The first 200 lines.
...آنچه گذشت
حالت خوبه؟ - اوه، آره. خوبم -
ميدوني، وقتي اين قضيه تموم شد اون ازت متنفر ميشه
من اومدم چون فکر ميکردم کار درستيه
بهت کلي دروغ تحويل دادن، ربکا
کدوم يک از ما رو باور ميکنين
با توجه به چيزي که ميدونيم
از ذهنيت چارلز مکگيل
هنوز متوجه نشدي که اين قضيه جديه؟
ميشه دست بکني تو جيب روي سينهات؟
...اعتراض دارم. مدافع - !من ديوونه نيستم -
کاميونهاي من همين الان هم در حداکثر ظرفيت خودشون هستن
جا باز کن
درسته
ميبينمت، ناچو
دون هکتور
سلام، دون هکتور
سلام، ناچو
بگير بشين
حال بابات چطوره؟
آه، خوبه
کار و بار خوبه؟ - آره، فکر کنم -
خيلي خب - باشه -
هي، پدر من ميخواد ماشين کورولاش رو بياره
سگش صندلي عقبش رو پاره کرده
چيزهاي داخلش رو خورده
...يکي از افرادم
...بچه جديده
يه ماشين سريع ازش زد و در رفت
موادش رو ريخت توي فاضلاب
بذار تموم کنم
کم داري
...داشتم ميگفتم، اين طرف
چرا از طرف خودت جبرانش نکردي؟
کردم، ولي نتونستم همهاش رو جبران کنم
تو سهم من رو داري، رفيق
قسم ميخورم
بسيار خب
هفته ديگه جبرانش کن
ممنون، ناچو
دون هکتور
کي براي کي کار ميکنه، هان؟
!ناچو! نه
!نه
!ناچو! نه
اوه، بيخيال، بيخيال
!نه! نه، منو ببخش
!منو ببخش! نه، نه
!ناچو، نه
نه، لطفاً
!نه! نه
!نه
پسرم
چرم سياه گاو رو نديدي؟
اون عقبه، بابا
بالاي قفسه
کنار چرم جير قرمز
اوه
کار مشترک از تيمهاي ترجمه TinyMoviez TvWorld IranFilm
مترجمين: رضا و سپهر DeathStroke & SepehrDtj20
اول ميخوام ازتون صميمانه تشکر کنم به خاطر صبري که داشتين
در طول اين جريانات طولاني و احساسي
جيمي مکگيل خستگي ناپذير کار کرده
تا بخشي رو بسازه که کمک ميکنه و درک ميکنه
بخشي از جامعهاي که بخوام راستش رو بگم ازشون چشم پوشي ميشه
سالمندان
شما از چندين موکل آقاي مکگيل امروز شنيدين
هر کدومشون با نهايت ميل اينجا اومدن
تا از وکيلشون دفاع کنن
جيمي مکگيل به سمت افرادي رفته که اگه نميرفت
ممکن بود هرگز نتونن وکيلي رو تا آخر عمرشون ببينن
وقت گذاشت تا مطمئن بشه که اونا وصيتشون رو دارن
که دقيقاً چيزي باشه که ميخوان
به قيمتي که از پسش بر بيان
چون جيمي مکگيل به آدمها اهميت ميده
سه سال اخير عمرش رو وقف کرده
تا به سلامتي برادرش برسه
ساعت 5:00 صبح از خواب بيدار ميشه تا روزنامه مورد علاقه چارلز رو بخره
از تنها دکهاي که توي شهر اون رو داره
همه چيز رو مياره تا از برادرش مراقبت کنه
در انواع و اقسام بستريها
حتي از شغل چارلز هم حمايت ميکنه
با درست کردن يک کت از جنس مايلار
تا از برادرش در مقابل ناراحتي که در برابر الکتريسيته داره مراقبت کنه
و با اين وجود، در طول اين مدت
...عناد غيرمنطقي چارلز مکگيل در برابر برادرش
به مرحلهي نزاع رسيد
پس وقتي جيمي فهميد که چارلز
از علاقهاش و محبتش در برابر خودش استفاده کرده
وقتي فهميد که بهش خيانت شده
...توسط تنها خانوادهي زندهي خودش
جيمي از کوره در رفت
شما اينطور نميشدين؟
من ميشدم
چاک؟
جيمي مکگيل درک ميکنه که قانون رو زير پا گذاشته
وقتي که به زور وارد خونه برادرش شده
و عميقاً از اين موضوع پشيمونه
کاملاً آمادهست که با تبعات اون روبهرو بشه
ولي، با توجه به قانون تخطي اخلاقي 16-304 - A
ادعاي دادگستري ايالت در قبال ...نابود کردن مدرک
