Release info

Wait in Beijing E41
A Commentary by hanchuhan20

Tags

other
Published on: 2022-03-12
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"افسانه ها داستان انسان های گذشته رو میگن"

"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"

"پرنده ی کوچک را فرستادند"

"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"

"بر فراز جزایر پرواز میکند"

"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"

"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"

"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"

"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"

"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"

"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"

"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"

"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"

"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"

"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"

"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"

"وقتی احساس کردی عاشق شدی"

"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"بال های تنهام در نهایت"

"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"

"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"

"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"

"انتظار در پکن"

"اپیزود 41"

رئیس ژانگ؛ خانم شنگ شیا اومدن

ممنون

سلام سلام؛ آقای ژانگ

اینا نمونه کارام هستن

ممنون

به طرح های دیگه ای که برام فرستادید نگاه کردم

همه اونا طرح های شما بودن دیگه درسته؟

درسته

تاریخ طراحی ها با هم متفاوته؛

میتونم بپرسم چرا؟

خیلی خوشحالم که این سوال رو پرسیدید

برای اینکه هر کدوم از اون طرح ها توی دوره های مختلفی از زندگیم، طراحی شدن

میخواستم روی این موضوع تاکید کنم

توی دوره های مختلفی از زندگیتون؟ دلیل خاصی داره؟

میشه یکم برام توضیح بدید؟

من فکر میکنم کاره ما فقط طراحی نیست

باید احساسات و تجربه هامون رو هم با طرح هامون ترکیب کنیم

که این وابسته به موقعیت روانی طراح داره

و البته تجربه هایی که از طراحی داشته

من دوست دارم احساسات شخصیم رو تو طرح هام نمایش بدم

با اینکه میدونم بعضی از آدما؛

کار و زندگی رو با هم ترکیب نمیکنن

...ولی فکر میکنم برای ایجاد یه اثر هنری تاثیر گذار

بهتره که اینکار رو انجام بدیم

اینطوری طرح ارائه شده خیلی واضح تر و قابل درک تره

...زمانی که من دانشگاه میرفتم

خیلی بی تجربه و یکم احساساتی بودم

برای همین طرح های اون دوره ام خیلی جسورانه تره

"حتی میتونی بگی یه جاهایی از عناصر پانک و و هیپ هاپ استفاده کردم"

"بعد از فارغ التحصیلی ام"

"شخصیت ام محتاط تر شد"

و طرح هام هم تغییر کرد

میشه گفت محافظه کارانه تر شده بودن

"بعدشم بوتیک خودم رو توی خارج باز کردم"

...ولی بخاطر یه سری از مشکلات شخصی

کارم تحت تاثیر قرار گرفت

"این تجربه ها باعث شد؛"

"سبک لباسام هم با توجه به ایده اصلی"

"مرتب تغییر کنن"

"طراحی های این دوره ام خیلی سنگین تر هستن"

...علاوه بر احساساتتون

برای ایجاد کار خلاق ، چه چیزای دیگه ای براتون مهمه؟

اصول اخلاقی

یه طراح میتونه کار های فوق العاده ای ارائه بده ولی باید اصول اخلاقی خودش رو حفظ کنه

خیلی خوبه حرف زدن با شما واقعا لذت بخشه

در حال حاضر؛ میخوام یه پروژه جدید رو شروع کنم

و دنبال اینم که چند تا طراح جوون و با استعداد رو استخدام کنم

...میخوام با حمایت شرکت ما

یه برند جدید پایه گذاری بشه

مایل هستید همکاری کنید؟

بله؛ البته

اگه اینطوره؛

پس بهتره فعلا توی یکی از کارگاه های ما شروع به کار کنید

...بعد از ارزیابی کارتون

به یه نتیجه نهایی میرسیم

مشکلی نیست

"یه جمله ای هست که میگه"

"جایی که ازش بلند میشی در واقع جاییه که زمین خوردی"

"همه اینا برای اینه که هیچ کس نمیخواد شکست رو قبول کنه"

"...بنابراین امیدواریم بعد از هر شکست"

"دوباره خودمون رو جمع و جور کنیم"

"برای همین دوباره لبخند میزنیم"

"و سعی میکنیم گذشته رو فراموش کنیم"

"چه خوب باشه و چه بد"

"اینطوری میتونیم به رشد خودمون ادامه بدیم"

"و به آینده امیدوار باشیم"

"به امید اینکه همه چیز خوب پیش بره"

