The first 200 lines.
دیگه دیروقته بانو باید استراحت کنین
من با اجازه اتون میرم
- توی.... - توی جادوگر .
جرئت کردی مرد منو اغفال کنی ؟
- میکشمت - کی هستی ؟
- کی هستی ؟ - خودت بودی
- ولم کن - توبودی
-ولم کن - اون دیگه منو نمیخواد , میکشمت
چیکار می کنی ؟
اون کیه؟
چرا دیگه دیدنم نمیای ؟
چون یه عشق جدید چیدا کردی دیگه منو نمیخوای ؟
تو پسره ی سنگدل
نمیتونی اینجوری باهم رفتار کنی
- ژائو گوا - بله - نمیتونی اینجوری باهاک رفتار کنی
ملکه ی مادر رو به قصر جنوبی ببر و بدون اجازه ی من,
-اون حق ترک اقامت گاهشو نداره -ملکه ی مادر ؟ یعنی اون مادر یین ژنگه؟
- نمیرم - بیاین , بیاین برگردیم به قصر
- نمیخوام برگردم اونجا منو برگردونین هاندان - ملکه ی مادر
میخوام برم هاندان
نمیرم
ترسیدی؟
این خانوم مادرت بود ؟
چه اتفاقی براش افتاده ؟ دربارهی کی صحبت می کرد ؟
تو داری باهام صحبت می کنی
که این چیزا رو بپرسی؟
اره , وگرنه نمیخوام صداتم بشنوم
حتی قیافه اتم نمیخوام ببینم
ولی من فقط میتونم رو این تخت استراحت کنم
تو شاه این قصری
چه کاری از دستم برمیاد؟
توی تمام شش ایالت
فقط تویی که جرئت می کنی اینطوری باهام حرف بزنی
یینگ ژنگ تو خیلی به خودت مینازی
اگه بخوام اونایی که بهت فحش میدن و دلشون میخواد بمیری رو بشمارم انگشتای دست و پامم کافی نیست
و ارشدتم شامل این افراد میشه؟
قصر سلطنتی شیائو یانگ , قصر جنوبی
مرزبان ون شین همین الانشم از پایتخت پرت شده بیرون
الان , همه ی زنایی که تو قصرن زنای منن
داری دروغ میگی
لو بوو وی صادقانه تمام عمرشو وقف به قدرت رسوندن چین و حکومت کرد
چطور به همین راحتی همه چیزو ول کرده رفته ؟
ممکنه که اون دیگه منو نخواسته باشه و تورو مجبور کرده باشه که بهم دروغ بگی ؟
میشه یکم معقول تر حرف بزنی ؟
الان چین مال منه
تا زمانی که حکومت تو دستمه من میتونم مرگ و زندگی هرکسی رو تعیین کنم
لو بو ویی دیگه کسی نیست که بخواد برای چیزی تصمیم بگیره
اره , تو باعث شدی لو بوو وی بره
لائو ای منم تو کشتی
و دوتا بچه هام رو هم تو کشتی
بچه های بیچاره ام
اون بچه ها حرومزاده بودن
اونا حرومزاده های تو و اون لائو ای منزجر کننده بودن
اونا لکه های ننگی برای چین ممن بودن
من کشتمشون شاید تو سر عقل بیای
اره ؟, حتما ...تو الان باید خیلی خوشححل باشی
تو همشونو کشتی حالا باید چطوری زندگی کنم؟
من مادرتم
تو بهم میگی چطوری زمدگی کنم؟ چرا اینقدر ظالمی ؟
این مرد تو بود که میخواست منو بکشه
چطوری ازم میخواستی که باهاش ملایم باشم؟
اصلا تاحالا شبیه مادرم رفتار کردی ؟
احترام و شکوهی که باید یه ملکه داشته باشه تا بتونه ملکه باشه
اصلا تو چیزی هم ازشون داری ؟ تو با نخست وزیرم و زیر دستام به خاطر خوشی خودت روی هم ریختی و برات ذره ای هم اهمیت نداشت چه اتفاقی می افته
ولی من شاه چینم
من باید به خاطر تو مورد مضحکه ی خاص و عام بشم . چون تو هرکاری ک دلت خواسته کردی
خوبه پس
فقط بزار من برم پیش نخست وزیر
اون کجاست ؟
هرجا که هست منو بفرست همونجا
میخوام باهاش باشم
نمیخوام اینجا بمونم
این قصره خیلی تاریکه
خیلی سرده
خیلی ترسناکه
- خدمتکار! - بله
یه دارویی برای اینک ملکه ی
-مادر اروم بگیره بیارین - بله
- نمیخوام ...نمیخوام ...من دارو نمیخوام -ملکه ی مادر
