SkyMed

SkyMed

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

SkyMed S03E03 Ride Along 720p SKST WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 3 SkyMed 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

واسم سواله که چرا اومدی اینجا.

فقط دارم سعی می‌کنم روزها رو بگذرونم.

شبا از همه سخت‌تره.

پرواز ساسکاتونم فردا شب حرکت می‌کنه.

میای خداحافظی کنیم؟

نمی‌تونی منو آویزون بذاری. جشن رقص؟

آره، ایده دوست دخترم مِل بود.

اگه وابسته بشی، حس می‌کنی تموم قفسه سینه‌ات...

دلم از این همه اهمیت دادن دیگه از هم می‌پاشه.

اگه جرمی بمیره و ندونه که من دوستش دارم چی؟

دکتر اسکای‌مد، روز اول.

اصلاً چنین چیزی ممکن نیست.

برو، برو، باید اینو بفهمی. من برات یادداشت فرستادم

تو می‌دونستی که این قراره امروز اتفاق بیفته

نه، من برات یه یادداشت فرستادم که کاملاً واضح می‌گفت

که اونا امروز یا هیچ روز دیگه‌ای نمی‌آن

چطور انتظار میره اسکای‌مد قراردادهای بزرگتری بگیره

اگه اعتبارمون رو بالا نبریم؟ این یه فرصت عالیه.

ببین، می‌دونم که تو توی اورژانس هوایی تازه‌کار هستی

ولی به عنوان خلبان ارشد، هیچ جوره امکان نداره.

که اعتبار این شرکت رو دارم سر یه مطلب آبکی به خطر می‌ندازم.

مطلب آبکی؟ آره، مطلب آبکی.

وای، این عالیه!

اسکای‌مد منو استخدام کرده تا همین کار رو انجام بدم.

می‌دونی چقدر باید تلاش می‌کردم

که ما خدمات آمبولانس هوایی اصلی باشیم

تو این مستند؟ خب، من واقعاً متأسفم

که وقتتو تلف کردی، چون مطمئن باش

محاله مدیر عملیات

اجازه بده یه گروه فیلم‌برداری بیاد تو هواپیماهای ما.

به اسکای‌مد خوش اومدید.

کلاه رو بذار. من کلاه رو نمی‌پوشم.

Ugh

Remember we are professionals

We have a job to do for our patients

so let's just focus on safety. Try not to engage too much

چرا نواک نباید مصاحبه کنه ولی ما باید بکنیم؟

خب، رسماً هیچ‌کدوم از شما مجبور نیستید.

فقط شرکت‌کننده‌های داوطلب که فرم رضایت رو امضا کنن.

فکر کنم ماریان همین الان شروع کرده به پخش کردنشون.

من که قبلاً مال خودمو امضا کردم، پس

من هنوز امضا نکردم. نمی‌دونم باید این کارو بکنم یا نه

هر وقت باهام حرف می‌زنن، همش فکرم میره سمت دست‌هام

و شاید باید یه قلم دستم بگیرم

یا دست‌هامو بذارم تو جیبم یا یه همچین چیزی

نه، نه، دست‌هاتو تو جیبت نذار، اصلاً نذار

ماریان، مدیر عملیات رو متقاعد کرده

که این کار برای رشد اسکای‌مد ضروریه

پس، قویاً به ما پیشنهاد شده

که همه‌مون توش شرکت کنیم. پس بیاید فقط تحمل کنیم

کارمونو انجام بدیم، و هرچه زودتر شرشون رو از اینجا کم کنیم

هر چقدر می‌تونیم سریع. باشه؟ ممنون، بچه‌ها

می‌دونی، یه شانس کوچیکی هست

که این قضیه مستند شاید بتونه سرگرم‌کننده باشه

تو هوانوردی نه

من به تیمم اعتماد دارم ولی از غافلگیری خوشم نمیاد

این کار به اندازه کافی سخته، دیگه لازم نیست فیلمسازها بیان وسط

یه خلبان از غافلگیری بدش بیاد؟ وای، چقدر عجیبه!

هیلی، اونا می‌خواستن روی هواپیماهای من دوربین گوپرو نصب کنن، باشه؟

گوپرو! کاپیتان هیسمن...

فکر می‌کنم شاید مشکل کنترل داشته باشی.

اوم... خب، راستش رو بخوای...

راستش من ترجیح می‌دم بگی "علاقه‌مند به کنترل".

