The first 128 lines.
.هر چقدر هم زمان بگذره، گرمای تابستان موضوعی همیشگیه
.برای همین، هر وقت این فصل فرا میرسه، به یاد گذشته میافتم
...خاطرات روزهایی که دختری جوان و ساده بودم
.هنوز هم بدون تغییر در وجودم باقی مونده
!اه، بهشته. بهشت
عه؟ مگه به خاطر این که نتونستین برین بهشت نبود که اینجا سرگردان شدین؟
!خیلی خوب، الان فرصت خوبیه
.چارهی دیگهای نیست
.اخه اگه موقع خواب چشمش بهم بخوره، بد میشه
خیلی خوب! عه؟ باز نمیشه... عه؟
!توالت الکتریکیش رو زیاد بود! زهره ترک شدم
!یاساکا؟ وای نه! بد شد
شدتش کم نمیشه. نکنه خرابه؟
اه، کامیگامو. کجا رفته بودی؟
...هان؟ ر-رفته بودم پیاده روی
.ماهی گیری تو حوض چه چیز باکلاسیه
!اوه! بلاخره یکی گرفتم - !منم -
...یک، دو - ...یک، دو -
.چه خوبه - .اره، واقعا -
چی شده، کایا؟ - موندم جون وضعش خوبه یا نه؟ -
.راستی. اون و هاجیمه چان هم اتاقی هستن
تو بودی که اتاقامون رو انتخاب کردی؟
جون چان داشت بین خودش و هاجیمه چان فاصله میانداخت
.برای همین با خودم فکر کردم این فرصت خوبیه تا با هم صمیمی بشن - ...این چه کاری بود که کردی -
.ولی من که خبر نداشتم جون چان دختره
.بیخیال، کایا. زیادی نگرانی
.نمیخواد خیلی نگران باشی. هر چی بخواد اتفاق بیوفته، میافته
.چه غیر مسئولانه
.خود جون چان هم بهتره دیگه به بقیه بگه که یه دختره - !آراشی -
.اخه اون که نمیتونه تا ابد مخفیش کنه
.درسته... ولی این چیزیه که خودش باید تصمیم بگیره
.آراشی... به هاجیمه چیزی نگی ها
.میدونم! قول دادم که رازش رو به کسی نگم
واقعا نیازی نیست نگرانش باشم؟
میخوای بعدا بریم بهش سر بزنیم؟
کامیگامو، چای میخوری؟
.ممنون - .چرا اینقدر جمع و جور نشستی؟ پاهات رو دراز کن و راحت باش -
.نه، من همینطوری راحتم - .واقعا؟ چه آدم عجیبی هستی -
.ام... نمک لطفا
ببخشید! حالت خوبه، کامیگامو؟ - !یالا درش بیار -
!اگه درش نیاری، میسوزی! یالا، عجله کن
!چرا معطل میکنی؟ زودباش
!لازم نبود اینقدر عصبی بشی که
!تـ-تقصیر توئه که اینقدر بیملاحظهای
.واقعا زود از کوره در میری. خیلی خوب
.بریم حموم. باید عرق رو بدنمون رو بشوریم
.کامیگامو، اگه تو هم سوختگیت رو به راهه، بیا بریم حموم رو باز
هان؟ کامیگامو کجا غیبش زد؟
شـ-شوخیت گرفته؟
.انگار اون تو خیلی حس خوبی داره - میخوای بیای تو؟ -
!چه سرده - حموم آب یخ؟ -
چرا رفتی تو آب به این سردی؟
شما تا حالا اسم سونا به گوشتون نخورده؟ - سونا؟ -
.باید به نوبت بری تو حموم بخار و حموم آب یخ
.کلی عرق میکنی که باعث میشه لاغر و باریکتر بشی
.علاوه بر اون، منافذ پوست رو میشوره و پوستت رو نرم میکنه
.انگار عرق نمیکنیم - .چون روح هستیم -
فکر میکنی میتونیم تاثیرش رو حس کنیم؟ - .ولی روح هستیم -
هوی، جون! کجا رفتی؟
اوه، چی شده؟
.جون نیستش. اون عوضی، دعوتش کردم به حموم ولی غیبش زد
.هان؟ شاید دوست نداره با بقیه حموم کنه
.بچههای این دوره زمونه بیشتر به این چیزا حساسن
.شایدم نگرانه چون اون پایین چیزاش رشد نکردن
.اشکالی نداره. اخه مال منم رشد نکرده
.به هر حال، خوشم نمیاد. پیداش میکنم و به زور میبرمش
