Ângela Diniz: Assassinada e Condenada
The first 194 lines.
این بازسازی داستانی از رویدادهای واقعی است
برخی جزئیات برای جذابیت نمایشی تغییر یافتهاند
بوزیو، ۳۰ دسامبر ۱۹۷۶
!گمشو
دادگاه هیئت منصفه کابو فریو ۱۷ اکتبر ۱۹۷۹
اون یه زندگی آزاد و بیدغدغه میخواست
یه زن راحت، آقایان
محاکمه دوکا استریت
!یک فاحشه بابلی اشرافی
!اون لایق تو نبود، دوکا
خانمها و آقایان
این خانم خودش میخواست بمیره
!درسته
!ساکت
برداشتی آزاد از پادکست «پرایا دوس اوسوس»
آنجلا دینیز: به قتل رسید و محکوم شد
آنجلا زیبا، آزاد، دیوانه بود، یا لااقل اینطور میگفتند
...و با همه اینها، در دهه هفتاد
خطرناک بود
بلو هوریزونته، چند سال قبل
خیلی جوون ازدواج کردی
در هفده سالگی
ده سال بعد
آنجلا ویلاس بوئاس کیه؟
!هیچ ایدهای ندارم
سلام. به این زودی برگشتی؟
دارم کارمو اینجا تموم میکنم
باهات ناهار میخورم
زیباترین، شیکترین
همون زن سرشناس که برزیل رو تسخیر کرد
و از اون گذشته، خوشبختانه ازدواج کرده
رازت چیه؟
وقتی فهمیدم بهت میگم
این دیگه چیه؟
دارم از میلتون جدا میشم، مامان
!یعنی چی؟ مامان
ده سال! دیوونه شدی؟
آخه اون میلتونه، آنجلا
تلاش کردم، مامان. خیلی تلاش کردم! چی میخوای ازم؟
دیگه نمیتونستم. میخوای زندگیتو تموم کنی؟
!چمدونها رو بردارید. نه، بذاریدشون
بذاریدشون. مامان، آروم باش. لطفا
از من میخوای آروم باشم؟
اونها رو ببر بیرون، زه
برای چند روز میرم هتل
!به هیچ وجه! این مسخرست
مستقر میشم و برمیگردم دنبال ماریانا
شوهرت کجاست؟ میلتون کدوم گوریه؟
میلتون؟
رسیدم اینجا و دیدم آنجلا با چمدونهای بستهاش اینجاست
!آنجلا
!آنجلا
اینجا چیکار میکنی؟
میتونم بیام تو؟
بریم خونه
نه، میلتون
حساب رو تسویه کردم، بریم
...میدونی که این
فکر خوبی نیست، درسته؟
متاسفم
متاسفی؟
اگه همین الان برگردی، میبخشمت
!عمراً! میلتون، عمراً
چی میخوای؟ به چی فکر میکنی؟
که تو یه اتاق هتل زندگی کنی؟
تموم شده
تموم شده
میلتون
میدونی، میلتون
بین ما هیچوقت حتی شروع هم نشد
آنجلا
بذار اینو بهت بگم
اگه این کارو بکنی
من دیگه نمیتونم ازت دفاع کنم
زندگی داره از دستم میره، جینا
نمیتونم خودمو اینجا خاک کنم
میلتون چی میشه؟
آنجلا، میلتون چی گفت؟
...جینا، اگه میتونستم راهی پیدا کنم
ببین، من تلاش کردم
!خیلی تلاش کردم
و مدت زیادی رو برای این کار صرف کردم
!همه حرف میزنن، چه افتضاحی میشه
!خودت که میدونی مردم چطورین
!عزیزم
!داری بنفش میشی
گرسنهای؟ فکر کنم آره
!سلام خانمها
سلام. سلام
مگه آنفولانزا نداشت، جینا؟
!دو هفته پیش
الان حالش از همیشه بهتره
کارلوس، دادگاه اونجاست
متاسفم، زودتر نتونستم بیام
من ترکش کردم، توکا
جدا شدم
بهت نمیگم که تو هم همین کارو بکنی
!بیچاره میلتون
!توکا
چرا ترکش کردی، آنجلا؟
میشه بشینید؟
.بیا حرف بزنیم