چقدر کنترل‌کننده‌ای!

هیلی، امم...

بعد از مراسم جرمی، خیلی وقته داریم این کار رو می‌کنیم.

نه اینکه ازش لذت نبرم، فقط...

من ازت خوشم میاد، هیلی، و نمی‌خوام...

کاری بکنم که به بهبودی‌ت آسیب بزنه.

یعنی، ما حتماً باید اسم و رسم روش بذاریم؟

نمی‌تونیم فقط دو نفر باشیم که از هم خوششون میاد...

و بعضی وقتا علاقه‌ی متقابلمون رو به کنترل کشف کنیم؟

باشه. نیازی به اسم‌گذاری نیست.

چرا من خلبانم؟ یعنی، همه‌ی هواپیماها باحالن...

ولی کینگ ایر ۲۰۰...

قطعاً یکی از باحال‌ترین‌هاست. هه.

اوه، این یه چیز باحاله.

می‌دونستی هواپیماها جیب دارن؟ پوف!

بفرما!

امم، اینجا جاییه که ما، امم، نگه می‌داریم، امم...

بالابر برقی برای اینکه برانکارد رو ببریم داخل هواپیما.

آره، این برای آمبولانس‌های هوایی خاصه.

اساساً یه ستون برقی هست.

عالیه، خوبه. خب، در واقع ما داریم سعی می‌کنیم...

که تمرکز این برنامه رو بذاریم روی کار مهیج امداد هوایی

که انجام می‌دید. می‌تونید برامون توضیح بدید امداد هوایی چطور کار می‌کنه؟

ما به بیماران شمال مانیتوبا

و انتاریو خدمت‌رسانی می‌کنیم. اکثر شهرها و مناطق اینجا در شمال

don't have regular road access and even if they did

it's an eight-hour drive to Winnipeg

so everyone must be flown in and out for all

of their medical needs

چیزهایی مثل دیالیز

زایمان، شیمی‌درمانی. دندون‌پزشکی.

در مورد موارد اورژانسی چطور؟ هیجان‌انگیزترین

مأموریتی که داشتی چی بوده؟ ترسناک‌ترین چیز

مجبور شدی سر کار انجام بدی؟

این...

خب، وقتی اگزوز داغ موتور

روی توربین می‌وزه، می‌چرخه. منظورم اینه که، خیلی باحاله، مگه نه؟

هه، آره.

اوه، شهپرها.

پس، فقط می‌پیچمش و می‌برمش بالا.

چقدر وقت یک بار واسه اتفاقای بزرگ تماس می‌گیرید؟

مثلاً، آره، مثل ریزش معدن.

می‌گم ۹۰ درصد تماس‌ها شبیه همینه.

فقط، یه مراقبت پزشکی معمول، تصادفات جزئی.

دقیقاً شبیه چیزی که تو تلویزیون می‌بینی نیست.

مثلاً برج‌های دیده‌بانی که منفجر می‌شن یا از این جور چیزا.

وانمود کن اصلاً ما اینجا نیستیم. عادی رفتار کن.

آره. درست می‌گی، آه...

آره. من فقط...

دستامو چیکار کنم؟ همین‌جوری...

گفتی اکشن؟

آره. ازت پرسیدم چرا خلبان شدی.

مستقیم به دوربین بگم؟

می‌تونی بذاریشون پایین.

اما، اما کافیه در مورد هواپیماها. آه، شوخی کردم.

هرگز حرف زدن در مورد هواپیماها کافی نیست.

اون سروان نواک نیست؟ میلوش! نواک!

ما داشتیم سعی می‌کردیم واسه مصاحبه باهات تماس بگیریم!

واسه نواک، در واقع گفتگوی نسبتاً خوبی بود، پس...

پرستار کریستال چی؟ ما اونو ندیدیم.

اوه، نه، اون سه ماه گذشته مرخصی بوده.

از وقتی جرمی مُرده.

آهان، متأسفم. جرمی کی بود؟

جرمی آدم خوش‌مشربی بود. و شوخ‌طبع.

اون از اون آدمایی بود که بودن کنارش

فقط خوشایند بود، می‌دونی؟

اون یه... یه امدادگر جدید بود.

اما می‌دونستید قراره عالی باشه.

قلب خیلی بزرگی داشت.

آره، آمبولانس رو متوقف کرده بود تا به یه نفر کمک کنه.