نمیخوام
- ملکه ی مادر - ولم کننین
ولم کنین
چی گفتی ؟
سرورم نه تنها یه گروه برای محافظت شبانه روزی از قصر بانو لی گذاشته
حتی کلی هدیه گرون قیمتم به اونجا فرستاده؟
اون دختره ی جادوگر روستایی ؛ چه کاری کرده که
سرورم اینطور شیفته اش شده؟
حرف از پیشینه ی خانوادگی که بشه شماهزاران مرتبه اون بهترین بانو
حتی شما صدها برابر از اون زیبا ترین
ممکنه بانو لی یه مهارت خاص داشته باشه
که بتونه کاری کنه که سرورم شب وروز به اون فکر کنه و به کس دیگه ای توجه نداشته باشه؟
من واقعا خیلی عصبانی ام
- بجنب و بهتر ماساژم بده - بله
اها , راستی , بهت گفتم یه نوازنده از چو پیدا کنی
اینطوری میتونیم لطف ملکه مادر بزرگو هر وقت که لازم باشه داشته باشیم . اینکارو کردی ؟
بانو نگران نباشین من همین الانشم یکی رو فرستادم دنبال اینکار
همین الان اون ادم بیرون قصره
به محضی که دستورشو بدین اون ادم میتونه وارد قصر بشه و هر چیزی که بخواینو بنوازه
عالیه
- ولی.... -بانو بانو لی خیلی شانس داره
اون نسخه کار نکرد
چون روز به رو وضع بارداریش داره بهتر و بهتر میشه
سخت میشه که توی ینده بخوایم کاری بکنیم
مشاور اینجاست
درود بانو چو
لازم به احترامات رسمی نیست
ممنونم بانو
سرورم بهم دستور دادن
توی قصر دنبال مقصر ماجرای مربوط به سوء قصد به بانو لی باشم .
کدوم نشونه ای شما رو به اینجا قصر ژائود راهنمایی کرده؟
کسی که اینجا زندگی میکنه , یه بانو بلند مرتبه ی سلطنتیه
در جواب بانو باید بگم که من هرکسی رو تو حرمسرا و اشپزخونه بازجویی کردم
فقط یه چیزی بوده که متوجه نشدم و لازم بود از بانو چو بپرسم
شنیدم قبل از اتفاقی که برای بانو لی افتاد
بانو چو شما از پزشک سلطنتی یه نسخه خواستین
مشاور , وقتی بانو لی یه شاهزاده رو بارداره
قطعا این اتفاق خوبیه که تو قصر افتاده و منم باید مطمئن بشم که بانو لی به سلامت شاهزاده رو به دنیا میاره
اینجوری سرورم زندگی راحت و بچه های زیادی خواهند داشت
ولی با وجوداینکه داشتن جانشین چیزیه که ملکه ی مادربزرگ میخواد ؛
دیگه نیازی نیست که من نگران بقیه مسائل مربوط بهش باشم
یعنی بانو چو دارن این مسئله رو به ملکه ی مادر بزرگ ربط میدن ؟
پس بهت میگم
اگه علی حضرت حکومت کل دنیا رو میخواد
چیزی که ملکه ی ماد ربزرگ میخواد احترام و وقاره
o,حالا که دنیا چو جنوبی ؛ چی شرقی و یان شمالی و ژائو رو توی مرکز داره
مهم نیست چطوری حسابش کنی , اونی که حرف اخرو میزنه حرمسراس
نه اینکه همه چیز با دستای یه زن روستایی از ووی تموم شه
علی حضرت هم این خوب میدونه
تا وقتی که مشاور واقعیتو به علی حضرت نگه
سرورم دیگه لزومی نداره اینقدر عمیق دنبال این ماجرا رو توی حرمسرا بگیره و این موضوعو رها می کنه ... درست نمی گم؟
بانو چو
مشاور , اینو تشخیص میدی که
این یه شی گرون قیمته که از ایالت چو باخودم اوردم
اگه مشاور دوسش داره من میدمش به شما
چیزی که بانوچو گفتین خیلی منطقیه
قبلتر من بی ادب بودم
امیدوارم بانو چو ملکه ی بزرگ مادر منو ببخشن
مشاور نگران نباش , من ئرک می کنم که چه کارسختی به شما سپرده شده
من قطعا جلوی ملکه ی مادر بزرگ شما رو به خوبی جلوه میدم
سپاس بانو چو ؛ من از حضورتون مرخص میشم
مشاور , مراقب باش
سرورم من اشپزخونه و اتاق دخیره و...
