Douglas Is Cancelled

Douglas Is Cancelled

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Douglas is Cancelled S01E04 1080p SKST WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Douglas Is Cancelled 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مَدلین: این دفعه دیگه چی کار کرده؟

راننده: یه لطیفه جنسیتی تعریف کرده. همه‌جا تو توییتر پر شده.

-جوکه چی بود؟ - نمی‌دونم.

نمی‌دونی؟

هر چی که بود، واقعاً اونقدرام بد نبود.

-قول می‌دی؟ - قول می‌دم.

یه مشکل بزرگ‌تر داریم. جشنواره هِی.

یه هفته وقت داریم.

مصاحبه نود دقیقه‌ای.

فکر می‌کنی حتی یه درصد احتمال هست

که اونا اون داستان عروسی رو قبل از اینکه من حتی ببینم، پیدا نکرده باشن؟

لازمه که تو روی جوک‌هایی درباره توییتر برای داگلاس تمرکز کنی.

عجبی نیست که اسمشو گذاشتن توییتر.

پر از احمق‌هاست.

تو کی هستی؟

شنیدم مذاکراتی در جریانه. درسته؟

برنامه‌ها در دست اجراست.

این کارو می‌خوای، مگه نه؟

یعنی، به اندازه کافی می‌خوای؟

بیش از حد می‌خوامش.

-صبر کن. کجا می‌ری؟ - الان شنیدم کمربندتو باز کردی و دارم می‌رم.

نمی‌خوای اینجا با این عتیقه گیر بیفتی.

چرا تو...

جشنواره هِی، مصاحبه داگلاس...

قراره یه زن باشه.

-اونِ نیوزنایته. - اوه، لع...

شیلا از پشت تلفن: باید آماده شی. -می‌دونم.

شیلا: به یه تمرین مصاحبه نیاز داری.

ولی مَدلین رو از این قضیه دور نگه دار.

هر کسی غیر از مَدلین.

-من انجامش می‌دم. - نه.

-میشه فقط، من نمی‌... - تو برنده شدی. من انجامش می‌دم.

داگلاس: سلام، مَدلین.

یا باید بهت بگم کِرستی؟

-اسکاتلندیه. - آره. کِرستی.

می‌فهمی که دارم کمکت می‌کنم، آره؟

خب... آره.

سلام، شیلا. اومدی تماشا کنی؟ قراره باحال بشه، آره؟

بِنتلی: خبری نشد؟

الان دیگه قرار نیست مصاحبه‌کننده رو عوض کنن.

نه، نه، احتمالاً نه.

-قطعاً نه. - آره، قطعاً نه. احتمالاً حق با توئه.

-قطعاً حق با منه. - آره. آره.

حتی یک درصد هم امکان نداره،

گوش کن به حرفم، محاله تو این مرحله مصاحبه‌کننده رو عوض کنن.

آره، آره، دقیقاً. دقیقاً همون چیزی که من فکر می‌کنم.

-خوبه. - فقط باید صبر کنیم و ببینیم چی میشه.

ببخشید.

ولی فکر می‌کنی از اون کلیپ، اون ویدیو استفاده کنن؟

آره.

-فکر می‌کنی استفاده کنن؟ - اوه، می‌دونم که می‌کنن.

همه‌شو؟

همه‌شو.

مورگان: توییتر؟ بیشتر شبیه تُف‌تَر.

-بِنتلی: چی فرمودین؟ - توییتر؟ بیشتر شبیه تُف‌تَر.

-این جوکشه، آره؟ - جوک؟

خب، این چیزیه که دارم روش کار می‌کنم.

حالا قراره بامزه‌ش کنی؟

-اِ، خودش خنده‌داره. - هست؟

-خب، اون خندید. - نه، نخندیدم.

-لبخند زدی. باور کن. - فکر کنم یه لبخند مؤدبانه بود.

هدف تو مؤدبانه بودن بود، مگه نه؟

با جوونا سخته فهمیدن،

قیافه‌ها خیلی فرق کرده الان، با این همه طرز فکرای جدید.

-مؤدبانه بود... مؤدبانه بود. - مورگان: خب، پس خوبه.

من یه عالمه استندآپ اجرا می‌کنم

و بذار یه چیزی بهت بگم، عزیزم.

