The first 200 lines.
رئيس
رئيس
حالتون چطوره؟- سلام، رئيس-
سلام- خوبم، قربان-
من رو فراموش کردين- اين چه حرفيه رئيس-
راستش ما خبر نداشتيم
تا فهميديم فورا خودمون رو رسونيديم
ما تحت فرمان شماييم، رئيس
تا يکي دو روز ديگه يه کاري ميکنيم
يه کار خيلي بزرگ
دعاي خير باواني همراه شماست همه چيز درست ميشه
زنده باد باواني- زنده باد باواني-
زنده باد باواني
چه نيازي به اين همه چيز بود؟
از رنگ سفيد خوشم نمياد
سياه بهتره
رئيس
بفرماييد، بشينيد
خب بگين ببينم خبر تازه چيه؟
داريم تحقيق ميکنيم
از سمت رسانهها، فشار زيادي هست
دستور داريم که تا قبل انتخابات دستگيرش کنيم
درمورد جاش چيزي ميدونن؟
هنوز نه، ولي پليس خيلي دنبالش رو گرفته ...مخصوصا
بعد از اينکه آقاي مينا اومد
مينا؟- بله، رئيس-
اون افسر باهوشيه
يه کم با بقيه فرق ميکنه
راستش رو بگين
کدوم يکي از شما فکر ميکنه که امرپال رو دستگير ميکنيم؟
اون رو ميگيريم، قربان تا کي ميخواد فرار کنه؟
ورق بازي ميکني؟- بله قربان. بازي ميکنم-
ولي خيلي وقته بازي نکردم
بخاطر پرونده امرپال، وقتش رو نداشتم
خيلي وقتها شده که حتي وقتي يه کارت خوب تو دستت داري، روش نميکني
واسه بعدا نگهش ميداري
تا ببني تو دست حريفت چيه
حريف فکر ميکنه که داره برنده ميشه
فهميدين؟- بله، قربان-
نفهميدين؟- نخير، قربان-
تو اين بازي 3 تا بازيکن هست
امرپال سينگ، راجا پوگات
و ما، يعني پليس خب؟
امرپال هيچ دشمنياي با پليس نداره
اون با راجا دشمنه
اينجاست که بازي اصلي شروع ميشه
ما فقط يه دست خوب ميخوايم
فهميدين؟- بله، قربان؟-
نفهميدين؟- نخير، قربان-
هيچ استدلال ديگهاي براتون ندارم
بفرماييد، بازيکن چهارم
زنده باد، قربان- زنده باد، هند. خبر جديدي نشده؟-
قربان، هنوز چيزي نداريم ولي به زودي ميگيريمش
هر چه زودتر بگيرينش بهتره
بله، قربان
راستي، برات يه سرنخ دارم
اين روزا همه چيز ديجيتالي شده
ديگه کسي فايلها بررسي نميکنه
ممکنه 5 سال طول بکشه تا دولت بتونه
شماره پروندهي درست رو پيدا کنه
يه چيزي مشکوکه، قربان
هيچ چيز مشکوکي نيست بقيه فايلها رو بذارين سر جاش
بله، قربان
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - ويرايش: سميرا
"حيله گر، فصل دوم"
چيکو که اينجا نيست، انگار خونه خاليه
آره، ولي
حداقل ميتونيم مطمئن باشيم
که اون جاش امنه
درضمن
من آماده اين حمله نبودم
طبيعت اين بازي اينطوريه هر چقدر مهم تر باشي
زنديگت بيشتر در خطره
وزرا و پليس بمبئي هم با اين همه خطر دست و پنجه نرم نميکنن
اونها خودشون خطرن
فراموشش کن اون يه بازي ديگه ست
اصلا چرا بايد وقتت رو براي چيزي تلف کني
که برات مهم نيست؟
به نظر مياد
وقت تغيير بازي فرا رسيده
جناب مادان سينگ درود به باواني
درود بر باواني خوش اومدي
اين اسبها رو ببين- آره-
اين مال توئه- آره؟-
آره، اون اسب خيلي تنومنديه
که اينطور- آره-
اسمش چيه؟
به نظرت بايد چي باشه؟
چتاک؟- آره، ديگه چي ميتونه باشه؟-
ولي اون خيلي سرکشه
لذت اصليش هم توي رام کردن يه اسب سرکشه جناب مادان سينگ
بفرماييد
آدماي کمي قادرن از پس کاري که تو کردي بر بيان
شجاعت ميخواد
اينجا ايالت منه، امرپال
اجدادم اينجا رو با خون خودشون ساختن
ولي واسه نگه داشتن پرستيژم بايد يه کار خاص انجام بدم
مثلا چي؟
بايد يه پيغام محکم براشون بفرستم که از ترس به خودشون بلرزن
...و
فقط تو ميتوني اين کار رو بکني
باجراج سينگ بنيوال- زنده باد-
برادران و خواهران عزيز
