The first 200 lines.
.یه ذره بیشتر. یه کم دیگه برو عقب
...الان به سه متریِ "واتربوی" میرسه
."الان هم به "گریسد لایتنینگ...
.یه کم برید عقب. لطفاً سر راه نباشین
.برید عقب
.مبارک باشه - .خیلی ممنون. ممنون -
نگران به نظر میرسم "ویک"؟
،نه خیلی فوقالعاده شدی .کریستین"، خیلی فوقالعاده"
."دیوید" - ."سلام آقای "براون -
.دیگه رو پای خودتی، پسر - .کاملاً باهات موافقم -
.خیلی جیگر شدی، عزیزم
من یادداشت سخنرانیم رو گم .کردم که خیلیم مختصر بودن
بهشون بگو خوشحالیم که .دیدیمشون و ممنونیم که اومدن
.گمون کنم "ویک"ـت نفر بعدی باشه
.اون هنوز یه خورده وقت داره
.قبل از اینکه بدونن کجان با هم ازدواج کردن
.یکی از همین روزای خوب یکی میندازتش تو چنگ
.اون مجبوره صبح زود بیدار بشه
.حالا درست به من نگاه کنین
.آره، همینطوری نگاه کنین، لطفاً
اون زیاد به خودش نرسیده؟ .میدونی که اون معلم مدرسهاس
.آره، آره - .لباسش خشگله -
.قشنگه - .اینجوری نگاه کن -
.همینجور بمونین
.ممنون
میشه حالا ساقدوشهای عروس و دوماد بیان؟
.آره، لطفاً - .ساقدوش دوماد و ساقدوش عروس لطفاً -
.اگه میشه بیا اینجا
.خوبه
الان همینجوری نگاه .کنین لطفاً. مستقیم به من
.همینجور
درست. الان میشه راهنماییکنندهها بیان؟
.لطفاً وقتی آماده شدین، اینجوری نگاه کنین
.همینه، یه لبخند بزرگ جذاب
.هینجوری بمونین
.یه لبخند بزرگ. همینجور
.خوبه، ممنون
لطفاً بقیه برن. میشه لطفاً پدر و مادرا بیان؟
میشه از این طرف بری؟ - .یالا، مادر -
پدر عروس اگه میشه .لطفاً بیا یه کم نزدیکتر
.همینه، همین جور بمونین .هر وقت که آماده شدید
.همینجور. همینجور
ممنون، میشه برید کنار؟
میشه دوباره ساقدوشای عروس بیان اینجا؟
.آره بیا اینجا لطفاً - .آره خوبه. یالا، برو اون طرف
.زود باش، عزیزم
.حالا هر وقت که آماده شدین
.هر وقت که آماده شدین، همینجور
.اونا خیلی سردن، اون دوتا ساقدوش کوچولو
.آره. آره
خیلی سرد و لاغر مردنی .هستن، کوچولوهای بیچاره
...خوبه، الان همهی مهمونا و اقوام بیان
.توی این یکی عکس، لطفاً...