یه لبخند مؤدبانه به اندازه یه خنده خوبه.

-بِنتلی: واقعاً؟ - آره.

آره، همه تو این حرفه همین رو میگن.

همین که از صحنه میای پایین.

به من نگو "عزیزم".

-ببخشید؟ (می‌خندد) - به من گفتی "عزیزم"؟

به من نگو "عزیزم". من بچه نیستم، خب؟

معلومه که بچه نیستی. من با بچه‌ها لاس نمی‌زنم.

یعنی، واقعاً این کارو نمی‌کنم.

این کلاً برای من خط قرمزه.

منم که، بچه، اه، نه، اصلاً خط قرمز.

بِنتلی: خب، اگه میشه فقط یه یادآوری بکنم از خلاصه اینجا،

ما به یه... ممنون. - ببخشید.

ما به یه جوک نیاز داریم که داگلاس بتونه ادعا کنه

-که تو عروسی تعریف کرده. - اوم‌هوم.

باید یه کم زن‌ستیزانه باشه

وگرنه هیچ‌کس باور نمی‌کنه که از داگلاس باشه،

ولی نه اونقدر زن‌ستیزانه که داگلاس "کنسل" بشه.

پس یه زن‌ستیزی ظریف، زن‌ستیزی که زن‌ها هم واقعاً ازش حمایت کنن.

یه زن‌ستیزی خانوادگی از دوران خوشی.

زن‌ستیزی‌ای که می‌تونی ببری خونه پیش مادرت و باهاش بزنیش.

نه، نه، این کارو نکن. نه.

مادرتو نزن. مادرها رو نزنید.

-توبی: آماده‌ایم بریم؟ - هر وقت بخوای.

شیلا: چطور می‌تونی به اون زن اعتماد کنی؟

چطور می‌تونی به مَدلین اعتماد کنی؟

همونطور که به بقیه اعتماد می‌کنم.

ناقص.

خیله خب، شروع کنیم.

جِن: اوکی. آماده‌ایم بریم.

ملوین، من اون صندلی رو لازم دارم. - مورگان.

ها؟ / مورگان.

توبی: اونجا یه جایی یه چهارپایه هست.

مورگان: آهان، آره. / داگلاس: هی.

توبی: آره، خوبه. / جن: من همینطور ادامه میدم.

توبی: می‌بینی... / مادلین: هی.

خدایا، این دیگه مسخره‌بازی نیست؟

یعنی، تو داری با من مصاحبه می‌کنی.

یعنی، منو تمرین میدی.

معلومه که داری کمکم می‌کنی.

داگلاس: ولی همه اینا خیلی مسخره‌س، مگه نه؟

ولی آخه این همه سروصدا سر یه شوخی احمقانه؟

مادلین: ولی اون شوخی نبود که، بود؟

یه داستان بود،

و همشون خندیدن.

همه اون مردا خندیدن.

و داستانی که براشون تعریف کردی درباره من بود.

توبی... / باشه، استودیو، شروع می‌کنیم.

سه، دو، یک. / (صدای زنگ)

مادلین، شروع کن. / وایسا!

و من دقیقاً می‌دونم چی گفتی.

باشه، داگلاس بلوز. گنج ملی. / مادلین، فقط... ما الان...

سی و پنج سال توی این کار،

سی و پنج سال به عنوان صدای عقلانیت خودخوانده کشور،

ولی قراره با یه چیز خیلی جدید شروع کنیم،

که صدای عقلانیت شنیده شده که اونو گفته.

ممکنه یه لحظه قطع کنیم لطفاً؟

مطمئنم می‌دونید، بحث‌هایی بوده

بحث‌هایی آنلاین در مورد شوخی که کردین. / توبی، ممکنه...

مطمئنم دوست دارید فرصتی داشته باشید تا اوضاع رو روشن کنید.

توبی، میشه... میشه بس کنیم؟

طبق توییتی که اولش بود،

که می‌دونم دیدین... / مادلین، داریم متوقف می‌کنیم.

لطفاً بس کنین. / ...شما یه شوخی کردین که میشه توصیفش کرد...

متوقف کردیم، مادلین. / ...به عنوان زن‌ستیزانه توصیف شد.

