The first 200 lines.
بعد از قضیه گادفرید باید ول میکردی
بس کنید دیگه. یالا، بچهها
شب شلوغی بود؟
بد نبود
حتماً خوشحالی که بالاخره میتونی بری بخوابی
من بلوندها رو خیلی دوست دارم
یا سبزه. فرقی نمیکنه
یکی مثل تو قیمت خودشو داره
چه غلطی میکنی؟
مطمئنی پول همرات هست؟
معلومه که دارم!
این سواری مجانیه، عزیزم
اگه لطف کنی؟
کار من واسه امشب تموم شده، عزیزم
بچه نباش. اضافه کار وایسا
فقط منو برسون خونه
خفه شو!
عوضیِ هرزه! کی فکر میکنی هستی؟
منو خر فرض نکن
هرزه کثیف
یالا، شروع کن
فاحشه عوضی
خوبی، دختر؟
آره، خوبم
به آمستردام خوش آمدید
پایتخت هلند
و به خاطر کانالهای زیادش، شهرت جهانی داره
بیش از ۱۶۵ کانال وجود داره
با طولی در مجموع ده مایل
که در تمام شهر کشیده شدهاند
و در قرن هفدهم برای انتقال کالا از بندر حفر شدند
به انبارهای بازرگانان
آمستردام ۷۵۰,۰۰۰ ساکن دارد
که همگی در حدود ۲۰۰,۰۰۰ خانه زندگی میکنند
این خانهها همگی روی شمعهای چوبی ساخته شدهاند
آمستردام روی حدود ۱۰۰,۰۰۰ شمع چوبی بنا شده است
پس زیاد محکم پا نکوبید وگرنه کل شهر فرو میریزه
مواظب باش، پُره
ساعت مرگت فرا رسیده
بذارش سر جاش. اسباببازی نیست
گلولههاشو یادت رفت
نیم ساعته تو حمومی!
و دیروز هم خیلی دیر اومدی خونه
این دلیل میشه باباتو بکشی؟
نزدیک ساعت ۸:۴۵ صبحه
منو دیر میرسونی مدرسه
لازم نیست منتظر من بمونی
گفتی منو میبری، یادت نیست؟
دوچرخهام دیروز دزدیده شد
آه بله، یادم رفته بود
چرا شماها کاری برای این نمیکنید؟
میدونی هر سال چند تا دوچرخه تو آمستردام دزدیده میشه؟
کوچکترین ایدهای ندارم. دو تا؟ سه تا؟
سلام. آنهکه فیسر هستم
نیم ساعته تو حموم با خودش ور میره
بله. اریک! اداره مرکزی پلیس کارت داره
اریک هستم
من سعی میکنم تربیت درستی بهش بدم
گفته بودم امروز دیرتر میام
از یه پل؟
باشه. دارم میام
دوچرخهام رو پیدا کردن؟ هنوز نه
حدس میزدم
آمادهای؟ خیلی وقته!
همه کتاباتو برداشتی؟ آره! تو فقط عجله کن
به گربه غذا دادی؟
صبح بخیر، آمستردام!
خداحافظ!
افام، ۹۴.۳
رادیو شهر آمستردام
پلیس داره میاد. زنگ زدم بهشون
پس کیک من چی میشه؟
کی پول اینو میده؟ انگار که مجانیه
نمیتونستی بیشتر مراقب باشی؟
بهم پسشون بده، باشه؟
من که تمام روز وقت ندارم. احمق!
بدون تو شروع کردیم
مجبور بودم برم نانوایی
اونه؟
آره. با چاقو به شدت مُثله شده
عاملش حتماً روانیه
کیه؟
یه فاحشه. پاتر داره تحقیق میکنه
عکسها رو گرفتن. کالبدشکافی مرحله بعدیه
بهش تجاوز شده بود؟ اینطور به نظر نمیاومد
تو خیابون بهش چاقو زدن و کشیدنش تو کانال
اینجا بود که آویزون بود؟
سروته، پاهاش با گرهی بولین بسته شده بود
ملوان؟ ممکنه
خوبه
شاهدی نبود؟
نه، هیچکس
نه شاهد، نه اثر انگشت
حتماً بین ساعت ۱ تا ۳ صبح اتفاق افتاده
دارن کانال رو میگردن. شاید چیزی پیدا کنیم
آدم باید حس شوخطبعی عجیبی داشته باشه که قربانیشو اینجوری به نمایش بذاره
انگار به کارش افتخار میکنه
سلام، اریک. ما یه شاهد داریم
مطمئنی؟
لطفاً چیزی که به من گفتی رو به این آقا بگو
اون یه هیولا بود.
یه هیولا؟
همه چیز رو دیدم.
