The first 186 lines.
خیلی خوب بابا صورتشو نگاه کن
بیا
بیا ماله منم بگیر
چه جوری به خودت جرات میدی منو بزنی؟ لی انشنگ؟
اگه میتونی منو بگیر
هرچیزی که بینِ انشنگ و چی وی گذشت ...چه حقیقی چه غیر حقیقی
همش مثل یه افسانه بود
کی میدونه چه اتفاقی قراره بیوفته؟
خانم؟
صبر کن
خانم؟- چی شده؟-
شما یه نفرو ندیدید که با یه چتر بلند بره خونه ؟
نه - همیچین کسیو ندیدیم -
صبح بخیر
همونجا وایسا بینم با تو نیستم
لی انشنگ ! بهت میگم همونجا وایسا
باشه استاد ،وایسادم وقتتون بخیر
...این بچه
بیا، بگو رفتی خونه تا تکالیفتو برداریو بیاری
لازم نکرده سرت تو کارِ خودت باشه
حتی اگه دیرم نمیکردی بازم قرار بود کلاسو بپیچونی
یونیفرمت کو؟ چرا اینجوری لباس پوشیدی؟
خوب اینم یونیفرمه دیگه فقط یکم سایزش بزرگه . بهم نمیاد؟
ادم باش
وایسا ببینم ،تو این هفته چند بار با تاخیر تشریف اوردی؟
چند بار کلاسو به هم ریختی؟ چند بار به جا درس خوندن رفتی کافی نت؟
حتی راجب کافی نت رفتن منم میدونید؟ واو محشرید شما
نابغه اید
نخور اینو
برگرد اینجا
دهنتو وا کن
بزار همین الان بهت بگم ،اگه قراره از قوانین مدرسه سرپیچی کنی اخراجت میکنم
عالیه! شما باید خودتون شخصا اینو به مامانم بگید
البته اگه بهش زنگ بزنید فکر میکنه کلاهبرداری چیزی هستید
چی وی !تو اینجا چیکار میکنی ؟ برگرد سر کلاست
اخه استاد اون رفته بود خونه تا تکالیفشو برداره بیاره
به حرفاش توجه نکنید من اصلا نمیدونم این کیه
خیلی خوب . تو، برگرد سر کلاست
و جنابعالی،بلند میشی میری خونه و یه متن عذرخواهی بالا بلند برای برنامه روز دوشنبه مینویسی
تو باید جلوی تمام مدرسه به خاطر این عملکرد نامناسبت عذرخواهی کنی
یعنی فقط میخواد با یه نامه عذرخواهی همه چیزو تموم کنه؟ خیلی سادست که
میخوام همین جا یه چیزی رو به همتون اعلام کنم
دوباره؟
! ساکت
دانش اموز لی انشنگ ساله دومی کلاس شماره دو
به دلیل پیچوندن کلاسا بدونه ...هیچ دلیلی
...و رعایت نکردن مقررات و قوانین مدرسه
به شدت به سابقه خودش تو مدرسه لطمه زده
و الان میاد اینجا تا به خاطر عملکردش عذرخواهی کنه
لی انشنگ...بیا اینجا
چشم
...اساتید و دانش اموزان عزیز
من متاسفم
من اشتباهاته خیلی وحشتناک و جدیی مثله پیچوندن کلاسام اونم هفده بار پشت هم داشتم
و وقتی هم که میومدم حدود بیستو هشت ...دقیقه تاخیر داشتمو باعث میشدم مثل دیروز
...استاد یقمو بگیره
و ازم بخواد مو به مو دلیل تاخیرمو بهش بگم
به هرحال، دلیل من برای دیر کردن خیلی کوچیک بود
دیروز صبح ,من خودمو تو ایینه دیدم
و بهم این حس القا شد که بیش از حد معمول زیبا هستم
هیچی دیگه،سعی کردم خودمو اروم کنم و به خودم مسلط باشم،نباید این کار زیاد طول میکشید ولی شد دیگه
میدونم که گناه من واقعا نابخشودنی بود
من بهت گفتم عذرخواهی کن وایسادی برای من شعرمیخونی؟ بده من میکروفونو
عه استاد دارید چیکار میکنید ؟ هنوز عذرخواهیم تموم نشده
کلامم! بیا موهامو نگاه کنید
...لی انشنگ...تو - دوست دارین مدل جدیدشو -
