Sold Out: A Threevening with Kevin Smith

Sold Out: A Threevening with Kevin Smith

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sold Out A Threevening with Kevin Smith 2008 1080p WEB H264-DiMEPiECE
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Kevin Smith: Sold Out - A Threevening with Kevin Smith 2008 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2026-01-08
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب، اینجا همونجاییه که من توش به دنیا اومدم، یعنی مرکز پزشکی ریورویو

درست همین‌جا، تو مرکز شهرِ زیبایِ رِدبَنکِ نیوجرسی

لبِ ساحلِ جرسی

فقط چند مایل اون‌طرف‌تر از جایی که قرار بود توش بزرگ بشم

تو هایلندزِ نیوجرسی

و بعداً

تو سال‌هایی که مثلاً واسه خودم مردی شده بودم، اومدم اینجا زندگی کردم

دفترهای شرکت «ویو اسک‌یو» همین‌جان

فروشگاه کمیک‌بوکِ «جِی و سایلنت باب» هم همین‌جاست

پس می‌بینید که خیلی از اون بیمارستانی که توش

مثل پی‌پی از واژن پرت شدم تو این دنیا، دور نشدم

دفعه‌ی مهمِ بعدی که برگشتم اینجا

سال بعد بود، یعنی تقریباً ۲۹ سال بعد از تولدم ۲۹

وقتی که بچه‌دار شدم

چون حواسم بود که حتماً لس‌آنجلس باشیم

وقتی که زنم حامله بود

و بعدش هم حواسم بود که سوار هواپیما بشیم و برگردیم خونه

تا بتونم اونو دقیقاً تو همون بیمارستانی که خودم به دنیا اومدم، به دنیا بیارم

تا اونم یه «دختر جرسی» از آب دربیاد

و من همه‌ی این دردسرها رو به جون خریدم

فقط واسه اینکه بتونم ازش برای مقدمه‌ی این دی‌وی‌دی استفاده کنم

خیلی ضایع‌ست، نه؟

منظورم اینه که، از س*س با زنم هم خوشم میومد، ولی

دلیل اصلیش این بود که

لازم داشتیم یکی برنامه‌ی پرسش و پاسخ رو شروع کنه

اونم گفت باشه، حله

یه غلتِ مجلسی واسم زد و

یکم خودشو کج کرد و از پشت راه داد

و خلاصه همه‌چی ردیف شد

و نتیجه‌ش شد این:

سلام نیوجرسی

من جنیفر شوالباک هستم

و منم هارلی کوئین اسمیت

ما اینجاییم تا بهتون خوش‌آمد بگیم و تشکر کنیم

که از همه‌جای دنیا اومدید

تا سی و هفتمین سالگرد تولدِ

یه شوهر و پدرِ خیلی محبوب رو جشن بگیرید

و البته، یه فیلمساز

و حالا، بدون معطلی

معرفی می‌کنم: کوین اسمیت

خب، این همون کسیه که من باهاش س*س دارم

و اینم نتیجه‌ی وقتیه که من س*س می‌کنم

وقتی بچه بودم، همیشه از جلویِ

این سینما رد می‌شدیم و با خودم می‌گفتم

یعنی این یارو با کنت دراکولا فامیله؟ آخه

بَـلَـه

می‌خوام برات جاز بزنم

این یه شوخی در حدِ یه بچه‌ی ده ساله‌ست

ولی هنوزم لعنتی جواب می‌ده، پسر

کلاً همه‌ی شوخی‌های دوران بچگیم هنوز یه جورایی خوب جواب می‌دن

شوخی‌های "آی کاپ" هنوزم جواب می‌ده

یکی از شوخی‌های مورد علاقه‌مه، اگه اهل این‌ورها باشین

نمی‌دونم، شایدم غریبه باشین و اهل اینجا نباشین

ممکنه "کاروِل" رو نشناسین

بستنی کاروِل

جایی که کلاً همیشه بستنی قیفی ماشینی می‌فروشن

و توی تبلیغ‌های تلویزیون نشون می‌دن

اون یاروهایی که، لعنتی

"کوکی پاس" و "فاجی والِ" نهنگ، آره

"کوکی پاس"، که شد یه اسم مستعار ناجور

برای خیلی از دخترای دبیرستانی

همیشه هم وصل بود به اون، می‌دونی

شایعه‌های محلی که مثلاً "یه دختری رو می‌شناسم که..."

