The first 200 lines.
جاسوس مترجم : moonstar کاري ديگر از تيم ترجمه وان تيم
شهروندان عزيز
...بمباران کره شمالي در بورما
کره شمالي مقبره آنگ سان را بمباران کرد
در تلاش براي ترور رئيس جمهور چون دو هوان
بيست جاسوس مسلح وارد درياي شرقي شدند
يک اسير، يازده ارتکاب خودکشي
مواد منفجره و تفنگ کشف شد
زن و شوهر يک پسر 5 ساله در پيونگ يانگ دارند
اونها براي غلبه بر کره جنوبي اسمش رو انقلاب گذاشتند
رئيس هوانگ شخص عالي مجلس
بوسيله جاسوسان حرفه اي شمالي مورد هدف قرار گرفته بودند
آنها با تغيير قيافه به عنوان خويشاوندان او به هوانگ نزديک شدند
جاسوس
بندر اينچه ئون
وزير امور خارجه کره شمالي لي يونگ سونگ بزودي خواهند رسيد
...در فوريه در پکن موقع جشن مذاکره خواهن کرد
من دفعه پيش خريدم
نميتونيم کاملا رهاش کنيم
!ولي اين خوبه
لي يونگ سونگ به کره شمالي رسيده
در يازدهم آوريل رئيس لي و حاميش
به سفارت خانه کره در پکن درخواست پناهندگي دادند
امروز حدوداي 1 بعدازظهر به فرودگاه سئول رسيده
سفر 34 روزه ي او به اينجا اميد جديديه براي اتحاد
بله؟
بيا يه ملاقات يه ساعته ترتيب بديم
اول جنس رو نشون بده
امتحانش ضرري نداره
اين واقعا رديفش ميکنه؟
قربان، چينيها ازينکه آمرکاييها شکستشون بدن متنفرن
اين 8 درجه قويتر از اصليشه
اما جنس اشتباه ممکنه بهت حمله قلبي بده
!ول کن
کي بهش اهميت ميده؟
ما ميخوايم بزرگتر و قويترش کنيم
تو که نميخواي سخت بگيري؟ !لعنتي
پنجاه هزار دلار؟
رو پيشونيم 'احمق' نوشته شده؟
خيلي خب,55 هزار دلار
يه احمق، عاليه
!احمق لعنتي
چي؟
با تو نبودم داشتم با خودم حرف ميزدم
وقتي ديوونه ميشم ازين غلطا ميکنم ازم دلخور نشو
!تو يه ابله خنگي
!بس کن اين کاراتو !احمق
!بمير!احمق عوضي !بمير
پس 60 هزار دلار؟
!خيلي باهوشي پولا کجاس؟
...پسر
زود باش !اوه خواهش ميکنم
!رئيس
سفرت چطور بود؟
زودتر از انتظار برگشتي
چي شده خانوم کُو؟ مريض شدين؟
نه، قربان
من زود برميگردم يه دوست اينجاست
دوست دارين الان چي بهش بگين؟
...هيچي
نوبت اونه؟
!چرا تو
!بهت گفتم باهاش مهربون باش
تو ميدوني واسش چقد سخت ميگذره؟
اون شهريه مدرسه خواهرشو ميده
و از مادر مريضش مراقبت ميکنه
کي اين روزا ازين کارا ميکنه؟
خيلي از بچه ها مثل اونن
دارو کجاست؟
کدوم دارو؟
!اين روغنو بفروش !خراب شده
هيشکي نميخوادش
!تو يه احمق يه درد لاي جرزم نميخوري
!برو مو بکار، باشه
!حرومزاده
!يه بويي مياد
زن
هان؟ کجايي؟
برگرد جي سونگ چطوره؟
رو نيمکت
!اون مربي لعنتي
بازي تقريبا تمومه
!ميام اونجا
مربي؟
من اينو بخاطر اينکه دونگ سو پسرمه نميگم
اما اگه اون اين بازيو همينجوري ادامه بده
!فک کنم بتونيم بازي رو ببريم
!اشکالي نداره
درسته؟
!نظرتون راجع به مشروب خوري چيه
مربي؟ البته
!برو يئوک بوک
!برو يئوک بوک
!برو يئوک بوک !برو
!مشروب خوري بسه
روز محشريه، مگه نه؟
اميدوارم واسه منم همينطور باشه
