The first 200 lines.
گپ دونگ
پرونده ی قتلِ رئیس ریو رو میشناسی؟
این پسرشه
...از اون موقع دلم میخواست قهرمانمُ ببینم
گپ دونگ...
شنیدم تو وبتونِ راهِ هیولا، تو جزئیاتِ پرونده رو بهش میگی
وبتونِ تو پیش نمایشِ قتله؟
...راستش کیه؟
اون
اون روز با من میمونی؟
اون روز؟ فردا روزِ پیش بینی شده ی جنایتِ چهارمه
...بهت نشون میدم به خاطرِ پسرم نمیتونم اینکارو بکنم
به خاطرِ اون مجبوری انجامش بدی
...وگرنه اون
میمیره...
چیکار میکنی؟
شانست دیگه داره به آخراش میرسه
حالا فقط دو تا مونده
...حالا دیگه
باید خداحافظی کنی...
...خداحافظ
گپ دونگ... صبر کن
کجاست؟ نمیدونم
ایش
چه خبره؟
!آقای ها
آقای ها !آقای ها
!آقای ها، بیدار شو
!آقای ها
!آقای ها
!آقای ها حالت خوبه؟
ممنون؟
نمیدونم اگه به خاطرِ شما نبود چه اتفاقی میفتاد
عجب شانسی داری
اونی که باید تیر میخورد تویی
...بینِ شما دو تا
یه خبرایی هست، نه؟...
...به نظر میاد هر وقت که فرصتش پیش بیاد
سعی میکنین همدیگه رو بکشین...
ریو ته اُه
واقعاً باید به مغزت اعتماد داشته باشی
میخوای یه چیزی رو بهت بگم که نمیدونی؟
...اگه اینطوری دیوونه بازی دربیاری
یه روز تو مغزت یه سوراخ درست میکنم...
تهدیدم باید به جرمهاتون اضافه کنم؟
نمیخوام این کارُ با کسی که جونمُ نجات داده بکنم
من کوان اُه شین از شرکتِ حقوقیِ مک کین هستم
وکیلِ گرونی برای خودت گرفتی
...همه ی تحقیقات رو از
طریقِ من انجام بدین...
دیگه نباید نقض حقوق بشری اتفاق بیفته
قاتل ها هم حقوقِ بشر دارن؟
این یه افترا بدونِ مدارکِ معتبره
واقعاً که
از کی تا حالا قاتل ها میتونن سرشونُ اینطوری با غرور بالا بگیرن؟
به محضِ اینکه آقای ها به هوش بیاد ازشون شکایت میکنم
به چه اتهامی؟
اون با یه شهروندِ بیگناه رولتِ روسی بازی کرده رولتِ روسی یک بازی بالقوه کشنده است که در آن یک بازیکن) (یک تیر در هفت تیر گذاشته، و اسلحه را به سر خود شلیک میکند
چطوره از خبرنگارها بخوام؟
اونا بهش میگن اقدام به قتل
...به نظر میاد هر وقت که فرصتش پیش بیاد
سعی میکنین همدیگه رو بکشین...
شانست دیگه داره به آخراش میرسه
حالا فقط دو تا مونده
...حالا دیگه
باید خداحافظی کنی...
...خداحافظ
گپ دونگ... صبر کن
آقا
زنده اس یا مرده؟
جای بدی ضربه خورده
به لُبِ قُدامی مغز برخورد کرده
فکر نمیکنم بتونیم برشی ایجاد کنیم
ولی چرا یه کارآگاه به یه کارآگاهِ دیگه شلیک کرده؟
هیچ گره ای نیست، باید اینُ به عنوانِ جنایتِ چهارم در نظر بگیریم؟
...تازه عروسه، سوت
شبیهه
پلیس؟ چه پلیسی؟
حتی نمیتونین یه مجرمُ بگیرین ...فکر میکنین کی هستین
اونم به پرونده ی چهارم مربوطه
!هی
تکون بخورین
چقدر باید منتظر بمونیم؟
یه موردِ اضطراری پیش اومده
لطفاً از یه وسیله ی حمل و نقلِ دیگه استفاده کنین
هر وقت اتفاقی میفته، میندازین گردن کارآگاه ها
!تمومش کنین
!اینطور نیست که نمیخوایم بگیریمش
...پلیس ها سعی میکنند بفهمند
چرا چو به این جنایت دست زده...