.نمیتونم زیاد اینجا بمونم
.از این بابت خیلی سخاوتمند بود
.موکل من از لحاظ مالی، مادر دخترش رو تأمین میکنه
.البته
.ببینید، جناب قاضی
.این تصمیم شخصی آقای میلتون بود
.چون این همسر بود که درخواست طلاق داد
خونهی مشترکشون
و چهار ملک بسیار ارزشمند دیگه
.به خانم آنجلا واگذار میشود
.تنها نگرانی موکلم، امنیت دخترشه
امنیت؟
امنیت ماریانا؟
بهترین چیز برای دختر اینه که
.تحت مراقبت پدر و مادربزرگش بمونه
!هرگز
!نه، نه، نه
.اصلا به این موضوع فکر هم نمیکنم
با توجه به رفتار مادر،
آقای میلتون درخواست میکنه که حضانت دختر
.بین پدرش و مادربزرگ مادریش تقسیم بشه
!محاله
!بچه پیش مادرش میمونه
میشه لطفا صبر کنید نوبتتون بشه صحبت کنید؟
نوع زندگیای که خانم آنجلا در پیش گرفته
.برای تربیت بچه مناسب نیست
!من مادرشم
!من بزرگش میکنم
!همیشه من بودم
این چه معنیای داره، میلتون؟
.جناب قاضی، ما داریم اینجا در مورد سوء رفتار صحبت میکنیم
!میلتون
میلتون، داری چیکار میکنی؟
!من همیشه مادر خوبی بودم
چه فایدهای داره؟
چه فایدهای داره؟ چرا ماریانا رو وسط این ماجرا میکشی؟
برای اون بهتره؟ دور از من باشه؟
.دور از مادرش؟ میتونی ببینیش
!زیر چشمان مادرم، میلتون
!نگام کن! نگام کن
!میلتون
.داری منو مجازات میکنی، میلتون
.داری منو مجازات میکنی
.مادرت میدونه چطور از ماریانا محافظت کنه
چون تو مشغلههای دیگهای داری، مگه نه؟
.تو برای مدتهای طولانی غیبت داری
!من ماریانا رو هر روز میبرم مدرسه
!تو قرارهات رو داری
قرار گذاشتن من چه ربطی به این موضوع داره؟
!الگویی که تو نشون میدی. من مادرشم
!تو با مردهای متأهل قرار میذاری
مردها؟
.تو راهی رفتی که دیگه برگشتی نداره
.میلتون رفت
!خونه، این اتاق، حالا همهاش مال توئه
.این درست نیست، عزیزم
.این اتاق توئه
باید مال تو میبود، درسته، مامان؟
.تو همیشه میخواستی باهاش ازدواج کنی
این چه حرفیه میزنی؟
!خودت خوب میدونی! من فقط یه دختر بچه بودم
.از هر کدوم از دوستات بپرس، از هر کسی
.هر کسی جونش رو میداد تا باهاش ازدواج کنه
!و من هم این کارو کردم
.اما حالا میخوام پسش بگیرم
!داری همهچی رو دور میریزی، آنجلا
!تو هرچیزی رو که هرکسی ممکنه بخواد، داری
!مامان
.این نمیتونه همه چیز باشه
!زه
زه؟
خانم آنجلا، صدام کردین؟
.من میخوام اینجا یه اتاق درست کنم
لازم دارم همه چی رو خالی کنی، باشه؟
.بله، خانم
!مامان
!مامان
ماریانا؟
!ماریانا؟ مامان
چی شده عزیزم؟
چی شده عزیزم؟
.عزیزم، بیا بشین
چی شده عزیزم؟
.صدات کردم. دنبالت میگشتم
.نمیدونستم کجا بودی
.عزیزم
.من اینجام
!من اینجام، عشقم
.ماریانا
!تولد یه نفر نزدیکه
!خیلی مونده! نه، اصلا، فقط سه هفته دیگه
.پس داشتم فکر میکردم این دفعه یه مهمونی بزرگ بگیریم
No comments yet. Be the first to leave one.