Jaws @ 50: The Definitive Inside Story

Jaws @ 50: The Definitive Inside Story

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Jaws 50 The Definitive Inside Story 2025 1080p BluRay x264 AAC-[YTS MX]
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian jaws @ 50: the definitive inside story 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-12-04
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

Downloaded from

و همین الان اتفاقی از جلوی یه سینما رد شدم

که تابلوی خیلی مناسبی داره.

اگه می‌تونید بخونید، تابلو نوشته

Official YIFY movies site:

"رابرت شاو در آرواره‌ها."

همین‌طور، "پول رو بردار و فرار کن."

خیلی بامزه‌ست، مگه نه؟

خب، دلایل مختلفی برای رفتن مردم به داخل بود،

ولی اونایی که میومدن بیرون، حسابی سرخوش بودن.

سالن سیگار پره،

فقط هفت ردیف اول پایین صندلی خالی داره.

من اون موقع نیویورک بودم،

و با دو تا از دوستام رفتم،

جنت مسلین و آلبرت بروکس.

ما سه نفر توی ماشین بودیم،

داشتیم می‌رفتیم سمت ریولی

که ببینیم صف داره یا نه.

مرد ۱: صف بلیط‌دارها همین‌طور ادامه داشت.

تبدیل به یه منظره دیدنی شده بود.

همش فکر می‌کردم، "اون آدمای خوش‌شانس کیان

که این فیلمو ساختن؟" (می‌خنده)

این کوسه، تو رو درسته قورت میده.

زن ۱: خوب بود؟ خیلی خوشمزه.

خیلی خونین بود. می‌دونی که، همه اون آدما خورده شدن.

اونا فقط... آخ!

بهترین فیلمی که تو عمرم دیدم، بهترین فیلم.

مرد ۲: پنجاه سال گذشت، و ما این همه راه رو اومدیم.

هنوز داریم درباره آرواره‌ها و تاثیر و ارزشش حرف می‌زنیم

اون چیزی که اون فیلم گفت و هنوزم میگه.

هیچ وقت یادم نمیره وقتی وارد سینما شدم،

و همه کارت‌های تبلیغاتی روی دیوار بود.

و با خودم فکر کردم، (نفسش بند میاد) "اون کوسه چقدر بزرگه."

بخشی از جذابیت فیلم امروز، تقریباً همون عامل نوستالژی‌شه

یادآوری اینکه اون موقع دیدنش چه حسی داشت.

یه جورایی زندگی‌مو عوض کرد.

تو نه سالگی، یادم نمیاد

تجربه‌ای تا این حد ملموس

و تا این حد هیجان‌انگیز.

تمام سالن سینما مثل یه ساز موسیقی واکنش نشون داد.

آخخخ!

من اول کتابشو خوندم،

واسه همین یه جورایی می‌دونستم چی قراره ببینم.

مرد ۳: پیتر بنچلی کتابی به اسم آرواره‌ها نوشت.

فیلمی از روی این کتاب ساخته شد.

اون الان بیشتر از هر فیلمی پول درآورده

نسبت به هر فیلم سینمایی دیگه تو تاریخ.

اون اولین فیلم پرفروش بود.

من آرواره‌ها رو ۳۱ بار تو سینما دیدم.

۱۲ سالم بود، و این باعث شد که

به فکر شغل تو سینما بیفتم.

مرد ۴: اولین بارتونه؟ نهمین باره.

چندمین باره؟ نه.

اون فیلمیه که من بیشتر از همه دیدم،

و اگه هر وقت پخش بشه، بازم می‌تونم ببینمش.

تو کی هستی؟ مت هوپر.

من از موسسه اقیانوس‌شناسی هستم.

من می‌خواستم مت هوپر باشم.

من می‌خواستم یه دانشمند کوسه باشم.

اون یه کوسه ۲۰ فوتیه.

بیست و پنج. سه تُن وزنشه.

زن ۲: آرواره‌ها همیشه الهام‌بخش بوده،

و الان یه نگرش کاملا متفاوتی وجود داره

در مورد کوسه‌ها و اقیانوس.

