The first 200 lines.
در قسمت ها قبلی دیدیم
خب در قبالش چی میخوای ؟
یدونه هلبرنر یا دوتا
این رو به ویلیام جگر که توی جامئیکا است میفروشی ؟
اگر که این اتفاقی که امروز افتاد . رو جبران میکنه ، بله
کاپیتان فینگان
رژیم من الان شامل عرق . نیشکر و تریاک ـــه
. تریاک ممکنه خطرناک باشه براتون
فرمانده چی پس ؟- . اون میخواست که من رو بکشی -
اگر نیاز بود ولی من . نمیتونستم بهتون صدمه بزنم
انگلیسی ها دارن میان . اونا همه چیزو میبرن
میخوام که تنها باش باشم
. زیاد طولش نده
. میتونم مرگت رو راحت تر کنم
درقبالش چی میتونم بهت بدم ؟- اطلاعات-
تمیز و سریع این کار . رو بکن
اون قراره بمیره تام
یا به دست فرمانده یا . به دست انگلیسی ها
خواهش میکنم نذار . این اتفاق بیافته
سردرد هام دارن بدتر و . تکرارشون هم داره بیشتر میشه
چی میبینید ؟
یه روح . یه زن
... پس بهم بگو انقدری زنده میمونم که
کاری رو که شروع کردم تموم کنم ؟
. بانوی من
چی کار داری میکنی ؟
. احساس میکنم الان زمانشه
هر چیزی ممکنه با تو ... اشتباه به نظر بیاد
نمیتونم این جوری درست فرضش کنم
به من یکی نمیتونی . دروغ بگی
حداقل با بدنت نمیتونی
شما باید اقای . جونیپر باشین
بله
. یع چیزی برای من دارین
کجاست ؟
باید بدونید که . کی به من پول بدین
ما تا حالا همدگیر رو دیدیم ؟- فکر نمیکنم-
نه چطوری میشه آخه ؟
شما رابرت جونیپر هستین تاجر برده
. درسته
. خودمونی بودن من رو ببخشید
ولی چطوری این کرونومتر رو گیر آوردین ؟
از دزدان دریایی قربان نزدیک سانتا دومینگو
جدی میگین ؟
. درسته
من این دستگاه رو واسه ... دریافت پاداش از شاهزاده گیر اوردم و
چند نفر از افرادت مار رو محاصره کردن ویلیام ؟
تو ویلیام فینگر ی . اولین کسی که حاضر شد پیمان ببنده
و میخوای که به آدم کشی . و دزدی دریایی ادامه بدی
و توی یورک شایر . هم خانواده داری
. یه مادر و یه خواهر
. بله
مادرت زنده است ولی . خیلی ضعیفه و پیره
و خواهرت هم با یه . مرد خوب پینه دوز ازدواج کرده
. چهار تا هم بچه دارن . همه هم دخترن
. چقدر زیبا
. و یه چیز رو یادم رفت ... اونم اینه که اگر تهدید بر علیه خودم
یا یه دستی یه تفاله رو که ... داره بهم نگاه میکنه
رو روی حس کنم ... اونوقته که چهار تا خواهرزاده است و مادرشون
... و مادربزرگشون
مثل خوک یه جای . پست رها میشن
. پس با من بیا ویلیام
جات امن خواهد بود . جای اونها هم امن خواهد بود
. و افرادت هم جاشون امن خواهد بود
لبخند بزن . انقدر یوبس نباش
بیا حداقل تظاهر کنیم که متمدن هستیم ، باشه ؟
... چرا ، نگاه کن
چه چیز زشتی از من ساختی ؟
. بیا داخل
فکر میکنم که شما بهتر بتونید . با این کار کنید تا من
. ممنون فرمانده
. خیلی زیباست
خیلی ها فکر میکنن . که وحشتناکه
. اونها چشم دیدنش رو ندارن
میدونی تو تقریبا یه ماهی ... که از آشنایی مون میگذره
... تا به حال نظرتون رو در مورد
اعتقاد به چیزی یا اعتقاد نداشتن به چیزی گوش دادم ؟
خب ، برای من مثل اینه که ... مشکلات دنیا در ازای
احمق ها و پر تعصب ها ... هاست
. که همیشه پر از شهوت هستند
عجله ای واسه . اینکه خودم رو جزو اونها بدونم ندارم
در مورد ارواح چی ؟
بهشون باور دارم یا نه ؟
دارین ؟
. نه
. من به روح اعتقاد ندارم . به اجنه هم همینطور
... من تا روزی که بهم
. ثابت شد اعتقاد نداشتم
. مغزم بهم میگه که این یه توهمه
قلبم میگه این یه . نشونه است
. اون یه نشونه نیست قرمانده
سرنوشت نیازی نیست . که برامون پیک بفرسته
. اون واقعی نیست
. باور دارم
اون زن یه تابع از . تصورات شماست
فرمانده ، میخوام که به .... این نور خیره بشین
و تا جایی که میتونید . تند تند پلک بزنید
ویلیام فینگن . من قبلا هم تو رو گرفته بودم
تو رو توی شرق . خلیج کوبا گیرت آورده بودم
. و کاپیتانت رو هم دار زدم
تو خیلی از مردان من . رو دار زدی
ولی علی رقم این باز هم . من اینجام
. البته که اینجایید
. پیداش کردین
. جایی که گفتی بود