سالها خودم رو وقف خدمت به شما کردم
و خواهم کرد
داداش جون ميشه لطفا بگي چرا تن لشمون رو آورديم اينجا؟
ده سال پيش اينجا حتي راه عبور و مرور هم نداشت
کي اين جادههارو ساخته؟
من ساختم- من ساختم-
کي پمپها رو کارگذاشت؟
من گذاشتم- من گذاشتم-
کي معبد با شکوه خداي شيوا رو ساخت؟
خب داداش من ساختم
خب داداش من ساختم
اين مردم نميتونن اين چيزها رو ببينن
تمام کاري که ميکنن زدن اتهامات بياساس به منه
بعضي وقتها درباره حمل و نقل بعضي وقتها درباره قاچاق شراب
خب باز هم اتهام بزنين
اگه ميخواين اسمم رو خراب کنيد
پس خرابش کن داداش! خراب کن من رو نابود کنين
نابودش کنيم- منظورت چيه؟-
هر چي بيشتر بخواين من رو نابود کنين همونقدر من بالاتر ميرم
نابودش ميکنيم
هي، امر
باجراج سينگ بنيوال- زنده باد-
باجراج سينگ بنيوال- زنده باد-
امر، ديوونه شدي؟- يالا، بيا از اينجا بريم-
هي، حرومزاده
داري تو روز شراب ميخوري؟
چي شده؟
قضيه چيه؟
انگار قيافهـت در همه
نه
تو رو خيلي خوب ميشناسم
بگو ببينم درونت چي ميگذره؟
ببين، امر
بين مردم من و تو دشمني ديرينهاي هست
هست يا نه؟
با اين حال، ما با هميم
و همه به اين فکر ميکنن که چطور چنين چيزي ممکنه
ممکنه چون ما چشم بسته به هم اعتماد داريم
...ولي امروز واسه اولين بار
واسه اولين بار اعتمادم متزلزل شد
چرا متزلزل شد؟
چون واسه اولين بار تو زندگي
بدون گفتن به من، چنين تصميم بزرگي گرفتي
چي پيش خودت فکر کردي؟ که اگه به من ميگفتي، مانعت ميشدم؟
بخاطر تو هم ميتونم آدم بکشم، هم بميرم خودت خوب ميدوني
..مادان سينگ بهت گفت اونجا بمب بذاري- به نظر من-
که تو کخت پاره سنگ برداشته
داري بيخودي بيش از حد بهش فکر ميکني
کمتر شراب بخور
تو مثل برادر بزرگمي
نيازي نيست که اين رو بهت بگم
لطفا سعي کن بفهمي
فقط يه نفر ميتونه راهم رو به سمت سياست باز کنه
اون هم مادان سينگه
ولي آخه برادر من چرا ميخواي درگير سياست بشي؟
يادت نيست دفعه قبل چه اتفاقي افتاد؟
کاسبي به اين خوبي داريم
پول، اسم و رسم همه چيز داريم- هيچ کدومشون قانوني نيست-
همين که بليط انتخابات رو بگيرم همهشون قانوني ميشن
ولي من ميگم يه بار ديگه بهش فکر کن، داداش
اين راه درستي نيست
ميخواي به چي برسي؟- تو حواست به کار و بار باشه-
تجارت رو تو رهبري کن
و به داداشت اعتماد کن
واسه اين کار، يه عالمه فکر کردم
ميخواي همين طوري نگام کني يا واسم شراب ميريزي؟
بعد انفجار
دولت از ريشه لرزيده
هيچ کسي فکرشم نميکرد که تو روز روشن انفجار رخ بده
شما دستور دادين
من هم انجامش دادم
واسه تبريک گفتن به همين خاطر اومدم اينجا
اون دست راستته؟
بله، دوستمه
...خب
حالا وقت مناسبيه که وارد سياست بشي
از قبل هم واسه خودت اسم و رسم دست و پا کردي
و مخصوصا بعد از انفجار مردم تو رو ميذارن رو سرشون
اينطور فکر ميکنين؟
آره چون اين فکر رو ميکنم دارم بهت ميگم
ولي بايد حواست به يه چيزي باشه
چي؟
بايد فاصلهت رو از غريبهها زياد کني
وگرنه نميتوني اعتماد مردم خودت رو به دست بياري
روکميني
آماده شو، تولد چيکوئه با هم ديگه جشن ميگيريم
داداش بليط هواپيما رزرو کردم
ايشون مادان سينگه
که اينطور
انگار بد موقع اومدم
انگار اشتباهي اومديم
چي؟
ميشه خصوصي حرف بزنيم؟- نه، اون برام مثل برادره-
شما ادامه بدين بيا بشين
مثل برادر؟
اون به 2 رو بودن معروفه
اوه، 2 رويي رو کي بيشتر از شما ميشناسه جناب وزير
No comments yet. Be the first to leave one.