در طول ۵۰ سال، به روش‌های خیلی متفاوتی ازش استفاده شده.

اون زمانی بود که فیلم‌ها

در اوج گفتگوهای فرهنگی قرار داشتن.

من واقعاً آرواره‌ها رو دوست داشتم.

چون هیچ سیاهپوستی رو نخورد.

شما گفتید فیلم‌های بی‌نقص خیلی کم هستن.

فکر می‌کنم آرواره‌ها هم جزوشونه.

مرد ۵: اون فیلم باعث میشه دیگه تو آب نری؟

تا یه مدت از آب دورم می‌کنه. (می‌خنده)

دیگه الان اصلاً تو آب نمیرم.

مرد ۵: دیگه هیچ وقت؟ هیچ وقت.

من جزو اون آدمایی بودم که حتی تو حموم هم،

سختم بود

که یه کوسه رو زیر پام تصور نکنم.

راوی: انگار خدا شیطان رو خلق کرده

و بهش آرواره‌ها رو داده.

قبل از اینکه شنا کنی، ببینش.

برای من، داستان آرواره‌ها اینه که فیلمی که

فکر می‌کردم واقعاً به شغلم پایان میده

همون فیلمیه که شروعش کرد.

مصاحبه‌کننده: استیون، پنجاه سال از آرواره‌ها گذشت.

وقتی اینو می‌شنوی، چی فکر می‌کنی؟

وقتی پنجاه سال رو می‌شنوم...

مرد ۱: صدا رو پخش کن. SPIELBERG: ...من به خونه فکر می‌کنم.

چون تم خونه

اینقدر با داستان آرواره‌ها سازگاره.

درباره به خونه رسیدنه.

راه برگشت به خونه رو بهم نشون بده

درباره برگشتن به خونه...

حالا می‌تونیم بریم خونه؟

و از قبل خونه بودن.

می‌خوای ببریش خونه؟

مثلاً نیویورک؟

نه، همینجا، خونه.

خب، وقتی امروز به "آرواره‌ها" نگاه می‌کنم،

به اون لحظه‌های سخت...

همچین حرکت خوبی داشت؟

فیلم ۱۰۰ روز از برنامه عقب افتاد.

کوسه کار نمی‌کرد...

نه، کات، کات!

...و من وحشت داشتم که قراره اخراج بشم.

تنها فکری که می‌کردم، رفتن به خونه بود. (می‌خندد)

چیزی هست که تا حالا درباره "آرواره‌ها" نگفته باشید؟

بیا ببینیم.

استیون، چند سالته؟ Quantos anos tienes?

بیست و هفت. Veintisiete.

چند وقته که تو صنعت سینما هستی؟

اوه، من حرفه‌ای فیلم می‌سازم

از وقتی ۲۱ سالم بود.

من همیشه یه باور فوق‌العاده داشتم

به توانایی استیون برای ساخت اثری

که گاهی اوقات بقیه بهش شک داشتن.

شاید مواقعی وجود داشت

که من به توانایی استیون باور داشتم

تا اثری بسازه که فراتر از

اطمینان خود استیون به اون اثر بود.

و من هرگز هیچ شکی نداشتم

که استیون کارش رو عالی انجام می‌ده.

استیو تو بخش فیلم‌سازی USC پلاس می‌چرخید

و اونجا بود که من دیدمش.

اون همیشه می‌اومد

تا ببینه می‌تونه فیلم‌بردار پیدا کنه

یا کسی که بتونه تو فیلم‌های دانشجوییش کمکش کنه.

خب، وقتی استیو فیلم "دوئل" رو ساخت

و اون مثل یه فیلم بلند برای تلویزیون بود،

گفتم: "واو، این فوق‌العاده‌ست."

"دوئل" تو مکزیک به عنوان یه فیلم بلند اکران شد.

و یادمه تو سینمای ماشین رو دیدمش،

و مردم با بوق ماشین‌هاشون دست می‌زدن.

من استیون رو برای اولین بار دیدم

وقتی "شکرستان اکسپرس" رو آورد

به دانشکده فیلم USC.