.زیاده روی نکنی ها - چرا؟ -
.بعضیا دوست ندارن مجبورشون کنی
.ولی میخوام باهاش بازی کنم. اخه دوستیم
.دوستی فقط تو این چیزا خلاصه نمیشه
.آدما احساساتشون با هم فرق داره
.وقتی پات به شهر باز شد، باید حواست به این چیزا باشه
!چه مصیبتی
موراتا سان! مدیر پرسید میخوای بیای ماهجونگ بازی کنی یا نه؟
!اوه؟ خوبه
.شما پسرا هم سعی کنین با هم کنار بیاین
!خیلی خوب. بریم تو کارش
اوه، شما بلدین ماهجونگ بازی کنین؟ - .اره، یکم -
من و یایویی مجبور بودیم مدت زیادی داخل عمارت بمونیم
.برای همین چنین سرگرمیهایی رو خوب یاد گرفتیم
.ولی بازی با چهار نفر به جای دو نفر فرق داره
.بازی کردن با چند تا بچه حال نمیده که
یالا بشین سر جات. یا نکنه میترسی این دختر بچهها حالت رو بگیرن؟
!جالب شد... نشون بده چی تو چنته داری
...متوجهم که یاساکا داره سعی میکنه دوستانه رفتار کنه، ولی نمیشه
.اگه هر دو پسر بودین، به نظرم میتونستین دوستای خوبی واسه هم باشین
...اونم میدونم... ولی من یه دخترم
این که نسبت به دختر بودنت حساسیت به خرج میدی
به این معنی نیست که اوضاع بین و تو و هاجیمه چان خیلی هم بد نیست؟
...نه، اصلا امکان نداره! اصلا چرا من باید کسی مثل یاساکا رو
.اصلا اگه اونطور باشه واسه آراشی سان هم دردسر درست میشه
یا نکنه اینطور نیست؟
!پیدات کردم، کامیگامو
یاساکا؟ - ...از جات تکون نخور. الان میام لختت میکنم و -
!اه، وایسا - !!!نه، نه، نه! اصلا امکان نداره -
وایسا! چرا داری فرار میکنی؟ - !چون تو داری دنبالم میکنی -
!اگه فرار نمیکردی که دنبالت نمیافتادم
!!!وایسااا
!چون افتادی دنبالم دارم فرار میکنم
.ام، نمک لطفا - !حموم مردونه؟ وای نه -
.تسلیم شو! دیگه نمیذارم در بری
.اگه حموم نری دخترا ازت خوششون نمیاد - ...نه -
!یالا. تا اینجاش رو اومدی. دیگه فرار نکن
.اوه، چه حموم بزرگیه! ایول، بریم تو
!عه، چشمهی آب گرم لادون؟ شبیه اسم یه هیولا میمونه
اوه، حموم الکتریکی چیه؟ شبیه چیزای !علمی به نظر میاد. بیا بریم تو این یکی
.چی شده، کامیگامو؟ واست حوله اوردم. ازش استفاده کن
!و-وایسا - !چقدر سمجی -
!نمیخواد نگران باشی. مال منم رشد نکرده
!مشکلم این نیست - !اصلا جنبهی باخت رو نداری -
این چیه؟ - نمیخوای قبل از حموم یکم عرق بریزی، هاجیمه چان؟ -
آراشی سان؟ - !وقتی پای شب نشینی وسط باشه، باید جنگ بالش راه انداخت -
.تا فرصت داری جون چان رو ببر
.بعید میدونم اینقدر راحت بشه گولش زد
...آراشی سان درست بعد از حموم... خیلی خوشگله
!دلیلی واسه مخالفت نیست - گول خورد؟ -
!بزن بریم، آراشی سان - !خیلی خوب، بیا ببینم -
.بریم، جون. الان وقتشه - !بـ-بله -
!خیلی ضعیفی - چی گفتی؟ -
!بگیر که اومد - !الان جدی شدم -
داری چه کار میکنی، جون؟ - .اه، هیچی -
.ممنون که نجاتم دادی
.به جای من باید از آراشی ممنون باشی
.اگه به خاطر اون نبود، هاجیمه به کسی گوش نمیداد
.هاجیمه واقعا آراشی رو دوست داره
.ولی اون فقط یه علاقه از سر بچگیه
واقعا اینطور به نظرت میرسه؟
...اگه اینطور باشه، جایی واسه نگرانی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.