با این وجود آزادم که . برم
فقط بهم یاداوری کن چطوری . بدستش اوردی
. به نوچه تو هم گفتم . ما به یه کشتی حمله کردیم
... کشتی پترول
روی عرشه یه ساعت ساز .به اسم نایتنگل پیدا کردیم
... برای زندگیش بهمون التماس کرد
بهمون گفت که یه . شی خیلی ارزشمند داره
خب . درسته
. این شی خیلی ارزشمندیه
و پس گرفتن این وسیله از تو ... به من این اجازه رو میده
که با شهرت اولیه خودم . به انگلستان برگردم
. ولی هیچ کدومش درست نیست
کشتی تو به پترل . حمله نکرد
تو کرنومتر رو دوباره . سر هم نکردی
... متعجبم از اینکه در حالیکه
توی دستتون دارینش این . حرف رو میزنید
این ؟
نه نه نه نه
. این کرنومتر اصلی نیست
این چرخ دنده کوچیک رو اینجا میبینی ؟
من اسم خودم رو اینجا . حک کرده بودم
انقدر کوچیک که چشم ... انسان بدون فهمیدن این موضوع
. که اون اونجاست قادر به دیدنش نیست
حتی اگه یه نفر زمان . کافی برای جدا کردنش رو میداشته
. خب ، من این زمان رو داشتم
و دیدم که علامت . اونجا نبودش
چه چیزی در موردش داری بگی اقای فینگن ؟
. این کرنومتر اصلی نیروی دریایی نیست
یه حقه ماهرانه و . خنده داره
اینجا فقط یه فرد ... به این اندازه حیله گر وجود داره
که بتونه یه همچین نقشه ... ای برای دور زدن من
و فرستادن من به خونه . اونم با یه پیروزی قلابی بکشه
بلک برد از خواب طولانیش . بیدار شده
و میدونم که اون میخواد . من رو بفرسته خونه
تا بتونه توی غارت کردن . تمام دنیای آزاد باشه
... من باید خشمم رو سر تو خالی کنم
تا یاد بگیره که دقیقا نقشه اش چیه ؟
فرمانده شما نقشه ای واسه حمله به جامائیکا دارین ؟
هلبرنر یه سلاح با . قدرت تخریبی زیاده
فرمانده با سلاحی مثل این چی کار میخواد بکنه ؟
واسه خوشحالی خودش میخواد . قتل عام راه بندازه
هدفش هر چیزی که باشه ... میتونی مطمئن باشی که
. مردم بی گناه خواهند مرد
آروم باشین . فرمانده
این بیماری مزمن رو میشناسی ؟
. فکر کنم آره
یه مرد رو که ... قبلا این مریضی رو داشت میشناختم
یه مرد محترم که اسمش ... جان سیم بود
. به سرش شلیک شده بود
... گلوله از
... لُب چپی مغزش عبور کرده بود
بخش های مهمی از . مغز رو خرد کرده بود
زنده موند ؟
برای یه مدت آره ، ولی شروع به ... ، هذیان گویی کرد
و در همه طرف اجنه و . ارواح دیدن
بیچاره عوضی توسط . مرگ مورد هجوم قرار گرفته بود
خوب شد ؟
. برای یه مدتی آره
بعد از اون شروع به ... تشنج کرد
. اون هم به طور شدیدی
درست شبیه تشنجی که . شما داشتین و من یکبار دیدم
... ولی در طول عمر تندی که داشتین
مطمئنم بیشتر از یه . گلوله توی سرتون زجر کشیدین
میمیرم اونوقت ؟
باید بگوم سامسار رو زود تر از . اون چیزی که برنامه ریزی کرده بودم ببینم
چرا ؟
چونکه یه ارتش برای حفاظت . از خودمون میخوایم ، و زمان داره کمتر و کمتر میشه
ما بیشتر از زمانی که . داشتیم الان زمان داریم
. نه
جگر یه قدم دیگه ... به پیدا کردن ما نزدیک شده
و احساس میکنم . میخوام نقش بازی کنم
. فرمانده
کاملشون کن و . آماده شون کن
. سپیده دم راهی دریا میشیم
میخواستین که من رو ببینید ؟
بله .مرسی
میبینم که فرمانده سرتون . رو شلوغ کرده
خب ، اون دوست داره با . روشای راز الود کار کنه
از نمایش دادن . شگفت زده است
مطمئن نیستم شگفت زده . همون کلمه ای که میخواستین
. اون به من یه جایگاه خیلی بالا داده . منم هر کاری که بخواد رو براش انجام میدم
بیشتر مردم این جزیره همین . رو میگن
خب با این تفاوت که . تو علاقه بهش نداری
. اون هم نداره
اون فکر میکنه که هر کسی ... که هر خدمتی رو تحت نامه
خدمت به پادشاه انجام بده ... یه احمق ــه
و اگرم درست نباشه این . حرفش تعجب میکنم
... تام ، کاری که برای کیت کردی
. هیچی نبود
من راه بزدل ها رو . انتخاب کردم
. از پشت حمله کردم
جرات خیلی کمی . میخواست
واسه گفتن این . خیلی متفکری
دوست دارم یه روزی هم باشه . که من هم مثل تو این کار رو بکنم
. نه
No comments yet. Be the first to leave one.