و گذاشته یه سگ از لای کسش کلوچه بخوره

یه کلوچه

یه کلوچه شکلاتیِ لعنتی گذاشته بود

تو کسش، و سگه خوردتش

ما هم بهش می‌گفتیم "کوکی پاس"

و تو هم این اراجیف رو باور می‌کنی چون دلت می‌خواد باور کنی

با خودت می‌گی، این دیگه چه دختریه؟

چون اگه اون‌قدر بدبخت و حشری باشه

که بذاره یه سگ از لای کسش کلوچه بخوره

پس منم یه شانسی دارم، مگه نه؟

ولی اگه تبلیغ‌های کاروِل رو ببینین

همیشه اون بستنی‌های قیفی رو نشون می‌دن

اون دست با قیف و این بساط‌ها

اون اهرم لعنتی رو می‌کشن

و بستنی مثل مار می‌پیچه و می‌ریزه بیرون

واسه همین وقتی بچه بودیم، شوخیِ بزرگمون این بود که "این چیه؟"

این "تام کاروِل"ـه که داره می‌رینه

و مطالب طنز منم از اون موقع تا حالا پیشرفت چندانی نکرده

فقط همون موضوع رو با شکل‌های دیگه می‌گم

خب، این اجرای بزرگی واسه منه چون تو شهر خودمه

من دقیقاً ۳۷ سال پیش همین امروز به دنیا اومدم

همین چند تا کوچه اون‌ورتر، تو بیمارستان ریورویو

خیلی باحاله پسر. مثلاً ۳۷ سال بعد

این بالا وایسادم و دارم مثل سگ عرق می‌ریزم

ولی خب، عجیبه

یعنی، نمی‌دونم. نمی‌تونم بهتون بگم بقیه‌ی تولدهام

تو کل عمرم کجا بودم

ولی الان می‌تونم بگم که روز تولد ۳۷ سالگیم کجا بودم

زیاد دور نشدم

فقط چند تا کوچه پایین‌تر

من ۲ آگوست ۱۹۷۰ به دنیا اومدم

و اون فقط تولد من نبود

یعنی، از لحاظ فنی بود

ولی قبل از اینکه تولد من باشه، تولد برادرم بود

من و برادرم هر دو تو یه روز به دنیا اومدیم

با چهار سال اختلاف

اون سال ۱۹۶۶ به دنیا اومد

من سال ۱۹۷۰ به دنیا اومدم

خواهرم ۱۰ اوت ۱۹۶۵ به دنیا اومد

که اگه حساب‌کتاب کنین

ننه بابای من عاشق این بودن که تو دوره‌ی انتخابات ترتیب همو بدن

قشنگ بابام رو تصور می‌کنم که می‌گفته:

«خب، وظیفه مدنی‌مون رو که انجام دادیم...»

«حالا نوبت وظیفه زنونه‌ته!»

مامانم هم لابد می‌گفته: «یا عیسی مسیح، دان!»

«آخه نمی‌شه یه بار مثل آدم رای بدیم...»

«بدون اینکه من مجبور باشم...»

«با اون کیرت ور برم؟»

و اگه بابام یه ذره شبیه من بوده باشه

مطمئنم لابد می‌گفته

«باشه، لازم نیست کاری بکنی...»

«من خودم جق می‌زنم، تو فقط نگاه کن، فقط...»

«فقط بهش نگاه کن.»

«فقط به کیرم نگاه کن.»

خجالت‌آورترین بخشِ کلِ زندگیِ من اینه که

اون التماسِ لعنتی واسه اینکه، مثلاً

«حتی لازم نیست بهش دست بزنی...»

«فقط جق زدنِ منو تماشا کن.»

