The first 158 lines.
وای خاک بسرم خدایاکمکم کن
چی شده کامهوم؟
پرنسس حالتون خوبه؟
چرا علیا حضرت روی تختتون خوابیده بود؟
باهاتون بدرفتاری کرد؟
باهاشون چیکار کردین؟
چرا تو همچین وضعی افتادن؟
شما دوتا باهم خوابیدید؟
کامهوم- نه، موضوع این نیست-
نه، نخوابیدم
من همچین کاری نمیکنم موضوع این نیست
مان کاو از حال رفت
منم اوردمش تو اتاقش، اما کسی اینجا نبود
نگران بودم بخاطر همینم کنارش موندم
و خوابم برد
میتونیم بهت اعتماد کنیم؟
نمیتونین با ایشون مثل ...خدمتکار های خودتون
بد رفتاری کنین
من اینو به علیا حضرت و پدرتون گزارش میکنم
لطفا این کارو نکن- لطفا این کارو نکن-
مان کاو
حالت بهتره؟
لطفا برو
اول میخوام مطمئن شم که خوبی
خوبم فقط برو
کامهوم
مراقب پرنسس باش
پرنسس
...اون کاری- نه-
مطمئنم کاری نکرده
به خونه عمتون برید
دیگه به اینجا برنگردید
یاتموم امام زاده ها
کاخ ساتارن
خانم پیا، چی شده؟
تان یینگ
بذار ببینم کیه
چی میخوای؟
خانم پیا میخوان با پرنسس تان یینگ صحبت کنن
پشت تلفن منتظرن
نمیخوام کسی رو ببینم
اماده نیستم
...نمیدونم
چی سرت اومده
اما عمه، بزرگ ماست
چون اومده دیدنت
باید بری و ببینیش
اما اگه چیز وحشتناکیه
سریع تمومش کن
وگرنه ممکنه قلبت بشکنه
یه قلب شکسته
هرگز مثل اولش نمیشه
اون خاطرات بد تا ابد توی قلب من باقی میمونن
با این حال
اگه از شرشون خلاص نشیم
به اسیب زدن به ما ادامه میدن
بدتر از این، ممکنه عفونی بشن
و مارو بکشن
پاشو
تو ارایش کمکت میکنم تا واسه روبه رو شدن با عمه خوشکلتر بشی
عذرخواهی تون رو میپذیرم
اما به جزیره سیچانگ نمیرم
بله، این موضوع دیگه ست که میخوام راجع بهش صحبت کنم
انقدر بخاطر اون زنیکه خود خوری نکن
اون اصلا با تو قابل قیاس نیست
خب ازم میخواین چیکار کنم؟
اون درست جلوی چشمهای ما اوردش تو خونه
شما هم دیدین
...اون مثل یه میوه رنگارنگ میمونه
که چشم و قلب بچه هارو فریب میده
یه روزی اون بچه از خوردنش خسته میشه
باید مانعشون بشیم
تا از هم خسته بشن
پسرم، بیا کمکم
اینجا بهتره خیلی سر گیجه دارم
بیا بالا تان یینگ
پسرم، لطفا کمکش کن
دنبالم بیاین
دستتو بده مان کاو
پسرم
پدرت اون طرفه برو پیشش
اما
اَپ، مراقب مان کاو باش
برو، عجله کن
بریم، تان یینگ
لطفا منتظرم باش
دستتون رو بدید به من پرنسس
مادر
مرسی که اومدی دیدنم
چرا انقدر سریع برگشتی؟
ارباب جوان رو اوردم تا مادربزرگش رو ببینه
نوه ی عزیزم نوه ی عزیزم
خدا حفظت کنه خدا حفظت کنه
بیا بغلم
خیلی خوشحالم
خیلی هیجان زده نشید- خیلی خوشحالم کردی-
واسه خودت مردی شدی
هر روز و هر شب دلتنگت میشدم
منم همین طور مادربزرگ
پیا، عاقبت بخیر بشی مادر
مادر جان
ایشون کیه؟
تان یینگه مادرجان
ببخشید تان یینگ، درست ندیدمت
تو خیلی خوشگلی
خیلی ممنونم
لطفا بشین رو صندلی
لطفا پیا
مان کاو
بیا جلوتر مان کاو
خدا حفظت کنه خدا حفظت کنه
چرا انقدر رنگت پریده؟
بیا اینجا ببینم
مریض شدی؟
یا دریا زده؟
میخواستم بهتون بگم که
عمه بوا کام فوت کرده
اشکالی نداره دخترم
ناراحت نباش
طفلی
جان
بله- چندتا مداد برام بیار-
نوکش تیز باشه
بله
میخواین بمونم و بشنوم؟
میخوام یه اهنگ عاشقانه بنویسم
کی دلش میاد یه ادم پیر دوروبرش باشه؟
یعنی انقدر پیرم؟
از همسرت بپرس
میگه من قبلا پیر شدم
الان داره دنبال یه شوهر خوب میگرده
میخوای این اجازه رو بدی؟
خب، اول باید بهش فکر کنم
اگه خوب بیارزه، این اجازه رو میدم
دوره خرید و فروش زن و بچه تموم شده
اگه اینکارو کنی زندان میوفتی
باید خیلی خوشحال باشی اره؟
مهم نیست
میتونم باهات صحبت کنم؟
البته
درباره شاهزادست
البته
میدونم که شاهزاده بهت علاقه داره
نه، نداره- با چشمهای خودم دیدم-
اون بغلت کرد بوست کرد
میدونی
رابطه ما خوبه
اما تو همش عین برج زهرمار حاضر میشی
تو داری اونو میدزدی
شما اشتباه متوجه شدید- خودتو مظلوم نکن-
نمیخوام گوش کنم
من یه پرنسس ام
تو هم یه پرنسسی
ماها پرنسس هایی از کشور های متفاوت هستیم
اما تو مثل یه مهمون تو کشور یکی دیگه اقامت داری
...باید همیشه بخاطر داشته باشی که
بخاطر خون و مقام شاهنشاهی
باید شان ما و شان بقیه رو نگه داری
No comments yet. Be the first to leave one.