The first 200 lines.
بگو ببینم
میخواین کمکم کنین یا نه ؟
هوم
هوم
هوم ، چیه؟
هان و هوم چیه ؟
بدش بهم
بده
اون یادگاری مادرمه
اهمیت نمیدم
فعلا این رو گرو میگیرم
بعد از اینکه شما دوتا کمکم کردین از اینجا خلاص شم
بهت برمیگردونم
لو یوان ژی ، یادت باشه
اگه اتفاقی برای این آویز یشمی بیفته
تو رو هم باهاش نابود میکنم
یکی اینجا مرده، قربان ، یه خبر بد
چی شده چرا داد میزنی ؟
چرا داد میزنی ؟
سرورم ، سرورم ، یک خبر بد
یه خبر بد
خوبی ؟
این همون گرد معطره که بانو برام خریده بودن
همه گرد رو هدر دادم
دیدین ؟ اینکار رو تو یک دقیقه انجام دادم
بدجنس ، عجب حقه بازیه ها
خواجه در این تابوت باز شده
میتونیم چیزی پیدا کنیم ؟
سرورم یه اشتباهی پیش اومده
سرورم یه اشتباهی پیش اومده
در رو قفل کن ، ببندش ، خفه شو
سرورم
یه اشتباهی پیش اومده
نمیدونم
این مرد چطوری مسموم شده
سرورم میتونم اسمتون رو بپرسم ؟
ایشون ارباب تان هستن ، سرپرست وزارت مجازات
ارباب تان میتونم باهاتون صحبت کنم ؟
لطفا بلند شین
اون کیه ؟
اسمشون هم باعث وحشتت میشه
تا بیرون همراهیشون کن
بفرمایین
صبرکن
برگرد
من … ما باهمیم
به قولی که دادم ، عمل میکنم
فردا برای محاکمهات میام
عرض ادب پدر
عرض ادب پدر
عرض ادب ، بانوی من
براتون آرزوی سلامتی داریم
آداب و رسوم رو بذار کنار
بیا و یه نگاهی به این بکن
تازه گرفتمش
به پر براقش نگاه کن
صداش خیلی واضحه
پدر احتمالا قیمت این مرغ مینا خیلی زیاد بوده
نخریدمش
این یه هدیه از طرف رئیس وو از طرف مغازه امانت فروشی یوان هویه
چرا همچین هدیهای رو بدون دلیل
بهتون داده ؟
بانوی من ، شما خیلی خوش اقبالین که
از بچگی تو قصر زندگی کردین
اما الان ملکه مادر فقید رفتن
پدرتون میخوان
براتون یه همسر خوب پیدا کنن تا یه روزی …
پدر فکر میکنین که من تو خونه اضافیم ؟
چرنده
مشکلی نیست ولی هنوزم نمیخوام ازدواج کنم
بانوی من درسته که شما عالی رتبهاین
اما دخترها باید ازدواج کنن
و مادرتون هم وقتی هم سن شما بودن
ازدواج کردن
از یکی خواستم تا طالعت رو ببینه
تو و اون پسر کاملا بهم میاین
خانواده وو از موفقترین
تاجرهای منطقه دنگ شیکو هستن
اگه باهاش ازدواج کنی ، زندگی خوبی داری
پدر
مادرم خواهر امپراتور فقید بودن,
منم ازطرف ملکه مادر فقید شاهدختم
میخواین با کسی که مغازه امانت فروشی داره
ازدواج کنم ، بنظرتون
اگه مادرم زنده بود ، قبول میکرد ؟
بانوی من صبر کنین
برگزاری محاکمه در دادگاه
لو یوآن ژی
یکی تو رو به کشتن لان متهم کرده
گناهت رو گردن میگیری ؟
قطعا نه
درسته که باهاش بحث کردم
و باهم دعوامون شد
اما من نکشتمش
خیلی سرسختی
شاهدها رو بیارین
اطاعت
-عالیجناب -عالیجناب
شماها وقتی لان مرد
اونجا بودین ؟
-بله -بله
پس بگو ببینم
لان چطوری مرد
عالیجناب
سرورم با لو یوآن ژی بیرون از دروازه
شی هوا دعواشون شد