میشه بیاین این طرف؟
.این طرف
.بعضیا برن اون پشت، بالا وایسن - .زود باش عزیزم -
.باشه باشه، بریم سوار شیم
.همینجور
.ممنون
.یالا
."بجنب، "دیوید - .ممنون -
."بجنب. "دیوید
.خدانگهدار - .خدانگهدار -
!نگهش دار! نگهش دار
!اوه- .نه، نه، نه، نه، نه -
.در رو باز کن - .خدانگهدار -
خب نفر بعدی کیه؟ نفر بعدی که میخواد بره سوار ماشین؟
مامان، بابا، "جیم"، "الین" و .سوزان" برن تو ماشین دوم"
.همین الان سوار شین، همین الان
."الان عمو "ارنست" و عمه "ادنا
."خانم و آفای "هریس
!هی
!بجنب، بجنب - .برو عقب -
.کل روز گیر ندین - اون کیه؟ -
!بجنب
!بسه دیگه، یالا
.از اینجا برید گمشید - .ببند اون آشغالدونیتو -
تو به همین "بلکپول" بچسب، من .که میخوام سال بعد برم پاریس
چه مرگیته؟
فکر نمیکنی که اونا الکی ول میچرخن و کاری واسه انجام دادن ندارن؟
چرا میکنن، بهت میگم، اونجا .زنای خشگل هست خودتم اینو میدونی
اونا وقتی میبینن تو داری .میای، کتشون رو باز میکنن
.و هیچ لباس زیری هم تنشون نیست
بهت میگم، تو باید از اون رفیقت .که تو کار فروشه تقاضا کنی
اونا که گوشه به گوشه یه .جندهخونه دارن که تحت ادارهی دولته
.فکر کن اگه ما هم اینجا این چیزا داشتیم
به غیر از اون دخترای توی .سالن رقص دیگه چیزی نیست
.تو میری اون داخل و یکیش رو انتخاب میکنی
.اون "ویک بروان"ـه .مدام داره نگاهم میکنه
.اون قشنگه
.اونجا بود، فقط نشسته بود و حباب میترکوند
.هی، هی. میدونم اون دنبال چیه .ولی خب نمیتونه بدستش بیاره
.هی، اون داره میاد
."بهت گفتم که از تو خوشش میاد، "اینگرید - اینطوری فکر میکنی؟ -
!آره
.هی ساعت چنده؟ من باید برم - .من که ساعت ندارم -
.یه مشت نامه برای "لاکهرست" دارم - .بیخیال -
تو که نمیخوای اینقدر زیاد توی سالن غذاخوری وقت بگذرونی؟
داشتی چیکار میکردی؟ - .دو دست شام میخوردم -
آره میدونیم، گپ زدن با .اون تایپیست رو دوست داری
شوخی نمیکنم، غذای سالن غذا .خوری داره خیلی افتضاح میشه
میتونی دوباره بگی، من که .هیچی از اون آشپزخونه نمیگیرم
اونی که تو روزنامه عکس عروسیشه، خواهر تو نیست؟
.آره، آقای "آلتورپ"، "کریستین" خودمونه
فکرشو میکردم. زندگی زناشویی بهش ساخته؟
.اون خوشش میاد، اون عاشقشه، خیلی خوش شانسه
.اوهوم
بذار بعدیش تو باشی، منتظره .یه خونهی پر از بچه هستیم
،کاش هیچ وقت اینو شروع نمیکردم چند روزه گرفتارشم. تو چی؟
.بد نیست
وقتی که داری کار میکنی میخوای اسم مستعار اون دختره بنویسی؟
.خب ادامه بده، بنویس
.میدونی اونا چی صداش میزنن؟ آخوندک
میدونی آخوندک چیه؟ یه .حشرهی بزرگ مثل ملخه
.و زنه وقتی سر سکسه، مرده رو میخوره
."تفکرت مث فاضلابه، "کانروی
اوه، ...و... حدس بزن کدوم گاز .گرفتن رو تا آخرین لحظه ول نمیکنه
ادامه بده، تو که تمام شب .رو وقت نداری. میدونی
زود باش، عجله کن! فقط دو !تای دیگه! یه تکونی به خودت بده
!فقط دو تای دیگه
!زود باش، برو تو! برید داخل
!هی، تو، زود باش
پس زود باش. لطفاً از همه طرف .رد بشید. زود باش، عجله کن
زود باش. همه چیز رو با !خودت آوردی؟ اوه، عزیزم
.درسته، ما رفتیم
.محکم بگیر، خواهش میکنم