یه هیولای بزرگ، سیاه.
با چنگال و پاهای گنده.
از آب بیرون اومد.
از آب؟ قایق داشت؟
از آب. با چشمای خودم دیدمش.
چی فکر میکنی؟
نمیدونم. راستش شاهد قابل اعتمادی نیست.
ولی فعلاً تنها شاهدمون همینه.
به نظرت منظورش از "یه هیولای بزرگ، سیاه"
"با چنگالهای گنده" چیه؟
نمیدونم. مادرشوهرت آلیبی داره؟
صبر کنیم برای کالبدشکافی. تا اون موقع کاری نمیتونیم بکنیم.
شاید گشت محله سرنخهایی پیدا کنه. هشت تا از بچههامو فرستادم.
امیدوارم. فعلاً که پروندهای نیست که ترفیع بگیری.
چرا تو تاریکی نشستین؟
ویلی رفته تو خلسه.
میگه میتونه با عمه مرحومش ارتباط برقرار کنه.
اوه، باز شروع شد!
فکر کردم قراره تو تکالیفت کمک کنه.
تموم کردیم!
اینطوری نمیتونم. ارتباط برقرار کردی؟
تقریباً، ولی اینجا محیط مناسبی نیست.
هرچی.
نیاز به تمرکز عمیق داره.
میرم خونه دوباره امتحان میکنم.
به نظرم تو چرتی، بابا.
میتونیم چراغو روشن کنیم؟
البته، ویلی که به هر حال نمیتونه تمرکز کنه.
تو فقط حسودی میکنی که استعداد منو نداری.
استعداد!
برای شام نمیمونی؟ مامانم ماکارونی درست کرده.
خداحافظ آقای ویسر. خداحافظ ویلی.
سلام منو به عمهت برسون. حتماً.
فردا میبینمت، آنهکه.
بایبای.
مدرسه چطور بود؟
خوب بود.
کره بادام زمینی خریدی؟
تموم شد؟ دیروزم یادت رفت بگیری.
پس از این به بعد تو خرید کن.
پودر شکلات هم که نیست.
عزیزم، زندگی فقط کره بادام زمینی و پودر نیست.
آره. رب سیب.
اونم که نخریدی. برو میز رو بچین.
چی داریم؟
کلم بروکسل با سس شکلات.
من بلژیکی دوست ندارم.
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه.
۲.۲۵ متر.
ساعت ۳:۱۵ صبح.
۲.۲۵ متر.
فکر کنم داریم وقتمون رو تلف میکنیم.
مطمئنی اینجا جای درستیه؟
دقیقاً بالای لوله هستیم.
ولی خیلی شانس نداریم.
تا الان فقط آب زلال گیرمون اومده.
شاید بالای فاضلاب هستیم.
دفعه بعد داریم سطل سطل گُه بالا میکشیم.
صداتو بیار پایین.
شاید صدامونو بشنون.
فکر کنم اون کارخونه کلاً تعطیله.
تا ابد باید منتظر بمونیم.
فکر کنم الاناست که اتفاق بیفته.
یه بار دفع زباله هم کافیه که اعدامشون کنن.
منم کار خودمو انجام میدم.
منتظر چی هستی؟ عجله کن!
حرومزادهها.
گرفتیمشون.
یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه.
بکش بالا.
عجله کن. گیر کرده.
منظورت چیه؟
چی میتونه باشه؟
زهر سنگین.
این دیگه چیه!
من میخوام از اینجا برم، کیس.
بریم. یه جای کار میلنگه.
لنگرو بالا بکش!
همونطور که گفتم بنزین زدی؟ هندریک!
چرا وایستادی؟ یه مرد روی زمین بود.
کجا؟ لب آب.
من هیچی ندیدم. من دیدم.
خب، گپ خوبی زدی؟
رفته.
همش تقصیر این چیزای عجیب و غریبیه که همش باید جابجا کنیم.
باعث میشن چیزایی ببینی.
من واقعاً یه نفر رو دیدم.
شیفت صبح قایق رو پیدا کرده.
کسی از کارخونه چیزی ندیده؟
به خاطر تعمیرات تعطیل بود.
فقط دو تا نگهبان شب بودن که ادعا میکنن هیچی ندیدن.
دیشب داشتن چیکار میکردن؟
نمونهبرداری آب میکردن.
مثل اینکه هیولای آبی ازشون نمونهبرداری کرده.
فکر میکنی همون آدمه؟
همون قاتل؟ بذار کارشناسا تصمیم بگیرن.
خیلی تصادف بزرگی میشه اگه دو تا روانی اینطوری این اطراف باشن.
No comments yet. Be the first to leave one.