The first 200 lines.
...آنچه در "گرند هتل" گذشت پسرتون اعتياد داره-
ديگه از قرص خبري نيست ميري مرکز ترک اعتياد
ميدونستم که خاوي پدر بچه نيستش
پس همه ي اينا رو از خودت در آوردي؟
چه مرگت شده تو؟
اينگيريد؟ مشکلي براي بچه پيش اومده؟
باورم نميشه سانتياگو
اون همه پول رو از اون آدمهاي خطرناک قرض گرفتش
ديگه چي ميدوني؟
سلام- سلام بابا-
چطوره که بري يه هتل بهتر بموني؟
آدمهات ميتونن خدمت فين برسنن
وقتشه که کارو يه سره کنيم
از اولين باري که چشام
تو چشات افتاد عاشقت شدم
صداي آزير رو شنيديم و بعاً خودمون رو رسونديم که
کمکي ميتونيم بکنيم يا نه
عشقم متوجه نشدم که اومدي
کاراگاها ايشون همسرم جيجي هستن
کاراگاه ها؟
چه خبر شده؟
فقط دارن چند تا سوال در مورد
اتفاقي که فين افتاد ميپرسن
از چند تا از شاهدها شنيديم که
يه سري خصومت
بين آقاي مندوزا و آقاي فين وجود داشتش
و واسه همين فکر ميکنين همسر من ربطي به اين ماجرا داشته؟
پسرم خاوي تقريبا داشت تو اين حادثه جونشو از دست ميداد
چطوري حتي به ذهنتونم رسيده که ميتونم اين بلا رو سر بچه ي خودم بيارم؟
واسه فعلا کافيه
...اگه چيز ديگه اي به ذهنتون رسيد
هر کمکي از دستم بر بياد انجام ميدم
ممنون
لطفا بهم بگو که تو توي اين ماجرا دست نداشتي
چطوري ميتوني اينو ازم بپرسي؟
تو بهم گفتي که متيو اوضاع رو با فين حل ميکنه
اينجوري حلش کرد؟
نميدونم والا
وقتي با آدمهاي بد ميپري اين مسايل پيش مياد
درسته, من جريانِ متيو و آدمهايي که براشون کار ميکنه ميدونم
اون خلافکارهايي که ازشون پول قرض کردي
چطوري فهميدي؟
چجوريش مهم نيست
اين مهمه که بهم دروغ گفتي
نه نه نه تو درک نميکني
...من خسته شده شدم.... بودم از بس که- نه, کافيه ديگه-
هشتصد تا تخت تو اين هتله
رو هر کدوم بجز مال من ميتوني بخوابي
خدمات اتاق
اوه, عاليه, ناهار رسيد دارم از گرسنگي ميميرم
ميتوني بزاريش اونجا
خدمات اتاق
اين شامِ منه؟
...ميتوني بزاريش اونجا
ميدونم بايد کجا بزارمش
خدمات اتاق صبحونه
چه عجب
يجورايي اشتهام باز شدش
اون تو اصلا خبري از غذاي واقعي اي هست؟
نه شرمنده
اما تو که بايد بري واسه ي ....صبحونه ي خانوادگيتون
البته يه دوازده دقيقه ديگه
منم ميام اونجا که سرويس بدم بهت
يه کم عجيبه
چرا نميزاري به خانواده م درباره ي خودمون بگم
بعدش ميتوني شيفتت رو عوض کني
!نه
...منظوورم اينه که
فکر نميکني يه کوچولو زوده؟
اوم...گمونم...آره
اما بالاخره که بهشون ميگيم, نه؟
..آره, فقط
عاشق اين وضعيت الانمونم
که فقط من و تو
توي حباب خودمونيم
منم عاشق اين حبابمونم
ميدوني وقتيکه خانواده ت متوجه بشه وضعيت تو هم ميريزه
...باشه, پس
پس فعلا بين خودمون باشه
البته زيادم راحت نيست چونکه نميتونم دستمام رو از روت بر دارم
...خب
هنوزم دوازده دقيقه وقت داريم
مطميني بابا قرصاش رو درست خورده, نه؟
چونکه اون آبي ها رو بايد با غذا بخوره
جي, داري ميري رو مخم کم کم
اما عيبي نداره, کارتو بکن تو پسر خوبي هستي
اينگيريد
اينجا چيکار ميکني؟
گفتيد که ميتونم برگردم سر کار قبليم ديگه, نه؟
آره, اما انتظار نداشتم که انقدر زود
...... ببينمت, بعد اون
بعد اون حادثه
نميتونم ديگه بيشتر از اين بيکار بمونم
و اينکه حالم داره بهتر ميشه
تازه فکر کردم بد نباشه
که يه سري چهره ي دوستانه هم ببينم
جِي, اينکه اينگيريد برگشته خوب نيست؟
خوشحالم حالت داره بهتر ميشه
بايد برم به سوييت مديريت سرويس بدم
صبح بخير
خوب خوابيدي؟
از اين بهتر نميشد
هي بابا, شنبه ميخوام برم تمرکز ترک اعتياد خاوي رو ببينم
تو هم ميخواي بياي؟
نميتونم اما من يکشنبه ميرم
سلام منم بهش برسون- حتما-