من بچه‌ام رو می‌خوام.

خب، کمکم می‌کنی یا نه؟

باورم نمی‌شد

که این فیلم‌ساز واقعاً جوون

فیلمی در اون ابعاد ساخته بود.

او بلافاصله قهرمان من شد.

من فیلم‌سازها و کارگردان‌ها رو دور از خودم می‌دیدم

به عنوان آدمایی که تو یه دنیای دیگه زندگی می‌کردن.

و یادمه حس می‌کردم اسپیلبرگ یه جور آدمی بود

که انگار از جنس من بود.

و اون شروع این حس در من بود که،

"شاید منم می‌تونستم همچین کاری بکنم."

او به عنوان یه کارگردان خودش رو ثابت کرده بود

خیلی قبل‌تر از اینکه "آرواره‌ها" رو بسازه.

فکر می‌کنم همه‌مون حس می‌کردیم که این یه نفره

که آینده روشنی داشت.

اما تا قبل از "آرواره‌ها" هیچ تصوری وجود نداشت

که این کار چقدر می‌تونه بزرگ بشه.

نمی‌دونستم بعدش می‌خواستم چیکار کنم.

من می‌خواستم یه فیلم درباره یوفو بسازم،

که هنوز "برخوردهای نزدیک از نوع سوم" اسمش نبود،

اما تقریباً تمام چیزی بود که تو ذهنم داشتم.

و همینطور در مرحله پس‌تولید بودم

روی "شکرستان اکسپرس".

من پیش ریچارد زانوک رفته بودم

در دفتر شریکش دیوید براون

بارها و بارها.

وقتی یه دسته کاغذ دیدم

تو دفتر بیرونی، و اون‌ها گالی بود.

به برگه بالایی نگاه کردم و نوشته بود

"آرواره‌ها" اثر پیتر بنچلی.

و هیچ ایده‌ای نداشتم که "آرواره‌ها" یعنی چی.

یعنی، تاریخچه دندانپزشکی بود؟

خوندمش و شیفته‌اش شدم.

و اگه "آرواره‌ها"ی پیتر بنچلی رو بخونم

همین الان برای اولین بار،

همون شور و هیجان رو خواهم داشت

که وقتی برای اولین بار اون گالی‌ها رو خوندم داشتم.

چون، به نوعی، "آرواره‌ها" دنباله "دوئل" بود.

"دوئل" اون هیولای قاتل تو اتوبان بود

که سعی داشت یه فروشنده دوره‌گرد رو بکشه

تو یه ماشین کوچیک.

و "آرواره‌ها" داستان اون هیولای دریاییه

که داره این تفریحگاه ساحلی رو به ورشکستگی می‌کشونه

مگر اینکه یه نفر رو استخدام کنن تا این تهدید رو از بین ببره.

وقتی رمانی به اسم "آرواره‌ها" نوشتم،

با یک چالش جذاب روبرو شدم.

چطور غرایز یک حیوان باستانی رو توصیف کنم

که انسان مدرن رو تهدید می‌کنه

با وحشتناک‌ترین مرگ‌ها.

اکثر مردم، وقتی درباره "آرواره‌ها" می‌شنون و متوجه می‌شن

که اون چقدر یه رویداد فرهنگ‌ساز بود،

می‌خوان بدونن، پدرم چطور به این ایده رسید؟

چیزی که من همیشه ازش شنیدم این بود که،

همینطور که به عنوان یه پسر اهل نیویورک بزرگ می‌شد،

متولد و بزرگ‌شده نیویورک...

او تابستان‌ها را هم در نانتucket می‌گذراند.

با پدرش ماهیگیری می‌کرد.

من در جزیره همسایه، نانتucket، بزرگ شدم،

جایی که برای اولین بار با کوسه‌ها روبرو شدم.

ما عادت داشتیم شمشیرماهی بگیریم، اما اونا کمیاب بودن،

و به جاش کوسه می‌گرفتیم.

اون نه تنها کوسه‌های زیادی می‌دید

وقتی با پدرش ماهیگیری می‌کرد،

Jaws @ 50: The Definitive Inside Story subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left