ولی هیچ چیزِ خاصی علنی نشده است
...آنها مطمئن نیستند که آیا این جنایتِ چهارم است
حالم خوبه نگران نباشین
...و
...مو یوم
مهم نیست
نمیدونم تو و مو یوم چه رابطه ای با هم دارین
رابطه ای نداریم
واقعاً؟
...پس ولی کنجکاوم
اتفاقی براش افتاده؟
...راستش
نمیتونین درش بیارین؟
ممکنه جونشُ از دست بده
فعلاً جراحی رو متوقف کردیم
...پس
باید با یه گلوله تو سرش به زندگیش ادامه بده؟...
فعلاً این بهترین انتخابه
اون که نمیمیره، نه؟
!لطفاً کمکش کنین زنده بمونه
!لطفاً نجاتش بدین
!اون نمیمیره
...راهبِ دیوونه ی من
...طفلکِ بیچاره
چیزی نیست
حالش خوب میشه
دردسر درست نمیکنم فقط حقیقتُ بهم بگین
...راهبِ دیوونه ی من نمیمیره
میدونم که نمیمیره
به یه احمق تبدیل میشه، نه؟
کی گفته که احمق میشه؟
چطور ممکنه با یه گلوله تو مغزش حالش خوب بشه؟
بهره ی هوشیش میره پایین و مثلِ احمقها میشه
یا مثلِ یه سگِ دیوونه میدوه اینور اونور
درسته؟
اونوقت تو چیکار میکنی؟
ازش مراقبت میکنم
دست و پاشُ میبندم تا نتونه دردسر درست کنه
...وقتی که سگم دیوونه شده بود
همین کارُ کردم...
ما نمیدونیم چو و ریو همدیگه رو ملاقات کردن یا نه
ولی چو یه پسرِ هشت ساله داره
...اون به یکی از همسایه هاش نامه نوشته
که مراقبِ پسرش باشه...
چیه؟
نگرانِ پسرتی؟
فقط به کاری که کردی اعتراف کن
...بعدش حتی اگه بفرستنت زندان
من اونُ میفرستم دانشگاه...
...مو یوم
بهم گفت اینکارو نکنم...
اگه سرشُ داغون کنم بهم میگی؟
مو یوم نه
...اگه اون چیزیش بشه
من میمیرم...
...با این فرض که ریو قاتل رو با تهدید کردنِ
جونِ پسرش وادار به قتل کرده تحقیق کنین...
ها چی شد؟
حالا باید به خاطرِ اونی که میدونین کیه با مرگ دست و پنجه نرم کنه
سون جو
من به یکی شلیک کردم
اشتباه بود؟
...ولی
دخترم منُ درک میکنه، درسته؟
...من
...من
سون جو
سون جو
!سون جو، سون جو
...سون جو، سون جو
ببین کی اینجاست
پیرپسرِ ما
خاله
دیگه پیر شدم اگه کسی صداتُ بشنوه چی؟
از اینکه با همدیگه میبینمتون خوشحالم
از حالا به بعد دیگه دعوا نکنین
باشه؟
ما که بچه نیستیم دعوا نمیکنیم
...شما ها همیشه سرِ اینکه
ها ایل شیک مجرم بوده یا نه دعوا میکنین...
نه؟
بعد از پرونده ی چهارم بود؟
وقتی که تنزلِ مقام گرفتی
...توی شورای ملی سرِ جنایتِ چهارم داد و بیداد به پا شده بود
به خاطر اینکه ها ایل شیک مرده بود...
...من به خاطرِ دفاع از ها ایل شیک
بازجویی شدم...
همش همین نبود
...یه نفر بعد از اینکه به گپ دونگ بودن متهم شد
خودکشی کرد...
خیلی نگران نباش
...مردم وقتی با آدمای روانی سر و کله میزنن
آسیب میبینن...
تو از قصد اینکارو نکردی
مو یوم درک میکنه
بخور لازم نیست
اگه بخورم فکر نمیکنم دیگه بتونم از نوشیدن دست بردارم
...به هر حال دکتر اُه
حالش خوبه؟
ماریا؟
مطمئنم که خوبه اون خیلی قویه
...دکتر اُه
دخترِ واقعیِ تو نیست، نه؟...
شانس زندگیِ من دیر بهم رو کرد
من همسر و دختر رو با هم به دست آوردم
...چرا بعد از برگشتنِ گپ دونگ
داره تو کلینیکِ زندان کار میکنه؟...
همش تقصیرِ منه
من باعث شدم بهش علاقمند بشه
دیگه نمیتونم جلوشُ بگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.