من مريضمو خستم از اين نيمکت نشيني
لعنت به اين زندگي
من فقط کنجکاوم
تو ازم متنفري مگه نه؟
البته که نيستم
رديفش ميکنم بازي بعدي با جي سونگه
قول ميدي؟
!البته اون اسلحه محرمانمونه
اون؟ جدي؟
بايد اسلحه محرمانه رو نگه داريم
!شايد براي نهايي
!درسته! واسه مرحله آخر نگهش ميداريم
!بخاطر اسلحه محرمانه
!بخاطر اسلحه محرمانه
قربان؟ اين چيه؟
امتحانش کن
واسه 8 ساعت دووم مياره
!اوه
مصرف دخانيات تو جايي که کشيدن ممنوعه
!حرومزاده ها
ميدوني چيه؟
بعضيا پول ميدن تا بيسبال بازي کنن
جدي ميگي؟ آره
اوناييکه خجالت نميکشن
پول زيادي درميارن؟
درست در نمياد؟
من از مردايي که يائسه ميشن شنيدم
بشين همونجا و از جات جم نخور
!لعنتي !بيا بيرون، الان
پشت مامان سوار شو
جي سو رو بلند کن و برو تو ميخوام با جي سونگ حرف بزنم
درباره چي؟
حرفاي مردونه خانوما اول برن تو
به محض اينکه رفتي تو حموم رو آماده کن
!قبلا اينکارو کردم !حتي آشپزخونه رو
پس؟ ميخواي که اين هفته ورجه ورجه کني؟
البته که نه زود برو تو
بيا بريم تو جي سو
من امروز با مربيت حرف زدم
اون برنامه خوبي داره
چه برنامه اي؟
جي سونگ
تو يه اسلحه محرمانه اي
من؟ !آره
مربي باهوشتر از اونيه که بنظر مياد
اون ميخواد تو فينال ازم بعنوان سلاح محرمانه استفاده کنه؟
!دقيقا
بيا چرخشت رو ببينيم
شانه ها عقب
وزن بدن روي پاي راست
!چشما کاملا باز
!محکم چنگ ميزني
!و ميچرخي
!نه! ضربه محکمتر باشه اونو بدش من
!چشما کاملا باز
!توپ داره مياد
!چشمات به توپ باشه !ضربه محکم
!چرخش
زياد سخت نبود. عالي بود؟
من بعد يه سيگار ميام تو چوبو بردارو برو
!جي سونگ
!برو! سلاح محرمانه !برو
مامان؟
تو خوردي؟
تو چي مامان؟
فقط يه کاسه رو هورت کشيدم
سرفه ت واسه چيه؟
فقط يه سرماخوردگيه مراقب باش
!مامان
جامگ سو! صدامو نميشنوي؟
!مامان!مامان
...مامان
ماه خيلي درخشانه
اسم واقعي، ليم جونگ سو
فارغ التحصيل از دانشگاه کيم جونگ ايل و در سال 1989 به عمليات جاسوسي فرستاده شد
اون توجه مارو در طول اعتراضات 2008 جلب کرد
اعتراضات روشنايي شمع؟ چطور؟
اون گفت خودش رهبري ميکرده و با درخواست پول خواست باهامون معامله کنه
!نادون
!اون يه کلاه برداره، نه يه جاسوس
اون يه فروشگاه تجاري کوچيکو اداره ميکنه
اون واسه جنساش برميگرده چين
اسم کدش هم آقاي کيمه
اون سخت کار ميکنه تا زندگيشو بگذرونه
هيچ اتفاقي تو چين نيافتاد؟
اون يه کم پول واسه خونوادش تو شمال فرستاد
خب، زندگي اونجا سخته
محافظت از خونوادش تو شمال و اينجا
کارش خيلي سخته
اگه اون تو اين 3 سال هيچ کاري نکرده
شايد نتونسته بره شمال؟
کافيه
فقط بازداشتش کنين
قراره يه اتفاق بزرگ بيافته، قربان
اگه نشه چي؟
تو مسئوليتشو قبول ميکني؟
...اگه نشه
پس خيلي بد ميشه مشکل من نيست
بله؟
پس بيارش تو، الان
!يا تو مسئولي
فهميدي؟
بله قربان
No comments yet. Be the first to leave one.