Blue Black Permanent

Blue Black Permanent

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Blue Black Permanent 1992 720p BluRay x264-SPOOKS fa
A Commentary by hosein khosravanian

Tags

webdl
Published on: 2026-08-21
Downloads: 3
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

مامان! شنا کردم! مامان!

- شنا کردی؟ - شنا کردم!

سلام!

- بجنب. - می‌بینم!

و این تُوربِرنه که از وسط میاد!

باربارا!

- مامان، داشتم شنا می‌کردم! - دیدمت!

- دیدم که شنا می‌کردی! - بلدم شنا کنم، حالا بلدم!

دیگه اون تو نمی‌رم. خیلی سرده!

باشه، خب، بذار لباستو بپوشونم.

اوه. برعکس شد.

داشتم شنا می‌کردم مامان، نه؟

البته که می‌کردی. دیدمت.

نزدیک ۳۰ سال از مرگ مادرم می‌گذره.

اون‌موقع جوون‌تر از اونی بود که من الان هستم.

و هنوزم بهش به چشم بزرگ‌تر نگاه می‌کنم.

باربارا؟

همون قطعیتش بود.

مثل یه حکم.

یه جورایی در حقش کوتاهی کردم.

باید می‌تونستم جلوشو بگیرم.

که نجاتش بدم! همینه که آزارم می‌ده.

هی.

تو فقط یه دختربچه بودی.

نُه سالم بود.

تقصیر تو نیست! چطور می‌تونه باشه؟

فکر می‌کنی بچه‌هات چه حسی دارن؟

خب...

اونا مادرشونو دارن.

همینه که هست دیگه، باربارا!

فقط یه شعر ازش دارم،

که یه نسخه‌شو یه بار به اندرو داده بود.

با دست‌خط خودشه.

چی، اندرو بهت دادش؟

همین چند وقت پیش. تمام این مدت نگهش داشته بود.

و می‌خواست که مال من باشه.

هنوزم به چشم بزرگ‌ترم، الگوم بهش نگاه می‌کنم.

عاشق این بود که تو طوفان بیرون باشه.

محیط طبیعیِ خودش بود.

دیسپچ نیوز!

دیسپچ نیوز!

آره، ممنون.

باربارا؟

گرِتا!

گرِتا؟

اوه! وِندی.

سفر تو برنامه داری؟

همین الانشم کیلومترها دوری.

تو یه رویا بودم.

تو خواب راه که نمی‌ری، نه؟

حالت خوبه؟

آره. خوبم.

اون طوفان محشر نبود؟

خدای من، نه!

هرچه زودتر ازش فرار کردم و رفتم تو مغازه‌ی کرافورد!

با من بیا خونه‌ی اندرو. الان دارم می‌رم اونجا.

- خونه‌ی اندرو؟ - اوهوم.

چطور برم خونه‌ی اندرو؟ چی، سرزده وارد شم؟

وقتی اون‌قدر بدش میاد که کارش به‌هم بخوره؟

من همیشه همین حوالی سر می‌زنم اونجا.

راستش، دیرم شده. بجنب.

بازم داره ازت نقاشی می‌کشه؟

همه‌ش. بارها و بارها.

من تنها مدلشم.

من و پشت‌بومِ بیرونِ پنجره.

پشت‌بوم؟

اوه، این شروع یه مجموعه‌ی کاملاً جدید از نقاشی‌هاست،

حدس من که اینه.

اندرو مدل منه. البته به یه معنای دیگه.

تنها مربی من.

تنها کسی که بهش تکیه دارم.

نمی‌دونی چقدر به اندرو تکیه دارم. اون مرشد منه.

اصلاً می‌دونی اندرو چقدر بدش میاد که بهش تکیه کنن؟

باربارا؟ ساکت شدی. چرا؟

چرا حرفتو قطع کردی؟

تمام شب گوش می‌دم اگه به دردی بخوره.

هی. آدم درستشو پیدا کردی.

یه شنونده‌ی کامل و سرشناس.

چرا فقط چون منم گوش نمی‌دی؟

چرا باید به این خاطر باشه که تو توش اون‌قدر واردی؟

دارم گوش می‌دم چون تویی! دیگه چی؟

ببین...

درباره‌ی مادرت ادامه بده.

مهمونِ کمیاب!

خیس آب شدی!

کجا پیداش کردی، وِندی؟

تو اون طوفان بیرون بود!

اوه، بیا، اون ژاکتم دربیار.

گم شده بودم و وِندی پیدام کرد.

حالت خوبه؟

مثل خیارم.

تو محیط خودمم.

اوه! ولی مزاحمت شدم. به هیچ قیمتی نمی‌خواستم.

یه نگاه بنداز. هنوز چیز زیادی برای دیدن نیست.

تازه شروع شده.

عاشق این جام، اندرو.

از طرز زندگیت خوشم میاد.

اوه، آره، همه درباره‌ی طرز زندگی من و خوش‌شانسیم حرف می‌زنن.

فکر می‌کنی یه چیز کاملاً دور از دسترسشونه.