لو یوآن ژی به سرورم مشت زد و
سرورم خیلی بد آسیب دیدن
بعد از اینکه بردیمشون خونه ، مردن
عالیجناب
اینها خدمتکارای لانن
معلومه که باید از اربابشون دفاع کنن
اما همونطور که خودتونم شنیدین
من فقط بهش یه مشت زدم و اون بعد از اینکه رسیده خونه ، مرده
اگه بتونم ثابت کنم که
اون بخاطر مشت من نمرده و
یکی دیگه با دست خفهاش کرده
انوقت تبرئه میشم ؟
داری حقیقت رو میگی ؟
بله
اگه اجازه بدین که جنازه کالبد شکافی بشه
حقیقت رو میفهمین
الان دیگه زمونه عوض شده
گذشت اون زمانی که
ما شایسته بودیم
چون شاهزاده از مغازه امانت فروشی وو حمایت میکنه
خاندان وو میتونه در آینده خیلی بهمون کمک کنه
پس میخواین من رو بفروشین ؟
تو تمام این سال ها
اگه من نبودم که
به ملکه مادر فقید خدمت کنم
الان دیگه این خونه رو نداشتیم
حرف زدنت داره
بد و بدتر میشه
چیزی که گفتم به بدی
کاری که شما کردین، نیست
بانوی من ، چرا همچین حرفی میزنین ؟
ما بهترین رو براتون میخوایم
ناشکری نکنین
فکر میکنین شاهزاده چون
به این راحتی به کسی اعتماد میکنه ؟
درسته
دایه مین تو یه کاری
خیلی ماهره
او روزها مادرم بخاطر بیماریش رنج میکشید
اما نمیدونم چرا هیچ کس منتظرش نبود
شایدم بخاطر این بود که خدمتکاری که از بچگی پیشش بزرگ شده بود
شوهر اربابش رو فریب داده
نه ، تو….
اون شما رو فریب داد تا قبل از مرگ مادرم
اون رو بگیرین
سرورم
هیچ وقت همچین مهارت خوبی رو
یاد نمیگیرم
سرورم
خوب گوش کنین
من ازدواج نمیکنم مگه اینکه جنازهام
رو به خاندان وو بدین
تو
سرورم
استاد
استاد
استاد
بانوی من لطفا ناراحت نشین
حتی اگه دایه مین میخواد
براتون نامزد پیدا کنه
باید از یه آدم مناسب از یه خاندان سطح بالا پیدا کنه
اگه هنوز ازسایت های نماشا؛آپارات؛اینما و کانال های تلگرام گرفتین و دارین ادامه میدین خیلی بی وجدان و بی شرافتین.
من یه شبانه روز نبودم
واقعا نمیتونم باور کنم تو خونه به این بزرگی
هیچ کس از این موضوع باخبر نشده
حتی اگه یه روز بمیرمم
فکر نکنم کسی براش مهم باشه
استاد
پانشیا
اینجا هنوز خونهاست؟
ارباب تان
چی باعث شده صبح به این زودی
به خونه محقرم بیاین ؟
خواجه ژانگ ، متاسفم
یه نفر گزارش داده که علت مرگ لان آر مشکوکه
بخاطر همین اومدیم
پسرم لان آر کشته شده و
قاتل لو یوآن ژیه
مزخرفه
معلومه که لان خفه شده
ارباب تان
وظیفه وزارت مجازاته که جسد رو برای کالبد شکافی بفرسته
نمیترسین که شهرت خوبتون
بخاطر قضاوت بر اساس حرف یه آدم
به خطر بیفته ؟
خواجه ژانگ از اونجایی که فکر میکنین
مرگ پسرتون ناحق بوده
بهتره که در اسرع وقت علت مرگ رو پیدا کنین
تا پرونده سریع حل و فصل بشه
اگه لو یوآن ژی
واقعا پسرتون رو کشته باشه
مطمئن باشین که طبق قانون مجازاتش میکنم
نظرتون چیه ؟
بسیار خب ، انگار که یه چیزایی داری
No comments yet. Be the first to leave one.