اما گمونم اون اون پيتزا تندها رو بيشتر ترجيح بده
براش يه گنده ش رو درست ميکنم
اوه, سلام دني
چطوري؟- ممنون خوبم-
چيز ديگه اي لازم نداري؟
اوم, يه کم توت شايد بد نباشه
اوه مرسي خيلي دوست داشتنيه
واو, شما بچه ها با هم بالاخره خوابيدين پس
چي؟ ها؟
ما تصميم گرفتيم فعلا صداش رو در نياريم
ما يا تو؟
اگه خانواده ش بويي ببرن شروع ميکنن به اينکه منو بهتر بشناسن
نميتونم ريسک کنم
بخصوص اگه اونا تو ناپديد شدن اسکاي دست داشته باشن
...اوه, پس اينم داستانِ کلاسيکِ عاشقونه ي تويه
...پسره با دختره قرار ميزاره
....پسره هم خانواده ي دختره رو ميفرسته زندان
چقدر قشنگ
اوه, آليسيا ميتونم ازت کمک بگيرم
شنبه واسه ي يه عروسي بزرگ رزرومون کردن
چي؟ چرا دقيقه آخر؟
خب, راستش قرار بود تو فين باشه مراسم
اما همونطور که ميدوني اون حادثه ي وحشتناک... براشون پيش اومدش
درسته, گمونم, حدس ميزنم بتونم يکارايي بکنم
ميتونم برم وسايلم رو بر دارم؟
آره, هر چي ميخواي ميخواي بردار
شنيدي؟
ميرم وسايلم رو بردارم
....و تو رو هم بر ميدارم
اوه, هووو, دني, خداي من
مواظب باش- تقصير منه-
بذار... تميزش کنم
ببخشيد, نميتونيم واسه ي صبحونه بمونيم
يه کم سرمون شلوغه- خيلي سرمون شلوغه-
آره, واسه همين اينو ميبريم تو اتاقامون بخوريم
و روز شلوغمون رو اونجا شروع کنيم
فکر کردم کربوهيدرات نميخوري
اوه, واسه من نيستش
اينا واسه يولي ـن
...خب
خيلي خب
شمايين
مطمين نبودم کيه
نگران نباش
اين اتاق سالهاست که واسه ي مهمون ها بسته ست
هيشکي نميدونه همچين اتاقي هستش
جات امنه
بياين بشينين
اوووف
باور نميکنين اين لحظه رو چند ساله دارم تصور ميکنم
اين تقريباً مثل اينه که... دوباره خانواده شديم
تنها چيزي که کمه مادرتونه
...فکر ميکنين
اونم دلش ميخواد... دوباره منو ببينه؟
اوه, خداي من عالي ميشه
آره, راه عالي اي براي اينکه گرفتار بشه
اگه بفرستتش زندان چي؟
منظورم اينه که مامان بعد اينکه اونو ورشکسته با دو تا بچه
ولش کردي, ديگه علاقه اي بهت نداره
شايد اگه بدونه چقدر براي شماها مهمه که
دوباره توي زندگيتون باشم نظرش عوض شه
گمونم پرسيدنش ضرري نداشته باشه
خب, کارآگاه هاي عزيز اميدوارم هرچي که لازم دارين رو فهميده باشين
فعلا البته
بايد اين چند روزه ته توي اين ماجرا رو در بياريم
چند روز؟
واقعا لازمه؟
اوه, يه دقيقه بهمون وقت ميدي؟
پس واسه چي بهت پول دادم؟
بايد خودت اوضاع رو درست کني
بهم واسه اينکه دنبال اون دختره که گمشده نگردن پول دادي
منم اون کارو کردم ولي اين فرق داره
چه فرقي؟- اين يارو فين حسابي عصبانيه-
هتلش موقتاً تعطيل شده
ميخواد که انتقام بگيره, و همينطورم انقدر نفوذ داره که بتونه اينکارو بکنه
دارين پرونده رو ميبندين؟
خواهرم هنوز پيدا نشده
بعضي وقتها مردم تو طوفان ناپديد ميشن
بيشتر از چيزي که فکرش رو کني اين اتفاق ميوفته
خب که چي؟ آب شده رفته تو زمين؟
...شايد, يا اينکه
شايدم يه دلايلي داشته که ناپديد بشه
تو خواهر منو نميشناسي اون هيچوقت اينکارو با من نميکنه
عزيزم, شايد بهتره که فردا اينکارو ادامه بديم
مسير زيادي رو رانندگي کردي و خسته اي
تنها چيزي که من ازش خسته ام کاراي اين يارو هستش
و ازت ميخوام که کارتو که انجام بدي
تو چه گهي هستي که بهم بگي کار من چيه؟
واسه گمشده ـتون خيلي متاسفيم
اگه خبري شدش باهاتون تماس ميگيريم
يالا- چرا نميخواي تحقيقات رو ادامه بدي؟-
...دني- چرا نميخواي کمکم کني خواهرم رو پيدا کنم؟-
مطميني همون کاراگاه ها هستن؟- شک نکن-
اون قيافه ي تخمي ـش رو يادم نميره هيچوقت
No comments yet. Be the first to leave one.