میگیره؟
معذرت میخوام
بعید میدونم خبر داشتی که من سردستهی هِنیوهای اینجام
واسه چی اومدی اینجا؟
به خاطر شهربازی اومدیم
بله
به خاطر شهربازی
اون که تو نامدالریه - هیس -
برای شهربازی نامدالری
به کمک محله ما احتیاج دارین؟
اگه اینجوریه، نگران نباش
ما اجازه نمیدیم احساسات شخصیمون مانع کسب و کار شما بشه
توی نامدالری نیست
با دقت بخونیدش
"آغاز یک شهربازی جدید"
=در سامدالری=
توی سامدالری؟
تو این فکریم که به جای ساخت ،توی نامدالری AS شهربازی گروه
اینجا توی سامدالری بسازیمش
هی، جون دِیونگ! زده به سرت؟
توی سامدالری؟ AS شهربازی
بله
این فکر به سر کی زده؟
به سر رئیس جون دِیونگ
!یا خدا - !مامان -
!مامان، نه - !مادر جان -
!مادر جان، صبر کنید
مامان میدونی چیه؟
مامان - مامان، برای سلامتیت خطر داره -
،این همه وقت یه بار پاشُ اینجا نذاشت
حالا بعد از چهار سال اومده اینُ بگه؟
صبر کن، مامان
چو ههدال، تو با بابا برو خونه
هوم - جناب آقای جون دِیونگ -
بله؟
تو دنبالم بیا
No comments yet. Be the first to leave one.