Son of Ali Baba

Son of Ali Baba

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Son of Ali Baba 1952 720p BrRip YIFY
A Commentary by mortaj

Tags

brrip
720p
720
Published on: 2024-01-21
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

پسر علی بابا

باهنرمندی : تونی کورتیس پاپیر لوری

فیلمنامه : جرالد درایسون آدامز

موسیقی : جوزف گرشنسون

کارگردان : کورت نیومان

قرن ها پیش در ایران باستان

مردان جوان ثروتمند و ثروتمند

توسط پدرانشان

به آکادمی نظامی بغداد فرستاده میشدند

و سختی ها و محرومیت های زیادی را تحمل میکردند

در حالی که شجاعانه می جنگیدند تا سرزمینشان را از شر ظالمان خلاص کنند

برای پدران بسیار نگران کننده بود

که پسرانشان در دامان تجمل و بیخیالی بزرگ شوند

و در آینده نتوانند در برابر

سختیها و ناملایمات مقاومت کنند

کاشما

تولدت مبارک کاشما

تولدت مبارک کاشما

امشب میبینمت عشق من

هر دو شما را خواهیم دید

در آکادمی به این مردان جوان نظم و انضباط

سواری و مهارت در استفاده از نیزه و اسلحه آموزش داده میشد

در حالی که منتظر بودند تا شب فرا رسد

تا بتوانند مرخص شوند

و در ضیافت و مشروب خوری با زیباترین دوشیزگان به عیش بنشینند

با فاصله زیاد، باهوش ترین چابکترین ، و بهترین شمشیر زن

پسر علی بابا بود

قهرمان سرشناس مستضعفان

کاشما بابا

مطابق با قوانین آکادمی

باید دوباره به شما یادآوری کنم

که به عنوان افسران آینده هنگ گارد سلطنتی

از شما انتظار میرود که مجهز به بالاترین فنون رزمی باشید

کادت کاشما بابا ، گوشت با منه؟

با تمام وجود، فرمانده محترم

تولدت را تبریک میگم ، قاسم بابا

امروز روز تولد شماست

اما ما از شنیدن فریاد های بدون جهت

ازسوی بالکن ها لذت نمی بریم

در حالی که سپاه در حال رژه میباشد

دیگه تکرار نمیشه ، فرمانده

شنیدم و اطاعت میکنم فرمانده بزرگوار

گروه

آماده شدن برای پیاده شدن

پیاده شوید

گروه.. مرخص

کاشما...

فکر میکنی بچه ها می‌شنوند و اطاعت می‌کنند؟

امشب در ضیافت

با شدت براشون سخنرانی خواهم کرد

فراموش نکنید رفقا

کاشما همه دوستانش را به مهمانی امشب خود دعوت کرده

شراب‌های کمیاب از تاکستان‌های خود خیام

دوست‌داشتنی‌ترین ساعت‌ها در تمام سرزمین برای سرگرمی شما

رفقا گوش میدین؟

آره

من هم دعوت هستم ، کاشما؟

چرا حسین؟

از چه وقت پسر خلیفه

با کاشما بابا دوست شده؟

پسر کوچک یک دزد

اگه ثروت هنگفت پدرش نبود

این شغال هرگز اجازه نداشت...

پاشو به آکادمی بذاره

وجرأت نمیکرد دعوت مارو رد کنه

میتونستیم شراب های کمیابش را بنوشیم و دوست داشتنی ترین ساعت های اونو بدزدیم

ترجمه و زیرنویس : م - تاج الدینی شهریور 1402

مصطفی، اگه منو از روی میز پائین بکشی

اسب نر سیاهم را بهت میدم

که خیلی وقته میخواستمش

و حالا به دستش میارم

یالا مصطفی، بندازش پائین

خودتو از کاشما کنار بکش

توافق کردیم ساعت اول مال من باشه

میدونم تدا

اما از کجا بفهمم برای آخرین بار اونو خواهم گرفت؟

نگران نباش

کاشما

تدا منصفانه رفتار نمی کنه

به یاد تو سوار اون اسب میشم

جشن شروع شده است و تو باعث شدی

اسب خوبم را ازدست بدم

حالا درست رفتار کنید وگرنه من تا سحر فقیر خواهم شد

یکی یکی کاشما

مواظب باش کاشما ، اون مسته

و حسین دنبال دردسر می گرده

اگه دنبال دردسر باشه ، پس پیدا میکنه

فکر کنم باید انتظار چنین استقبالی داشتم

با نحوه پرورش شما سازگاره، رفیق کاشما

چون صلاح دیدی به خانه من وارد شوی

پس از امتیاز مهمان برخورداری ، حسین

بنابراین عذرخواهی صمیمانه بنده را

برای پرتاب آن آلوی لعنتی بپذیرید

حتی اجازه میدم که در کنار پرتاب کننده آن بنشینید

رفقا ، مهمانان ناخوانده ما

به موقع رسیدند

چون زازا، رقصنده مشهور قاهره

قراره مارو سرگرم کند

اون دارای لطف غزال و آتش یک الهه است

فردا بهت میگم اگه راست بگی...

