The first 200 lines.
BLACKNAVA & MEMENTO
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
BLACKNAVA & MEMENTO
ارائهای از رسانهی آیوفیلم
چپتر سه
جنگ آسمان و زمین
چپتر چهار
یک رویای طولانی
چپتر پایانی
به سوی درخت روی تپه
نگاه کن
اون چیه؟
!دارم می بینمش
!آماده پریدن شید
!اونیاکوپون، توام بیا اینجا ببینم
هنوز نه! تا وقتی از !تایتان مادر رد شیم ادامه میدم
!بعدش یه فرود اضطراری می کنم
پس حواست باشه صاف روی تایتان مادر فرود بیای! گرفتی؟
!اونیاکوپون
اون حرومزاده اون پایینه
!هیولای لعنتی
خب حداقل دیگه لازم نیست !زحمت بکشیم پیداش کنیم
!تایتان هیولا رو هدف قرار بدید
!!برای کشتنش از هیچی دریغ نکنید
بیاید غرش رو متوقف کنیم
!حالا
!ارن
!لعنتی! نمیتونم فرود بیام
!رینر
...و تایتان زرهپوش
.و حتی تایتان حامل هم هست
...دستگاه مانور سه بعدیه
یعنی ممکنه؟! جزیره پارادایز اومده که جلوی غرش رو بگیره؟
!رینر
.ارن
،وقتی که از اونجا کشیدیمت بیرون
.یه سوال دیگه دارم که میخوام بپرسم
از چه لحاظی آزادی؟
فکر میکنم کشتن چندتا پوسته خالی
قرار نیست ضرری بزنه
...دقیقاً همونیه که ازش می ترسیدم
زیک داره از همون روش تایتانِ چکشِ جنگ برای قایم شدن استفاده میکنه
یعنی میگی میون این همه استخون دنبال یه بدن کوچیک بگردیم؟
!امکان نداره
!باید با واقعیت رو به رو شیم
!آرمین
!میدونم
تا یه دقیقه دیگه اینجا رو !زیر و رو می کنم
با تایتان حامل همکاری کنید ..که چیزیتون نشه
...آرمین
.ارن قطعاً این حمله رو پیش بینی کرده !امکان نداره باعث کشتنش شه
،ولی اگه اون استخونا رو منفجر کنم !ممکنه بتونیم بفهمیم که زیک و ارن کجان
!مراقب باش آرمین
،اگه تو دردسر افتادی !ما رو نادیده بگیر و برو رو حالت انفجاری کامل
،کسایی که نمیتونن همه چیز رو رها کنن نمیتونن تغییر کنن
میدونم
اگه رهاش نکنم، هیچی تغییر نمیکنه
نمیتونم به امیدهای دوست داشتنیم چنگ بزنم
.باید با ارن رو در رو شم
!آرمین
!آرمین
!با شماره سه! یک، دو، سه
.تکون نمیخوره
.داره نفس می کشه
گویا به سرش ضربه خورده
به نظرت اونم از جزیره پارادایز اومده؟
هی! صدامو می شنوی؟
آنی لئونهارت میشناسی؟
!دختر منه
هی! آقا! صدامو می شنوی؟
!دارن میان! رینر
ابنا چه کوفتی ان؟
از این مطمئنم که اصلاً .شبیه تایتان های خالص نیستن
چیکار کنیم؟ سرنیزه صاعقه مون تموم میشه
مهمتر از این، آرمین زنده ست؟
کوچکترین آسیبی ببینه تبدیل میشه
که یعنی بدون اینکه یه خراش روش بیافته .گرفتنش
،ولی قرار بوده ببرنش پیش ارن دیوث
کلی تایتان هم که راه ما رو سد کردن
با بهترین شرایط ممکن هم نمیتونم همینطوری شیرجه بزنم توی چنین وضعی
پس خونسرد باشید
میکاسا، بی فکر حمله نکن
من خودمو طعمه میکنم و اکثریتشون رو میکشم سمت خودم
اینطوری جواب نمیده کاپیتان
من فهمیدم که با چی سر و کار داریم
...اونا
.نسل قبلی نه تایتان هستن....
با اینحال، خدا میدونه که مغزشون هنوز سر جاشه یا نه
مطمئنم که قدرت تایتان مادر میتونه تعداد نامحدودی ازشون رو دوباره احیا کنه...