میشه لطفاً بلیط درستت رو آماده کنی، عشقم؟
زود باش. بلیط هاتون رو گرفتین؟ .من نمیتونم اون یادداشت رو عوض کنم
میشه بلیط درست رو بیاری بیرون، لطفاً؟
.اوه
.دوباه جمعتر بشید
.زودباش، برو کنار
دوتا سهتا؟ اوه، داری یکی واسه پدرت میگیری؟
.اون مال تو رو داره، عشقم
بلیط دیگهای ندارین؟ میشه یه مقدار پول درست داشته باشی، لطفاً؟
بلیط رو بیار بیرون، لطفاً. پول درست و حسابی داری، عزیزم؟
هی، ببخشید که مزاحم .شدم. ولی الان اوضاعم خیطه
گمون کنم تمام پولم رو .توی دفتر جا گذاشتم
.البته
من دیگه کسی رو نمیشناسم .که تو اتوبوس باشه
.با سه پنسی درست میشه - .چیزی نیست -
.خیلی زود بهت پس میدم
.من عجلهای ندارم
.هی. میخوام برم خونه
وقتی پیاده بشم .منتظر چای باید باشم
کسی طلب نداره؟
.اینم از باقیموندت - .ممنون -
چقدر احمقم. من هیچ .وقت همچین کاری نمیکنم
.فردا بهت پس میدم
چیزی نیست. اگه دوست داشته باشی .میتونی یه بار کرایهی منو حساب کنی
.خیلی خب. باشه همچین کاری میکنم
.بلیط لطفاً
زود باش. کسی نمیخواد این ایستگاه پیاده بشه؟ کسایی که تو طبقه بالایین چی؟
.درسته، سفت بچسب، خواهش میکنم
.ممنون که دوباره جونم رو نجات دادی - .چیزی نیست -
من معمولاً اتوبوس .هالیوک" رو سوار میشم"
اما امشب با یکی از دوستام .به شهر میرفتم تا برم سینما
اوه، بله؟
تو این مسیر زندگی میکنی، مگه نه؟ - ."بله، درست توی خیابان "کراس گرین -
.اوه. اوه، آره. اونجا خیلی قشنگه
.خیلی خوبه
فکر میکردم میخوای .سر چهار راه پیاده شی
چی؟
.اوه، کریسمس
خب، من... خب الان فقط باید برم .ایستگاه بعدی و تا اون پایین قدم بزنم
جالبه، مگه نه؟ - هوم؟ چی؟ -
.خب، داشتم فکر میکردم
میدونی. ما سه سال با هم .برای یه شرکت کار کردیم
.و ما هرگز قبلاً با هم حرف نزدیم
هوم. آره، خندهداره، مگه نه؟
.آره
اون روز تو عروسی بودی، مگه نه؟
.آره عروسی خواهرم
دیدمت اونجا وایساده .بودی. من عاشق عروسیام
،من چند تا عکس از اون دارم .اگه مایل باشی میتونی ببینیشون
.آره، مایلم که ببینم
.این جا جاییه که من پیاده میشم
.اوه
خب... ممنون که دوباره .جونم رو نجات دادی
.صادقانه بگم، تو و اون سه پنی
...خب
.شب به خیر - .شب به خیر -
…میخواستم بپرسم - ...دیدی که -
.ادامه بده
میخواستم ازت بپرسم که اون .سینما رو توی "پلازا" دیدی یا نه
.داشتم فکر میکردم که چه شکلی بود - .نه، میخوام ببینمش -
خب، من فکر میکردم ...فردا برم، ولی
واقعاً هر شبی باشه من .مشکل ندارم، واقعاً میگم
خب، من نمیتونم فردا بیام. شنبه چطوره؟
.اوه، باشه
آره! عصر شنبه میبینمت. ساعت ."پنج بعد از ظهر بیرون "پلازا
."خیلی خب، "ویک
.شب به خیر - .شب به خیر -
.سلام، بابا - .سلام، پسر -
امشب تمرین داری، مگه نه؟ - !آره، هفتهی دیگه کنسرت دارم -
واقعاً؟ خب مادرم کجاست؟ - .دور "کریستین" جمع شده -
.با خودم فکر نکردم چه ترتیبی درست کردی
اونها فقط دارند حرکت میکنند. اون رو .مثل سطل آشغال رها کردن، سازندگانشون
اوه؟ هی، پس چایی من کجاست؟
چای؟ چای؟ کارگرای .دفتری چای نمیخورن
No comments yet. Be the first to leave one.