The first 200 lines.
""ThunderSub"" کاری از تیم ترجمه مـــــــــترجـــــــــم فـــــــــــری هانتـــــــــر
در رو ببند،در رو ببند
اوه، کمکم کن
دارم سعیم رو میکنم
وایسا ببینم، چی؟ برگرد اینجا
بر میگردی، تویه پارکینگ؟
اگه یکی بیاد اینجا چی؟
اگه اونا انجامش بدن ما هم یه نمایش نشونشون میدیم
هی،شما دوتا نمیتونین بیاین اینجا
این فقط یه نگهبان امنیتی ـه
هی، سرت به کار خودت باشه،پسر
فکر نمیکنم حرفمو شنیده باشی
نه، من فکر نمیکنم تو حرفمو شنیده باشی
هی پسر، چه جهنمیه؟
ما هیچکاری نمیکنیم
هی، شما مجازین که اون چیز رو داشته باشین؟
خیله خب شانون زودباش،بیا بریم
حالا هر چی کایل،تو میتونی بری
یالا من میرسونمت خونه
من عاشق مردی ام که تویه این یونیفرمه
چه غلطا،شانون؟
ریدم به این، ریدم به تو
مسیر خونه لعنتی خودت رو پیدا کن
خیله خب، من فکر میکنم که یکمی بیش از حد مشروب خوردی
میخوام برات تاکسی بگیرم،باشه؟
قهرمان من
اول خانوما ممنون
جمعش کن،جمعش کن زودباش
هی،بچه همونجا وایستین
سلام سرکار،میتونم کمکت کنم؟ لعنتی
منو ترسوندی من حتی ندیدمت اونجا
اوه،شرمنده
بعضی از خرابکارا فرار کردن به سمت اموال شما اونجا
بچه های دیوونه مجبورم کردن فرار کنم
آره، نه، این چیزا همیشه اتفاق میوفته
اوه آره،بچه ها عاشق مکانهای متروکه هستن
اما میدونی چیه؟
من میتونم واسه تو ازشون مواظبت کنم
آره،آره،آره
معمولا من فقط اونا رو تهدید میکنم که به والدینشون تماس میگیرم
و اونا با ترس فرار میکنن سمت خونه
مطمئن باش،اهمیت نده من مطمئنان سپاسگذارم
آره مشکلی نیست،همونطور که گفتم اتفاق همیشه میوفته
این چیز جدیدی نیست
خب،ببین من یه سری کارها دارم که باید بهش رسیدگی کنم
از اون بابت ممنونم
آره،خیله خب عالیه شب خوبی داشته باشی،سرکار
تو هم همینطور
اون بیرون مراقب باش
رفیق،این معامله بزرگی نیست
بس کن اینقدر ترسو نباش
این یه معامله بزرگه،عوضی
اگه پلیس ها به مامانم خبر بدن همين کافيه واسه من
چی؟
اون چجوری میخواد به مامانت خبر بده
زمانی که نمیدونه تو چه خری هستی، احمق
نگران نباش ،پسر
اون تپه چربی هیچ کاری نمیکنه
اون احتمالا یه حمله قلبی داشته
هی مارکوس
بله
تو هنوز هم اون توپها رو داری؟
ما باید این آشغالدونی رو بترکونیم
آره،معلومه کاملا
ببین، من اینو میدم بهت که قول بدی این اسباب بازی رو بگا ندی
ما بهت بهتر یاد میدیم
پسر،این سرسخته
شما برچسب جدید منو ندیدین
پس بزار خیلی سریع بالا بیارم
بیاین ببینینش
یه نگاه بهش بنداز
این بدک نیست،پسر
این پسر خودمه
کارت حرف نداشت،رفیق
هی پسر،تو باید اون کتاب سیاه رو نگهداری
ایکاش من هم از زمانی که شروع کردم مینوشتم
نه نکن، اونوقت باید کلی چرندیات رو برگردونی بعدش
من حداقل از تو بهتر بودم
اون نبود
اما همونطور که گفتم همه مون از یه جایی شروع میکنیم
پس فقط افتخار کن رفیق کوچولو
مارکوس رو بیار اینجا
زمانی که ما این یارو رو پیدا کردیم اون داشت سعی میکرد که این موش چلاق رو
روی پل خیابون کروگ رنگ کنه
هی،پسر اون یکی از کاراکتر های من بود
اوه،ٱره، مارکوس یه سری کاراکتر ها داشت
اون قرار بود یه روز والت دیزنی بعدی باشه
استن لی ،پسر من میخوام استن لی بعدی باشم
حالا هر چی تو بگی ،رفیق
هی،اینجا دیگه کجاست؟
نمیدونم،یه جایی برای در رفتن از دست پلیس ها
خب،آره،رفیق اما به هرحال چی هست
کی اهمیت میده؟
این یه تیمارستانه