برای اکثر ما دور از دسترسه.

تو دنبال...

چیزهای غیرضروری نمی‌ری.

من به همه‌ی بقیه‌ش هم نیاز دارم.

خونه‌م، جیم، غذا درست کردن، بردن بچه‌ها به مدرسه.

به زندگی خانگیم نیاز دارم که...

یه‌کم منو پایین نگه داره.

که پاهات رو زمین بمونه؟

آره.

زندگی خانگی منو می‌کشه.

داری می‌گی نمی‌تونم هر دوتاشو داشته باشم؟

نمی‌تونی هر دوتاشو داشته باشی.

ولی باید داشته باشم! به هر دو نیاز دارم.

مجبورم هر دوتاشو داشته باشم.

وِندی رفت بیرون و به بابات زنگ زد؟ چرا این کارو کرد؟

انگار فکر می‌کرد یه چیزی درست نیست.

امروز چی شد؟

من... تنها بودم.

از خود بی‌خود.

همین...

بود.

یه همچین...

رویاهایی این اواخر دارم، اندرو.

مثل...

مثل دریاست.

و خواب.

مثل دریاست.

همه‌چیز رو به هم وصل می‌کنه.

بیدار می‌شم و چیزها رو مستقیم از تو خوابم می‌نویسم.

پس تنهایی.

نیمه‌شب.

آرامش.

مثل امروز تو طوفان.

اوه، کجاست...؟

دفترچه‌م کجاست؟

باید از خودت مراقبت کنی.

همیشه نمی‌تونم.

مشکل اینه که...

من بین زبان‌ها دوپاره‌م.

تو این مشکلو تو نقاشی نداری.

چطور ندارم؟

دیدی الان داره چیکار می‌کنه؟

بقیه منظره‌ی زمین می‌کشن، اندرو منظره‌ی پشت‌بوم می‌کشه.

لای اینا هم دارم وِندی رو با لباس رقص می‌کشم.

- یا بدون لباس. - آه، خب،

اون‌موقع کمترین حالت انتزاعیمه.

البته ژست‌های رقص با لباسن.

از اون خیلی لطیف‌هایی که ازت کشیده خوشم میاد،

ولی می‌فهمم منظورش از منظره‌ی پشت‌بوم چیه.

آه! جیم!

از دیدنت خوشحالم.

اوه، و جای درستی اومدی

اگه دنبال زنِ ولگردت می‌گردی.

اینهاش.

خب، چی شده؟

اوه، ما خوبیم. همه‌چی روبه‌راهه.

گرِتا تو اون طوفان گیر افتاد.

گیر نیفتادم، داشتم لذت می‌بردم.

چای می‌خوری، جیم؟

آره، تو یه رگبار واقعی حسابی خیس شد.

رعد و برق، همه‌ش با هم.

- نشنیدیش؟ - اوه، معلومه.

اِ، برق‌ها تو دفتر رفت.

حالا مثل مراسم عزاست. مراسم بعد از طوفان.

حالا همه‌چیز آروم شده.

عزا؟

این یکی از کلمه‌های منه.

مالِ تو می‌شه ردِّ یه قایق یا بیدار شدن تو شب.

یا هر جور پیامدی.

عزا برای درگذشتگان، با ضجه و شیون.

خب، این یکی دیگه‌شه.

می‌بینی؟ چه کلمه‌ای.

خب، اِ... پس حالت خوبه، آره؟

از این بهتر نمی‌شم.

اینجا بی‌بی‌سی هوم سرویسه. اخبار را می‌شنوید.

آزمایش‌های جدید بمب هیدروژنی در اقیانوس آرام

نتایج رضایت‌بخشی داشته است.

کمیته‌ای برای کنترل

کاربردهای صنعتی و دیگر کاربردهای انرژی اتمی تشکیل شده است.

در نشست امروز سازمان ملل،

نماینده‌ی شوروی به نشانه‌ی اعتراض جلسه را ترک کرد

در اعتراض به سخنرانیِ نماینده‌ی هند.

قیمت بیکن

از فردا نیم‌پنی در هر پوند افزایش می‌یابد.

زنی در پرث استرالیا چهارقلو به دنیا آورده است.

من از اخبار متنفرم.

نماینده‌ی شوروی جلسه‌ی امروز

سازمان ملل را ترک کرد...

دلم می‌خواد بچه‌دار بشم.

باربارا، نمی‌دونستم.

پس ما اصلاً سر چی این‌قدر با هم اختلاف داشتیم؟

- اوه، ولی... - چرا نگفتی؟

بهش فکر نکن. اصلاً امکانش نیست!

اوه. خب...

پس همینه.

همین نیست!

یعنی می‌گی همین نیست، اصلاً همین نیست.

البته، من طرز زندگیِ اندرو رو تحسین می‌کنم.

و با این حال، جیم...

فکر می‌کردی داری چیکار می‌کنی؟ من...

من درکت نمی‌کنم، گرِتا.

Blue Black Permanent subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left