تو اصلا ادب و نزاکت حالیته ؟
و اینجوری بود که مراسم عذرخواهی تبدیل شد به یه کنسرته درستو حسابی
همه میخندیدنو مدرسه تقریبا پوکیده بود
استاد بدبختم از بس عصبانی بود نمیتونست حرف بزنه
ولی بابا، من بازم نفهمیدم
من سعی کردم بهش کمک کنم ولی اون کمکمو قبول نکرد
اینقدر استادو عصبی کرد که مطمئنم براش حسابی مشکل ساز بشه
چی وی، تو نباید از این بچه های سرکشو بی ادب چیزی یاد بگیری
درست نمیگم؟
اوه اره، چی وی تو نباید ازشون چیزی یاد بگیری
اوه پدربزرگ، من بچه خیلی خوبیم اصلا مثل اون نمیشم
نگران نباشید
خوب چرا این استادت بدون حرف زدن با پدرومادرش این بچه رو تنبیه کرده
فکر نکنم این دختر از اینکه پای مامانش به مدرسه باز بشه استقبال کنه
بچه های دیگه بیشتر از اساتید از والدینشون میترسن
همین برام خیلی عجیب بود
من فکر میکنم اون از عمد این کارارو میکرد تا والدینشو به مدرسه بکشونه
جویی وقت شامه چند دفعه باید صدات بزنم؟
چشه این بچه؟
پدر،اون شش سال رفته کلاس شنا و حالا میخواد یه دفعه ولش کنه
مامانش اومد دو کلام باهاش حرف بزنه اونم سروصدا راه انداخت
چرا؟
...همش میگه من بزرگ شدم
نمیخوام وقتی تمرین میکم حس کنم مجبوری دارم اینکارو میکنم
درسته. داره میگه بزرگ شده، زیاد سر به سرش نزار توهم
پدر بخورید ...چی وی
پرتاب خوبی بود
تو...چیکار میکنی؟ مگه مریضی؟
اره مریضم
چیه مگه؟
دیوونه ای مگه؟
داری چیکار میکنی؟ - بلند شو -
بلند شو
وایسا ببینم کجا میری؟
به چی نگاه میکنین؟
چته دوباره ؟ نمیتونی دماغتو از تو کارای من بکشی بیرون؟
داری چیکار میکنی؟
چته؟ نکنه میخوای مثه این ننه بزرگا برام سخنرانی کنی؟
تو هر روز داری کلاساتو میپیچونی،با بچه ها دعوا داری،همش سعی میکنی مدیرو عصبی کنی
و الانم گیر دادی به پسر مدیر پشت اینکارات یه هدفی داری درسته؟
اوه هدف ؟ هدف برای چی اونوقت؟
به خاطر اینکه مامانت در صورتی برمیگرده که مدیر و اساتید ازش بخوان
تعقیبم میکنی؟
من فقط با مبصر کلاست صحبت کردم تا بتونم این وضعیتو درک کنم
پدرت فوت کرده و مامانت همش تو پکنه
بهت گفته باشم اگه بخوای به فضولی کردن تو زندگی من ادامه بدی به جا اینکه به معلما بگم
یه راست میرم پیش پلیس
میخوای مامانت برگرده یا نه؟
نقشه هات خیلی ابتدایی و مسخره هستن مطمئن باش مدیر ازت شکایت نمیکنه
و مامانتم قطعا برنمیگرده
خیلی خوب پس تو یه نقشه بریز که مسخره و ابتدایی نباشه
کجا باید بساط کنیم ؟ - پشته اونجا -
خیلی خوب اونجا عالیه برای این کار
همینجا دیگه
بدو بدو بدو
خیلی خوب
ساعت کاری مدیر پنج تموم میشه تقریبا بیست دقیقه بعد از اینجا رد میشه
اصلا فکرشم نمیکردم تو همچین حقه هایی بلد باشی
راستشو بگو ،تو خونه میشینی بدنه لخت زنارو دید میزنی؟
به جای چرتو پرت گفتن زود اماده شو اگه زودتر سروکلش پیدا شد چی؟
من امادم تو برو
دوچرخت
! لی انشنگ !خودتی
چی کار میکنی؟ - سی دی میفروشم -
ارومتر چجوری جرات میکنی اینارو بفروشی؟
به تو چه ربطی داره؟
...تو داری رسما مقررات مدرسه رو نقض - بزن به چاک -