اما جاده‌ها یخ‌زده بودن.

من هیچ‌وقت فرصت نشد ببینمش، اما، آره...

اینجا خیلی محبوب بود.

از دست دادن جرمی حتماً واسه کریستال خیلی سخت بوده.

آره.

اصلاً نمی‌تونم تصور کنم داره چی می‌کشه.

خب، ترم فشرده‌ای بود.

از کار کلاسی و امتحانا.

برنامه درسی دانشکده پزشکی خودش می‌تونه سخت باشه.

آه، اما داشتم تو یه پروژه مراقبت بهداشتی

بومیان در وینیپگ داوطلبانه کار می‌کردم و روی دو مقاله جدید کار می‌کردم.

و ترم بالینی جدید رو تو TCH شروع کردم.

اوه، و برگشتم سر کار تو اسکای‌مد هم.

به نظر کار زیادی میاد.

دوست دارم مشغول باشم.

می‌تونی در مورد جرمی بهم بگی؟

ام... سؤال بعدی لطفاً.

زن بیمار تماس گرفت.

گفت شوهرش دل‌پیچه شدید داره.

می‌دونی، انتظار نداشتم اینقدر زود برگرده سر کار.

می‌خواد سرش شلوغ باشه.

اگه آماده نبود، برنمی‌گشت.

این چند ماه اخیر خیلی ازش خبری نداشتم.

ما معمولاً هر روز حرف می‌زدیم ولی اون خیلی سرش شلوغ بوده.

با کلاسا، به‌علاوه همه تکالیف اضافی و کارهای داوطلبانه.

خب، لین می‌گه اصلاً نرفته خونه شمالی.

خب، نه از بعد از مراسم خاکسپاری.

ببین، بهترین کاری که می‌تونیم الان انجام بدیم اینه که ازش حمایت کنیم.

علائمش مبهم هستن، پس باید

آماده هر چیزی باشیم. دل‌پیچه می‌تونه از گاسترو باشه،

آپاندیسیت، کیسه صفرا.

وای.

این خیلی ترسناکه، حاجی.

آره. از اون چیزاییه که تو فیلم ترسناک می‌بینی.

که یه گروه از آدمای بی‌خبر می‌رسن و هیچ‌کس زنده نمی‌مونه.

حتی اون فیلم‌ساز نوپا که همه‌شو فیلم گرفته،

تا قربانی‌های بعدی پیداش کنن.

یا فقط یه شکارچی دیگه تو شماله.

هوم. این یه گوزنِ

چی می‌گی؟ سالمی به نظر نمی‌آد، گرچه.

مُرده. چقدر می‌تونه سالم باشه؟

عالیه، یه نفر داره فرار می‌کنه. این دیگه چیه؟

بدو، بدو، بدو! دنبال اون یارو لُخت بدو!

هی! هی، وایسا! داره هذیون می‌گه!

وای، وای، وای! خوبی؟ اذیتت کرد؟

نه، این... این خون گوزنه.

سَم داشت اون عوضی رو سلاخی می‌کرد.

ولی فکر کردم ظاهرش خرابه، انگار مریض بوده.

و اون احمق قلبش رو خام خام خورد تا ثابت کنه شکار خوبیه.

و بعدش دل‌پیچه شروع شد... چقدر چندش‌آوره!

و استفراغ شروع شد و فهمیدم باید زنگ بزنم.

فکر می‌کردم تو تخت خوابه تا اینکه از جلوی

پنجره آشپزخونه دوید. من شکست‌ناپذیرم!

سَم، ما از اسکای‌مد اومدیم. اومدیم کمک کنیم.

من باد هستم! من درختان هستم!

شنیدیم حالتون خوب نیست.

فقط می‌خوایم مطمئن شیم حالت خوبه.

من گوزنم.

من گوزن هستم!

هی، وایسا! ما اینجاییم که کمک کنیم.

به نظر من که خیلی سالمه.

بهتره ولش کنیم به امان باد و درختا.

سر تا پاش خونه.

ما نمی‌دونیم اصلاً هیچ‌کدوم از این خون‌ها مال خودشه یا نه.

به‌علاوه، استفراغ می‌کرد. اگه الان هم آب بدنش کم نشده باشه،

به‌زودی کم می‌شه. نه، نمی‌شه!

من شکست‌ناپذیرم!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left