The first 37 lines.
صبح که از خواب بیدار شدم
کلماتی که تموم شب آماده كردم
برای مدت طولانی دور سرم چرخید
میام كه دوباره ببینمـت
لطفاً بهم بگو
انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
دوباره بهم بگو
که مثل قبل پیش هم برگردیم
دوتا چشمـت که سرد شده
دست من رو ازت دور میكنه
حتی اگه بهت بگم سوءتفاهمـه فایده نداره
دوباره وضعیت بینـمون قرمز میشه
من واقعاً نمیفهمم
اگه اینطوری نیست پس بهم یاد بده
که احساسـت رو بفهمم
خیلی متأسفم که به اینجا رسیدیم
چرا بهم گوش نمیدی
و اشتباه برداشت میكنی، چرا؟
تو مدام سعی میکنی منو دور کنی
میخوام بفهمی
مهم نیست چی بگی، من مال توام
میخوام صادقانه باهات بمونم
عزیزم من میخوام صادقانه باهات بمونم
جدی جدی
هردفعه اینجوری میشه
جدی جدی
میچرخیم و باز دوباره به همینجا میرسیم
من تشنه عشق توام
نمیذارم بری
جدی جدی
ما اینجوریـیم
پس بهم بده
بهم بده
احساس منـم همینـه
پس بهم بده
بهم بده
ما همش میچرخیم و برمیگردیم همونجا كه بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.