مایع لباسشوییت خیلی خوبه بوی خوبی هم میده

"اسمش چیه؟ "جیان که درست گفتم؟

امروز ظهر یکی میگیرم

داری چیکار میکنی؟

چرا امروز عجیب میزنی؟

با ژنگ ژنگ دعوات شده؟

هیچی رو نمیتونم از تو قایم کنم نه؟

معلومه که نمیتونی

من تو تشخیص اینجور موقعیت ها؛ استادم

بگو ببینم؛ مشکل چیه؟

فکر میکنی ژنگ ژنگ منو دوست داره؟

خب؛ این یه سوال فلسفیه

اگه واقعا به کسی اهمیت میدی نباید اونطور که هست، دوسش داشته باشی؟

چرا باید ازشون بخوای که تبدیل به یه آدم دیگه بشن؟

اگه من معروف و موفق نشم به اندازه کافی برای اون خوب نیستم؟

یا شاید هم اون از اول دنبال همچین آدمی بوده؟

این سوالات خیلی عمیق ان نمیتونم جواب بدم

...بگو ببینم؛ تو خودت رو با رئیس ژنگ ژنگ مقایسه کردی

و به این نتیجه رسیدی که به اندازه کافی برای ژنگ ژنگ خوب نیستی؟

اگه به این بحث ادامه بدی یه بلایی سرت میاد

داری خیلی بهش فکر میکنی

اینکه اون دوست داره یا نه رو بزار کنار تو چی؟ تو دوستش داری؟

وقتی اون یه آدم معمولی بود؛

هیچ مشکلی نداشتی ولی الان موفق شده

یه شغل فوق العاده گیر آورده حتی میتونه بیشتر پیشرفت کنه

چرا الان با این موضوع مشکل داری؟

داداش، بزار یه چیزی بهت بگم آدما تغییر میکنن

یا بهتر میشن و یا بدتر

اگرم بد یا خوب نشن مطمئن باش پیر میشن

ژنگ ژنگ تغییر کرده

میتونی باهاش کنار بیای؛

یا خودت رو بهش برسونی

اگه نمیتونی هیچ کدوم از اینکارا رو انجام بدی پس کلا بیخیالش شو

راستی؛ من این درسا رو مجانی به کسی نمیدم

این دستمزدمه

برش میدارم؛ باشه؟

همش از خودت نپرس، دوستت داره یا نه

همه ما آدمای بالغی هستیم و میدونیم که نمیشه راحت به این سوال جواب داد

اگه دستگاهی بود که دوست داشتن یا نداشتن رو مشخص میکرد

الان ابداع کنندش پولدار بود

صبحانه ات امروز زیاد خوب نیست

امتیازت حدودا 60 میشه

امیدوارم با اون غذا خفه بشی

شنگ شیا؛ ایده اصلی این طرح ات چی بود؟

ایده اصلی این طرح زمانی شکل گرفت که از خارج به پکن اومدم

بعد از بررسی طرح واره هایی که از لباس های مردم کشیده بودم

به یه سوال اساسی رسیدم؛

این که داستان زندگی اونا چیه؟

به این نتیجه رسیدم که ان تجربه ها رو با هم ترکیب کنم

ممکنه اون تجربه؛ جدایی یا به هم رسیدن آدما باشه

و میتونه اونقدر تاثیر گذار باشه که تا آخر عمر بهش فکر کنن

...فکر میکنم هر طرحی

زندگی و روح خودش رو داره

ممنون

ممنونم

امروز کارت توی کارگاه واقعا عالی بود

ولی میخوام یه چیز دیگه رو هم امتحان کنم

میخوام یه مشتری رو بهت معرفی کنم

ایشون فرد خیلی خاصی هستن

منظورتون چیه؟

بعد از شنیدن اسمشون متوجه میشید

شما وو داجینگ رو میشناسید؟

معلومه که میشناسم

ایشون؛ همون مشتری خاص هستن؟

ایشون میخوان برای یه مدرسه توی جنوب کشور لباسای جدیدی طراحی بشه

و میخواد طرح های ارائه شده هم برای مدرسه و هم برای استفاده روزانه مناسب باشن

درخواست های خیلی ساده ای دارن؛

ولی براشون از اهمیت زیادی برخورداره

...امیدوار بودم

تو طراح این پروژه باشی

خیلی خوشحال میشم

وقت زیادی نداریم تا 3روز دیگه میان اینجا

...اینکه این پروژه بهت سپرده میشه یا نه

همه بستگی به خودت داره متوجه شدی؟

سعی ام رو میکنم

خوبه

موفق باشی

رئیس لی؛ نگاه کنید

برای بستن کارگاه؛ به این میزان بودجه نیاز داریم

شیاو چین؛

به حسابدار بگو؛ بودجه رو افزایش بده

منظورتون چیه؟

ما باید حقوق و خسارت ها رو با توجه به استاندارد جهانی پرداخت کنیم

در هر صورت اونا اینجا کار کردن

باشه؛ متوجه شدم

بنابراین؛ یه میزانی هم برای خانواده های دارای مشکلات مالی در نظر میگیرم

...بعدشم؛ هر کاری از دستم برمیاد انجام میدم که

کارکن ها رو راضی کنم

...آخر از همه ؛ کارگاه رو

کارگاه رو بعد از بیست سال کار، میبندیم

رئیس لی؛ میدونید که پول خیلی زیادی نیاز داریم

به جز این راه دیگه ای نداریم

تو بدترین حالت؛ مجبور میشم خونم رو بفروشم

باید اینکار رو انجام بدیم

درست میگید

این روزا خیلی بهش فکر کردم

به این نتیجه رسیدم چون نیروی کار کافی نداشتیم

همه سفارش هامون لغو شدن

این چیزی بود که به کارگاه ضربه زد

درسته؛ اشتباه از خودمون بود

باید کارگاهمون رو با استاندارد های روز یکی میکردیم

نه تنها هیچ پیشرفتی نکردیم؛

بلکه الان ورشکسته هم شدیم

میدونم چی میگی

ولی الان؛ خیلی خسته ام

میخوام استراحت کنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left