با من بیا - داری چه غلطی میکنی؟ -
باید با من بیای - نمیام -
بهت میگم باید با من بیای - کجا؟ -
ایستگاه پلیس
...تو منو نترسون
میترسونمت؟ اگه اینقدر جرات داشتی که اینارو بفروشی حتما خودتو برای عواقبشم اماده کردی
خیلی خوب نمیخوای یه نگاه بهشون بندازی؟
بیا برو خونه و با ارامش نگاشون کن
مدیر ژوهاو داره سی دی میخره
زودباش
همونجا وایسا - بدبخت شدم -
!لی انشنگ ! بهت میفهمونم
مادرِ انشنگ.من واقعا هیچ انتظاری ندارم که این دختر درس بخونه
فقط ارزو دارم بتونه مثله یه دانش اموز معمولی رفتار کنه
با همه احترامی که براتون قائلم، ولی باید یکم رو تربیت و رفتارش دقت کنید
شما نباید بهش اجازه بدید به این رفتاراش ادامه بده
بهش نگاه کنید ...پشت هم داره کلاسارو میپیچونه
شوخی هاش بیش از حد زننده شدن
دو روز پیش کارش به سی دی فروختنم رسیده بود.اگه اینجوری ادامه پیدا کنه اتفاقات خوبی نمیوفته
بله جناب شما درست میگید
من وقتی برگشتم سر این قضیه خیلی دعواش کردم
اصلا شما خودتون بگید...ما میتونیم یکی دوبار از اشتباهاتشون چشم پوشی کنیم
ولی این دلیل نمیشه که بتونیم همینطوری رفتار بدشو تحمل کنیم
من همینجا به شما قول میدم بیشتر باهاش صحبت کنمو رو ادبش کار کنم
خوبه. از این به بعد اون باید سر به راه بشه
من الان دارم جلوی شماهم میگم
اگه یه بار دیگه...فقط یه بار دیگه به این کاراش ادامه بده
شما باید به فکر انتقالش به یه مدرسه دیگه باشید
ای بابا ...شما عصبانی نشید
در واقع تمام این قضایا تقصیر انشنگ نیست من باید بیشتر از اون سرزنش بشم
...من برای بچم به اندازه کافی وقت نزاشتم
و شما هم که وضعیتِ خانواده مارو میدونید
وقتی انشنگ کوچکتر بود پدرش مارو ترک کرد
من باید یه تنه برای مراقبت کردن و تامین خرجو مخارجش کار میکردم
مادر انشنگ،من وضعیت خانوادگی شما ...رو درک میکنم
...ولی شما هم باید متوجه باشید
این بچه ها در حال حاضر تو سن جوونیشون هستنو همونطور که میدونید سرکشو یاغین
شما ...شما نباید فقط وقتتونو صرف پول جمع کردن کنید،باید کمی هم برای این بچه وقت بزارید
میدونید مردم تو این موقعیت چی میگن؟ میگن باید ضررو به مالت بزنی نه به جونِت
اصلا فکرشم نمیکردم مدیر اینقدر عصبی بشه احساس میکنم کارمون اشتباه بوده
کجاش اشتباه بوده؟ ...بزار بهت بگم
اگه من اخراج بشم مامانم مجبور میشه منو با خودش ببره
اگرم اخراج نشم باز یه ده روز یا شاید بیشتر اینجا پیشم میمونه بعدش دوباره ول میکنه میره
تازشم،اون سی دی ها همشون درسای زبان انگلیسی بودن پس مدیر نمیتونه کاری باهام بکنه
تو نباید اخراج بشی این تا ابد تو روزومت تاثیر میزاره
برای چی اینقدر نگران منی؟
تو واقعا معتاد انجام دادن کارای بد هسی یا واقعا دلت نمیخواد بزاری من برم؟
اینارو شوخی نگیر من کاملا جدیم
منم کاملا جدیم
به هر حال، ممنونم ازت
بعد از اینکه از اینجا رفتم ، برات نامه مینویسم
اسمت...چی ، یی بود؟
لین چی وی
No comments yet. Be the first to leave one.