The first 200 lines.
داستانها...داستانها...داستانها
...نه از بين صدها و هزارتا
...بلکه بين ميليونها
هر کسي که روي اين زمين قدم ميذاره يه داستانـه
منم يه داستان دارم
ميخواستم نويسنده بشم
ولي اصلا فکرشم نميکردم که خود زندگيم يه داستان باشه
عـــاشــق مـــشـهــور جـــهــــان
زندگي ياميني و گوتام
"چرا به اين روز افتادم؟"
"نقشههاي زيادي براي جفتمون داشتم"
"يعني بايد زندگيم رو اينطوري بگذرونم؟"
"من کنار تو ام"
"و با اين حال، کاملا پيشت نيستم"
"کم کم"
"دارم ازت دورتر ميشم"
من رو بخور
گوتام، دارم ميرم
بنويس
کارت تو دفتر تموم شد؟
چه انتظاري داري، گوتام؟
ساعت 9 شبه
دو دقيقه بهم وقت بده دوش ميگيرم و برميگردم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: اسکايلر و مهدي.ز - ويرايش: فاطمه
گوتام
بيا غذا بخوريم
دو دقيقه
"هر لحظه احساس ناراحتي ميکنم"
بنويس !لعنتي بنويس
دوش ميگيرم و برميگردم
براي فرصت دوباره ما دو تا،" "هيچ تضميني وجود نداره
هر وقت با هم بوديم" "خودم رو بازيچه دست تو ميکردم
تو در دنياي خودت گم شدي" "يه خرده بهم اهميت نشون بده
"کم کم"
"دارم ازت دورتر ميشم"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
نرفتي سر کار؟
چي شده؟
تب داري؟
امروز قهوه نيست؟
...ياميني
داري اون روزها رو سپري ميکني؟
گوتام؟
گوتام؟
بايد باهات حرف بزنم
چي؟- بايد باهات صحبت کنم-
بگو، ياميني
متوجه هيچ تغييري در من شدي؟
مدل موهات رو عوض کردي؟
نه
لباس جديد؟
کفش نو؟
وزن اضافه کردم، گوتام
دارم چاق ميشم
ديگه بهم توجه نميکني، گوتام
از قرصهاي ضدبارداري حالم بهم ميخوره باعث ميشن نفخ کنم
گوتام، يادت مياد يه سال پيش چه اتفاقي افتاد؟
سلام
سلام
امروز کاغذهام رو ارسال کردم
چي؟
بهم بگو
...منظورم اينه
کارم رو ول کردم
...با اين همه مسئوليت ...چطوري
ياميني، تو من رو ميشناسي
از موقع دانشگاه، ميخواستم نويسنده بشم
تو بهم گفتي کار رو قبول کنم
بخاطر تو قبولش کردم
اگه الان اينکار رو براي خودم نکنم
ديگه هرگز نميتونم اين آرزوم رو دنبال کنم
ولي، چرا نوشتن گوتام؟
با چنين پيشرفت تکنولوژي ديگه کي کتاب ميخونه؟
گفتي تکنولوژي، آره؟
...اگه بخوان يه موشک به فضا بفرستن
...اون لپتاپ رو ببين
...واسه کار کردن کيپد و لپتاپ
يا براي اينکه بخوايم يه فيلم ببينيم و خوش بگذرونيم
يه نفر بايد قلم رو کاغذ بياره، ياميني
بدون کاغذ و قلم
دنيا مثل دنياي مردگان ميشه
شک داري که مردم واقعا کتاب ميخونن يا نه درسته؟
قطعا خواهند خوند
اگه يه کتاب هيجان انگيز و جالب بنويسي
همه ميخوننش و من اون کتاب رو مينويسم
يه سال بهم وقت بده
حمايتم ميکني؟
لطفا؟
اون روز خيلي بهت افتخار ميکردم، گوتام
از عاشق مردي مثل تو بودن به خودم ميباليدم
افتخار ميکردم که عاشقت شدم
افتخار ميکردم که زندگي و تخت خوابم رو باهات قسمت ميکنم
ولي تو يه روز عادي، تو چيکار ميکني گوتام؟
دير از خواب بيدار ميشي
و اگه چايي يا قهوه باشه، ميخوري
اگه نباشه هم نميخوري
اگه غذا آماده باشه، ميخوري اگه نباشه به خودت گرسنگي ميدي
مثل بچهها کارتون ميبيني
کتاب ميخوني منتظرم ميموني تا به خونه بيام