مطمئناً رخ نداده است
جيمي مکگيل هيچ برنامه از پيش تعيين شدهاي نداشت
وقتي که وارد خونه برادرش شد
...عصباني شد - !چاک، لطفاً -
به همين سادگي ... - !لطفاً بذار بيام داخل -
پس سوالي که شما بايد از خودتون بپرسين اينه که
آيا حرفهي قانون با بودن جيمي مکگيل داخلش بهتره يا نه؟
فکر ميکنم جوابش يک بله قاطع باشه
!اوه - !خدايا -
اينم به سلامتي 12 ماه کوتاه
در ضمن، يکي پاپ رو صدا بزنه
چون با توجه به مجموعه حرفهاي تو
من احتمالاً مقدس هستم من و مادر ترسا
دقيقاً کنار اون
سنت جيمي. آره به همديگه ميان
عالي
...خب
فکري کرده که
براي يک سال آينده ميخواي چيکار کني
ميدوني، با موکل هات؟
بابا! آروم باش
اين حرفها مربوط به فرداست، وکيل مدافع
امشب، من جشن ميگيرم
با بهترين وکيل مدافع جهان
نوشتههات کجان؟ بيا، آه
اونا رو پخش کنيم و دورشون بشينيم
ببينيم چه اتفاقي ميوفته
برنامه خوبيه
ربکا؟
جيمي
...خب، من بفرمايين داخل، لطفاً
سلام، کيم وکسلر - برکا بوا -
ما اون موقع رسماً با هم آشنا نشديم
درسته، از ديدنتون خوشحالم - آره -
آه، من رفته بودم خونه چاک
و در رو جواب نميداد
من حدود يک ساعت اونجا در زدم
کارهاي چاک هست ديگه
مطمئناً حالش خوبه فقط يه کمي نمايشي کار ميکنه
خب، فکر ميکنم يه کم بيشتر از ايناست
ميخوام که باهام بياي که بذاره بيايم داخل
جيمي، اون به کمکمون احتياج داره
...نه ممنون، من
يه بار دري که تو سال بايد ميشکوندم، شکوندم
تو بهش اين رو مديوني
من پشيزي بهش مديون نيستم
جيمي، تو به من دروغ گفتي
اين قضيه هرگز در مورد چاک نبود
اگه فکر ميکني فريب خوردي من عذرخواهي ميکنم
ولي فکر ميکنم واضح گفتم
بهت گفتم که بايد از خودم دفاع کنم
و چاک بعدش به کمک نياز داره
که خب داره
تو به چيزي که ميخواستي رسيدي
حالا وقتشه که کار درست رو بکني
...آره
نه
جيمي، اون برادرته
نه ديگه، نيست
چاک همه اين مدت دربارهات درست ميگفت
اون مريضي رواني داره
تو بهونهات چيه؟
از شامپاينت لذت ببر
مثلاً اون شب در طول شام
کيلي پرسيد که هرگز پدرش آشپزي ميکرده
...و من بهش گفتم که
که متي چهارشنبهها پن کيکهاي ميکي موسي براش درست ميکرده
ميدونين، دوتا پنکيک کوچيک که به يه پنکيک بزرگ وصل شدن
يادش نميومد ولي فکر ميکنم خوشحالش کرد
حتي روز بعد از اونا خواست
پسر، متي يه کاري ميکرد انگار کار آسونيه
و اينکه گوشها رو جدا نگهداري کار سختيه
مال من قيافهاش افتضاح شد
ولي براي کيلي مهم نبود
حالا ديگه هر آخر هفته "پن کيک بابايي" ميخواد
...ولي
...وقتهاي هست که
روزهاي کار" پيش مياد و ازم ميپرسيد"
که آيا ميرم که درباره کار بابايي حرف بزنم
ميخواست بيشتر در مورد کاري که ميکرد بدونه
و اين يه جورايي نفسم رو بريد
معلم کيلي فکر ميکنه که براش خوبه
شايد که غيبتش رو
يه کمي
عادي تر کنه
خب، فکر ميکني اين کارو ميکني؟
نميدونم
شايد - خوبه -
کار خوبي ميکني، استيسي
خب، نفر بعدي کيه؟
ممنون که اومدي، خيلي لطف کردي
خب عزيزم، اگه حال تو رو بهتر ميکنه
تماماً در خدمتم
انقدر که دوباره بياي؟
خواهيم ديد - ...خب -
راستش يه جورايي تو رو براي يه چيزي داوطلب کردم
چي؟
که زمين بازي جديد رو بسازي
بچهها خيلي بيشتر از اينا حق دارن، فکر نميکني؟
No comments yet. Be the first to leave one.