جایی که مردم میرن داخل،اما هیچوقت نمیان بیرون
من میگم بریم ببینیم شاید اتاقهای بزرگی داشته باشه
یه چیزی هم گیرمون میاد من میخوام امتحانش کنم
من پایه ام
شاید بعدا وقتی که کارمون تموم شد ما بتونیم
خونه ویک توقف کنیم و یه چرتی بزنیم؟
هی،پسر مادرت لازانیا رو درست کرده بود برای میخکوب شدن
پسر،تو منو با مادربزرگم تویه دردسر انداختی
مادربزرگ تو نه
دیگه بیشتر از این از محل من دزدی نکن
ما میتونیم بریم تویه خونه ی پیتزا تو ادج وود
این جوجه جولیا امشب سرکاره
اون یه سری چیزای خاص بهمون میده
آره من که میمیرم براش
برای پیتزا یا جولیا
هردوتاش
منم همینطور
شما بچه ها جوری عمل کنید که بدونید چیکار میکنید
اگه اون چیز رو داشته باشید
این یه پیتزاست تو میخوریش
بیاین بترکونیم،بچه ها
هی،این یه مدرسه ـست
یا اینکه بود
بگارفته؟ من نمیام اون تو
این خیلی وحشتناکه داداش
آره منم اونجا نمیام
چرا آخه؟
اونجا احتمالا با ارواح بچه ها یا یه آشغال دیگه ایی روح زدست
میدونم،درسته بوووووو
پسر بیا ادامه بدیم
و هیچی نیست
لوک
بنظر شبیه یه سری از کارای شماست داداش
تو قبلا اینجا بودی؟ لعنت بهت،پسر
بیشتر شبیه کتاب کمیک آشغال مارکوس ـه
هی,من کتاب کمیک خودمو دوس دارم
چرا این ماره تخم داره؟
چرا اون تخم داره،مارکوس؟
هی،مامانت از تخمهاش خوشش میاد
جی،اگه به کمک نیاز داشتی
میتونی بهم بگی،پسر
میدونی چیه؟
من یه تروفی برای این وضعیت گرفتم
اون چیه؟
لعنت بهش
عمرا، عمرا
من دیگه نیستم رفیق،بیا بریم
آره،منم موافقم
این یه عروسک ـه لعنتیه تو یه ترسویی،اوه خدای من
بیا نگاه کن، میبینی؟
مارکوس
لعنت بهت،رفیق
تو باید قیافه خودت رو ببینی
شما بچه ها روانی هستین. خیله خب
این یه عروسک ـه لعنتیه
این یه پلیس لعنتیه
نه.اون یه پلیس نبود
ما صدای پاش رو شنیدیم
...آره
هی اون عروسک لعنتی کجا رفت؟
درست همونجاست،خیله خب کدوم یکی از شما خرحمال ها گرفتتش؟
من نگرفتمش منم همینطور
هی،به من نگاه نکن من به چیزی دست نزدم
خب، من مطمئنم جهنم اونو نگرفته
میتونیم الان بریم؟
تو میخوای طبقه پایین رو چک کنی؟
آره،حتما
اوه،پسر، شرط میبندم اینجا پر از موشه
اوه آره،بایدم باشه
راشل یا کیتی؟
کیتی اوه
کیتی یا کیارا؟
کیارا
حالا،کیارا یا امیلی؟
امیلی نه، امیلی یه جنده ـست
شما مادر جنده این
شما بچه ها الان اونو شنیدین؟
موش ـه؟ شاید
من بدجور از موشها متنفرم
بچه ها،اون وسیله ها تکون خورد
چه وسیله ایی، درباره چی حرف میزنی؟
اون
یا مقدسات تخمی
یه آدمه بچه ها،یه آدمه
یه دختره،دست و پاش رو بستن خیله خب،ما باید بریم،همین حالا
دختره چی؟ اون چی؟
تکون بخور
چیکار میکنی، من گفتم اون کونت رو تکون بده زود باش
اون یه دختره ،رفیق اون بگا رفته
آره، ما نمیتونیم همینجوری ولش کنیم
دقیقا میتونیم همینکار رو بکنیم بیاین بریم
اون دهنش سرویس شده،پسر
هی,من میخوام این چیزا رو ازت جدا کنم،باشه؟
ویک، چاقوت رو بده
باشه
داری منو دس میندازی؟ لوک،فقط خفه شو
من به تویه عوضی گفتم بهش دست نزن
کسی چه میدونه اون چند وقته اینجاست
خیله خب،شما بچه ها بهتون خوش بگذره
قبل ازاینکه زمان داشته باشین برین خونه من با والدینتون تماس میگیرم
هی پسر،چی شد؟ در رو باز کن
مادرجنده،ریدم دهنت ما کاری نکردیم
مواظب باش،تکون نمیخوره
لعنتی،اون قفلش کرد
برگردیم به همون مسیری که اومدیم یالا،برین
یالا،سریعتر
No comments yet. Be the first to leave one.