توبی، میتونی بیای اینجا؟

خب، میتونم فقط ازت بپرسم اون شوخی چی بود؟

توبی: آره، اینجام. / داگلاس، برای روشن شدن،

داری از جواب دادن به سوال خودداری می‌کنی؟

میشه چیزی که گفتی رو تکرار کنی؟ / من درباره شوخی ازت پرسیدم،

و بعد پرسیدم که آیا از جواب دادن به من خودداری می‌کنی؟

نه، قبل از اون، وقتی میکروفونتو پوشوندی.

یادم نمیاد. / همین الان به من گفتی،

چند ثانیه پیش که فکر می‌کردی شوخی تو عروسی درباره تو بوده.

تو گفتی که من داستانی درباره تو تعریف کردم و همه مردا خندیدن.

تو گفتی! تو منو متهم کردی.

نه، من نگفتم. / به خدا!

صدات روی میکروفونای استودیو میاد. من صداتو شنیدم.

می‌دونستم صدام میره، شیلا،

چون می‌دونم یه استودیو چطور کار می‌کنه.

ولی من اون حرفو نزدم.

کرستی گفتش.

/ من جای اون بودم.

کلاً منظور از این کار همینه، آره؟

اوه، ای بابا!

این یه شبیه‌سازیه‌. این یه تمرینه!

من کرستی‌ام. این جشنواره هی هست،

و اون مرد محکومه.

و کاری که کرستی همین الان کرد، نه من،

کرستی برای این بود که سعی کنه تو رو به هم بریزه

یک ثانیه قبل از شروع مصاحبه.

زرنگه، نه؟

داگلاس: کرستی این کارو نمی‌کرد... واقعاً،

اون قرار نیست فکر کنه که شوخی درباره اون بوده، مگه نه؟

مادلین: چرا که نه؟

تو درباره همه داستان‌های خنده‌دار تعریف می‌کنی.

کرستی، گاوین. توبی. من. همسرت.

این برنامه مخصوصته. داستان‌های خنده‌دار درباره آدم‌هایی که می‌شناسی.

احتمالاً اون ممکنه فکر کنه شوخی درباره خودش بوده،

یا ممکنه وانمود کنه تا تو رو به هم بریزه.

بعیده. اون اینجوری نیست.

خب، کار ما این نیست که به احتمالات فکر کنیم.

کار ما در مورد چیزیه که ممکنه اتفاق بیفته.

یا باید برای بهترین حالت تمرین کنیم، ها؟

من تمام شب بیدار بودم.

به معنای واقعی نخوابیدم، سعی کردم هر راهی رو فکر کنم

که اون می‌تونه بهت حمله کنه، چون این چیزی بود که ازم می‌خواستی.

هر ترفند کثیفی که بلدم،

هر ترفند کثیفی که درباره‌اش خوندم،

صفحه‌ها از این چیزا دارم!

نگاش کن. نگاش کن، صفحه‌ها،

و تو همون خط اول به هم ریختی.

الان داری می‌فهمی چقدر تو دردسر افتادی؟

داگلاس، تو آماده نیستی.

یا اینجا می‌فهمی، دور و بر دوستات،

یا جلوی چشم همه می‌فهمی.

خب الان چی می‌خوای بکنی؟

بریم همه خونه و وانمود کنیم همه چی خوبه؟

یا شاید یه ایده بهتر دارم.

چرا برنمی‌گردیم سر کار

و اجازه میدی اون کله‌ی احمقتو نجات بدم؟

چی میگی؟

مادلین، گوش کن... / نه، مادلین نیستم.

من الان مادلین نیستم.

من یه فرشته انتقام‌جوی مرگ از نیوزنایتم

و تو پرنس اندرویی.

این بار من اینجام.

من از اینجا تماشا می‌کنم. / باشه، بفرما.

آه، توی خط دید داگلاس نه، لطفاً.

هر جا دلم بخواد می‌شینم.

اوه، بله، معلومه که می‌شینی، هوم.

اما لطفاً جلوی چشم داگلاس نباشه.

(صدای محکم کوبیده شدن صندلی)

More Farsi Persian subtitles for Douglas Is Cancelled

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left