شامت رو ميخوري و من رو به تخت ميبري
يه سال نيمه که همين آش و همين کاسهست
اگه اتفاقي زود از خواب بيدار شي
من رو تا ايستگاه همراهي ميکني
خودکار و کاغذ و مدادرنگي ميخري
...و ميندازيشون تو اين قفسه
اين آشغال ديگه خودش شبيه مغازه شده
تا حالا خواستي اين بسته رو باز کني
کاغذها رو داخل ماشين تحرير بذاري و شروع به نوشتن کني؟
...تو به من و عشق بي قيد و شرطم
توهين کردي، گوتام
تو من رو هميشه در دسترس حساب کردي، آره؟
اگه به اين چيزها اهميت ندي، خرابي به بار مياره، گوتام
من انسانم
جداي از داشتن زندگي، يه قلب هم دارم
و تو اون رو به بازي گرفتي
کاملا خُردش کردي
من رو کاملا کُشتي
روحم رو کُشتي
ديگه نميتونم اين درد رو تحمل کنم، گتام
عشق يه جور سازگاريـه، گوتام
فداکاريـه
عشق الهيه
ولي تو هيچ کدوم از اينها رو نميفهمي
خسته شدم، گوتام خسته شدم
...ذهنم، قلبم دارن خونريزي ميکنن
بيا جدا شيم، گوتام
...ميدوني گوتام اين اصلا آسون نيست
ميدوني چند بار روي اين صندلي نشستم و فکر کردم چطور اين حرفها رو بهت بزنم
بيا جدا شيم، گوتام
مراقب خودت باش
خوب بنويسي
...ياميني
ميخواي شام چي درست کنم؟
غذاي چيني ميخواي؟
گفتم جدايي لعنتي! جدا شدن يعني جدا شدن نميفهمي؟
هر چي ميخواي بخور
منظورت از جدايي لعنتي چيه؟
ياميني
منظورت از جدايي لعنتي چيه؟
اينقدر داد نزن همه دارن نگاهمون ميکنن
بذار نگاه کنن
وقتايي که همديگه رو بغل ميکرديم و ميبوسيديم، نگاه نميکردن؟
منظورت از جدايي لعنتي چيه؟
جدايي يعني جدايي، تمام
يهويي چت شده؟
يادتـه هميشه بهم ميگفتي
گوتام، عاشق چشماتم
لبهات دوست داشتنياند عاشق بينيـتم
...پوستت نرمه ...عاشق بوي تنتم
حالا چي شده؟ چشمها و بيني و پوستم عوض شدن؟
هيچ کدومشون عوض نشدن ولي تو ديگه اون گوتام قبلي نيستي
!چه مزخرفاتي
منظورت چيه؟ فرقش با قبل چيه؟
گوتامي که ميشناختم عاشقم بود
گوتام الان چي؟
اين گوتام باهات چيکار کرده؟
اين گوتام فقط پاهام رو باز ميکنه
رفيق، پست فيسبوکت رو خوندم خيلي طولانيـه
بايد يه داستان کوتاه باشه
براي کي نوشتيش؟
...ببخشيد
يه لحظه
داداش، ميتوني و پيدا کردن آدرس کمکم کني؟
داداش؟ کدوم داداش؟ من داداش کي ام؟
من گوتام ام
سلام گوتام- سلام-
ميتوني آدرس سالن اجتماعات رو نشونم بدي؟
نزديک خونهي منه
جي پي اس چي شده؟
گولم زده فقط دارم دور خودم تابم ميده
تو مسيرش رو بلدي؟
تو هموني نيستي که تو برنامه "دي" رقصيده؟
چي؟ نه
...ديوونه
ميشه بپرم بالا؟
چرا؟
خب، اگه جي پي اس داره گولت ميزنه پس يعني آدرسش يه خرده قلق داره
من نشونت ميدم
باشه
ماشين خوبيـه
لباست هم خوبه
ممنون
من تو حيدرآباد به دنيا اومدم و بزرگ شدم
ولي تا الان، هيچ دختري به قلبم رخنه نکرد
رخنه کردن به قلبت ديگه چيه؟
آدرسش همين جاست، مستقيم سمت راست
گوتام؟ ماشين رو پارک کن
من؟
آره، پارکش کن
من اجرا دارم
هي، گوش کن
زودباش
نميخواي که اجرام رو از دست بدي
هي ياميني زودباش
ياميني
هي! تو کي هستي؟ برادرشي؟
نه، نه، نيستم
اونم همين رو ازم کرد
ولي روشنش کردم من داداش نيستم، گوتام هستم
دوستشي؟
No comments yet. Be the first to leave one.