این تایتان های گذشته فقط به عنوان سربازهای جنگی ساخته شدن
ما اصلاً توان رو به رویی با همچین چیزی رو نداریم
.دقیقاً
در نتیجه نباید بدون فکر عمل کنیم
...من حتی دوستِ ارن هم نیستم، پس
!چی؟
...هی! تو که قرار نیست
!پیک
!ای لعنت بهش
هرطور که بهش نگاه کنی، این اولین جا .برای حمله ست
!فقط یه بار شانس دارم
!وایسا
!از بین برو، کابوس
!پیک
!گیلیارد؟
!این طرف، رینر
!همونجوری نگهش دار
!کاپیتان
زود باشید. باید آرمین رو پس بگیریم
تنها راه حل این ماجرا همینه
وگرنه همه مون به خاطر هیچ و پوچ !میمیریم
نیروهای پارادایز با تایتان حمله ،وارد درگیری شدن
.ولی مسیر و سرعتش تغییری نکردن .داره این طرفی میاد
نمیتونیم بشینیم یه گوشه !و دست رو دست بذاریم
!تمامی بخش ها، با توپ به مصاف دشمن برید
!بله قربان
ولی قربان! بخش اعظمی از پرسنل !ما همراه با کشتی هوایی اعزام شدن
با تعدادی که باقی موندن ...در نهایت بتونیم سه تا توپ رو راه بندازیم
این دلیل میشه که بشینیم یه گوشه و دست روی دست بذاریم؟
حتی همین حالا هم اون اشخاص دارن شجاعانه روی کمر بزرگ دشمن مبارزه میکنن
فکر می کنی به خاطر چی می جنگن؟
!زودباش ریتر
!عجله کن
!میکاسا
.خام بودم
.دارم بیهوش میشم
میخوای منو خفه کنی؟
آره؟ ارن؟
.نه، این ارن نیست
اون زنهست، یمیرِ مادر
اگه همونطور که خود ارن گفته بود ،بخواد پیش بره
پس این مقاومت کردن فقط ممکنه .از سمت یمیرِ مادر باشه
که یعنی یمیر هم میخواد انسانیت رو قتل عام کنه
.یمیرِ مادر شکست ناپذیره
کاری از دست من برنمیاد
یعنی این... دیگه... آخرشه؟
...برتهولت
!رینر
!رینر
شوخیت گرفته؟
!بیدار شو، کنی! کاپیتان
ببخشید. ظاهراً دستگاه مانور سه بعدی آسیب دیده
برای منم همینطور
.دسته سمت راستیش گیر کرده نمیتونم بکشونممون بالا
جان، منو ول کن! میتونم !یه بار دیگه هم تبدیل شم
بعدش چی؟ که بعدش توی غرش و زره و اینجور چیزا پایمال شی؟
،به خاطر زرهپوش بودن تایتانت قطعاً بدجوری لهت میکنن
به نظرت هنوز ممکنه پیروز شیم؟
نچ
ولی حداقل بیا تا آخرشو بجنگیم
.ما گروه تجسسیم .گروه تجسس که اصلاً جا زدن تو کتشون نمیره
...جان
!کنی
!کاپیتان
!بهم حمله کن
!من خیلی قوی ام
...پس
--مهم نیست چندبار حمله کنی
!میکاسا، یه جورایی سر راهمی
چی؟
!بچسب بهم
گوش کنید، منم باورم نمیشد ...که جدی بتونه پرواز کنه
،ولی یهو پرواز کرد پس چه چاره ای جز اومدن داشتم؟
همچنان از تصمیمی که گرفتم خوشحالم
...یه پرنده
!چندنفر روشن
گابی، تو چرا اومدی؟
!چون ما رو جا گذاشتی رینر
!منم میتونم مبارزه کنم
!آنی
!کشتی آزومابیتو غرق شد
نتونست تبدیل شدن !تایتان فالکو رو تاب بیاره
با اینکه هیچ مدرک مستحکمی ،مبنی بر پرواز کردنش نداشتیم
کیومی قبول کرد که امتحانش کنیم
پس باید با متوقف کردن غرش !لطفشو جبران کنیم
...گابی
خب پس آرم... یعنی پیک کجاست؟
آرمین رو گرفتن، و زندگیش تو خطره
تایتانی که گرفتتش الان دیگه به دنبالچه رسیده
آنی، به کمکت نیاز داریم
دوستای بچگیت از همون موقع هی تو دردسر می افتادن نه؟
.برشون می گردونیم. خیالت تخت
پیک چی؟
اون کنار جمجمه ست
داشت سعی میکرد پشت گردنش رو منفجر کنه
ولی تایتان چکش جنگ جلوشو گرفته
منفجرش کنه؟
ما همزمان عملیات های خودمون .رو ادامه میدیم
!کاپیتان
یه گروه برای نجات آرمین
به قدرت انفجاری تایتان عظیم الجثه نیاز داریم
بقیه گروه ها میرن دنبال ارن و به پشت گردنش حمله میکنن
به دوتا تیم تقسیم می شیم و همزمان حمله میکنیم
دیگه اونقدر لاکچری نیستیم که بتونیم نگران ارن هم باشیم
نه، اصلاً هیچ جوره نمیتونیم فعلاً بهش فکر کنیم
...کاپیتان
...ولی
ولی چی؟
.همین که فالکو میتونه پرواز کنه معجزه ست بدون این توانایی همین الانشم مرده بودیم
آره، و هیچوقت نمیتونستیم ...کاری از پیش ببریم
...جان
No comments yet. Be the first to leave one.