اون مال منه

من یکی دیگه برات پیدا میکنم

هرگز نمیتونی بفهمی که پشت نقاب چه چیزی نهفته است

تو اونو برای خودت میخوای

کاشما بابا همیشه بهترین ها را برای خودش نگه می داره

و پس مانده هارو واسه خودش نگه میداره

حسین ،اگه زازا تورو بخواد مال تو

چشمانم را به زیبایی خیره کننده ات می سپارم

ای پرنده بهشتی

تو ازقبل برنامه ریزی کرده بودی پسر دزد آشغال

کاشما، مراقب خودت باش

چرا پسرها همیشه دعوا می کنند

در حالیکه میتونن خیلی بیشتر با ما سرگرم شوند؟

صبر، صبر

به وقتش به ما هم میرسند

دیگه نمیتونم صبر کنم

من نمیدونم چرا باید کاشما را با زازا شریک شویم

اگه این فرصت را داشته باشیم، خوش شانس خواهیم بود

اوه خدای من

بیا بهش یه هورا بدیم

کاشما، بیا اینجا

مهمونهای ناخواسته خودتو تحویل بگیر

مال خودت

یک ، دو

سه

بهاشو میپردازی ، کاشما

باز هم سری به ما بزن ، رفیق حسین

شراب ، رفقا

شراب فراوانه وشب ، شب جوانانه

بس کن

برگرد اینجا

بهت میگم اجازه ورود نداری

صبر کن تا دستم بهت برسه

اگه ارباب بفهمه که از خانه اومدی بیرون

پنجاه ضربه شلاق بهت میزنه

بیا بیرون دختر بدبخت

بیا بیرون می گویم

برو کمی آب بخور

ده هزار نفرین بر تو، وانچ

چی شده؟

حالت جا اومد؟

خیسم کردی

باید جشن فوق العاده ای بوده

احساس وحشتناکی دارم

خب...

اینجا چی داریم؟

همون که دارم دنبالش میگردم

ارباب ، مواظب این دختر جادوگر باش

منو انداخت تو حوض

ساکت بابو

تو کی هستی؟

کیکی

از مراکش اومدم

کیکی؟

یادم نیاد تو جشن دیده باشمت

من تو جشن نبودم

تو باغ پنهان شده بودم

من گیج شدم ، تو باهاش حرف بزن

اسمت کیکی است، ها؟

اهل مراکش هستی

و اینجا مخفی شدی؟

آره . از راما

اومدی اینجا پناهنده شوی

خب ، راما کیه؟

راما یه گروه رقصنده داره

خیلی آدم ظالمیه مدام مارو کتک میزنه

به همین دلیل خودمو ازش پنهان میکنم

و قدر یه دختر خوشگل را نمیدونه

میتونم اینجا بمونم؟

من برات آواز میخونم

برات می رقصم

زندگی ما را روشن میکنه مصطفی؟

به یقین کاشما

اما ارباب، شما قراره تا یک ساعت دیگه

به آکادمی گزارش دهید، من خودم شمارو از دستش خلاص میکنم

کیکی به عنوان مهمان من اینجا خواهد ماند

چی فرمودید؟

این جادوگر مهمان خانه شما باشه؟

اما ارباب، همه دخترهای رقصنده

دزدهای بدنامی هستند

حقیقت نداره

اما عجب دزد دوست داشتنی

اونو در اتاق برج پنهان کنید جایی که هیچ کدام

از خدمتکاران اونو نبینند آنجا در امان خواهی بود

تا من برگردم

مصطفی، بهتره تا من لباس میپوشم اینجارو تمیز کنی

وگرنه هر دوی ما جلوی فرمانده به خاک سیاه خواهیم نشست

ارباب شما خیلی مهربون و خیلی خوش تیپه

هنوز به خاطر هل دادن به استخر

از دست من عصبانی هستی؟

آره ، خیلی هم عصبانی هستم

با من بیا ، مار خوش خط و خال

از میان این همه خانه در بغداد

چرا اینجا رو برای پنهان شدن انتخاب کردی؟

دیشب وقتی از کوچه ها فرار میکردم

صدای آواز و خنده شنیدم و دیدم که مردان جوان

از یک طاق نما به داخل استخر پرت می شوند

به خودم گفتم: کیکی، در این خانه

شادی و درک بسیار خواهی یافت

این راما با گروه رقصنده اش کجا اتراق کردند؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left