ولی من اصلاً کیری (وجودی) نداشتم

اگه یه نفرِ خاص تو جمعیت نبود

می‌خوام ازش تشکر کنم

چون اگه اون نبود، من امشب اینجا نبودم

اگه مامانم نبود

خب مامان، کجایی؟

ولی انگار تا یه مدتی قرار نبوده اسمم این باشه

مامانم همیشه بهم می‌گفت همون روزی که به دنیا اومدم

اون و بابام می‌خواستن اسمم رو بذارن «برایان دیوید»

آره، برایان! ایول

حتماً به افتخار تو، شک ندارم

و، اوم

انگار یه بنده خدایی که بچه‌دار شده بوده

دقیقاً همون روزی که مامانم زایمان کرده

درسته؟

مامان، کجایی؟

یکی از دوستات هم بچه‌دار شده بوده و اسم بچه‌ش رو گذاشته بوده «برایان دیوید»

آخه این دیگه چه رفیقِ لاشی‌ایه؟

اصلاً هنوز با اون آدم‌ها دوستی؟

واقعاً؟

چون اگه من بودم، بعدش می‌گفتم: «ریدم بهت!»

اون اسم مالِ ما بود

خلاصه مامانم گشت

چی بود؟

بابا اسم «کوین پاتریک» رو دوست داشت

تو کل فامیلمون حتی یه دونه «کوین» هم نداشتیم

«پاتریک» هم نداشتیم

مادربزرگم همیشه اینو بهم می‌گفت

می‌گفت: «نمی‌دونم این اسم رو از کجاشون درآوردن.»

تو خونواده‌مون هیچ "کوین" دیگه‌ای نداریم

چون اکثر اعضای خونواده‌مون

اسم خواهرم ویرجینیا رو از روی عمه‌ام ویرجینیا گذاشتن

داداشم دونالد هم اسمش رو از روی

پدرش گرفته. دمتون گرم

یه اسم الکی. بعدشم چون کاتولیک بودیم

رسم بود که اسم یه قدیس یا یه همچین کوفتی رو انتخاب کنیم

واسه همین اسم منو گذاشتن کوین پاتریک

پاتریک که واضحه

سنت پاتریک، به خاطر کلیسای جامع سنت پاتریک

همه هم اینو می‌دونن

سنت پاتریک هم قدیس حامی ایرلند و این حرفاست

همون که مارها رو از ایرلند ریخت بیرون

اما کوین، سنت کوین

کسی چیز زیادی درباره‌اش نمی‌دونه

یه مدتی که مدرسه کاتولیک می‌رفتم

هی می‌گفتم اسم من از روی سنت کوین انتخاب شده

حتی این راهبه‌های فلان‌فلان‌شده هم می‌گفتن: "اون دیگه کیه؟"

منم می‌گفتم: "به خدا راست می‌گم،"

"یه سنت کوینی هست." اونا هم می‌گفتن: "آره جون خودت،"

"حتماً یه پاپ اسمیت هم داریم!"

خلاصه بعد از ۳۷ سال

تصمیم گرفتم برم یه سرچی بکنم

ببینم این سنت کوین اصلاً کی بوده، و

و واقعاً یه چیز چرت و مسخره‌ایه

می‌دونید، وقتی اسم قدیس حامی میاد

اگه کاتولیک نباشید چیزی ازش نمی‌دونید

شاید اگه یهودی باشید اصلاً

بگید: "عیسی دیگه کیه؟" خب

می‌دونید، به هر قدیسی یه چیزی

بهشون می‌دن

قدیس‌ها رو حامیِ چیزای خاصی می‌دونن

مثلاً سنت لورنس قدیس حامی کمدیه

چون شهید شده

اکثر قدیس‌ها هم چون به عیسی ایمان داشتن شهید شدن

کلاً کافیه در حالی که به عیسی ایمان داری کشته بشی

تا یه روزی به عنوان قدیس اعلامت کنن

باید، خب می‌دونید

باید چند تا معجزه هم به اسمت باشه

ولی اگه تو راه عیسی بمیری خیلی کمک می‌کنه

یعنی ممکنه داشتی

بر اثر سکته قلبی می‌مردی، ولی همون لحظه بگی "عیسی!"

بشی "سنت تا تَه توش"، می‌دونی چی می‌گم؟

قدیس حامیِ مردن وسطِ تَقّه زدن

کلاً یه عالم از اینا هست. مثلاً

سنت کریستوفر قدیس حامی مسافراست

واسه همین کاتولیک‌ها وقتی رانندگی می‌کنن

بعضی وقتا می‌بینی مدال‌های سنت کریستوفر رو

زدن به داشبورد و این بساط‌ها

مامانم همیشه یکی از اونا رو به گردنش می‌انداخت

Sold Out: A Threevening with Kevin Smith subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left