اقامت گاه تمام بانوان حرمسرا رو بررسی کردم ولی هیچ چیزی پیدا نکردم
اشتباه می کنی
تو همین الانشم یه چیزی پیدا ردی
فقط نمی تونی به من بگیش
این فقط ....
این فقط یه نفره که از من توی قصر بیشتر قدرت داره
نمیتونی بگیش نه ؟
سروروم لطفا منو عفو کنید
اگه همینطور به سکوتت ادامه بدی
من همین الان میکشمت
نکشینش
اگه تو اینجوری به بررسی کردن ادامه بدی نمیدونم چندتا خون دیگه برای این موضوع ریخته میشه
به هرحال من بچه ام الان حالمون خوبه بیاین فقط این موضوعو فراموشش کنیم
اگه من اینجور ادما رو مجازات نکنم و نکشم
کی دیگه بهم احترام میذاره؟
من میترسم سرورم , لطفا منو عفو کنید
اگه اینطوری اداکه بدی هر خونی که ریخته میشه به گردن منو بچه امه
نمیخوام بچه ام به دنیا نیومده این همه دین به گردنش باشه
سرورم
بیرون
ممنون سرورم
ممنون بانو لی
لی ژانگ
به نظرت این مسئله ی مسموم کردن غذای بانو لی نمیتونه
کار یکی از بیرون قصر باشه درسته ؟
به اطلاع سرورم میرسونم که قصر همیشه به سختی محافطت میشه و بانوان قصر داخلی هم عبور و مرور کنترل شده ای دارن
حضور هیچ غریبه ای این اواخر اطلاع داده نشده
البته حالا که درباره ی غریبه ها حرف میزنیم , چند ماه پیش بود که
چند روز بعد از ورود بانو لی به قصر یه مرد وارد قصر شد
ژنرال داری میگی یکی سعی داشته وراد قصر داخلی بشه بدون اجازه ؟
با قوه ی دفاعی که ارتش چین داره این کاملا غیرممکنه که کسی بتونه وارد قصر داخلی بشه
طبق اطلاعی که دارم اون ادم رو دستگیر کردن و به زندان های قصر بردن
ولی من خیلی کنجکاوم که بدونم
چرا بانو درباره ی این غریبه کنجکاون ؟
من ...فقط همینطوری پرسیدم
اگه اون ادم اینطوری دستگیر بشه ؛ شما باهاش چیکار می کنین ؟
تلاش برای ورود مخفیانه به قصر گناهی که با مرگ مجازات میشه
معمولا این ادما رو به زندان سلطنتی میفرستن وبعد از به سختی شکنجه دادنشون
اگه اونا حین شکنجه نمیرن ؛ برای بیگاری به کوهستان میفرستنشون
چطوریه که بانو اینقدر درباره ی این توع مجرمای بیگانه توجه نشون میدن ؟
این اولین بارمه که توی قصرم ؛ فقط از سر کنجکاوی میپرسم
خوب استراحت کن
هرچیزی که نیازی داشتی فقط به خدمتکارات بگو و خودت کاری نکن اونا بهت خدمت می کنن
من چیزی لازم ندارم
فقط میخوام که اون شمشیری که پدربزرگم بهم داده رو بهم برگردونی
از اون دست بکش
بانو چرا یکم استراحت نمی کنی ؟
چینگ ار میخوام یکم تنها باشم . ممکنه تنهام بذاری ؟
بانو...
باشه ؛ من بیرون می استم
- بانو هرچی که لازم داشتین فقط صدام کنین -باشه
میتونی صدامو بشنوی
ارشد
ما الان یه بچه داریم
ارزو می کنم که جات امن باشه
دیگه بخاطر من خودتو اذیت نکن
ترجمه و زیرنویس : ارائه ی مشتر که از سرزمین سریالهای چینی و تیم ترجمه ی سون دی ال شکوفه ی گیلاس - لونا
این سرباز , بهم یه لطفی بکن
No comments yet. Be the first to leave one.